نخستین 200 خط.
حرکت دیگه ای بود برای اخراجش
اون تا حالا خیلی بیشتر از من برای درست کردن جوهر پرینترش
پول خرج کرده
قراره 11 تا شرط برای اون حرومزاده بزارم
وایسا ببینم، میشه؟
"سوزی"
...میدونم
ما اینو ۱۰۰ بار روش بحث کردیم
نمیدونم چرا اینقدر به این نکته اشاره میکنی
عزیزم، میدونی چیه؟ باید برم
اوه ، خدای من
چی شده؟
تیراندازی شده !تیراندازی شده
نمیدونم اونا از کجا شلیک میشن
...به 911 زنگ بزن
برید پشت دیوار ! برید ! برید
* ترجمه و زیرنویس : * سعیـد
پرسنل تو ساختمون همه خارج شدن
تیرانداز سه تا رو انداخته رو زمین
هنوز نگفتن که چند نفر بعد از مهمونی مجروح شدن
بعد از این که اولین جسد افتاد زمین مردم به آسمون نگاه میکردن
بعد یه ثانیه ، جیغ کشیدن شروع شد
بعد از سومی ، همه چی از دست رفت
منظورم اینه که همه ریختن روهم
دوزخ دوزخ
مردم به همدیگه میخوردن یه نفر هم که ماشین بهش زد
سهتا گلوله، سهتا قتل
همه شلیک ها به سر و هدفهای متحرک
مثل ماهی توی بشکه
تیرانداز لعنتی توی کارش خیلی خوب بوده
تموم کشته شده ها از این ساختمان خارج شدن
"شماره 101 خیابون "پارک
آرنولد کلهون" از گارد امنیتی"
"شانا تورز" "یه منشی در "مدیسون
تو لابی با خواهرش قهوه میخوردن
بعداز اونا "رونالد پو" رو داریم
یک دستیار وکیل آمریکایی در منطقه جنوبی
میدونیم کجا کارمیکنه
اون بلیط تو برای سفر ـه
هی
باشه
حداقل یه گلوله داریم که از این دو جا رد شده
شما بچه ها این قطعات اینجا رو چک کنین
میتونم نشونه ات رو قرض بگیرم؟
تیرانداز ما از اونجا شلیک کرده
هی بگو یه تیرانداز خوب لعنتی ـه
شاید یه تیرانداز مسابقه یا یه شکارچی؟
شاید نظامی ؟
دارم میرم طرف احتمال سوم چرا؟
یه شکارچی به سر شلیک نمیکنه
من هیچ اثری از پوکه فشنگ نمیبینم یه تیرانداز مسابقه
باید پوکه رو ول کرده باشه تا کس دیگه ای پاکش کنه
خوب ، پس از ارتش اومده بیرون
...این ساختمون ها
این یه ظرف ماهی ـه
به هیچ وجه در فضای باز اتراق نمیکرده
اون به پوشش احتیاج داشته
"او . ای"
اونجا
عالی.. فقط کافیه منتظر شکار باشی
"آره ، ولی اون نمیدونسته که چه وقت "پو
و دیگران برای کاری
قراره از ساختمون خارج بشن
مگر اینکه این خودسرانه باشه
اونا برای یک مدت اینجا منتظر بودن
من هیچ فنجون قهوه یا ته سیگاری نمی بینم
بسته شیرینی ، هیچی
این شخص یه قاتل آموزش دیده است
یه تک تیرانداز میتونه ساعتها بشینه
نبض شون هرگز بالای 40 نمیره
حدس میزنم از رنجرها یا "سیل" ها باشه
...دیدی روشن از ورودی ساختمون
درسته ...یک میدان باز آتش
سریع از پلهها پایین میره
آسانسور رو میبره پایین تا لابی
بعدش توی این هرج و مرج ناپدید میشه
درست در وسط خیابون
آره، ولی تنها مشکل اینه که
کسی متوجه نمیشه
که یه تکتیرانداز داره با یه تفنگ تو مرکز شهر راه میره
مگه اینکه تیرانداز از یه تفنگ مخفی استفاده کرده باشه
تفنگ تاشو که تو یه کیف جا بشه
یا کوله پشتی
این یارو یه نقشه داشته
رولان پو" یک ستاره در حال طلوع" در دفتر وکلای آمریکا بود
که باگذاشتن آدمهای
بد پشت میله ها به اونجا رسیده
پس ما درباره مالیات و کلاهبرداری امنیتی صحبت میکنیم
پولشویی, کلاهبرداری در املاک
عکسهای بزرگ شرکتی عمدتاً کیسههای زباله و بازیافت
"ما بایدبه هرپرونده ای که "پو پییگیری میکرده نگاه کنیم
اولویتبندی با متهمانی ـه که منتظر کیفرخواست هستن
چی ؟
واقعا فکر میکنی یه نفر رو بخاطر برگشت مالیات میکشن؟
مردم برای کمتر از اینا هم کشته شدن اون آدم افرادی رو فرستاده پشت میلههای زندون
مردم برای کمتر از اینا هم کشته شدن
بعضی وقتها فقط از روی عصبانیت یا دیوونگی بوده
اما همیشه یه انگیزه وجود داره
خوب، ما باید به دو قربانی دیگه هم نگاه کنیم
هیچ علامت قرمزی رو زندگی شون نیست
هیچ ارتباطی با "پو" یا کس دیگه ای نداشتن
خوب ، شلیک در یک فضای عمومی بوده
خب ، هرگونه ارتباط بین قربانیان ضعیف به نظر میاد
