نخستین 200 خط.
Resync : ted mosby gorgan-0171
آقاي فالو رسيدن،دريافت شد؟
سلام، آقا فالو، خوش اومدي
سلام، از ديدنت خوشحالم
مراقب اون باش
.....ما توي منطقه شلوغي هستيم
.پس بايد شانس بياريم که يه ماشين بگيريم
افراد زيادي هستن که منتظر شما هستن
ما خيلي خوشحاليم که شما اينجا هستيد
اين يه لحظه تاريخي هست، پيتر
.....آقاي فالو، من دوست دارم حالا که اينجائيد
بگم که چقدر کتاب شما رو دوست دارم
:وقتي که از فالکنر پرسيده شد که سه تا کتاب معرفي کنه، اون گفت
آنا کارنينا، آنا کارنينا، آنا کارنينا
:امروز هم ميگه "داستان واقعي مک کوي و لمب بيهوش
"داستان واقعي مک کوي و لمب بيهوش, .....داستان واقعي مک کوي"
....من ميدونم شما اين رو چندين بار شنيديد
.. اما جائي که شهردار هست مشرف به بالاي شيشه سس مايونز هست
خب، ادامه بده
از اين طرف
من همراه آقاي فالو هستم
برو دنبال کارت نبايد اين اتفاق ميفتاد
متاسفم
از اين طرف، آقاي فالو
ما بايد از اين دو تا در بريم
ما توي مسير هستيم
...اما من بايد بگم اگر بخوام شما رو توصيف کنم
به طور کامل مثل زنبورها مشغول به نظر مياين
....اگر من بتونم شما رو توصيف کنم
..."چطور به نام خدا.... چه کسي به نام خدا رو ...
"...وسط خوردن يه شيشه مايونز وسط يه ملاقات عمومي بکار ميبره؟
مامور
من چارلي باچانن هستم، ايشون همسر بنده استفانيک و اين هم دختر من هست.
آقاي فالو، من کتاب شما رو 15 بار خوندم
سال بعد، سال بعد من تصميم دارم يه دوره براي اين کتاب داشته باشم
ما ميريم بالا، اتاق خودمون
گرسنه اي؟
اين ماهي قزل آلا هست، ولي من فکر نميکنم تو به اين دست بزني
آقاي فالو اين يه جور احترام براي خداحافظي کردن هست
خداي من
خداي من
ما يه مقدار دير کرديم
....من نميدونم چي بايد بگم، ولي بزار ببينم
اسمت چيه؟ سوزان
ازدواج کردي؟
معذرت ميخوام
حيوانات
همه به برطرف کننده بو نياز دارن
بسيار خب، بسيار خب، بايد بريم
همه چيز تحت کنترله
هيچ نگراني وجود نداره
معذرت ميخوام، من نگران نيستم ميتونم خودم رو معرفي کنم؟
اسم من پيتر فالو هست
من نويسنده ام
اما تو بايد اين رو از قبل ميدونستي
...مگر اينکه اخيراً روزنامه نخونده باشي يا تلويزيون نگاه نکرده باشي
.که نميدوني من کي هستم....
من مرد نوشتن هستم
قهرمان غروب
من و کتابي که قبلاً نوشتم
قهرمان غروب امشب همراه ما نيست
ما دنبال اون اومده بوديم
...حالا، اگر فکر ميکنيد که وقتتون تلف نميشه و
اگر يادتون مياد يه عبارتي از کتاب بهترين فروشنده کوچک بگيد....
چه سود و منفعتي براي يه نفر وجود داره که دنيا
رو بدست مياده ولي روح خودش رو از دست ميده؟
اونها دارن مينويسن
اين يه داستان در مورد يه مرد هست
اون واقعي هست
و اين داستان از يه شب باروني چند سال قبل شروع ميشه
قهرمان داستان ما، شرمن مک کوي با يه تلفن ساده هست
......اما با وجود 11 تا تلفن و 7 خط تلفن مختلف
.در آپارتمان 14 اتاقه بيشتر از 6 ميليون دلاريش
اين تلفني بود که اون نميتونست توي خونه باهاش صحبت کنه
داري چيکار ميکني؟
من با سگم قدم ميزنيم
تو يه سگ نداري که باهاش قدم بزني تو "مارشال" رو داري
مارشال اسم داره، اين فاميلي هست ...و در هر صورت
داره بارون ميومد.....
