نخستین 200 خط.
شماها رو نمي دونم اما براي من ناراحت کنندست
وقتي عکس هاي جنگي مربوط به خلبان ها
پرسنل زيردريايي،دريانوردها و کماندوها در فيليپين رو مي بينم
چيزي که منو ناراحت ميکنه اينه که هيچ فيلمي درباره پي. اُ. دبليو. اس وجود نداره
درباره اسراي جنگي
اسم من کلارنس هاروي کوکِ،بقيه کوکي صدام مي کنند
هواپيماي من در مگبورگ آلمان سال 43 تير خورد
براي همينه بعضي وقتا تپق مي زنم مخصوصا وقتي که هيجان زده مي شم
من دوسال و نيم در استالاگ 17 بودم
استالاگ کلمه آلمانيه که به بازداشتگاه اسرا گفته مي شه
...وشماره 17 يه جايي نزديک دانوب
درحدود 40000 تا اسير اونجا بود
اگه روسها،لهستاني ها و چکها رو هم حساب کنيم
کمپ ما حدود 630 نفر بود
از هوانورد آمريکايي گرفته تا بيسيم چي و مسلسل چي و مکانيک و همون گروهبان
،فکر کنيد 630 تا گروهبان کنار هم باشن !عجب وضعيتي که نمي شه
روزي نبود که سر يه موضوعي غائله اي برپا نشه
مثل قضيه جاسوسي که تو خوابگاه پيدا شد
تقريباً يک هفته قبل ازکريسمس سال 44 بود
دوتا از بروبچه ها،مانفردي و جانسون
قرار بود بزنن به چاک
انيمال،انيمال،بلندشو
بتي گريبل پشت خطه
اينا لباسهاي شخصيتونه - باشه هافي -
يادتون باشه قبل از بيرون اومدن ازجنگل لباسهاي نظاميتون رو بسوزونين
قطبنماتون هم دکمه بالايي اين کته
اگه کسي مدارکتون روخواست مي گيد کارگر فرانسوي هستيد
اينم نقشتون،پول سفر،فرانک سوئيس
يه بار ديگه بگيد بشنوم - تاحالا صددفعه گفتيم -
يه بارديگه هم بگيد
به جنگل مي ريم و به طرف غرب تا به دانوب برسيم
مسير دانوب رو مي گيريم تا برسيم به لينز
بعد مي پريم توقايق و مي ريم به اولم
،بس کن جويي جويي بگير بخواب
از اولم ادامه بده
تاشب استراحت مي کنيم،بعد سوار قطار مي شيم و مي ريم به فردريش آفن
يه قايق پارويي و چند تا وسيله ماهيگيري مي دزديم
و مسيرجنوب درياچه رو ادامه مي ديم تا به اونطرفش برسيم،به سوئيس
اونجا که رسيدين يه داد بلند بزنيد که مابفهميم،راحته
تو دخالت نکن سفتون - فقط يه سوال دارم -
خطراتشم حساب کردين
حاضره
ده دقيقه وقت دارين که ازتونل رد بشين
درست موقعي که آلمانيها پست عوض مي کنن بيرون مياين
بلوندي
خيله خب - راه بيفتين -
بهشون نشون مي ديم - موفق باشين -
دلمون واستون تنگ مي شه
وقتشه که ازسيم هاي خاردار رد بشن
بيرون اوضاع خوبه
اميدوارم قبل ازسحر به دانوب برسن
،اونا خوش شانسن امشب بلندترين شب ساله
من شرط مي بندم به فردريش آفن برسن - من شرط مي بندم به سوئيس برسن -
شرط مي بندم از جنگل اونورتر نرن - اين ديگه چه جور شوخيه -
شوخي نيست،دو بسته سيگارشرط مي بندم ازجنگل بيرون نميان
،کافيه سفتون بهتره بري بخوابي
چطوره روي تصادف کاميون با مادرت شرط ببندي
کسي شرط مي بنده - بس کن سفتون -
،صبرکن،من مي خوام اون بچه ها موفق شن ده تا شرط مي بندم
من پنج تا مي بندم - هشت تا -
من ده تا شرط مي بندم - سه تا -
من يه دونه دارم
من يه پاکت مي بندم - ... هر چي تو بگي. کوکي -
بازم سيگار بيار
اضافه نمي کنين بچه ها - من رو هشت تا مي بندم -
اينم چهارتا ديگه
