Birds of Prey

Birds of Prey

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Birds of Prey S01E04 Webrip x264 @DC United
ناشر MrPrice
ارائه اي از کانال تلگرامي خیزش عدالت t.me/DC_United | مترجم: Sina Picaro

برچسب‌ها

webrip
web
x264
BRip
تاریخ انتشار: 2018-08-19
تعداد دانلود: 24
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

افسانه داستان يه جنگجوي شنل پوشو ميگه...

بتمن ، نگهبان شهر گاتهام...

و تنها عشق حقيقيش...

زن گربه اي... ملکه تبهکاران زيرزميني...

عشق اونا يه چيز خاص به جا گذاشت

يه دختر ، هانترس

نيمه ابرانسان اون جايگاه پدرشو گرفته...

و زير سايه شب ميجنگه تا از بي گناهان و نيازمندا دفاع کنه...

تو اين راه اوراکل هم بهش ملحق ميشه...

کسي که زماني کارآموز بتمن بود بت گرل

اون بين آتيش مبارزه بين بتمن و جوکر گرفتار شد

و الان يه طور ديگه با جرم و جنايت مبارزه ميکنه

استاد دنياي کامپيوتر و استاد و تمرين دهنده قهرمانان

اين دو با هم ، يه دختر فراري به اسم داينا رو به سرپرستي گرفتن

يه ابرانسان...

با قدرت باز کردن در هاي مخفي به ذهن انسان...

قدرت هايي که اون تازه داره کشفشون ميکنه...

با هم ،‌اين سه محافظاي جديد شهر گاتهام هستن...

پرندگان شکاري

اسم من آلفرد پني ورثه ، و اين داستان اوناس...

نه

- وايسا . ما رو تنها بذار - داره سعي ميکنه فرار کنه

- صبر کن . نه - آروم بگير

نه نه از من دور شو

ما رو تنها بذار . نکن.

لطفا منو تنها بذار

نه

نه

نه!

لطفا کمکمون کن

شرمنده يکم طول کشيد... اينم از...

بچه

اونا ميخواستن بچه رو از اون زن بگيرن

- نميدونستم باهاش چيکار کنم - تو کار خوبي کردي که اورديش اينجا

اوکي ميدوني چيه ؟ يکي بايد بازش کنه...

تا براش ضمير اشتباهي به کار نبريم...

- پسره - مشخص بود

چيه ؟ مردا هميشه نياز دارن يکي نجاتشون بده

خب ، بايد روش اسم بذاريم

من با " پسر " اوکيم حتي با " اين " هم اوکي بودم

هلنا بچه رو اذيت نکن

(نظرتون راجع به " گاي " چيه ؟ ( به معني پسر

ساده ولي خردمندانه...

پس اسمش شد گاي...

من پايگاه اطلاعات پزشک قانونيو هک ميکنم... ببينم اسم مادرش چي بوده

شايد بهمون يه سرنخ بده که اون مهاجما دنبال چي بودن...

شايد بتوني بفهمي به کي پسش بديم...

تا اون موقع چيکارش کنيم ؟

ازش مراقبت ميکنيم

ازش مراقبت کنيم ؟ من حتي نميتونم يه گل خونگيو زنده نگه دارم

نه اين عاليه... من تو خونه بچه داري ميکردم...

بچه ها عاشقمن

کار آسونيه همش بستگي داره به کيفيت کارت و برنامه ريزي

تو داري اون حرکت ابر-باربارايي خودتو ميزني تو که ميدوني اين حرکتت بهم استرس ميده

فقط يه ذره برنامه احتياج داره... همين...

صبر کن

شما دو تا جدي هستين ؟

ما هر شب نيرو هاي شيطاني رو به فنا ميديم

مراقبت از يه بچه چقدر مگه ميتونه سخت باشه ؟

مشکل چيه ؟

بيا اينجا... بذار من امتحان کنم...

- عق - سلام سلام

هلنا

- انگار داري يه گربه جيغ جيغو رو بغل ميکني - اون ساکت شد

جاييشو شکستم ؟

نه اون ازت خوشش اومده . داره ميخنده.