من ميشناسمش
پس صداش بزن مارشال
اون نميخواد بره
انجام دادي، مارشال؟
....جودي
بسيار خوب، خوش گذشت
اون از اين مورد راضي نيست، آقاي مک کوي
من هم راضي نيستم، بيل
توني، آقا، من توني هست
خب، به هرحال
بزار اون مرد همينطوري باشه
سلام، شرمن
عصر بخير، پولارد
داره بارون مياد، ميدوني
متوجه شدم، آره
شرمن يه دوست راستگو بهترين دوست آدم هست
پولارد، تو جمله هاي ماندگاري ميگي
من ازت عذر خواهي خواستم؟
اين بهترين کاري هست که ميتونستي بکني؟
ما داريم با هم شوخي ميکني؟
من نميدونم شما در مورد چي داريد حرف ميزنيد
علاوه بر اين اگر موقع رفتن خيس ميشي، بهتره سرويس خبر کني
بيا، مارشال
ماريا، سلام، منم
کي؟
متاسفم، ممکنه با ماريا حرف بزنم؟
کيه؟
شرمن، توئي؟
عيسي مسيح
ما برگشتيم
تو حق داشتي، من داشتم خيس ميشدم ومارشال کاري نکرد
...اگر ميخواي با ماريا حرف بزني
چرا من رو صدا کردي؟
منظورت چيه؟
لطفاً دروغ نگو دروغ پيشوني تو رو چروک ميکنه
داري در مورد چي حرف ميزني؟
تو بايد صورتت رو ببيني
اگر اين کار رو نکنم، چيزي رو از دست ميدم؟
اينجا واستادي و داري ميگي که نميخواي با ماريا صحبت کني؟
تو فکر ميکني من صداي تو رو نميشناسم؟
جودي، من بيرون با سگ قدم ميزدم
چروک شدن، چروک شدن
من دروغ نميگم، من داشتم قدم ميزدم
و بعدش هم اومدم اينجا و اين داستان
من به سختي ميفهمم تو داري چي ميگي
تواز من ميخواي که يه موضوع منفي رو ثابت کنم
موضوع منفي؟
خداي من، شرمن
به صدا گوش کن فشار رو گوش کن، ميشنوي؟
نميخوام کسي اينجا باشه ،نميخوام
من دلچسب و قشنگ هستم
من سزاوار اين نيستم
اينجا يه تلفن هست، بهش زنگ بزن
من فکر نميکنم، من واقعاً فکر نميکنم
تو يه آدم بي ارزش و کثيف و دروغگو هستي
و داري فرش گرون قيمتم رو خيس ميکني
اون حق داره
و شرمن اين رو ميدونه
چطور اون ميتونه اينقدر احمق باشه؟
يه زنگ تلفن ساده
روز بعد ، هنوز جوئي اون کلمات توي گوشش زنگ ميزدن
"بي ارزش ،کثيف و دروغگو. "
-کمپل، ما آماده ايم؟ -من بيرون هستم
نگهش دار
مادرت کجاست؟
اون داره براي زندگيش گريه ميکنه
"گريه براي زندگي. "
مثل تمام مردهاي قبل از اون، اون هم شوهر مناسبي براي اشکهاي زنانه نبود
اون منو نبوسيد چونکه خيس بودم
کمپل بيا مامانت رو بوس کن
:چرا اون اين رو نميگه
"نگاه کن، جودي، من هنوز دوست دارم
"من هنوز دخترمون، خونمون و زندگيمون رو دوست دارم
"ولي من يه استاد دانشگاه هستم
"من بيشتر ميارزم "
خيابانهاي کمي بر وال استريت برتري دارن
چند تا؟دو تا، سه تا، شايد هم حداکثر 400 تا
....براي اين مرد، اين استاد دانشگاه
...و شرمن مک کوي يکي از اونهائي بود که...
...به هيچ وجه محدوديتي براشون وجود نداشت
سلام، شما با 5557771 تماس گرفتيد
پيامتون رو بزاريد تا بعد به شما زنگ بزنم ممنون
ماريا، من چند روزه دارم به تو زنگ ميزنم به دفتر من زنگ بزن
جني از لندن اومده
-بزار برم، بزار بزم -ساکت باش، رالي
نبايد زياد هيجانزده بشيم
آروم، خونسرد و راحت باش
بزار آرامشمون رو براي چند ميليون دلار از دست نديدم.
شرمن، تو بايد از يخ درست شده باشي
فقط يادت باشه، يه فروشنده عصباني يه آدم مرده هست
چقدر هزينه ميخواي با اين عمل احمقانه بزاري روي دست ما؟
من 600 ميليون دلار براي خريد اوراق قرضه لازم دارم
تو ميخواي ما 600 ميليون دلار رو صرف اوراق قرضه دولت فرانسه کنيم؟
من در مورد اين اطمينان دارم اين واقعاً يه روياي قشنگ هست
-کجا هستي، جني؟ -دارم کريکت بازي ميکنم
بعضي ها فقط يه ضربه الکي به توپ ميزنن
-کي بازي ميکنه؟ -تکنيک ندارن
يه چند تا مرد با شلوار سفيد هستن
وضعيت چطوره، ما هستيم يا نه؟
طلا قابليت ماندگاري داره
برنار شاسز قبلاً با 300 ميليون دلار بود
حالت بهتره؟
تو ميخواي من روبه يه پير مرد نشون بدي
يه پير مرد پولدار، جني، يه پير مرد پولدار
يه مرد 600ميليون دلاري
حق العمل شرمن قبلاً 1.7 ميليون دلار بود
کل روزهائي که کار ميکرد
اون اونجا بود، اون بالا
......غير قابل نفوذ، نا ملموس
مجزا از ضعف يا قدرت....
يه استاد دانشگاه
يه نقطه اوج براي چشم انداز دنيا
بالاترين نقطه براي سقوط کردن
شرمن، تو يه فرشته مستقل هستي که همه راههاي بيرون رو طي کردي
من بايد باهات حرف بزنم من کارهاي احمقانه زيادي کردم
ميخواي در موردش حالا حرف بزنيم
من ميترسم در موردش حرف بزنم
شرمن، نميخواي اول يه مقدار آب سرد بخوري؟
من ميدونم خنده دار به نظر مياد، ولي خنده دار نيست
اين اشتباه خودت هست که مثل شاه ماهي قرمز هست
منظورت در حين ارتکاب جرم هست
No comments yet. Be the first to leave one.