اينم دوتا - اينم چهارتا -
اينم چهار تا ديگه - من هشت تا مي بندم -
سه تا هم براي من بذار - من دوتا مي بندم -
يه نصفه - ته سيگار قبول نيست -
قبول نيست،قبول نيست
کافيه يا بازم بيارم؟
کافيه. خيله خب بچه ها بازم کسي شرط مي بنده؟
بزن بريم
آلمانيهاي کثيف
کجاي کارخراب بود هافي - از من نپرس -
پرايس مامور حراسته
خب پرايس،چرا اينجوري شد؟ - کاش مي دونستم -
فکر همه چيزرو تا آخرين جزئيات کرده بوديم
شايد آلمان ها از اول قضيه تونل رو مي دونستن
خفه شو - شايد اونجا کمين کرده بودن -
دست نگهدار سفتون،گفتم دست نگهدار
صداي گلوله اومد،اما از کجا معلومه درنرفته باشن؟
کسي هست که بخواد دوبرابر شرط ببنده؟
هرروز صبح سرساعت 6 حضور و غياب داشتيم
هرخوابگاه ساعت کوکي خودشو داشت
.مال ما شولتز بود يوهان سباستين شولتز
مي دونم که آلماني ها درگذشته يه آهنگساز داشتن
که اسمش يوهان سباستين بود
اما يه چيزي رو بهتون بگم شولتز آهنگساز نبود
يه عوضي بود،يه عوضي تمام عيار
بيدارشين
.همه بيان بيرون براي حضوروغياب صبح بخير
خيله خب همه پاشين
يالا تنبلا،تنبلي بسه بلند شين
هي شولتز،ديشب شماها تمرين تيراندازي مي کردين؟
،اوه،وحشتناک بود،اون بچه هاي احمق اونا بچه هاي خوبي بودن
،ترجيح مي دم دربارش حرف نزنم فکرشم که مي کنم حالم بد مي شه
همه براي حضوروغياب به خط شن
کشتي شون،آره؟ هر دوشون رو؟
چه بچه هاي خوبي. خيلي ناراحت مي شم - خودتو اذيت نکن -
،باتو هم هستم اون فلوت رو بذارکنار
،سخت نگير شولتز،اون مريضه عقل درستي نداره
بعضي وقتا فکرمي کنم که داره ما رو دست مياندازه
شايد تو هم با ديدن جسد نه نفر از دوستات تو هواپيماي خودت به اين وضع بيفتي
،پاشو جويي نترس
خواهش مي کنم آقايون
شما که نمي خواين تو همچين صبح قشنگي تو تخت بمونين
شولتز؟ - چيه؟ -
.چه بامزه حضوروغيابه
.بلندشو انيمال يالا انيمال بلندشو
.صبح بخير انيمال صبحونه چي ميل داري؟
خاگينه با سوسيس؟ بيفتک با نيمرو؟
کيک شکلاتي؟بيسکوئيت - بس کن هري،دارم بهت مي گم -
قهوه،شير يا شايد کمي کاکائو
واسه چي هرروز صبح اين کارو مي کني؟
،همبرگروپياز کيک توت فرنگي
مي کشمت هري - راه بيفت،حضوروغيابه -
هيتلر منتظرمونه
بذار ببينم دوتا تخت خالي اينجا داريم
نمي شه يه کم صبرکني تااون تشک ها يه خورده خنک شن،محض رعايت معرفت؟
هرروز زنداني هاي تازه از راه ميرسن،جاکم داريم
حالا آقايون بيرون،خواهش مي کنم
شما که نمي خواين براي من دردسردرست کنين؟ بيرون
شولتز شما که قصد دارين افراد جديد بيارين اينجا نظرت درباره زنداني هاي روسي چيه؟
زنداني هاي زن روسي؟
بعضي هاشون همچين بد نيستن
يه جفت از اون خوشگل هاشونو واسه ما سواکن
خيله خب،افراد به صف شين
امروز هواي بدي داريم
ومن دلم مي خواست يه کريسمس برفي تقديمتون کنم
درست مثل کريسمس هايي که درگذشته داشتيد
اينا همون کلماتي نيستن که اون کوتوله ناقلا نوشته
،هموني که اسمشو از پايتخت ما دزديده نمي دونم چي چي برلين
به اين گل ولاي نگاه کنيد
اميدوارم بهار آينده هم کنارهم باشيم تا بتونيم اينجارو چمن کنيم
و شايد تعدادي گل هم بکاريم
