نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامی شخصیت ها، مشاغل، گروه ها و مکان های) (به کار رفته در این سریال، ساختگی میباشند
چطور جرات میکنی ازم عصبانی بشی؟
اگه این عادت نوشیدن نیست پس چیه؟
...این عادت نوشیدن نیست
فراموشش کن
حداقل من مثل جنابعالی نامرد نیستم
میدونم حسم چیه
!نهخیرم، میدونم
میدونی؟
..هیچوقت صادق نبود- الان منظورت از این حرفا چیه؟-
داری میگی جلوی زن سابقم وسوسه شدم؟
انکارش میکنی؟
یه بار دیگه بهش فکر کن
معلومه
که غافلگیر شدم
یادت رفت برسونیم خونهام
اومده بودم عشقمو بهت اعتراف کنم
،ولی با همسر سابقم بودی چطور یه مرد میتونه تو اون شرایط آروم بمونه؟
عصبانی بودم و میترسیدم همه چیز رو خراب کنم
ای خدا، باشه
ببخشید نتونستم برسونمت خونه
چی گفتی؟
گفتم ببخشید
نه، اون نه
گفتی سعی داشتی عشقت رو بهم اعتراف کنی؟
اگه اینجوری نبود چرا باید میرفتم اونجا؟
!اگه زودتر بهم گفته بودی بهتر بود
...اونجوری انقدر احساس بی ارزش بودن نمیکردم
...این جواب
سوالتو میده؟
::::::::: آيـــ(عـشق قـراردادی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!یا خدا، ترسوندیم
بله
به سلامت رسیدی خونه؟
دیر وقته، چرا نخوابیدی؟
اما بازم منو رسوندی خونه
فکر کردم حداقل باید ببینم راحت رسیدی خونه یا نه
آره راحت رسیدم خونه
چرا حالا که تایید کردی نمیخوابی؟
ببخشید؟
آره، پس دیگه قطع میکنم
سانگ اون- بله-
خب، معذرت میخوام
برای چی؟
...فقط چون
خسته به نظر میرسیدی
گفتی به خاطر من نتونستی بخوابی واسه همین از روی نگرانی گفتمش
آها
پس این جذابیت یه مرد رک و راسته
باید خسته تر از من باشی، اول برو بخواب
باشه
چرا اول نمیری؟
نه، اول تو برو
نه، اگه اول بری بخوابی منم میرم
!نه
اول تو برو
...نه، اول تو باید بری
تو هم باید فردا بری سر کار
تو هم فردا میری سر کار
باید بری بخوابی چون فردا قراره همسر کانگ هه جین باشی
خب، آره، باید بخوابم، پس خداحافظ
بیا فردا بعد از تموم شدن کارت همدیگه رو ببینیم
چهارشنبه خیلی دوره
!خدایا
یعنی انقدر دوستم داره؟
شام معرفی خانوادگی؟
خانم جیمی و کانگ هه جین؟
اگه دقیق بگیم، گروه اینا و کانگ جین
هر دو شرکت تو بحران هستن
احتمالا برای حفظ وجهشون خیلی ناامیدن
همچنین، قبلا ازدواجشون رو اعلام کردن
مشکل چیه؟
هر وقت خانم جیمی رو دیدم
همیشه میگفت که از دنیای پولدارها متنفره
...مطمئنی باهاش مشکلی نداره
فقط چون تنها مونده بوده بهش آلوده شده
...حالا، من
همه چیز رو به عقب برمیگردونم
...فکر نمیکنم آسون باشه
خیلی لیلی به لالاش گذاشتم
نونا
...آیگو
هی، نونا
نونا
!هی
نونا، یه مشکلی هست
خانم یو عجیب غریبه
!گفتم اون الان واقعا عجیب غریبه
!همین الان پاشو، بیا بیرون
ای خدا
بیدار شدی، خوشحالم
خواب نامنظم برای پوستت خوب نیست
اینا چی ان دیگه؟
صبحانه
مورد علاقههات رو آماده کردم
یه کاری هست که باید بهش رسیدگی کنم
در آرامش غذاتو بخور
اون چش شده؟- خیلی عجیبه، نه؟-
اون حتی یه گوجه فرنگی هم نمیخورد مگه اینکه من بشورم و بهش بدم
واو، عجیبا غریبا
...تو حتی به غذاش دست هم نمیزنی، نه؟ من ترتیبش
چرا خودمو باهاش دعواهای کوچک کنم؟
باید هر چی که میتونم رو بگیرم
از کلهی سحر داشت این رو آماده میکرد
نسبت بهت احساس گناه میکنه؟
معذرت خواهی کرد؟
هی، تو واقعا نمیدونی چطوری آدما رو بشناسی
راستی، تو دیروز اتاق من رو تمیز کردی؟
همه لباس ها و روسری های منو شستی؟
