نخستین 200 خط.
هماهنگ با نسخه وب Time 40:20
امروز حرف می زنی فرزندم یا فقط می شینی؟
فکر کنم میخوام صحبت کنم
شیطان واقعیه؟
صدای زمزمه اش رو در گوشت شنیدی؟
...چون همه- فکر می کنم دیدمش-
خب. شیطان همه جا هست
در هر قدم ما رو وسوسه می کنه
اعتراف برای همینه
ولی سوالم اینه شیطان وادار به چه کاری ات کرد؟
بحث من نیستم
خب. هستم ...ولی
خیلی خب. یه اتفاق وحشتناک افتاد
خدا در زمین نیست که جلوی شیطان رو بگیره
پس ما نباید اینکارو بکنیم؟
چون اگه نکنیم افراد بیشتری آسیب می بینن
مطمئن نیستم که فهمیده باشم
...اگه یه چیز کاملا شیطانی رو بکشم
ممکنه بخشیده بشم؟...
چیزی رو بکشی؟
چه کار کردی؟
چه کار کردی؟
من مرگ هنری رو دیدم
و حالا مرگ تو رو تماشا می کنم
یولاندا؟
شیطان واقعیه
و اون در بلو-ولی ـه
استارگرل - فصل 2 - قسمت 7 کلاس تابستانی : بخش هفتم
ای بابا. افتاد. بیارش جیمی
یالا زود باش
چند روز شده ، پت
میدونم اکلیپسو حرکتی نزده
نه. عصا رو میگم
داره بهتر میشه ولی هنوز خیلی ضعیفه
شاید به اکلیپسو آسیب زده ولی اونم متقابل بهش آسیب زده
اون سیندی و آیزاک رو جلوی ما کشت
و شاید شید رو هم کشته باشه
از اون موقع خبری نشده
نه مرگی نه ناپدید شدنی
گزارشی نبوده ولی واقعا از کجا مطمئنیم؟
منظورم اینه که شاید از بلو-ولی رفته باشه
ولی آب و هوا بدتر شده
پس چرا هنوز اینجاست؟
اون از الماس سیاه فرار کرد پس حالا دیگه چی میخواد؟
بلو-ولی برای یکی مثل اکلیپسو چی داره؟
هر دلیلی باشه میدونم خوب نیست
اگه بخوایم مثل خیریه عمل کنیم ، ورشکسته میشیم
جردن مکنت روحش شاد
اون رویای آمریکایی رو تاسیس کرد تا بلو-ولی رو اولین کنه
یک کارخانه ساخت ماشین دوزندگی در اوکویل مشکل ما نیست
ما نمیتونیم با نجات بقیه ورشکسته بشیم
...ولی 177 نفر رو
از کار بی کار کردیم ، جنت...
و من دلم برای اونا می سوزه جدی میگم
ولی جاده جهنم با نیت های خوب سنگفرش شده
خب. حتما باید یه راهی باشه که بتونیم به اونا کمک کنیم
پیشنهادت چیه ، باربارا؟
میتونیم از سهام باقی مونده مون برای تصفیه استفاده کنیم
ما که پول در نمیاریم
ولی یه جریان نقدی ایجاد می کنیم
جردن مکنت اگه بود بیخیال اوکویل نمیشد
کیا با باربارا موافقن؟
جلسه به وقت دیگه ای موکول شد
امیلی
امیلی
اوه
عزیزم
ببخشید. نمیخواستم بترسونمت
خوبی عزیز؟
البته
بازم جو بداخلاق نصیب تو شد
ولی من ترتیبشو میدم
نمیدونم بدون تو چه کار می کردم
ممنونم
خیلی وقته منتظرم
خب. باید صبر کنی تا نوبتت بشه ، جو
...اگه این تنها غذاخوری شهر نبود
اصلا اینجا منتظر نمی موندم...
