نخستین 153 خط.
بالاخره فرا رسید
روز تاج گذاری
اگر کسی شایستهی پوشیدن ردای طوفان باشه
اون دختر توئه
بیصبرانه منتظرم درخششش رو ببینم
لطفاً سلاحهاتون رو تحویل بدین
البته
با اینکه برای دیدن دوستهامون خیلی هیجانزدهم
ولی این مراسم هم خیلی حالوهوای وایتاستون رو داره
حداقل توی زفرا میزبان نیستیم
یه بار هم که شده، میتونیم استراحت کنیم
اگه منظورت اینه که تا خرخره مست کنیم کاملاً باهات موافقم عزیزم
فقط یادت باشه
تا وقتی چیز بیشتری دستگیرمون نشده حرفی از گوی نزنیم
میخوام یه بار هم که شده من ضدحال جمع نباشم
این لباسه داره نوک سینههام رو به خارش میندازه. مراسم تموم شده دیگه؟
هنوز شروع نشده که گراگ
اوه! نگاه! وِکس و پرسیان
بچهها! بیاین اینجا
فقط صبر کن تا براشون دربارهی اون گازی که گوشت تن آدم رو میخورد
و اون کاهنه ترسناکه بگیم
درست مثل قدیم ندیما
شاید بهتر باشه فعلاً دربارهی این چیزها حرف نزنیم
بالاخره این یه قدم بزرگ برای کیلثه
و شاید دلش نخواد برگرده به روزهای قدیم
شاید هیچکدومشون نخوان
باعث افتخارمه که این سنت پر ارج آشاری رو ادامه بدم
«پرخرج»؟ نه، «پر ارج»
اصلا «پر ارج» یعنی چی؟
«یه سنت خیلی عالی»؟
تو از پس چالشهایی مرگبارتر از این هم براومدی، کیکی
همهچی خوب پیش میره
آه! «خوب». «این سنت خیلی خوب آشاری». آره
تنهات میذارم که به کارت برسی
واقعاً وقت مناسبی برای گپ زدن نیست
وایسا ببینم. این دیگه چیه؟
نه
چه بلایی داره سرشون میاد؟
از همان روزی که برای اولین بار مرا فراخواندی، مبارز
تو را برای چیزی که اکنون آغاز میشود آماده میکردم
به مراسم مربوطه؟ کیلث در خطره؟
.همه در خطرند ...بهزودی سرزمین شما
« مترجم: عاطفه بدوی »
قراره چی بشه؟
«افسانه واکس ماکینا» «قسمت سوم: تاجگذاری»
هی، نگاه. همه همچنان کوچولو موچولوئن - سلام رفقا -
نگاه کنید، دوباره با همیم
اوه، رفیق. وایتاستون چطوره؟
حتماً حس خوبیه که دیگه با هیولاها و این چیزها سروکله نمیزنین
...راستش رو بخوای - فوقالعادهست -
خب، تو و گراگ تو سفرهاتون چه دردسرهایی درست میکنید؟
میدونی... خیلی ماجرای هیجانانگیزی نیست
فقط با مردم عادی خوشگذرونی میکنیم
کارهای معمولی مزدوری
چی چی میگی پایکی جون؟ همین تازه ...یه راهبه حسابی دهنمون رو سرویس کرد که
.به خاطر اون بدهی مشروبش بود مطمئنم لرد و بانو وایتاستون نمیخوان
داستان دعوای ما تو میخونه رو بشنون
اوه...صحیح
خب… پس دیگه پیراهن میپوشی
...فقط من اینطور فکر میکنم - نه. واقعا بدجوری عجیبه -
من زود برمیگردم
...و بعد باید آیین چهار عنصر رو انجام بدم که
در واقع خیلی پیچیدهست ولی اگه از پسش بر بیام
دیگه فقط میمونه سخنرانی که... اووف
وکس؟ گوش میدی؟ - خیلیخب -
یه مدتی میشه همدیگه رو ندیدیم
ولی خیال میکردم دیگه از شباهتمون بشناسیم
وکسالیا - اومدی -
نمیتونستم از دستش بدم
چرا اینقدر عصبیه؟
.اوه، فقط فکر کردم چیزی دیدم یهجور پیشآگاهی
صبر کنم ببینم، مربوط به بانوی کلاغهاست؟
بذار حدس بزنم، یه هشدار مبهم درباره هلاکت قریب الوقوع با توضیح خیلی کم؟
...خب.. آره ولی
ولی نداریم. امروز روز بزرگ کیلثه
و امروز تمام قدرت آشاری
