نخستین 200 خط.
بین دو تنفس
شلیک کن
...شلیکِ
اُمیدوار بودم توی آموزشمون به این زودی با این صحنه روبرو نشیم
یه کار نیمهتموم داری که باید تمومش کنی
وسوسه انگیزه که بذاریم طبیعت کار خودشو بکنه
ریههاش پُر خون میشه
حیوان اینطوری به صورت طبیعی میمیره ولی با این پروسه
درد بیشتری باید بکشه
...درست نیست که بذاریم یه حیوان زجر بکشه تا
هی
زوئی
بیا
بذار کمکت کنم
»» ترجمه از: سیروس فخری «« :.:.: HITM@N :.:.:
آروم بخور عزیزم مسابقه که نمیدی
مسابقه نیست؟
جشن پایان تحصیلت داره میرسه؟
مامان
کسی رو واسه همراهی در نظر داری؟ - جدی میگم. بس کن -
چیو بس کنم؟
داشتم با یه...مگس حرف میزدم
اون بیرون کارت خیلی خوب بود، دخترجون
،با توجه به اندازه گوزنه احتمالا کل تابستون رو گوشت گوزن بخوریم
طبق معمول روزای گذشته - آره -
تازه ساعت 8 نشده
آره
قهوه
هی، لوئیس میتونه یه دقیقه بیشتر منتظر بمونه، هان؟
واسه چی؟
بنظرم بهتره ما بازم یکی رو ببینیم
منظورت از «ما» همون من هستم؟
نه، منظورم هردومونه گوش کن
هر روز این حس رو دارم که انگار همین الان اتفاق افتاده
و عزیزم، تو خیلی عصبانی هستی
...تو خیلی
عصبانی نیستی - هی -
این نگاه توی چشمات
افراد توی واحدم اینطوری نگاه میکردن
همهچیز که درباره جنگ نیست
...تو داری خودتو از همهی
چیزهایی که برات مهم هستن، دور میکنی
...و اکثر مواقع توی خودتی
میشه دفترچه راهنمای زندگانی رو بدی تا بتونم برم؟
تو 17 سالته و ولی دلت موبایل نمیخواد؟
خب، اینطور فکر کن که کلی پول مونده توی جیبت
کاپشن منو دربیار
بدون پوشیدن اون کاپشن
پا به دنیای بیرون بذار
اگه درحال جنگ نباشی، برات کار سختی نیست
شرمنده، دزدکی وارد نشدما
دَر زدم - آره، مشکلی نیست
الان حاضرم
لوئیس
صبحبخیر آقای هال - صبحبخیر -
میدونی، من عمدا اومدم تا ازدست پدرت نجاتت بدم
از قصد نجاتم بدی؟
اوه آره، منظورم اینه ...ریسک حساب کتاب شده بود، ولی
جدا؟ توضیح بده ببینم؟
:خب، یک اینکه
گفته بودی که چقدر اوضاع بین تو و پدرت
این اواخر کمی تنشزا زده
...و «ب» اینکه تو داشتی
اولیش رو با عدد گفتی ولی ادامه بده
:و دو اینکه
معمولا به محض بوق زدن میای بیرون
ولی وقتی پیدات نشد، گفتم که ...حتما پدرت باز نصیحت میکنه و
منم درگیر شدم
درگیر شدی؟
تکه کلام ما اینه دیگه، درسته؟ - آره، درگیر شدی -
چه مرگشونه؟
روی موکن چَز هارتینگ
و اِجی ترنر هم اون پشت مثل یه عوضی نشسته
مثل سربازهای ولگردی میمونن
که هنوز متوجه نشدن تا چند روز دیگه امپراطوریشون ازهم میپاشه
یا اینکه متوجه این قضیه شدن و ترس برشون داشته
باشه، قیافه یکیشون اینطوریه
آهای
ترسیدین یا نه؟
هی، میدونیم که زجر میکشی، روی
باشه؟ میدونیم که مامان جونت خیلی بهت محبت نمیکنه
و بابات هرگز نگفته بهت افتخار میکنه
نیازی نیست واسه ما پشت پرخاشگریهای مَردانهات مخفی بشی
اون پسر کوچولوی درونت که ترسیده رو هل نده به عقب
بالاخره بهش میرسیم
درحقیقت داره مارو از جاده به بیرون هل میده
ممنون بچهها به سلامت
چرا همیشه این بلا سر من میاد، هان؟
همیشه منم که ماشینش میره توی گِل و لای
چون تو باهوش و حواست جمعه
...آره، خب - و یه عوضی تمام عیار نیستی -
از این خصوصیاتم متنفرم
اون کریس جلیکه؟
کار عجیبی داره میکنه؟
آره - پس خودشه -
عجله نکن، بذار یه دقیقه خاموش باشه
آره، الان مطمئنم کریس جلیکه
چون اونم بی برو برگرد ماشین تریستن ووی هستش
این روزا دیگه همهجور کار احمقانهای میبینیم
منظورت چیه؟
آهای؟ روز شوخیهای سال آخریاس
قراره کاپیتان تیم شنا غذای تایلندی به کلاس بیاره
و بِکی ووگان قراره نزدیک تالار اصلی سرسره خونگی درست کنه
و قراره یه نفر با ماشین کوچک داخل راهرو پارک کنه
خدایا، حتی پیشنهاد دادنش احمقانهست