من قهوه میخوام همین الان
...خدای
! فکر کردم لیوانت رو گرفتی
جو. خوبی؟- ببخشید-
ببخشید نمیدونم چی شد
چند هفته اس تا دیروقت کار می کنی
چون پول لازم دارم و مامانم مریضه
...و باید- برو خونه-
ولی باید کار کنم- فردا می بینمت-
خدای من- جو. خیلی ببخشید-
دستتو بکش- من درستش می کنم-
ماریا
من درستش می کنم
نگران نباش- جیمی. براش یخ بیار-
کمک های اولیه یا همچین چیزی بیار
یکم ترسناک بود نه؟
چیزی نیست فقط یه حادثه بود
تمشک آبی ـه
به به
و مطمئنی نمیتونی اکلیپسو رو مکان یابی کنی؟
حتی نمیدونم دیگه چطور ردش رو بگیرم کورت
این تابستون ، اصلا شبیه تابستون نیست
کل بلو-ولی، ابر و طوفانه
وسط ژوییه ، درختا بی برگن
چاک یا دکتر مک نایدر چی؟
چیزی نگفته؟- هیچی-
سعی کردم باهاش تماس بگیرم ...ولی حتی نمیدونم
چطور عینک در وهله اول... باهاش ارتباط برقرار کرده بود
...اگه دکتر مک نایدر زنده باشه
پت فکر می کنه که صدایی که شنیدم... ممکنه مال اکلیپسو بوده باشه
...بعد از هر اتفاقی که افتاد
مطمئن نیستم دیگه چی واقعیه...
منم نمیدونم
خب. بیا بازم بگردیم مواظب خودت باش
باشه. تو هم همینطور
وای وای
کمرون. ای داد
بله. سورپرایز از چیزی که فکر می کنم کمتر جالب شد
ببخشید
نه. من متاسفم
اوضاع چطوره؟
خوب
...بابام و من همیشه برای 4 ژوییه
تزیین می کردیم...
نمیدونم میخوای کمک کنی یا نه
بله البته
خیلی خب
ببخشید
مشکلی نیست
کورتنی. اگه باید بری ایراد نداره
نه. دقیقا جایی هستم که باید باشم
خیلی خب
پسر. واقعا بهش آسیب زدن نه؟
نگران نباش
این پسر بد رو دوباره روبراه می کنیم نه؟
حالا منو آوردی که با یک ربات غول پیکر تعلیمم بدی
بعد از اینکه داشتم می مُردم
میخوای از کجا شروع کنی؟
مشت ها؟ شعله
...یک ایده خفن تو سرم بود
که یه دریل سمت چپش بگذاریم ...و
خیلی خب. با مهره متصل کننده شروع می کنیم
کلی مهره اونجاست
به تمرینات جامعه عدالت آمریکا خوش اومدی
درس 101 اهمیت صبر
چطور به این سرعت مزه اش رو پروندی؟
کار تو بود یا اونا؟
یولاندا
من اینجام
نمیدونم تو یک هنرمندی
فکر کنم این عالیه- موافقم-
عالی
کار تیمی- خیلی خب-
مادرت فقط میخواد کمک کنه
...هیچکدوم از حرفایی که بهم اعتماد کردی و گفتی رو
بهش نگفتم یولاندا... ...ولی
...چطور تونستی اینطور پدر توماس رو
وارد مشکلات کوچک خودت کنی؟...
خانم مونتر کافیه
چیزی که یولاندا نیاز داره عشق و حمایته
سال گذشته به قدر کافی سو قضاوت داشتیم
یولاندا
ببخشید
فکر کردم درس اینجاست
خیلی وقته درس ندادم هنوز یکم داغونم
تا برگشتن آقای دایسینگر ...که متاسفانه ممکنه
...بیشتر از حد انتظارم طول بکشه...
من نهایت تلاشمو می کنم...
خیلی خب. شما درباره ازتک ها صحبت کردین؟
خیلی خب پس ازتک نه
اینکاها چطور؟
عالیه
بگذاریم ببینم اینکاها
...امپراتوری اینکا بزرگترین بخش
...در دوران پیشاکلمبی آمریکا بود...
...که قطب های سیاسی و نظامی شون...
...در وسط شهر کوسکو بود....
...و تا زمان فتح اونا توسط اسپانیا...
در سال 1572 پابرجا بود...
حالا از سال 1438 تا 1533... ...اینکاها موفق به
...تصاحب بیشتر قسمت های غربی آمریکای جنوبی شده...
...که مرکز اونا ، کوه های آند بود..
...و با استفاده از روش فتح و ادغام مسالمت آمیز...
...به گسترش امپراتوری شون...
هنری
...در کوه های آند به نام چاوین هانتر...
هنری؟
هنری؟
هنری؟
هنری چطور؟
هیچوقت منو نبخشیدی
بخاطرش جای بدی هستم
بخاطر تو
دارم می سوزم
نه هنری من می بخشمت
پدرم هیچوقت تو رو نمی بخشه
پس اینجایی
ازم دور باش
نمیتونم
من با توام
تا ابد
نه
No comments yet. Be the first to leave one.