پزشک قانوني نتونسته هويت زنه رو تشخيص بده

پليس هم همينطور

به نظر مياد بايد بري سردخونه

ببخشيد ، موقع انجام وظيفس...

اوه ، وقتي که بيروني چند تا قنداق بچه هم بخر...

بذارين برم سر اصل مطلب دکتر ملفين...

من برنامه تنگاتنگي دارم و نميتونم تاخير رو تو برنامه هام تحمل کنم

من بهت پول خوبي براي مهندسي زنتيک اون بچه دادم...

الان اون کجاست ؟براش يه پستونک بامزه خريدم...

يکي از زير دستام ديشب وارد آزمايشگاه شده و اونو برده

در حال حاضر اون زيردست پيدا شده و از بين رفته...

بچه دست يه نفر سوم افتاده...

يه غريبه بچه ي منو داره ؟

يکي که خيلي هم خطرناک و کشندس...

افراد من نتونستن به خوبي صورتشو تشخيص بدن مشغول فرار کردن بودن...

بذار يه چيزو برات توضيح بدم دکتر ملفين

ميدونم از نظر تو من يه زن کاري هستم...

ولي هيچکدوم از اينا براي من اهميتي نداره

من باردار نميشم...

من و جوکر هميشه بچه ميخواستيم

من و آقاي جي ميتونستيم بچه هاي خيلي خوشگلي داشته باشيم

چشماي سبز من و موهاي سبز اون

به جاش تموم کاري که تونستم بکنم...

اين بود که اين بچه رو براي من درست کني و تو گمش کردي

ساعت زيستي من داره زنگ ميخوره دکتر ملفين ، و قراره منفجر شه

من برش ميگردونم

تو هيچ کاري نميکني

مشخصه تشکيلاتي که پولش به جونش وصله نميتونه همچين کاريو انجام بده

از بيرون کمک ميگيرم...

براي اين کار يه سري متخصص ميارم... و وقتي بچمو پس گرفتم...

اونوقت تصميم ميگيرم باهات چيکار کنم...

نرم افزار تشخيص چهره داره جست و جو ميکنه...

همه چي اونجا بين تو و داينا خوبه ؟ يکم بي قرار به نظر مياي

آره چيزي نيست که نتونيم از پسش بر بيايم

خب... جواب جستجو منفي بود اثر انگشت ها هم همينطور

ميدوني چيه ؟اسکن تشديد شده رو امتحان کن...

نه کار خاصي با دندوناش شده نه استخون شکسته شده اي...

هو هو پشتيباني

دارم شونشو اسکن ميکنم يه چيزي زير پوستشه...

مثل يه تراشه زيستيه

- ميتونم حسش کنم - خوبه ، بيارش بيرون

من براي اين کارا حقوق نميگيرم

اون تراشه ميتونه راهي باشه براي فهميدن اينکه اون کيه

باشه

دارم ميبرمش

ميدوني... تو نبايد يواشکي سراغ آدمايي مثل اين بياي

خب اين تويي که مياي صحبت کني و چند هفتس يواشکي سراغ من مياي

و تنها چيزي که من ميدونم اينه که صدات ميزنن هانترس

نکنه شمارمو ميخواي کاراگاه ؟

اگه بگم آره چيزي نصيبم ميشه ؟

شک دارم ولي از ديدن تلاشت براي گرفتن شمارم لذت ميبرم

تعجب نکردم کنار يه جنازه پيدات کردم

حتي بريدنش هم سورپرايزم نکرد...

ولي تو با اينا چيکار داري ؟

بهت نمياد مادر باشي...

فکر نميکردم اينقدر زود قضاوت کني

(چون دفعه قبلي خيلي به دردت خورد ( اشاره به اتفاقات قسمت قبل

تو هنوز عصباني هستي

که بهم گفتي موجود و سعي کردي بهم شليک کني ؟

چرا بايد عصباني باشم ؟

ما دو تا اصلا ميتونيم راجع به يه چيزي توافق کنيم ؟

- من بهت شليک نکردم - چون قبلش خودت تير خوردي

- من قرار نيس اين کل کلو ببرم مگه نه ؟ - نچ نچ

هلنا من اينجا بهت نياز دارم

يه مورد اضطراري داريم

دارم ميام

ببخشيد بايد عجله کنم

يه دقيقه صبر کن... هانترس .. تو...

