نخستین 193 خط.
*قسمت یازدهم*
آدرس پیامک شد
آدرس...مغازه منه
این یعنی چی؟
باشه، همین الان خودمو میرسونم
!خانم گاهیون
ببخشید، ایشون خانم سو هه این هستند؟
بله، فوت کردند
گویا بخاریش نشتی گاز داشته
تو مخاطات بینی اش آثار دوده مشهوده
به نظر میرسه که
ابتدا در اثر گاز گرفتگی دچار کاهش هوشیاری شدند و بعد در اثر خفگی فوت کردند
به قطع، کالبدشکافی انجام خواهیم داد
امکانش هست آتش سوزی عمدی بوده باشه؟
من که چیز به خصوصی پیدا نکردم
بعد از گزارش پزشکی قانونی میتونیم یقین حاصل کنیم
لطفا به محض اینکه نتایج آماده شد ما رو در جریان بزارید
حتما، خدمتتون تماس میگیرم
به نظرت این اتفاق افتاد چون ما در مورد
گلفروشی فهمیده بودیم؟
آدرس گلفروشی پیامک شده بود
!شاید از همون ابتدا، خانم سو هه این مورد هدف نبوده
!اما اون که حتی ریست هم نکرد
پس برای چی؟
کسی که دستورشو داده، اینو میدونه
فهمیدید مفهوم اون سبدهای گل چی بود؟
حتما خبر دارید که خانم سو هه این
فوت کردند، درسته؟
-کی؟ -!همون خانم بارداری که دعوت کرده بودید
!هه این ـی که حتی در ریست شرکت نکرده بود، هم مُرد
!بعد اینکه پیامک همراه اون گلها رو دریافت کرد
دارید راجع به چی حرف میزنید؟
بعد دیدن این بازم میخوای انکار کنی؟
کسی که اون گلها رو فرستاده !خانم سونگ جی هیون بوده
!خانم دکتر
!آقای میر، شما هم اینجایید
بله
امروز دیگه داریم تعطیل میکنیم
اومدم اینو بهتون بدم
!دقیقتر بگم، مطمئنم که خانم سونگ داره برای شما کار میکنه
من نمیدونم اوضاع از چه قراره؟
چرا همش داری انکار میکنی؟
!تو گزیده هایی از "قطعه سرنوشت" رو نوشتی و فرستادی
"قطعه سرنوشت؟"
خانم سونگ اینو به من داد
با ایشون رو در رو صحبت میکنیم
دیروز به طور ناگهانی استعفا داد
این اتفاق در ریست های پیشین رخ نداده بود
من هم کاملا پریشان شدم
گفت به دلایل شخصی کارش رو ترک میکنه
نمیتونستم کنکجاوی بیشتر به خرج بدم
درست وقتی که قضیه این کتاب رو فهمیدیم
!غیبش زد
پس اینطور بوده؟
!نمیتونم باور کنم
اون چیزی درباره ریست ها نمیدونست
اطمینان کامل دارید؟
اگر سو هه این رو می شناخته
یعنی از اتفاقات قبل از ریست هم خبر داشته
!محاله
محاله فهمیده باشه !مگر اینکه من بهش گفته باشم
اگر شما دروغ به هم ببافید
!در اونصورت، همه چیز ممکن خواهد بود
از چه زمانی خانم سونگ جی هیون رو میشناسید؟
خیلی وقته
...اون
مامان
!یونگی جان
!خانم سونگ جی هیون
خانم سونگ جی هیون اینجا تشریف دارند؟
!یک لحظه
-همین جا؟ -بله
قربان، میخواستم از خدمتتون سوالی بپرسم
دارید از آسایشگاه میاید؟
بله، نمیتونستم رو کارم تمرکز کنم
دیروز هم همونجا بودید؟
پیش همسرتون؟
بله، درسته
اونجا پیشش بودم
...راستی، چی میخواستید بهم
در زمان انفجار
من و بازپرس جی
جلوی اون گلفروشی بودیم
و من اونجا
!شما رو دیدم
به چه علت
اونجا بودید؟
خانم سونگ جی هیونُ خیلی خوب میشناسم
هفته ای یه بار داوطلبانه
میاد اینجا
پس یعنی ایشون
به فرد خاصی در این کلینیک نزدیک هستند؟
اینشو نمیدونم
شاید با سایر داوطلبینی که همراه اونها آموزش میدیده
!نزدیک بوده باشه
-یک لحظه صبر کنید -بله
اما از ابتدای امسال
تعداد زیادی فرد داوطلب نداشتیم
تاریخ دقیقش کِیه؟
چهاردهم ژانویه بوده
