نخستین 200 خط.
من ایمی میشلم و یه مادرم
وقتی که 20 سالم بود اولین فرزندم بدنیا اومد
و از اون موقع تا حالا همیشه دیر میرسم!
روزهام پر شدن از رسوندن بچههام به مدرسه...
دوستت دارم
...بعد با عجله رسیدن به محل کار جایی که جلسه
بعد از جلسه بعد از جلسه...دست از سرم بر نمیداره
معمولا هم یه ناهار افتضاح سر میزم میخورم
و سعی میکنم هفتهای یه بار ورزش کنم
چرا بلد نیستم زومبا برقصم؟!
اکثر روزا برمیگردم به مدرسهی بچهها واسه نمایشهاشون
یا کلاس شعرشون یا پروژههای کلاسیشون...
مامــان!
که البته همیشه هم دیر میرسم ببخشید
و البته جلسهی اولیا و مربیان هم هست
همچنین کارای داوطلبانه و کنفرانسهای اولیا و مربیان
خدا که چقد خانوم ویگنز ازم متنفره!
حداقل هفتهای یهبار باید حس کنم که بدترین مادر توی دنیام
و میشینم توی ماشینم و بهخاطرش گریه میکنم
بعد بچهها رو میبرم به کلاس پیانو و کلاس فوتبال
و کلاس رقص و البته پیش دکتر
بعدش هم که باید برم خرید کنم
ایی!
این دختره انگار زندگی خوبی داره
اما من که حس میکنم همیشهی خدا درحال گوه زدنم
با این حال، عاشق مادر بودنم
بیا عزیزم این ساندویچ بوقلمون اورگانیکت
و دیلین، اینم کرهی بادومزمینی بدون بادوم زمینیت واسه ناهار
کرهی بادوم زمینی بدون بادوم دیگه چیه؟!
روحمم خبر نداره!
عزیزم اینم پروژهی تاریخی که برات درست کردم
امیدوارم که خوشت بیاد
دوستت دارم دوستت دارم
وای خدا، مامان اینقد داد نزن
خب خیلی بچههامو دوست دارم!
چقد که ازم بدشون میاد!
سلام ایمی
سلام بچهها
خدا، اصلا نمیدونم چجوری از پسش برمیای
کل روز بچههات رو رها میکنی به امون خدا
و میری سر کار؟!
خیلی محکمی
آره، ممنون
دلت واسشون تنگ نمیشه؟
چرا، اما ظاهرا به...پول هم نیاز دارم!
آهان
وای خدا، ببخشید بچهها من باید برم
واسه کار داره دیرم میشه
تو که همیشه دیر میرسی!
میدونم اساسا این تنها چیزیه که
این روزا خوب انجامش میدم!
بعدا میبینمتون
از این سخت کار کردنش خیلی خوشم میاد
وای خدا خیلی از سخت کار کردنش خوشم میاد
منم که حالا همین گوهو خوردم ویکی!
من توی یه شرکت قهوهسازی مشهور کار میکنم
عاشق کارمم
اما 32 سالمه و پیرترین آدم اینجام!
اکثر این آدما کل روز رو فقط پینگپنگ بازی میکنن
صبحبخیر مامان خانوم
صبح بخیر تسا
وای خدا اینقدری خمارم که دارم میمیرم
این از اون چیزاییه که نباید به رئیست بگی!
وای
آهان آره، مشکل اینجاست که امروز صبح صدتا قرص رفتم بالا
واسه همین اصلا خبر ندارم که حالا کجام!
سر کاری تس
- چه خوب! - آره
میشه مرخصی بگیرم؟ میخوام برم کوبا
- اجازه هست؟ - نه
صبح بخیر
سلام رئیس
صبح بخیر دیل
دیشب یه خوابی دیدم
توی یه هتل، لخت بودم
کاملا لخت...تخم و خایه...
آره، گرفتم!
حتی بدون عینک کاملا لخت
فهمیدیم
رفتم سمت قهوهساز
و یه کیسه از قهوهی ما توی اون هتل بود
چه خواب خوبی دیل
ممنون تسا
منظورت اینه که
حالا دیگه میخوای به هتلها هم قهوه بفروشی؟
نـه، منظورم این بود که میخوام
تـــو به هتلها قهوهمون رو بفروشی
اما دیل من همینجوریش هم مسئول فروش قهوه به سوپرمارکتها
فرودگاهها و رستورانهام
منظورم اینه که من پارهوقت کار میکنم
جدی؟ از کی تا حالا؟
6 سال پیش!
چــی؟ بیخیال بابا!
این که هر روز اینجاست!
میدونم، اما خودم هم خونواده و زندگی دارم
میدونی که چقد خونواده واسه من مهمه
اینقدری که حتی روی دستم هم نوشتمش
عجب
- خفنه، نه؟ - حرف نداره
گندش بزنن، من میخوام برم اسکیتبازی میخوای بیای؟
- آرررره - نـــه دیل!
