نخستین 200 خط.
ترجمه از سینا thunderstruck
.خیلهخب، سکس، ازدواج، میکُشیش
.کایتمن، مستر فریز، جوکر
.آره، یعنی، اولیش که نامزدمه، پس، معلومه
،و بعد، دوتای بعدی هم مُردن
.و یکیشون هم دوست پسر سابق مُردهاته .خیلی حال بهم زن و معلومه
.خیلهخب، آخریشه .دو-چهره، کیلر کراک، جوکر
،دوباره میگم، اون مُرده ...پس
.نه. نه، اون جوکره
.پشمام ...اون
.یه آدم سفیدپوست خیلی معمولیه
،آیو، دارم بهت میگم که خودشه
فقط بدون اون موهای سبز استفراغیش و .صورت سفید رنگ رفتهاش
،و بدون اون خنده دیوونه وارش .شهوت خون توی چشماش
و لبای قرمزش مثل ماشین آتش نشانی؟
.نه، اون رژ لب بود .همشه مال منو میدزدید
.اخخ! چقدر آزار دهنده بود
،مثلاً، الو، میتونی یه خانواده رو به قتل برسونی
ولی میترسی خودت لوازم آرایشتو بخری؟
هارلز، این یارو به نظر نمیاد
وقتی یه برج به شکل خودش روش سقوط کرده
، زیر هزار تُن آهن و بتُن دفن شده باشه
...که همون اتفاقیه که برای جوکر افتاد، پس
.جسدشو هیچوقت پیدا نکردن
اون ویدئوهای توطئه رو توی وینتیوب ندیدی؟
آره، اونی که اهنگ داشت یه چند تا .نکته خوب رو نشون داد
ولی هنوزم، غیر ممکنه که اون .یارو خودش باشه
جوکر میخواست منو بندازه توی اسید .تا مثل قبل بشم
چی اگه این خودش باشه که مثل قبل شده؟
.آره، فکر کنم دیگه کافیه برات
.عزیزم، دارم بهت میگم این خودش نیست
.اوه، گوه توش، خودشه
فکر میکنی ما رو دیده؟ - .اوه، امیدوارم که دیده باشه -
.چون میخوام که صورت قاتلشو ببینه
!هی
،آیوی، نه! میخوام برای اولین بار توی زندگیم
.بدون دردسر درست کردن از اینجا برم
.خیلی متأسفم
.اوه. کاملاً تقصیر من بود
.معمولاً مشتریهای بار رو روی زمین نمیبینیم
.من نباید تو فکر و خیال میبودم
اه، درباره سلطه جهانی؟
لباس چسبون بنفش رنگ؟
خدای من، نه لباس بنفش؟
.ای کاش اینقدر جرئت داشتم
.نه، فقط داشتم به بچههام فکر میکردم
بچه؟ - چی گفتی؟ -
خب، میدونی، از لحاظ تکنیکی ،بچههای دوست دخترمن
.ولی انگار بچههای خودمن
.بیا، یه عکس ازش دارم
.هارلی - تو، میدونی من کی هستم؟ -
نه. فقط، اونجا روی چماقت نوشته .هارلی
.تقریباً یادت رفته بودش - .ممنون -
،خب، اگه دستمال اضافه یا آب خواستین
.میدونید کجا پیدام کنید .بای
.جوکر همیشه بهم میگفت از بچهها متنفره
تو اون بازیش رو باور کردی؟
.داره سر به سرت میزاره
،نمیدونم چه بازی رو داره میکنه
.ولی جداً، باید فقط بکُشیمش
.آره، من میرم بکُشمش
.نمیتونیم یه آدم عادی رو بکُشیم
،شاید اون اسید تغییرش داده باشه، میدونی .واقعاً
،آخرین باری که فکر کردی تغییر کرده
.از یه هلیکوپتر هُلت داد بیرون
.این کاملاً فرق میکنه .توی هلیکوپتر نیستیم
.مردم عوض نمیشن - .من شدم -
،یادته که من قبلاً یه روانشناس بودم
و همیشه موهامو بالا میبستم؟
حتی اون موقع هم میتونستم بگم .از درون یه جنده دیوونهای
.آوو. ممنون
،تو توی هستهات همون کسی هستی که هستی
.حالا و برای همیشه
.اشتباه میکنی، و میتونم ثابتش کنم
.نود و نه، صد .لعنتی
،امیدوارم دفعه بعد شانس بیاری .پسر جون
.دو تا از سه تا، اسکات
!شروع کن
!خب، شما باید دکتر کوئینزل باشین
...دیدنتون باعث افتخاره، من
.هاروی دنت، البته
تو تنها بهترین بازپرس بخشی هستی .که گاتهام تا حالا داشته
.و بزار توی همه پرسی فردا همینطرو نگهاش داریم
میتونم روی رأی توی حساب کنم؟
.مهمه که افراد جوونی مثل شما رأی بدن
،خب، شاید جوون باشم ولی تو ازم خواستی تا
روانشناس جوکر باشم
چون میدونی، من آسیب شناسی اون .رو بیشتر از همه مطالعه کردم
،تمام پایان نامم رو درباره اون نوشتم
.ولی، هی، خودت اینو میدونی
.ما اصلاً پایان نامتو نخوندیم .لعنتی، اصلاً نمیدونستیم که پایان نامه نوشتی
اوه، پس... چرا منو استخدام کردین؟