پستونکو ياد رفت...

داره ميسوزه... داره ميسوزه...

باربارا مورد اضطراريت چيه ؟

اينا نورگير نيستن... من به اون پوشکا نياز دارم

کجا بودي ؟

به ريز بر خوردم داشتيم حرف ميزديم

با اينکه خيلي دوست دارم اينجا بمونم...

و به جديد ترين قسمت اينکه چطوري تو چشماي هم زل زدين گوش کنم...

که به هيچ جا هم نرسيد... بايد برم لباسامو عوض کنم

داشتم تکونش ميدادم که آروم شه که يهو روم بالا اورد

به نظرم مودبانس که بگي استفراغ کرد...

تو الان مرخصي هستي ؟

خانوم هلنا بايد بهتون يادآوري کنم... من پيشخدمتم نه پرستار بچه

فکر ميکردم بروس وين رو از بچگي تو بزرگ کردي...

آره قطعا...

به نظر مياد من از بچه ها و بقيه چيزا مراقبت ميکردم...

براي سال هايي که تعدادشون از دستم در رفته...

با اين حال...

خوبه که دارين از کارم قدرداني ميکنين...

- داري کجا ميري ؟ - يسکوييت بيارم

بگيرش

فقط براي يه ثانيه ميرم يه لباس بچه بيارم

آها

آره

ميبيني ؟ داشتي همشو اشتباه انجام ميدادي

چي ؟ اين واضحه...

بيا اينم از تراشه زيستيت...

گاي به نظر خسته مياد ببرمش به پنت هاوس ؟

نه نميخواد آلفرد يه گهواره از عمارت اورده... اونجاست...

- بيا بايد بري بخوابي - خسته شدم

ميدوني اين معنيش اين نيست که من ازت خوشم مياد

خوابيده

هميشه فک ميکردم اينا کار مادرانس

خيلي خوبه که ميبينيم داري به بچه ميرسي...

- ن به هيچي نميرسم - البته که نه

تا جايي که ميدونم هرچي زود تر برگرده پيش خونوادش بهتره

آره

ازش چي فهميدي ؟

تراشه اي که تو اوردي...

يه کليد ورود حسابي رمز گذاري شده با تکنولوزي بالاست...

- همين الان تونستم رمزشو بشکنم... - و ؟

و اين تراشه مال يه آزمايشگاه بيوتکنولوژيه...

آزمايشگاه سيمکرون

- مادر گاي بايد اونجا کار کرده باشه... - هوم...

احتمالا بايد يه سري بهشون بزنيم

موندم چه چيز خاصي داشته که اون دزدا مرده اونو ميخواستن...

گريه نکن گاي

مشکل چيه ؟

خواب بد ديدم

اوکي

ماکاروني خوبه ها

قشنگ مشخصه ميدوني چطوري غذا بخوره

آره... چيزي که منو ديوونه ميکنه اينه که چطوري ياد گرفته حرف بزنه...

چرا ما تو يه ساعت بزرگ زندگي ميکنيم ؟

بد نميگه ها!

هي به من نگاه نکن من اينجارو انتخاب نکردم ابرقهرمان بزرگ تر مخفيگاهو انتخاب ميکنه

ميدوني... شايد اون يه آدم فضاييه

يا يه اندرويد...

شايدم يه چي بين اين دو تا باشه

اون که يه آدم فضايي نيست

- هست ؟ - طبق اين اطلاعات اون انسانه

اگه بخوايم بهتر بگيم يه ابرانسان

با يه سرعت فوق العاده تو رشد...

چقدر سريع ؟

خب بر اساس قد ، وزن و استخوناش...

و رفتارش... - عق

More Farsi Persian subtitles for Birds of Prey

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left