Tracker

Tracker

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Tracker 2024 S03E06 1080p WEB H264-NESTED
ناشر NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-11-24
تعداد دانلود: 94
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫چه مرگ بدیه، از پله‌ها افتادن.

‫آره، زنش رو زمین اتاق پشتی مُرد.

‫- وحشتناکه. ‫- پیر شدن هم خیلی گهه.

‫من که اگه بخوام بمیرم،

‫رو کاناپم میمیرم با یه کاسه پر بستنی،

‫شاید یه کم کیانو هم باشه.

‫ماتریکس؟

‫نه بابا. یه پیاده ‌روی تو ابرها، معلومه دیگه.

‫انتخاب خفنیه.

‫- تو چی؟ ‫- اتوبوس.

‫تند و تیز. بوم.

‫حتی نمیفهمی کی اومده.

‫باشه. ببخشید پرسیدم.

‫میخوای شوهرشو بگیری یا زنشو؟

‫- زنشو. ‫- باشه. بزن بریم.

‫هی مارگو.

‫بله؟

‫یادم بنداز وقتی برگشتیم ‫تیمول بیشتر سفارش بدم.

‫- تقریباً تموم شده. ‫- حتماً.

‫دیگه نمیتونم صبر کنم ‫برم خونه دوش بگیرم.

‫منم همین‌طور.

‫تو که خیلی پرطرفداریا؟ ‫این کدومشونه؟

‫نه بابا. یه پسره، یعنی.

‫دروغگو.

‫سلام رندی.

‫از اون مدارکی که داداشم فرستاده ‫چیزی گیرت اومد؟

‫همون چیزای دیوید پیرسون؟

‫نه داداش، یه کم طول میکشه.

‫- باز چیزی بهت گفته؟ ‫- نه.

‫- داداشم دیگه. ‫- باشه، به هر حال

‫به این خاطر زنگ نزدم. ‫یه کار برات دارم.

‫باشه بگو.

‫صاحب یه شرکت به اسم

‫بایوزون میخواد استخدامت کنه. ‫از فورت وین، ایندیانا.

‫- بایوزون چیه؟ ‫- تیم تمیزکاری صحنه جرم.

‫یکی از کارمنداش گم شده.

‫مارگو وبستر، ۲۸ ساله.

‫همین الان برات عکسشو فرستادم.

‫رئیسش خیلی نگرانشه.

‫- از کِی غیبش زده؟ ‫- از دیروز صبح.

‫- خیلی هم زیاد نیست. ‫- نه.

‫ولی رئیسش یه کم بیشتر ‫از حد معمول نگران به نظر میرسید.

‫تازه ده هزار دلار هم جایزه گذاشته.

‫میخوای بری یه نگاهی بندازی؟

‫- آره. ‫- باشه.

‫جزئیاتو برام بفرست. ‫زود میرسم اونجا.

‫مرگ های بدون مراقب، لابراتوار مواد، انباریا.

‫یکی با چوب بیسبال بزنه به زنش،

‫ما تمیزش میکنیم.

‫مارگو چند سال اخیر دست راستم بوده.

‫فقط من و اون دوتایی.

‫هوم.

‫کِی فهمیدی غیبش زده؟

‫دیروز ساعت هشت صبح.

‫نیومد سر یه قتل سه‌ گانه تمیزکاری کنه.

‫چند بار زنگ زدم، جواب نداد.

‫رفتم خونش، از پنجره نگاه کردم،

‫گوشیش رو میز بود ولی ماشینش نبود.

‫حس کردم یه چیزی درست نیست.

‫- به پلیس خبر دادی؟ ‫- آره.

‫ولی تا ۴۸ ساعت نگذره ‫یه انگشت هم تکون نمیدن.

‫دیگه اون حرف دست شستن ‫همدیگه هم رفت پی کارش.

‫به هر حال اینجوری رسیدم به تو.

‫یه قهوه برات بریزم؟

‫آره، مرسی.

‫آخرین بار مارگو رو دو روز پیش دیدی؟

‫- آره، آخر شیفت تمیزکاری خونه هاردن. ‫- باشه.

‫یه زوج پیر، مرگ طبیعی.

‫کار معمولی، میدونی؟

‫ون رو برگردوندیم، اونم

‫سوار ماشینش شد رفت، تموم.

‫هوم.

‫فکر میکنی چی شده؟

‫والا مطمئن نیستم، ولی

‫بعد کار گوشیش هی زنگ میخورد.

‫یه پسره؟

‫آره، فکر کنم یه آدم جدید ‫که باهاش آشنا شده بود.

‫- اسمی چیزی گفت؟ ‫- نه، نمیگفت.

‫ول میکرد انگار هنوز چیزی نیست.

‫- ولی تو باور نکردی. ‫- نه.

‫چند ماه پیش تو یه چت‌ روم

‫درباره قاتل جعبه اسباب ‌بازی آشنا شده بودن.

‫کی اینجوری میکنه؟ عجیبه مگه نه؟

‫خب این…

‫بستگی داره.

‫خلاصه این مارگوئه دیگه.

‫ولی الان لعنتی کاش اسم رو میگرفتم.

‫دیگه چیزی از اون شب یادت میاد؟

‫- هر چیزی؟ ‫- نه که من بدونم.

‫بعد ساعت کاری یه کم مرموزه.

‫جدی؟

‫چرا؟ چرا مخفی‌کاری میکرد؟

‫آخه برای بیشتر آدما ‫کار با پایان شیفت تمومه.