به علاوهی واکس ماکینای کوفتی رو کنارت داری
اصلا نگران نباش. هوات رو داریم
کیلث
منتظرتیم
خوشحالم میبینمت کوتوله
من هم همینطور برادر
رؤسای محترم آیا کیلث از آشاری هوا را
به عنوان نمایندهی مردمانمان قبول دارید؟
بله
و شما، مردم آشاری صدای جدید طوفانتان را قبول دارید؟
درود بر صدای طوفان
همینه
چه صدای سکسیای - ماشالا کیکی -
الحق که شایستهش بودی
همسرم، ویلیا، وقتی کیلث کوچیک بود راه آرمانته خودش رو آغاز کرد
اما تقدیر دیگری در انتظارش بود
امروز، راه او در وجود دخترمون ادامه پیدا کرده
نیاکانمون اهمیتِ داشتنِ یک صدای واحد برای سخن گفتن به نمایندگی از جمع رو میدونستن
اما دورانم با واکس ماکینا به من آموخت که
قدرت جمع از هر فردی بیشتره
آشاریها ممکنه که چهار قبیله باشن
اما ما یک ملت هستیم و صدای همگیمون باید شنیده بشه
باعث افتخارمه که این سنت عالی آشاری رو ادامه بدم
سنتی که آشاریها دستکم هزار ساله که اون رو حبس کردن
حفظ، منظورم حفظ بود
بگذریم. بریم سراغ غذا
.بازم تبریک میگم کورین، حتماً خیلی بهش افتخار میکنی
لطف داری. بادها نگهدارت باشن
یه نگاه انداختم ولی هیچ جا اسکانلان رو ندیدم
حتما دعوتش کردن دیگه، نه؟
شاید فقط دیر کرده
شاید هم اصلا نمیخواسته بیاد
صرفا منظورم اینه که تو یه سال خیلی چیزها میتونه تغییر کنه
شماها خیلی خوشحال بهنظر میاین
شاید اون هم خوشحاله، فقط جای دیگهای باشه
تو چی پایک؟ خوشحالی؟
الان آره
نوش
به سلامتی کیکی، دختر طبیعت که همهمون رو
دوباره دور هم جمع کرد - ناموسا؟ -
اصلا چطوری اومدی اینجا؟
.داستانی پرماجراست که باید بازگو بشه بذار براتون بگم
دوتی، یادداشت کن
نه - تو رو خدا بس کن -
جان من یهکم آرومتر
یعنی میخوای برات لو نره؟
خب پس مستقیم بریم سراغ نوش دادن
به سلامتی واکس ماکینا. عزیزانم
،اسپایک، گرگ، ملکه شاخدار دوقلوهای الف کوچولو
پرسیوال فردریکاستاین وان موسل کلوسکی دی رولو سوم
و من، تاریون دارینگتون، مدافعان قلمرو. مرحبا
تری
خیلی قوی بود
از این یارو متنفرم
این دیگه کدوم خریه؟
باید مطمئن بشم تو لیست مهمونها هستن
به نظر میاد بچهها میشناسنش
وایسا ببینم، یعنی الان عضو تیمه؟
به این زودی جایگزینمون کردن؟
این چیزیه که کیلث قدیم میگفت نه کیکی، رهبر خفن جدید
و به عنوان صدای طوفان، دستور میدم که نگرانی رو بذاریم کنار و خوش بگذرونیم
تبریک میگویم، صدای طوفان
همچنین به رهبران آشاری تبریک عرض میکنم
زیرا شما اولین ستون نظام کهن خواهید بود که فرو میریزد
وای. حق با بانوی کلاغها بود
شما با تکیه بر سنتها سعی بر حفظ قدرت دارید
اما در نهایت آن را به دست تقدیر میسپارید
اجازه میدهید «قهرمانان» تعیین کنند که زنده میمانید یا میمیرید
در برابر امیال بیثبات طبیعت سر تعظیم فرود میآورید
به چه جراتی به آشاریها توهین میکنی؟
گمان میکنید که امروز تاج بر سرِ رهبری تازه نهادهاید
اما فرزندان حقیقت، او را آنگونه که هست میبینند
پیروی کوری دیگر
سرکونوس
راههای کهن باید از میان بروند
تا بتوانیم اختیار سرنوشتمان را در دست گیریم
.این پیچکها زیاد دووم نمیارن باید بریم بالا
No comments yet. Be the first to leave one.