آره، آره. میدونم
الان میتونی امتحانش کنی - چی؟ یعنی...؟ -
ماشین رو میگم
اوه، آره، آره
این دیگه چیه؟ مگه اینجا دبستانه؟
لعنتی
همش مزخرفه
توی عکسها هیکلم بزرگ میافته
گرچه در واقعیت هیکل کوچیکی دارم ولی نیازی نیست کسی اینو بدونه
فعلا
وایسا. کجا میری؟
کمدت این طرفه
آره، خودم میدونم کمدم کجاس مگه صدای زنگ رو نشنیدی؟
کمدت نزدیک دفتر سالنامهست و واسه طرح جدید نظرت رو میخوام بدونم
باشه، میشه بعد نهار انجامش بدیم؟ - آره، البته -
جدا رفتارت عجیب بود - فقط یکم استرس دارم -
شاید بهتر بود ویرایش اون چیز لعنتی رو قبول نمیکردم
باشه، فقط یادت باشه لوئیس اینجا دبیرستانه
اتفاقاتی که اینجا میافته، اهمیتی در دنیای واقعی نداره، گرفتی؟
آره - خوبه، بعدا میبینمت -
فعلا - فعلا -
هی، اگه خوب نبود، بهم بگو
صدای توئه؟ - آره -
کی باهات همخونی میکرد؟ - خودم -
یه آهنگ جدید بیرون دادم
میخوام این آهنگ رو توی مراسم ختمم پخش کنن
تابستون یه آلبوم ظبط میکنیم - نه بابا -
آره، میخوام قبل اینکه دیر بشه، یه وزنی کم کنم
خوبه. پس منم بیام تشویقت کنم
وگرنه چطور میتونم بعنوان مدیرت، 50 درصد سودم رو توجیه کنم؟
پنجاه درصد؟ - پنجاه درصد -
اینجا وکیل داریم؟ تو وکیلی؟ تو چی؟
خانمها و آقایون، امروز حال خوشی ندارم
باشه؟
نتونستم قهوه صبحانهام رو بخورم چون محل معلمها
از زمین تا سقفش پُر شده از بادکنک
ها ها ها
خودتونو خالی کنین
خیلیخب، بیاین از بقیه وقتمون که قراره اینجا باهم بگذرونیم
استفاده کنیم و واقعا یه چیزی یاد بگیریم
خب، بهتره همگی صفحه 20 از کتاب
...رو باز کنین - تکون نخور، ای حکیم -
هرکاری که میکنی، لطفا سریع تمومش کن مرسی
بانوی من، آیا من را در مراسم رقص همراهی میکنین؟
آره
خیلی بامزه بود همه قرار مدار داریم
حالا تمومش کنین تا برگردیم سر درسمون
خب
این اکسیژن خالص بود
صدای زیادی داشت، نه؟
ولی شعله یا حرارتی نداشت
ولی این بادکنک
کاملا با هیدروژن پُر شده
و اینطوری منفجر میشه
چون هر سه ترکیب واسه اشتعال شدن رو داره
شعله از آتش ما
اکسیژن از هوا
...و سوخت از
هیدروژن
زوئی، میشه لطفا یه دقیقه حرف بزنیم؟
مرسی، خانم سی
خب
گوش کن، میدونم سختیهای زیادی پُشت سر گذاشتی
ولی شاید دوباره توی جمع بودن حالت رو بهتر کنه
میخواین دفعه بعد من منفجرش کنم؟
فقط دوست ندارم دختر باهوش و زیرکی
که قبلا عاشق کلاسم بود رو اون پشت مُشتا ببینم
نه، من دیگه دارم فارغالتحصیل میشم و همه اینارو پشت سر میذارم
...از دانشگاه پردو پذیرش شدم و از پاییز
آره، یادمه یه معرفینامه خوب برات نوشتم
شاید کارم شتابزده بود؟
شاید همینطوره
ولی همونطور که همه بهم میگن، خانم کافورد
نمیشه گذشته رو تغییر داد
لطفا توجه کنید
تمرین گروه موسیقی امروز در تالار نخواهد بود
و بجاش در اتاق 112 تمرین ادامه پیدا میکنه
ممنون از همگی
رُزها قرمز هستن، بنفشه ها آبی تو ازم نپرسیدی، پس من ازت میپرسم، جشن هستی؟
ما باور داریم که میتونیم اوضاع رو» «طبق خواستهمون تغییر بدیم
ما بهش باور داریم زیرا درغیراینصورت نتیجه دلخواهمون رو نخواهیم دید
ما معمولا به نتایج چیزهایی که قادر به
تغییر آنها طبق خواستههای خودمون نشدیم فکر نمیکنیم
ولی به تدریج خواستههای ما تغییر میکند
شرایطی که امیدوار به تغییرش بودیم دیگر برامون بیاهمیت میشود
ما در پشت سرگذاشتن موانع سر راهمون ...شکست خوردیم، ولی زندگی مارو
به فراتر از آن بُرد
و اگر برگردیم و به گذشته نگاه کنیم
به سختی میتوانیم موانع را ببینیم «ازبس که دیگر ناپیدا شدهاند
چقدر جالب بود
و زمانی که مارسل پروست این رمان رو در سال 1922 تموم کرد
همون روز فوت کرد
حرفی ندارین؟ باشه
باشه
الو
No comments yet. Be the first to leave one.