‫ولی مارگو واقعاً تو بعضی کارا غرق میشد،

‫میدونی چی میگم؟

‫مخصوصاً اونایی که حال‌ به‌ همزن بودن.

‫خب هر کی یه جوریشه دیگه.

‫پس فکر میکنی این علایقش

‫ربطی به چیزی که ‫الان داره رخ میده داشته باشه؟

‫نمیدونم چی فکر کنم.

‫ولی یه چیزی خیلی بده،

‫من دیگه منتظر پلیس نمیمونم.

‫پس… لطفاً.

‫آره، باشه، کمکت میکنم.

‫بذار ببینم چی پیدا میکنم.

‫- باشه؟ ‫- آره.

‫ ‫قسمت ششم

‫رندی، چیزی از گوشی مارگو گیرت اومد؟

‫یه نه گنده، رفیق.

‫خاموشه. کلی زنگ و پیام از روث

‫بعد غیبتش

‫ولی تو ۷۲ ساعت آخر هیچی

‫معنی نداره

‫منم همینو گفتم.

‫ نه، رئیسش گفته آخر شیفتش ‫گوشیش شلوغ بود

‫شاید از یه اپ استفاده میکرده، ‫نوتیف می‌ اومده.

‫حتماً همین بوده.

‫ شایدم داشتن یه چیزایی رد و بدل میکردن.

‫که نمیخواست کسی بفهمه

‫یا شاید قرار بوده همدیگه رو ببینن.

‫- میتونی چک کنی؟ ‫- آره، الان.

‫تو این فاصله خبر خوب برات دارم.

‫آره؟ چیه؟

‫ماشین مارگو رو پیدا کردم

‫سوناتا نقره‌ای ۲۰۱۰.

‫پلاکش تو لیست ماشینای ‫شهرداری برای جمع کردن بود.

‫آدرس برام بفرست؟

‫- فرستادم. ‫- مرسی رندی.

‫مدارک باید ‫وقتی میرسی هتل باشه،

‫و همه‌چیز برای جلسه مشتریت

‫فردا صبح آماده هست.

‫هوم.

‫باشه، انجام میدم.

‫باشه. شب بخیر رینی.

‫رینی حسابی کار ریخته سرت؟

‫آره، تو هیوستونه،

‫داره یه مشتری گنده رو میگیره.

‫- جیب پرپول. ‫- آهان.

‫آره. فکر نکنم کسی ‫حضوری بتونه بهش نه بگه.

‫حرفی نیست.

‫رو چی کار میکنی؟

‫الان یه پرونده برای کولتر.

‫یه تمیزکار صحنه جرم گم شده.

‫نه بابا جدی؟

‫- آره. ‫- چی شد؟

‫نمیدونم.

‫چند تا جنازه تمیز کرد ‫بعد… پوف… غیبش زد.

‫- عجیبه. ‫- هوم.

‫نه اینکه فکر کنم ربط داشته باشه،

‫ولی اتفاقاً عاشق جنایی واقعی بود.

‫اوف حتماً ربط داره.

‫«اون چیزی که دنبالشی دنبال توئه.»

‫هوم.

‫خودت الان ساختی؟

‫نه نه، مولاناست.

‫یه چیزی مونده از کلاس شعر

‫سال اولی که رفتم.

‫قرار بود درباره چیزای خوب باشه،

‫ولی فکر کنم دوطرفه هم کار میکنه، میدونی؟

‫خفنه.

‫ولی تو این مورد امیدوارم درست نباشه،

‫چون به نظر میرسه خیلی ‫تو جنایت های حال ‌به ‌هم ‌زن غرق بوده.

‫بیشتر بگو.

‫- آره؟ ‫- آره.

‫باشه.

‫یعنی،

‫ساب ‌ردیت جنایی واقعی کلاسیکه،

‫- ولی الان دیگه خیلی شلوغ پلوغه. ‫- باشه بیخیال.

‫یه کم بهم فرصت بده.

‫این همه اکانت فیک و اسم فیک،

‫یه کم طول میکشه بفهمم کجا پست میذاره.

‫خب امتحان کن کرایم‌ کان، کرایم‌ اچ‌ کیو،

‫وب ‌اسلوث، آره…

‫موردر پدیا هم خوبه.

‫لعنتی.

‫- تو برای این یکی ساخته شدی ها؟ ‫- چی بگم؟

‫هر کی یه استعدادی داره.

‫اوه.

‫سلام رینی.

‫کنسل کرد؟ جدی؟

‫باشه، پنج دقیقه بهم وقت بده.

‫ میرم چک کنم.

‫و اون شماره دیگه ‌ای که داده رو زنگ بزنم

‫چیه سی؟ ماشین مارگو رو پیدا کردی؟

‫آره، تقریباً مطمئنم اینجا ربوده شده.

‫تو ماشین یه گوشی پیدا کردم.

‫- همونی نیست که دنبالش بودی. ‫- آها…

‫دختره یه گوشی مخفی داشته. نمیدونم چرا.

‫شاید اون یکی گوشی کاری بوده؟

‫بیا با هم بفهمیم.

‫عالی زدی کولتر.

‫توسط بایوزون ثبت و پرداخت شده.

‫پس فکر کنم بعد کار اینو گذاشته خونه.

‫آره، پس این همونیه که ‫روث میگفت جر خورده بود.

‫هوم.

‫مارگو یه گوشی دوم ‫برای حریم خصوصی داشته.

‫- میتونی بهش وصل بشی؟ ‫- آره دیگه.

More Farsi Persian subtitles for Tracker

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left