نخستین 97 خط.
امروز، ۶ فوریهی ۱۸۳۰، قراره شروع به کار روی سمفونیای کنم که پیشرویِ دردِ جهنمیم رو ترسیم میکنه برلیوز (موسیقیدان مشهور) -
،انریک دامرِ موسیقیدان .شاگردِ پرشورِ بتهوون
فِرِد رایس
ایو دینانت
خدای چشمطلایی با بیحوصلگی به تمامِ .فجایعی که انسانها خلق میکردند نگاه میکرد
.فِرِد رایس و خواهرش، یعنی ورا
تو خواهرم رو کشتی .لعنتی. نگاه کن
نگران نباش فِرِدِ عزیزم، من با ایو ملاقات میکنم و اگه گفت میخواد ترکت کنه
تهدیدش میکنم که همه چیز رو دربارهی رابطهتون به همه بگم
و چون این رسوایی براش بده، یه .عالمه پول برای ساکت کردنم میده
خدمتکارها رو امروز فرستادم .خونهشون تا شاهدی باقی نمونه
.این نامه رو نابود کن .از طرف خواهرت، یعنی ورا
چرا؟ چرا تهدید کرد منو بکُشه؟ .من فقط از خودم دفاع کردم
.باید بری دادگاهِ کیفری
اگه به زندگیِ مشترکمون ادامه .بدی، چیزی دربارهی ماجرا نمیگم
چهقدر پول میخوای تا چیزی نگی؟
پول نمیخوام. به زندگیِ .مشترکمون ادامه بده
الو. رئیس پلیس؟
.باشه، باشه، قبول .فقط چیزی نگو
.خواهرم کشته شده قربان
خانم، تهدیدهای تو هرگز نظرم رو عوض نخواهد کرد. تو و برادرت
که میدونید من ثروتمند و یتیم هستم
نامنصفانه من رو واردِ زندگیِ فاسدتون کردید تا صاحبِ داراییهام بشید، ولی الان دیگه میفهمم
و میخوام از این رابطهی حقیر برم بیرون .و هرکاری میکنم تا بتونم ازش خارج بشم
.اثر انگشتِ خونیِ ایو دینانت
خانهی ایو دینانت
.مدتی بعد .ساعت ۲ صبح
.ساعت ۴ صبح
من ترجیح میدم خودم رو بکُشم تا خجالتآورانه با تو زندگی کنم. تو تمامِ اعتبارت رو از دست دادی
و حالا من رو برای بدشناسیت مقصر میدونی. پس قبوله. من همهی پولی
.که برای شروعِ یه زندگیِ جدید نیاز داری رو بهت میدم بیا روی مبلغ توافق کنیم و بعدش بذار من برم "از طرف ایو"
چهقدر میخوای؟
چهار هزارتا؟
هفت هزارتا؟
بعدش برای همیشه از زندگیم میری بیرون؟
.نامههام
پاکسازی
"یک سال بعد" موسیقیدانِ مشهور، یعنی انریک دامر
،بدونِ دانستنِ گذشتهی ایو دینانت .به تازگی با او ازدواج کرده بود
کلر دامر، دخترِ انریک است
مادرِ جدیدِ عزیزم، امیدوارم از اینکه میخوام کسی که هنوز ندیدم رو ببوسم ناراحت نشی
:عشقِ قوی و پایدارِ کلر مارکیز د کروز سنت بلیز
ببخشید مارکیز. ولی من نمیتونم چنین هدیهای .رو قبول کنم. لطفاً ۱ ساعت دیگه بهم زنگ بزن
خانمِ کلر لطفاً
.آرام بگیر ای قلبِ پریشانِ من
بیا دوستِ عزیزم
.آرام بگیر ای قلبِ پریشانِ من
خیلی دوستت دارم ایوِ عزیزم
بازیِ فرصتها
.لعنت، لعنت. من هیچوقت زنِ تو نمیشم .الان ۵ دقیقهست که عاشقِ یه نفر شدم
.چند روز بعد .یک افسونِ جدید
بازیِ عشق
از اونجایی که نمیتونی روزی نیمساعت برام وقت بذاری، ساعتِ ۲ باهات تماس میگیرم
عشق
تو عاشقِ کسی شدی؟
معلومه. از گریههام معلوم نیست؟
کلرِ عزیزم. نمیتونی تصور کنی که چه عشق و اشتیاقِ زیادی برات دارم
و چه آرزوی آتشینی برای اینکه همسرت باشم دارم. میتونم این درخواست رو ازت کنم؟ "از طرف فِرِد خودت"
جناب، ممکنه به دیدنم بیای؟ دربارهی .موسیقی حرف میزنیم.....و یه پروژه
.کلر دربارهی شما بهم گفته "از طرفِ انریک دامر"
تو میشناسیش؟
وحشت
فِرِد
خیلی زیباتر از قبل شدی
جناب، با توجه به موقعیتِ من توی این خونه، به .نظرم باید مسئلهی ازدواجت با کلر رو منتفی کنی
نه
من تازه خوشبختی و شادی رو پیدا کردم، چرا باید بخوام بیخیالش بشم؟
فقط به خاطر یه ماجرایی که در گذشته .افتاده؟ نه خیر. من با کلر ازدواج میکنم
نه
.من گذشتهت رو محکوم میکنم
.همسرِ من خیلی بخشندهست
آیا شوهرت و جامعه، جنایتی که کردی رو میبخشن؟
.انتخاب کن
داشتم به فِرِد میگفتم که درِ .این خونه همیشه به روش بازه
.آرام بگیر ای قلبِ پریشانِ من
آقای محترم، من نمیخوام کلر رو با زندگیِ .فاسدت رسوا کنی، همونطور که من رو رسوا کردی
من اون رو مثلِ دخترم دوست دارم و در .برابرِ تو ازش دفاع و محافظت میکنم
نامه رو خونده؟
.شبهنگام
من به عنوانِ شخصی که بهش توهین شده، حقِ .انتخابِ سلاحها رو دارم. شما هم شاهدهای من هستید
.فردا، ساعت ۹ صبح
.روزِ بعد .یک تماسِ تلفنیِ سرِ صبح
معمولاً این ساعت .نمیری بیرون
نامه رو خونده؟
فِرِد قراره امروز صبح، ساعتِ ۱۰ توی یک .دوئل شرکت کنه. نمیدونم کجا و علیهِ کی
یکی از مخالفان
مخالفِ دیگر
بدترین تپانچه، آقای فِرِد رایس، و لطفاً .بخواید که این در دوئل انجام بشه
خدمتکارتون امروز صبح به من زنگ زد تا .....ماجرای این دوئلِ مسخره رو بگه. شما واقعاً
من شاید بیمنطق باشم، اما نمیذارم به عزت و .احترامم توهین بشه. مجبورم نکنید بیخیال بشم
آقایون، آمادهاید؟
آماده
.آتش .یک
شما بودید که ناخواسته این پرنده رو کشتید مارکیز؟
راستش در بازیِ .اشتباه شرکت کردم
فکر کردم....که رفتید .دوئل....هر دوتاتون
نمیدونم، حتماً دیوونه .شدم. چون خبری نیست
No comments yet. Be the first to leave one.