به من خبردادن امروزصبح دونفر غايبن
ازشما تعجب مي کنم آقايون
من دارم سعي مي کنم با شما دوست باشم درعوض شما براي من دردسر درست مي کنين
مگه نمي دونين اين کارهاتون مي تونه منو با ستادکل درگير کنه
ممکنه محاکمه نظامي بشم اونم بعد اين همه سال سابقه درخشان
شما که نمي خواين همچين اتفاقي براي من بيفته،مي خواين؟
خوشبختانه اون دونفر
همونطور که مي گفتم،اون دونفر خيلي دور نشدن
اونها اونقدر سرشون مي شه که دوباره به جمع ما برگشتن تا سابقه خدمت من مخدوش نشه
هيچکس تابحال از بازداشتگاه 17 فرار نکرده
لااقل نتونسته زنده فرار کنه
گروهبان هافمن از خوابگاه 4 - بله گروهبان هافمن؟ -
به عنوان نماينده خوابگاه به رها شدن اجساد وسط گل ولاي اعتراض دارم
بازم چيزي هست؟ - بله،طبق معاهده ژنو -
زندانيان فوت شده بايد محترمانه دفن بشن
البته،من هم از معاهده ژنو آگاهم
اونا طبق مراسم درخور دفن خواهند شد
يا شايد توقع داري از جبهه شرق 21 توپ بيارن
و به افتخارشون 21 گلوله شليک کنيم؟
براي بار آخر يادآوري مي کنم آقايون
هر زنداني که بعد ازخاموشي بيرون از آسايشگاه ديده بشه
بي درنگ مورد هدف قرار خواهد گرفت
،بعلاوه بخاري آهني خوابگاه 4
که از اون براي اختفاي ورودي تونل استفاده شده بيرون برده مي شه
و براي اينکه افراد اين خوابگاه ازسرما رنج نبرن
.مي تونن باپرکردن همون تونل خودشونو گرم کنن روشن شد؟
خيله خب آقايون،بازهم باهم دوست هستيم
و به مناسبت فرارسيدن کريسمس يه هديه مخصوص براي شما دارم
براي تعطيلات همه شما رو شپش زدايي مي کنند
و يه درخت کوچولوي کريسمس براي هر خوابگاه فراهم ميشه،مطمئنم که خواهيد پسنديد
کي اين کارو کرد؟
من به اين آدم شوخ 5 ثانيه مهلت مي دم که خودش بياد جلو
،در غير اينصورت همگي تو محوطه مي مونين تمام روز و تمام شب رو
خوبه
،که اين طور ششصد نفر آدم شوخ
درخت کريسمس نخواهيد داشت
ولي شپش زدايي سر جاشه با آب سرد و شلنگ
آزادباش
بخاري آهني بيرون برده مي شه
هموني که براي اختفاي ورودي تونل استفاده شده
انيمال اين نازي ها آدماي درستي نيستن
مي توني دوباره بگو
اين نازي ها آدماي درستي نيستن
،گفتم اگه مي توني دوباره بگو منظورم اين نبود که حرفتو تکرار کني
اموال شخصيه
،چه جوري آلمان ها قضيه بخاري رو مي دونستن مامورحراست؟
همينطور تونل؟
چطوريه که ما آروغ هم بزنيم اونا مي فهمن؟
... اگه ازکار من خوشت نمي ياد
اين قضيه هممون رو گيج کرده - چطور اين آلماني ها اينقدر زرنگن؟ -
شايد رادار دارن،شايدم يه جايي ميکروفون کار گذاشتن
آره،مثلاً تو فلوت جويي
،شايد اونا خيلي زرنگ نيستن شايد اين ماييم که خيلي احمقيم
شايد يکي از ما براشون خبر مي بره
چرت نگو - ولي مي گم -
يکي از ما يه رذل کثافته
،اين نظريه انيشتنه يا اينکه خودت به تنهايي به اين نتيجه رسيدي؟
،هي،زن هاي تازه آوردن تو خوابگاه روسها
زن هاي تازه
زن هاي تازه تو خوابگاه روسها
،خوشگلِ من راه رو براي اون يکي باز کنين
هي نظرت درباره خوردن بورش چيه؟ فقط من و تو
.هي روسکي،روسکي اون خوشگله رو ببين
No comments yet. Be the first to leave one.