به عبارت دیگه، درست یک هفته بعد از امروز
یازدهم ژانویه 2020 ساعت 10 صبح
شما به یازدهم ژانویه 2019 ساعت 10 صبح باز خواهید گشت
سه روز بعد ریست؟
...پس
این شخص چی؟ ایشونم می شناسید؟
قبلا اینجا کار کرده، درسته؟
به نظرم یه روانپزشک بود
جناب بازپرس هم از این قضیه مطلع هستند؟
نه، خواستم اول خودم با شما در میون بزارم
نمیخواستم سوء تفاهم پیش بیاد
شما خبر داشتید که اون گلفروشی
-متعلق به خانم سو هه این بوده؟ -نه
وقتی بهم گفتید، جا خوردم
پس اونجا چیکار میکردید؟
!قربان
...چیزه، میگم میدونن چرا
چرا تو اون گلفروشی آتیش سوزی اتفاق افتاد؟
این آتیش سوزی
ارتباطی به شما داره؟
نمیخواستم زنمو تو آسایشگاه تک و تنها ول کنم
وقتی این حقایق رو فهمیدم نمیدونستم کِی قراره بمیرم
با خودم بردمش خونه تا این چند صباح آخر، در کنار هم باشیم
اما درست همون زمان، همه چیز به هم ریخت
میشه 28 دلار
بسیار خب
-بفرمایید، بقیه اش پیش خودت بمونه -شب عالی بخیر
-خداحافظ -ممنون
چی شد؟
!عزیزم
ببخشید
احیانا یه زن حول و حوش 60 سال رو دیدید؟
نه، ندیدم
الو؟
!آیگو، از دست تو
چطور این همه راهُ پا شدی اومدی اینجا؟
رفته بود محله قدیمیمون
که اوایل ازدواجمون ساکن بودیم
!خونمون دیگه نیس
-بریم خونه -آخر پیداش کردم
-!عزیزم -یه حرفی بهم زد
-!آتیشش زدم -...بهم گفت یه چیزیُ
-آتیش زده -!اونوقت حالمون جا میاد
!گفت اونوقت حالمون جا میاد
!گذاشتم به حساب توهماتش
بریم خونه
!اما واقعا اون نزدیکیا یه آتیش سوزی رخ داده بود
فکر کردم که گزارشش کنم
اما مطمئن نبودم
نمیدونستم واقعا این کار ازش سر زده
!یا بعد دیدن اون بچه کوچولوها، این فکر به سرش زده
اگه گزارش میدادم، ازش بازجویی میکردن
مطمئن نبودم که در حد توانش باشه
وقتی شنیدم که گلفروشی خانم هه این بوده
دیگه بدتر، نتونستم گزارشش کنم
باورم نمیشد درست به همون سرنوشتی دچار شد
که شما و خانم یون سو بهش دچار شدید
!یه سه سالی میشه؟
از وقتی از اینجا رفت با هم در تماس نبودیم
شنیده بودم رفته خارج
ایشون مسئول کلینیک جیان هستند
-درباره اش نشنیده بودید؟ -دارید میگید تو کُره اس؟
بله
فکر نمیکردم دوباره تحت عنوان دکتر فعالیت کنه
بله؟ چرا نکنه؟
آدم دل نازکی بود
بهترین دوستش دست به خودکشی زد
و اون قادر به ادامه نبود
خودش رو سرزنش میکرد
که چرا از حال و احوال دوستش باخبر نبوده
در حالیکه خودش یک روانپزشک بود
بعد از چند ماه، تصمیم به کناره گیری از کارش کرد
شما میدونید اون دوست چه کسی بوده؟
مطمئن نیستم
شما احیانا ایشون رو میشناسید؟
مطمئن نیستم
چهره اش آشنا به نظر نمیاد
دنبال یه سری مقاله راجع به کلینیک جیان گشتم
دسامبر گذشته منشر شده
لی شین نبوده
!در ضمن، یه نگاه به این بنداز
انتقال مالکیته
تو تاریخ چهارده ژانویه خریدتش
!درست بعد از ریست خریدتش
به کلینیک جیان نیاز داشته
تا اعتماد ما رو برای ریست جلب کنه
درباره اینکه خانم سونگ رو هم از مدتها پیش میشناخته هم دروغ گفته
این دو نفر اولین بار در تاریخ 11 ژانویه با هم ملاقات کردند
روز ریست
تاریخی که خانم سونگ در کلینیک میکائیل نام نویسی کرده
چهاردهم ژانویه بوده
و از اونجایی که در بیمارستان سه جین کار میکرده
از وجود کلینیک میکائیل مطلع بوده
No comments yet. Be the first to leave one.