هماهنگ با نسخه‌های زیر

청일전자 미쓰리 Miss Lee Ep11 (Barcode)
ناشر Mary_fall
برای دریافت سریعتر زیرنویس ها در کانال ما عضو شوید @barcodesubtitle

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2019-10-31
تعداد دانلود: 17
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تیم ترجمه بارکد Mahi, Atimin, CMA

شرکت ما بیش ازین فروش نداره

رئیس هم سکته کرده

الآن میخواین چیکار کنین؟

...رییس اوه تا جای ممکن نهایت تلاشش رو برای حل و فصل کردن این موضوع کرد

تا شماها بتونید همچنان به کارتون ادامه بدین

چرا واسه آخرین بار نمی تونید بهش اعتماد کنید؟

انقدر سخته انجام دادنش؟

وقتی چیزی می‌شکنه ، کنار هم گذاشتن تیکه ها کار سختیه

...رییس اوه به محض ناپدید شدنش اعتماد رو از دست داد

وقتی باعث شد شرکت ورشکست بشه

ما یه بار بهمون خیانت شده

سخته واسمون که بهش اعتماد کنیم

...حتی اگه شرکت رو بفروشه

و بدهی هایش رو باهاش پرداخت کنه پول زیادی نمی مونه

...ولی رییس اوه

به هر حال هیچوقت تصمیم نداشته پول رو برای خودش برداره

...اون تصمیم داره ازین پول برای پرداخت دستمزد هاتون

و جبران خسارت بده بهتون

اون متاسف و سپاسگزاره که حتی با وجود ورشکستگی شرکت

بازم سخت کار کردید

پس باید بهمون میگفتش

وقتی هیچوقت بهمون نگفته چطوری بفهمیم؟

اگه بهتون میگفت

باورش می کردین؟

خیلی وقتا بوده که نمی تونستین بگین چی تو ذهنتونه

اینطور نیست که شماها همیشه خدا افکارتون‌رو درمیون می‌ذارید

...نمی تونست چیزی بگه

چون می دونست که که باورش نمی کنید

..بخاطر همین به جای اینکه دردش رو بهتون بگه می خواست بهتون اثبات کنه

با نشون دادن نتیجه مثبت کارش بهتون

...ولی این فقط اونو

سکته داد

تلفن رو جواب بده- اوه باشه-

چرا الکی خودتو اذیت کنی؟

احتمالا یکی دیگه از طلبکار هاست زنگ زده بگه بدهیمونو بدیم

بفرمایید صنایع الکترونیک چونگیل

حالا میخواین چیکار کنین؟

من کل زندگیم رو اینجا کار کردم

بخاطر همین طبیعتا برمیگردم سرکار

ولی واقعا تصمیمی ندارم

تمومه TM حالا دیگه کاملا کارمون با

و تصمیم گرفتیم که روی فروش جاروبرقی ها تمرکز کنیم

ما همچنان داریم ازش سفارش می گیرم

مصرف کننده ها چون ما شرکت کوچیکی هستیم برند مارو نمیشناسن

ولی اگه همچنان سفارش می گیریم این یعنی

اونا کیفیت محصولات مارو تایید کردن

آره حق با توئه

...ما هزینه و وقت زیادی صرف ساختن جاروبرقی کردیم

و موفق شدیم محصول محشری رو بسازیم

پبخاطر همین مردمی که علاقه مندن، تاییدش میکنن

یه سفارش دیگه واسه جاروبرقی ها گرفتیم

مشتری ای که در حال استفاده کردن ازش بوده خوشش اومده

....بخاطر همین درخواست بیستا جاروبرقی داده

و گفته می خواد به کارمندانش هدیه بده

...وای خدا، ما حتی با فروختن اون 20 تا جاروبرقی

بازم نمی تونیم بدهیمون‌رو پرداخت کنیم

ولی بازم

ما پول خرج تبلیغات یا روابط عمومی نمی کنیم

مردم فقط بر اساس نقاط مثبت سفارش میدن

خب این بهمون امید میده

حتی اگه اینطور باشه

بخاطر وضعیت مالی شرکت مون داره سخت میشه

باید همه چیزمونو بذاریم وسط

پس باید اینکار رو بکنیم

نمی‌تونیم تسلیم بشیم

من دنبال مرکز خرید ها و بازارهای آنلاین بودم

و می خوام ببینم جایی هست که به عنوان فروشگاه نگهش داریم

باشه

پس بیاید فروشمون رو با استفاده از فروشگاه ها آنلاین و آفلاین

گسترش بدیم

باشه

تو بهمون گفتی تصمیم داره توی سونگوو کار منه

احتمالا فقط یه شایعه بوده

مدیر یو

چی شده؟- منظورت چیه؟-

...آماده بودم بهتون بد بیراه بگم ها

چون شنیده بودم که تو سونگوو یه کار پیدا کردی.

