نخستین 200 خط.
آخرشم اومدی اینجا؟
رضایت؟
خیلی دل و جگر داشتی که پاشدی اومدی اینجا
من با تو دیگه حرفی ندارم
برگرد
...بذار سوجو بره
باهات حرف دارم
نه
همینجا بمون
حالا بگو
...تو باید دلایلی داشته باشی
...که با جون هیوک مرگ مغزی پدرمو
سریع اعلام کردی
...من
خطا کردم
...لطفا
منو ببخش
تو بخاطر کار خطائی که کردی باید مجازات بشی
میگی متاسفی ولی نمیخوای مجازات بشی
و انتظار داری من ببخشمت؟
...خیلی مطمئن بودی بر میگردی بیمارستان
تو دیگه چه رویی داری
اگه من جای تو بودم
ترجیح میدادم خودمو بکشم
رضایت دادن در این مورد دست من نیست
تو باید بری از خانواده کانگ ته این رضایت بگیری
!من بهت کمک کردم
بخاطر همین بدون بازداشت منتظر محاکمتی
چه فایده داره بالاخره که قراره بازداشت بشم
این بهای کاریه که کردی
فقط هقت سال
...بخاطر درد و عذابی که به بقیه دادی
تو ناز و نعمت زندگی کردی فقط بخاطر هفت سال
میدونم
خودمم پشیمونم
پس مجازاتت رو قبول کن
من دیگه چیزی برای گفتن بهت ندارم
برگرد
!صبر کن ، فقط یک ثانیه گوش کن
بله مامان
اینقدر اوضاعت بده
چطور؟
زود باش فوری بیا خونه
...به نظر میاد یکی
کاری کرده که برات حکم بازداشت صادر بشه
من ....هیچی نگو
رفته بودم خونه کانگ ته این التماس شون کنم
یه وکیلی بهشون زنگ زد
...تیم حقوقی شرکت رئیس هان
...گفت قراره تو رو بازداشت کنند
که از قدرتت سوء استفاده کردی
...کلی پرستار و کارورز بودن که خسارت دیدن
تو فکر کنم وضعیتت جدی شده
اگه من جای تو بودم
ترجیح میدادم خودم بکشم
نکنه ، کار هان سوجو بوده
کی؟
هان سوجو ، دختر چوی میونگ هی
هان؟
پس سعی داره تو رو بندازه زندان
می بینم که نبرد جانانه سر کانگ ته این راه افتاده
نه خب آخه واسه چی؟
مشخص نیست؟
...قبل این مسائلم ازم کینه داشت
الانم میخوای از شر من بخاطر ته این خلاص بشه
دختره عوضی
...پس
فکر نکنم سوجو بذاره پدرومادر ته این رضایت بدن
فکر کرده کیه ؟
مادرش که الان هیچکاره است
درسته اون زن الان هیچ قدرتی نداره
رئیس هان میخواد طلاقش بده
اصلا به هم نمیخورن
اونها حق ندارن تورو تحت بازداشت قرار بدن
یون دونگ قراره تو لازم نیست کاری کنی خودشون خودشونو می ترکونن
خوشت میاد؟
چی؟
بخاطر تو کاری میکنم از شر هه وون خلاص شی
منظورت چیه؟
...بخاطر کارهای هی وون
به جای اینکه بدون بازداشت محاکمه بشه محکوم به زندان بشه
بخاطر نقض قانون پزشکی
چی؟
...حواست به دادگاه باشه
...می خوایم یک مجازات شدید
...بخاطر ضربه به شرکت و بیمارستان
...براش در نظر بگیرن
هر طوری شده باید مجازات بشه بدون هیچ رضایتی
بله چشم
چرا اینقدر کار کردی
نمی تونم بذارم بعد از کارایی که کرده به ته این نزدیک بشه
به پدر و مادر ته این بگین که هرگز رضایت ندن
تو خیلی ازش ناراحتی
مامان جایی رفته؟
خب ...رفتن بیرون
کجا رفتن؟
وسایلش جمع کرد و رفت
چی؟
به تو چیزی نگفته؟
نه اصلا
اینو ببین
حتی برگه رو مهر کرده
گوشی شو جواب نمیده
باید پیداش کنم
مامان احتمالا اینجا نیومده؟
منظورت چیه؟
مامانت چی شده؟
اتفاقی براش افتاده؟
بگو چه خبر شده
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.