.چون ارزونی، و دامن کوتاه هم میپوشی
.جوکر تمام روانشناس های گاتهام رو جویده
.برای همینه که این انتخابات اینقدر مهمه
.یدونه اضافی برای مامانت ببر، عاشقش میشه
.من به تو باور دارم
.نا اُمیدتون نمیکنم، قربان ...مطمئنم خیلی زود، میتونم
.اصلاً وقت نداریم
.اون روانی یه بمب رو یه جای شهر کار گذاشته
ازت میخوایم قبل از اینکه منفجر بشه !پیداش کنی
.فقط ۲۴ ساعت تا آخر رأی گیری وقت داریم
.یا اینکه بمب منفجر بشه
من چی گفتم، رأی گیری؟ .نه، بمب. بمب
.آره. نه، من دارم بمب رو میگم
.البته، درباره بمب فکر میکنم
!لعنتی
چی شده؟ چرا انگار یه
میز سالاد منفجر شده؟
قربان، کافه تریا اشتباهی .کاهوی زنده سفارش داده، قربان
.آقای دنت، شما نمیتونید زندانیها رو بسوزونید
هنوز نه، ولی بخشنامه ۱۷
.یه تعریف واقعاً جالب به حقوق زندانیان میده
به چی زُل زدی؟
.برو پیش جوکر و اون بمب رو پیدا کن
،یادت باشه ،فردا توی رأی گیری
!بله به ۱۷
.این معما رو حل کن
کی خیلی دستپاچهاست
و باید ارتباط برقرار کردنشو بهتر میکرد؟
.سر به سر خودت بزار .این کوچیکترین چیزم بود
.سر به سر خودم میزاشتم
.خیلی متأسفم
.نباید اون کارو میکردن
.بزن به چاک، جاسوس
آمادهای، شکرم؟
.سلام، پودینگ
پودینگ؟ - .اوه، گندش بزنن -
.فکر کردم ناهارم رو آوردی
کی پودینگ میخواد؟
جوکر، میخوای اول دسر رو بخوری؟
.آه ها! میدونی که، رفیق
،یه نصیحت بهت بکنم، دکتر کوئینزل
،سعی کن، هیچوقت کارت به زندان فوق امنیتی نکشه
.مهم نیست جرمش چقدر حال بده
.تنهایی غذا خوردن واقعاً حالتو میگیره
خب، میدونی من کی هستم؟
.پایان نامت رو خوندم .فکر میکنم خوب بود
.اوه
.برای یه طرفدار
،عروسک، اگه میخوای داستان رو درست بگی
.باید مستقیم بری سراغ منبعش
.برای همینه که اینجام
.تا داستان حقیقی رو بشنوم
.خب، خیلی هم خوب
ولی تو اینجایی تا من درباره بمب ،بهت بگم
که قراره توی... چند تا مو دیگه .منفجر بشه
.اوه، چقدر هم زوده
.خیلهخب، مچمو گرفتی
،پس، اگه نمیخوای بهم بگی کجا
شاید بخوای بهم بگی چرا؟
!چی؟ اینو ببین
.انگار پنچ تا نخود فرنگیه
جداً، چجور مواد غذایی
میتونم از پنج تا دونه نخود فرنگی جذب کنم؟
چی میگی اگه یه قدم بریم عقب و درباره
عقدهات نسبت به بتمن حرف بزنیم؟
.اون چیه دیگه؟ ببخشید .بلند گوها یکم خش خش میکنن
...دکتر کوئینزل کجاست
نخود فرنگی... پودینگ؟
.بزار برم توی سلول .باید بهش برسم
.با وجود این میلهها بینمون کار سختیه
منظورت شیشهاس؟ - .هرچی که هست، شریل. فقط انجامش بده -
.ختمتو بخون، شیکر
.بیا، دیگه مشکلی از طرف بلندگوها نیست
،فقط منم و تو
.بدون هیچ چیزی بینمون
!چی؟ هی
اینجا چی داریم؟ .بزار ببینم
.به به عجب خطی. همم
.بلاه، بلاه، بلاه، دیوونه
.اوه آره. بلاه، بلاه، بلاه .خود شیفته
.بلاه، بلاه. جذاب
.من عمراً اونو نوشته باشم - .ولی میدونم که بهش فکر کردی -
.مردم ازت میترسن، ولی من نه
.یه جایی درون اون دلقک گنده، یه انسان هست
.انسانی که میشه بهش کمک کرد - .واقعاً راست میگی -
.مردم از من میترسن
.دلایل خوبی هم داره
.نه
،فقط درباره قضیه بمب روشنت کنم
.قرار نیست هیچی بهت بگم
.به من دست نزن
!هی
.جربزه داری
.از جربزه متنفرم
.یه دانشجوی ورزشکار
.تو زیادی برای این آشغالدونی خوبی
.آه، خب، من بُردم
.هروقت دلت خواست برگرد، هارلی
میدونی این کار چقدر دیوونگی بود؟
.یه معجزهاس که تو رو نکُشته
.ولی نکُشت ،جوکر نمیخواست منو بکُشه
.داشت آزمایشم میکرد
.داره سر به سرت میزاره، کوئینزل
...اوه، اون چی
.اخراجی. اسلحه و نشانت رو تحویل بده
.من اونا رو ندارم
.آه، درسته. خب، تخته و عینکت رو تحویل بده
.میدونم که میتونم بهش نفوذ کنم
No comments yet. Be the first to leave one.