نخستین 158 خط.
KOSAR 1678 زیرنویس و ترجمه از سرزمین سریال های تایوانی و کره ای
قسمت 5
نمیخوای پولمو پس بدی؟
فنگ شائو این کیه؟
کس خاصی نیست چندتا از دوستامن
تو و دوستان اول از اینجا برید
نه
کدوم دوستاتن که من نمیششناسمشون؟
هی دختر جون ، این دوستت به من بده کاره
چرا تو بجاش پرداخت نمیکنی؟
پس تو بودی که بهش صدمه زدی؟
که چی؟
نمیخوای حرف گوش کنی؟
میخوای طرفشو بگیری؟
درست حرف بزن
دستتو ازش بکش
بزنیدش
بزنیدشون
خرچنگ
خرچنگ بخارپز شده نه؟
با کلی ادویه میگیرم سرخت میکنم
شما دخترا اول برید
برید و اینارو به ما بسپارید
اینا رو بزارین به عهده مردها
بریم
ممنونم بچه ها
اینو به عنوان ورزش شبانگاهی بعد از شام در نظر میگیرم
منم یه بطری م.ش.ر.و.ب بهت بدهکارم
خیلی خوبه
راحت تر از شکستن یه تخته ی چوبی بود
فقط چند نفرو ادب کردیم
ظاهرا قراره دعوای طولانی ای بشه
دارین به چی فکر میکنین؟
اینکه گاومون چند قلو زاییده
الفراااااار
اروم
تکون نخور
...اوه من
یوان یوان
داشتم گوشواره ام رو پیدا میکردم
همین جاها افتاد
پس چرا هر چی میگردم پیداش نمیکنم
ظاهرا خونه زیاد امن نیست
مراقب باشید
اروم تر
تکون نخور
چوشیا
اگه بخوای همینطوری به اینجا موندنت ادامه بدی
من تضمینی نمیکنم که قراره بازم چه اتفاقی بیوفته
پس
وقتی بتونم یه خونه پیدا کنم از اینجا میرم
فقط صبرکن تا مدرسه ام تموم بشه
باشه
اگه فقط از اینجا بری
هنوز میتونی به درس خوندنت ادامه بدی
ممنون
متاسفم بخاطر امروز
من دیگه میرم
چرا نمیری داخل؟
منتظر شیائونانم
دیروز خیلی عجله داشتیم
وقتی رسیدم خونه فهمیدم که شمارتو ندارم تا از حالت خبر دار بشم
من خوبم
ممنون
ما باهم دوستیم
چرا منتظر شیائو نانی؟
هیچی
جدا؟
باشه
ظاهرا منو به عنوان دوست خودت نمیبینی
میخوام خونه پیدا کنم
ناراحتی از اینکه اونجا زندگی میکنی؟
نه نه . یوان یوان خیلی به من لطف داره
اما
من که نمیتونم برای همیشه اونجا زندگی کنم
درک میکنم
بعد از ظهر کلاس داری؟
اره دارم
خیله خوب
بعد از کلاست بیا باید یه جایی رو نشونت بدم
نه ممنونم
همیشه مایه دردسرتم
نمیدونم چجوری جبران کنم
صبر میکنم تا وقتی که تونستی برام جبرانش کنی
اینجا خونه ی مادربزرگمه
اون توی مدرسمون طراحی لباس
تدریس میکرد
زیاد از مدرسه دور نیست . میتونی پیاده بیای
فکر میکنم گزینه ی مناسبی برای توئه
مگه خونتون از مدرسه خیلی دوره
که اون اینجا زندگی میکرده؟
نه خیلی . میدونی پدربزرگم شخصیت عجیب غریبی داشت
مادربزرگ منم همیشه مبارزه طلب بود
همیشه درحال بحث و جدال بودن
هر موقع دعواشون میشد مادربزرگم سریع از خونه میزد بیرون
تا وقتی که پدربزرگم میومد نازشو میکشید تا دوباره برگرده خونه
اون اینو هم اینجا گذاشته
قبل از اینکه بره
هیچکی اینجا زندگی نمیکنه
پدربزرگم سپرده که اینجا رو همیشه تمیز کنن
واسه همین این هنوز هم تمیز مونده
اما
دیگه کسی ازش استفاده نمیکنه
اما هنوزم هم قابل استفاده ست
بلدی باهاش کار کنی؟
پدر و مادر من هم به مدرسه سی دی لان میرفتن
مامانم یه طراح لباس محشره
... اما
خوشم میاد از اینجا
اگه بخوای میتونی اینجا بمونی فقط باید به مادربزرگم خبر بدم
اما
از اونجایی که با هان جیلو داری زندگی میکنی
نباید قبلش بهش در این موردی چیزی بگی؟
امشب بهش میگم
هان یو
تو خیلی باهام خوبی
خب
بهت میگم چجوری میتونی برام جبران کنی
هر چی بجز ازدواج
دیگه با بقیه چیزا مشکلی ندارم
باشه
میخواستم تازه اعتراف کنم
این چطوره
یه قدم میرم عقب تر
بیا فردا باهم بریم یه جایی
کجا؟
چیزی نپرس
خودت گفتی هر چی بجز ازدواج
دیگه با بقیه چیزا مشکلی ندارم
باشه
عیب نداره این دفعه رو به حرفت گوش میدم
اینجا هم چندتا از یادداشت ها و پیش نویس های مادربزرگمه
خواستی یه نگاه بهشون بنداز
هان یی اگه قرار باشه انقدر به خوب بودنت با من ادامه بدی
شاید اومدم و باهات ازدواج کردم
جدا؟ پس منم ادامه میدم
بزن بریم
نه من موافق نیستم
نمیتونم بزارم بری
نکنه بخاطر بد رفتاری های اونه؟
تو ازادی هر چقدر که میخوای بزنیش و دعواش کنی
خوشحال میشم منم تو این کار همراهیت کنم . لطفا نرو
مامان اگه این وسط من اون ادم بده ام
پس خود شما چی؟
اون نمیتونه بره
فرقی نداره که من چیم
پدرتو ببین
هنوز درحال درمانه توی انگلستان
هنوز نتونسته تو رو ببینه
و ازت تشکر کنه
اگه از اینجا بری
اون ازم طلاق میگیره
بدبخت جرات چنین کاری رو نداره
وقتی میگم میگیره یعنی میگیره
پس این چطوره
اگه انقدر روی رفتن اصرار داری
حداقل صبرکن تا اون برگرده
بعدش برو
No comments yet. Be the first to leave one.