مامان دای چیکار میکنی؟
این چه وضعیه
میخوای اینجارو به آتش بکشین؟
معذرت میخوام مامانم به حال خودش نیست
برین بیرون دیگه نمی تونم شماهارو تحمل کنم
ما جایی نمیریم
چرا باید از خونه خودمون بریم؟
وای خدا دیوونه است
به چه جراتی یک خدمتکار با من اینطوری حرف میزنه
میخوای اخراجت کنم؟
شوهر رئیسه
پسرم قراره به زودی جای رئیس هان بشینه
مامان چرا اینطوری میکنی
...زن دایی ، مامان
...این زنه دیونه است
کرایه که نمیده دردسرم درست میکنه
قبل از اینکه به پلیس زنگ بزنم فوری از اینجا برین بیرون
مامان خودتو جمع و جور کن
مامان تو اینجوری کنی من چیکار کنم؟
زن دایی چش شده؟
نمی دونم
انگار بخاطر این مسائل شوکه شده
...بعضی وقتها یادش میره اوپارو گرفتن
و بابا بیمارستانه
سوجو
نگران جراحی بابات نباش
ما هر طور شده نجاتش میدیم
میدونی که بیمارستان ما حرف اولو تو پیوند میزنه
چرا اینطوری میکنی به خودت بیا
جون هیوک بیچاره
بابات چی؟ اونو چیکار کنیم؟
اما ، تو اینجا چیکار میکنی اونی؟
نمی تونم مامانم پیدا کنم
احتمالا اینجا نیومده؟
عمه گم شده؟
باباتو چیکار کنیم؟
جون هیوکو چیکار کنیم؟
...عمه کانگ ته این تو نتیجه آزمایش
مادر و خواهرم دست برده
جون هیوک
..داره کاری رو که من با باباش کردم
الان تلافی میکنه
حالام میخواد نتیجه آزماش منو عوض کنه
شماباید جلوشو بگیری
به خودت بیا جون هیوک
بخاطر تو دوتا خانواده گرفتار شدن
انگار هنوز نفهمیدی
به شوهر عمه بگو در مورد این موضوع تحقیق کنه
اگه اینکارو بکنه ما دیگه کاری نمی تونیم بکنیم
من دارم طلاق میگیرم
چی گفتین؟
بعد از مهر کردن برگه های طلاق
وسایلم جمع کردم و از اون خونه اومدم بیرون
دیوونه شدی؟
چطور میتونستم تو اون خونه بمونم؟
بعد از کارهایی که شما کردین
نه
باید برگردی و تحمل کنی
چرا...چه فایده ای داره؟
واقعا نمیدونی؟
اگه طلاق بگیری کاملا مارو کنار میذاره
شوهرت دیگه هیچ ارتباطی با ما نداره
و یون دونگ همه چی رو دستش میگیره
چرا خونه رو ول کردی؟
تو باعث شدی یون دونگ به اینجاها برسه
بخاطر همین زندگی سوجو خراب شده
الان فقط آینده خودت اهمیت داره؟
عمه
...تو
چی مونده تا باباتو نجات بدی
بعد از بیرون اومدن جواب آزمایشت هر کاری خواستی بکن
...باید بتونی اجازه بگیری بیای بیرون
تا بتونی به بابات ریه بدی
...بعدش مجازات کاراتو
قبول کن
اومده بود اینجا؟
.بله
مادر هی وون اومد اینجا التماس میکرد
تا رضایت بدیم
قلبم میگیره بهش فکر میکنم
اونوقت شما چی بهش گفتی؟
معلومه، بهش گفتم مسخره است
نیومد پیش تو؟
چرا اومد
من خودم حواسم هست بهش اگه بازم اومد راش ندین بیاد تو
میخوای چیکار کنی؟
هر کار تو بگی میکنم پس عاقلانه فکر کن
...اونها جلوی عمل باباتو گرفتن
و باعث مرگ یکی دیگه شدن
یادت رفته باما چطوری رفتار میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.