برای اون ، حکم یه عنصر نمایشی داشته
پس میگی اونا سعی کردن که صحنه سازی کنن
ایجاد وحشت ؟
حتما ،ترسوندن مردم
تو ساعت شلوغی صبح وسط میدون عمومی
خوب ، ماموریتش رو انجام داده
پلیس نیویورک قبلا همه دسترسی به پارک رو بسته
حوزه های عمومی ، زمینهای بازی
کشتن از دور یک تلاش برای
اثبات یا بازپس گیری قدرت ـه
بنابراین تکتیرانداز ما احتمالاً عقبنشینی اخیر یا
تلفات شخصی رو تجربه کرده
مراکز تجاری در ساختون رو جستجو کن؟
هرکسی که اخیرا به کارش پایان داده؟
هر کسی که تهدید میکرده یا از مسائل مدیریتی عصبانی بوده؟
یا معمولا ناراضی هستن؟ روش کار میکنم
هنوزگزارش گلوله شناسی نرسیده؟
آره، پزشکقانونی داره کالبد شکافی میکنه
تا گلولهها رو پیدا کنه ولی کارشناسان تعیین مسیرگلوله
از روی تیکه های گلوله ای که ای ار تی" از خیابون بازیافت کرده دارن کار میکنن"
باشه آره
من با "سامی" حرف میزنم
سامی
خبرهای خوب رو بهمون بده
ترجبح میدم اول خبرهای بد رو بدم
داروش وجود داره ، سامی خیلی بامزه بود
خب تکه هایی که "ای آر تی" پیدا کرده اونقدر کوچیک ـه که نمیشه کالیبرش رو شناسایی کرد
پس بعد از اون همه ، هیچی؟
نه کالیبر ، نه نوع مهمات
در مورد خریداران، فروشندهها
خب ، من از نرمافزار بازسازی دیجیتال برای
ساخت قطعه استفاده کردم
بهم این امکان رو میده که از بانک اطلاعات
بالستیک یکپارچه ملی استفاده کنم
دندونه ها چی هستن ؟ نشونه های پیچش
یه قالب از محل نشستن
گلوله در داخل پوکه
بخشی از روند
بستهبندی مهمات
بنابراین، تیرانداز میتونه وزن و قدرت گلولههای
خودشو تنظیم کنه
نوبت توئه
"6.5میلیمتری "گرندل
شبیه به کالیبرهای شکاری معروف ۳۰۸
"اما 6.5میلیمتری "گرندل
سبکتر، ارزونتر و لگد آروم تری میزنه
بنابراین یه تکتیرانداز میتونه سریعتر شلیک کنه و گلولههای بیشتری خرج کنه
این باعث نمیشه حالم بهتر بشه
یه گرندل 6.5 ، میتونه ، هم لوله داشته باشه
و هم قابلیت مخفی برای تیرانداز؟
اون میتونه با هر تعداد از پایه های سلاح لوله داشته باشه
اون میتونه تا بشه و تو هرچیزی
به کوچکی کیف راکت تنیس حمل و مخفی بشه
ما باید فروشگاههایی رو بگردیم که تو یک ماه اخیر
تفنگ گرندل 6.5 فروختن
به نظرمیرسه "پو" شاید یه کار سطحی کرده باشه
دفترش گفته بود که زمانیکه تیرخورده
با دکترش قرار ملاقات داشته
تو جدول تقویم اش فقط با یه وکیل قرار داشته
الان کسی تو دفتر خیابون "پارک" اون هست ؟
نه ، متاسفانه
هیچ چیز بدی در این مورد وجود نداره
وکلای مدافع به دلیل برگزاری جلسات فوری مشهور هستن
آقای "پارنو" وکیل طلاق - ه
حالم بهتر شد
پو "دو بلیط هواپیما "
به" تورکس "و" کایکاس "فرستاده برای یکشنبه
نیازداشته تعطیلات رو با همسرش باشه ؟
امیدوارم ، ولی تا اونجایی که میتونم بگم
پاسپورت خانم "پو" پارسال مهلتش تموم شده
دولت هیچ سابقه درخواست تمدیدی نداره
خدمات خصوصی وجود دارن که ظرف 24 ساعت تمدیدش میکنن
خب، تو حتما خوش بینی
رشد مسلمان در نیویورک پس از حادثه ۱۱ سپتامبر؟
یه جورایی باید باشه
نظرت در مورد افراد آموزش دیده نظامی که این روزها میرن ، چیه؟
به نظر یه جور خیانت ـه
باخانم "پو" صحبت کن
و به اسم هرکدوم از تیراندازهای
بازنشسته ارتش که درمنطقه سه گانه
زندگی میکنن ، نیازداریم
چطور میخوای از پسش بر بیای؟
منظورت چیه؟
میخوای نقش اصلی رو بازی کنی؟
پیوند تیکه به تیکه کوچیک بهم؟
میتونیم کمکش کنیم که حلش کنه
اون ممکنه عزادار باشه ولی هنوز یه مظنون ـه
آره ، این یکی یه بندبازه
آره
ملانی و میشل
اونا با خواهرم تو اتاق بودن
... باهاش با گوشی حرف میزدم وقتی که
"متاسفم ، خانم "پو
نمیدونم چطور بهشون بگم ... با چه کلماتی
رولی" میتونست به "وال استریت" رفته باشه، میدونی"
اما اون یه جنگجو بود
به نظر میاد واقعا به انتخابش اهمیت نمیدادی
No comments yet. Be the first to leave one.