ولی حدس می زنم اشتباه کرده باشم . شما هیچوقت اینکارو با ما نمی کنی

چرا؟ من کاملا آماده انجام چنین کاری هستم

چرا این حرف رو زدی؟

چرا تصمیم گرفتید برگردین پس؟

پیش اومد دیگه

نگار برگشتن آسون تر بوده

مدیر

برای برگشتنتون ازتون خیلی ممنونم

اه برو کنار بابا

خیلی ممنون

اگه برگردوندن سرمایه چهارمیلیونی مون کمه

تنها یه راه واسمون مونده

سونگ وو چونگیل رو بخره

میشه تجهیزات و وسایل رو بدیم سونگ وو

و رابطه کاری مون رو با سونگوو ادامه بدیم

جناب، این تنها راه حل موجوده؟

برای اینکه به چونگیل کمک بشه

سفارشات رو تحویل می گیریم تا این کشتی نابود رو نجات بدیم

هرچند بی لیاقتی تو بدبختشون کرد

کارتو بکن و گمشو

چونگیل باید موافقت بکنه

نمیتونیم که صاحبشو مجبور کنیم شرکت رو بفروشه که

اگه موافقت نکنه چی میشه؟

شرکت ورشکست میشه

فقط ما نیستیم که یه چیزی برای از دست دادن داریم

...خریدن شرکت یه راه برای کارمندهاست

که به خودشونم کمک بشه

پس چه مزخرفی داری میگی؟

...آیا سونگ وو از قبل تصمیم گرفته بود که

چونگیل رو بخره؟

دو جون

فکر میکنی این اتفاق رو پیش بینی نکرده بودم؟

...محض احتیاط اینکه تو نتونی کارتو انجام بدی، من نقشه دوم و سومی هم

آماده داشتم

...دیگه به اینجامون رسیده

...بخاطر دردسرهایی که

بخاطر کم کردن شرکت های پیمانکارمون بوجود اومده

اگه خرید شرکتشون آروم و درست حل نشه

...کار توام تمومه

رئیس مون هم بخاطر اینکه بهت فرصت داده تو شرایط بدی قرار میگیره

پس سریع و آروم حلش کن

حواست باشه بی سرو صدا حلش کنی

این یه غذای جدیده که روش کار میکردم

میشه امتحانش کنی؟

ممنونم

اما چرا تو همیشه اینقدر جدی و عبوسی؟

یه بار نشده با آرامش از غذات لذت ببری

منم وقتی توی شرکت کار میکردم فکر میکردم این زندگیمه

بعد معلوم شد که اصلا اینجوری نیست

جدی؟ - آره -

اصلا دلیلی نداره اوضاع رو برای خودت پیچیده کنی

اینکارا رو داریم میکنیم که زندگی کنیم دیگه نه؟

آسون بگیر و بسپر دست زمان

الو مامان

دارم الآن ناهار میخورم

البته که خوبم

شما چی؟

نیاز نیست نگران من باشی

میام یه سر بهت میزنم

بله

الو سلام یو جین هستم

بله، بابت اون شرمندم باید یهویی میرفتم

اما حالا برگشتم دیگه

درباره جارو برقی هامونه

مطمئنم شنیدین

نمیشه نظرتون رو عوض نکنید؟

آها جدی؟

بله، شرایط برای هممون سخته

طوری نیست باهاتون تماس میگیرم

ممنونم

آه، سلام. یو جین ووک هستم

بله من برگشتم دیگه

مطمئنم در مورد جاروبرقی های ما شنیدین

اوه،واقعا ؟

خیلی ممنونم

بله بله ، بهتون سر میزنم

بله، ممنونم

آه، سلام

مجبور بودم به خاطر دلایل شخصی شرکت رو ترک کنم

من انتظار سفارش بزرگی

برای جاروبرقی هامون ندارم

....به خودتون بستگی داره ، صد تا یا پنجاه تا

آیگو ، ممنونم

بله ؛ من براتون نوشیدنی میخرم

ممنونم

جی هان- بله-

دویست و پنجاه تا جاروبرقی برای شرکت جه هیون

و دویست ال برای شرکت سونگان فرستاده میشه

پس کاغذ بازی هاشو شروع کن

چشم

میس لی- بله-

از جه هیون و سونگان سفارش دادن

رسید پونصد تا جاروبرقی رو بنویس و به خانم چوی خبر بده

واقعا ؟ چه خوب

ممنونم مدیر یو

برای چی از من تشکر میکنی ؟

همینجوری ، من دیگه میرم

میس لی- بله؟-

ممنونم به خاطر رول تخم مرغ ها

باشه

سلام- سلام-

خانم چوی

مدیر یو بهمون گفت کار کردن روی پونصد تا جاروبرقی رو شروع کنیم

چی؟- پونصد ؟-

پونصد ؟ یه هویی چرا پونصد تا ؟

مدیر یو چند جا زنگ زد و سفارش گرفت

واقعا ؟

خداروشکر

پس فعلا میشه باهاش قبض هارو پرداخت کرد

خانم جه ران ، دستگاه ها رو آماده کن- چشم-

بهت نگفت تا کی وقت داریم ؟

اونش رو یه بار دیگه چک میکنم

اگه مهلت داشته باشیم خیلی خوب میشه

همیشه یه راهی هست، مگه نه ؟

مدیر یو خوب موقعی برگشت

دقیقا

ولی برای چی برگشته ؟

به خاطر وفاداریش به شرکت ؟

کی به این شرکت وفاداره آخه ؟

حتما نسبت به یکی از ما ها احساس وفاداری داشته

به یه نفر وفاداره ؟ کیه ؟

احتمالا رییس اوه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left