من خیلی کار دارم
شبکهی مستند راست میگفت
شماها واقعا بهترین نسل بودید!
من همین بیرون شیکاگو با دوتا بچههام
سگم و شوهرم مایک زندگی میکنم
اون یه مشاور املاک موفقه
اما بعضی وقتا شبیه بچهی سومم میشه!
- سلام عزیزم - سلـ...وای!
ببین چقد کیسه دستش گرفته خندهداره
شدی شبیه کوهپیماها!
وای
بچهها، مرسی که... اینقدر صبور بودید!
خیلی لطف کردید
بفرمایید
ممنون عسلم
خیلیخب، عشقم کار چطور بود؟
دوتا کنفرانس تلفنی داشتم بعدشم یه چرت زدم
روز خستهکنندهای بود!
مشخصه، مطمئنا خسته شدی!
دیلین عزیزم امتحان علوم تو چطور بود؟
10 گرفتم
10؟ ما که این همه با هم کار کرده بودیم
عزیزم، چی شد؟
به کمک بیشتری نیاز داری؟ میخوای یه معلم خصوصی برات بگیرم؟
نـه، لازم نیست!
مایک؟
شنیدی؟ دیلین امتحان علومش رو 10 گرفته
باریکلا پسر!
چی؟! خیلیخب
ام...
جین، وای خدا، وایسا آزمون فوتبالت چی شد؟
مربی یه لیست از افرادی که قبول شدند رو امشب ساعت 9 منتشر میکنه
و منم خیلی نگرانم
عزیزم نگران نباش بهت قول میدم که تو هم قبول میشی
فقط آروم باش
- بدجوری نگرانم - منم همینطور
- حالا ساعت چنده؟ - 8:59
یالا دیگه
9 شده، 9 شده بدو بدو، بازش کن
وای خدا، وارد تیم شدم وارد تیم شدم
وای خدا خیلی خیالم راحت شد
- ممنونم - وای خدا
عزیزم، خیلی بهت افتخار میکنم
- خیلی هیجانزدم - وای خدا
توی درخواست دانشگاهم خیلی خوب میشه که اینو هم بنویسم
عزیزم، خیلی عالیه
اما تو که تازه 12 سالته بنابراین...
وایسا
اگه بازی نکنم چی؟
اگه یه بدبخت نیمکت نشین باشم چی؟
تو بازیت خوبه، مشکلی پیش نمیاد...
نه، ممکنه پیش بیاد مامان
میدونی چقد سخته
که حالا وارد لیگ دانشگاهای آیوی شد؟
اونا حتی آسیاییها رو هم رد میکنن
حرفت یکم نژادپرستیه اما خب...
وای خدا، باید روی پاهام کار کنم
چرا گذاشتی دسر بخورم؟
آهان میدونم چون ازم متنفری!
یا پشمام
هی عزیزم، دیر وقته من میرم بخوابم
نــه
وای خدا، داشتی...
نه نه نــه، داشتم پروستاتم رو معاینه میکردم!
میدونی، همیشه دوست داشتم بدونم که چه جور پورنی دوست داری
چرا این بیصاحاب بسته نمیشه؟
وای خدا، چقد پشم داره!
تو دیگه کدوم خری؟
من زنشم!
لعنتی!
داری آنلاین با یه دختر دیگه جق میزنی؟!
نه نــه
پس چه غلطی میکنی؟
من...من داشتم کلیک...میکردم که یهدفعه...
یهدفعه بعدش...
آره، باشه. من داشتم با یه دختر دیگه آنلاین جق میزدم
یعنی چی؟ چرا همچین کاری میکنی؟
وایسا ببینم، فکر نکنم که من کار اشتباهی کرده باشم
حالا دیگه یهچیز عادیه
سلام، من شرونم
نمیدونم، نمیدونم مایک
چون بدجوری دارم حس میکنم که با خیانت هیچ فرقی نداره!
نه نه نه نه نــه این اصلا خیانت نیست عشقم
من که اصلا بهش دست نزدم
پشماش 3000 کیلومتر دورتر از منه
چند وقته که داری اینکارا رو میکنی؟
نمیدونم زیاد نیست
جمعه میشه 10 ماه
چه مرگته؟!
10 ماه؟!
دوستش داری؟
بلاخره آدم که 10 ماه رو با یهنفر جق نمیزنه
بدون اینکه احساساتی نسبت بهش داشته باشه
من که یه هیولای بیاحساس نیستم
دوستش داری مایک؟
آره، فهمیدی؟! من دوستش دارم!
راستش خیلی زن خوبیه
میدونی، مزرعهی خودش رو داره
داره یه برنامه مینویسه
No comments yet. Be the first to leave one.