نه، من هر چهارشنبه تمیزکاری میکنم
...چطوری باید... این ساندویچ رو بخورم
چطوری باید بخورمش؟
چه روز زیبایی
...هی، این خیلی هم بد نیست
برای همه زحماتتون ممنونم
بله، سلام
اولین باره که دارم لبخندش رو میبینم
درست میگی
سلام
برای سخت کار کردنتون ممنونم
صبح بخیر
بنظر به خیره
اون خندید، آره؟
منظورت چیه؟ مشکل همسرمه
اگه امتیاز زوج ها رو ترکیب کنن، اون امتیاز من رو به زیر نصف کاهش میده
بیخیال، اون روز چهار تا بیردای شاتز* گرفتی یه اصطلاح گلف به این معنی که با یک امتیاز کمتر توپ رو وارد سوراخ کنی
پرتاپ دو برابرش رو ندیدی؟
کیف گلفش پر از پیازه*، باید از فردا شروع کنه پیاز بفروشه
به هر حال، این سومین یکشنبهست، رزرو کردنش سخت بود
!بله
سومین یکشنبه خوب به نظر میاد
منم میام
ببخشید، ولی تو کی هستی؟
قاضی جانگ جی هو به من گفت که به برنامههای زوجین دعوتش نکنیم
لطفا از این به بعد، به همه برنامه های زوجین دعوتمون کنین
از جمله یکشنبه ها البته
شبیهش به نظر میاد، اما قطعا قاضی جانگ جی هو نیست
باشه، اما نه برای گلف
فقط موقعی میشه باهم گلف بازی کرد که در یه سطح باشی
اما تو حتی نمیتونی صد امتیاز بگیری
باید تک امتیازی بازی کنی
پس فقط همسرت رو بفرست
این خوب نیست
اگه اینجوری بیرونم کنین نمیتونم باهاش کنار بیام
پس فعلا
من هیچ وقت از آدما نترسیدم
اما اون تازگیا یکم ترسناکه
خیلی زیاد
جیمی خودش این رو گفت؟
که کانگ یو جینُ میبینه؟
آره
زنِ تو عکسای روزنامههای زرد هم جیمیـه
به هر حال، کوچکترین پسرش چند وقت پیش
خونه رو ترک نکرد؟
برای همین موضوع با پدرش درگیری داره
رئیس کانگ جین، همیشه هر موقع داریم بازی میکنیم در مورد کوچکترین بچهاش لاف میزنه
میگه بیشترین شباهت رو به خودش داره
اون نمیتونه جلوی لاف زدنش درباره اینکه چطوری شاخ به شاخ میجنگه و
به خوبی از تجارتش محافظت میکنه رو بگیره
فقط صبر کن و ببین
اون تبدیل به نیروگاه کانگ جین میشه
پسرای بزرگتر فقط پر از حرص و طمع هستن
اونها اصلا برای رقابت باهاش مغز و عقل ندارن
میخوام خانم جیمی رو به محل اقامت برگردونم
واقعا این کار لازمه؟
میتونیم فقط به یه خونه جدید ببریمش- ...اون روز-
اگه به محض اینکه رسید کره، بجای اجبارش به ترتیب قرار ،ملاقات برای ازدواج
به یه غذای گرم مهمونش میکردین
یه همچین فاجعهای درست نمیشد
من از درون و بیرون به بهترین شکل تربیتش کردم
بهش گفتم که بخشی از خانواده اینا هستش
هیچوقت بهش نگفتم که یه ربات استخدام شدهست
،اگه یه دختر حرف گوش کن میخواین
اول باید خانواده خوبی باشید، درسته؟
همراه با شما خانم یو، درسته؟
نه
چیزی که اون نیاز داره یه خانوادهست
نه یه دایه
پس با کانگ جین تماس گرفتی؟
شایعه ارتباطش با سونگهان همه جا پخش شده
خودم باهاشون تماس میگیرم
اومدی، هیونگ - آره -
اینا از طرف فنای خارجیه
با احتیاط بفرستشون خونهام
حواست باشه چیزی فراموش نکنی، حتی یکی
فنای من میدونن؟
که حتی کانگ هه جین هم توسط یه زن رد میشه؟
میدونی چی بیشتر درد داره؟
اینکه بوسیدمش و بعد رد شدم
من بخاطر اینکه خوب میبوسم معروفم
چجوری باید میبوسیدمش و ... خدا
آره، شاید داره سعی میکنه سخت بدست بیاد
شاید بخاطر اولین بوسهمون خجالت کشیده
خیلی زن مغروریه
نوبت منه که به سمتش برم؟
میخواد من اینکار بکنم؟
مطمئنی دستت خوبه؟
آره، چون جوونم زود خوب میشم
بگذریم، اون لعنتی کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.