نخستین 200 خط.
:ویراستار آرشین
تو حالت خوب نیست، درسته که مشروب هم بخوری
اه من حالم خوبه، داشتم تمیز کاری میکردم اونو درآوردم
میتونم فعلا اینجا بمونم، آره؟
خب، معلومه که میتونی
ولی فعلا؟- آره-
تا وقتی که تمام شراب های اینجا رو بخوریم و تموم کنیم
فکر کردم حتما کلی درد داری و سختته
برای همین اومدم ازت مراقبت کنم
میخواستم هر طوری شده حتی از دور هم
شده ازت مراقبت کنم
از دور؟
از دور؟
از دور که بابام هم داره ازم مراقبت میکنه
منم میخواستم باهات بیام
شما خودتون اضافه کاری دارین
بازرسی و کار سختی نیست
پس زود کارمو تموم میکنم میام کمکتون
باشه
....میدونم فقط یه شرکت کاغذیه، ولی
ببخشید، حالتون خوبه؟
ببخشید آقا
آقا
ببخشید؟
ببخشید؟ کسی اینجا نیست؟
آقا، بلندشین، آقا
!آقا
بریم تو
همراهشون کجان؟- اینجام-
...پس ایشون آقای یون مو ایل
چه اتفاقی برای پدرم افتاده؟
اوضاشون خیلی خوب نیست
پس از شما میخوایم یه سری از فرم های رضایت نامه رو امضا کنین
همونطوری که دستور دادین، من تا اون تاریخ مسئله رو بهش رسیدگی میکنم
...باشه، درضمن
کار دیگه ای هست که بخوابین من انجام بدم؟
بعدا بهت میگم
کارت خوب بود- بله قربان-
مرسی
....در حال حاضر بیمار
بیهوش هستن
ما مواظبشون هستیم و مرتب چکشون میکنیم
اولین باری نیست که همچین اتفاقی افتاده
اون از خیلی وقت پیش افسرده بود
بعد از اون فرو ریختن ساختمون که پدر و مادرت کشته شدن
دچار احساس گناه و عذاب وجدان شده بود
احساس گناه؟
این آدرس پارک یادبودی که بابا چند وقت یه بار بهش سر میزنه
فهمیدم که شما دنبالش بودین
تا الان
نمیتونستم کوتاه بیام
شما جون پدرمو نجات دادین
مرسی
اه، وای، عزیزم
من تنهایی تو تاریکی فرار کردم
همینطوری به سمت یه نور میدوییدم
من یه خانواده پیدا کردم
به لطف اون آدم ها
یه طوری تونستم راهمو پیدا کنم
...تبریک میگم
که پارتنر شرکت حسابداری ته ایل شدین
بقیه ی پارتنرها همه قبول کردن
پس فقط شما باید امضاش کنین
.....شما کارتونو توی
سورپرایز کردن اتحادیه های بانکی با کنسرسیوم خوب انجام دادی
ولی فکر کنم اون یه سورپرایز واسه شما بوده
....ولی من هنوز
من این مقام و بهت میدم چون تو لیاقتشو داری
من دارم قبل از اینکه شرکت دیگه ای شما رو بگیرین زودتر اقدام میکنم
از الان به بعد
بانک جیسان به تمام حرفهای که میزنین خوب گوش میده
....شهرت شما برای نجات دادن یه بانکی در خطر بود
...باعث میشه برای مدت طولانی اسم حسابدار
هان سونگ جو تبدیل به یه ترند بشه و بمونه
سلام- سلام-
جای خوشحالیه که کار بانک خیلی زود تموم شد
همش به لطف شماست آقای هان
بدون اون کنسرسیوم و اون ائتلاف بانکی که شما درست کردین
اصلا امکان پذیر نبودش
شما خیلی لطف دارین
فقط حقیقتشو گفتم
اه، یه خبرهای خوبی هم شنیدم
شما پارتنر شدین؟
تبریک میگم
ممنون، قربان
...درسته، و دخترم بهم گفت که
یه مرد فوق العاده خوش قیافه توی ته ایل هست
چند روز پیش شخصا باهاش ملاقات کردم
اون واقعا خوش قیافه است
آره
سلام، رئیس جین
سلام، خوشحالم دوباره میبینمتون
پس من نبودم
وقتی اون روز اومدی بانک جیسان
...یه همچین چیزی گفتی
...بله، پیشنهاد دادم که یه پیشنهاد برای گسترش صلاحیت
....و محدودیت بانک برای وام های اوراق قرضه کره بدیم
تا برای همچین مشکلاتی که توی بانک پیش میاد آماده باشیم
که اینطور
میشه دلیلشو بپرسم؟
اگه اوراق قرضه رو با قیمت خیلی پایین بفروشیم
میتونین یه نقدینگی فوری پیدا کنین
ولی آخرش، فقط خود بانکه که ضربه میخوره
....به جای اون، من فکر کردم اگه
اگه دولت برای بدهی ها وام بده
...میتونین قیمت اوراق قرضه رو حفظ کنین
و ضرر و زیان بانک و به حداقل برسونین
واقعا؟
حالا که از ته ایل اومدم بیرون
باید جامو عوض کنین
بله، قربان
هرچه زودتر کارا رو حل میکنم
....فعلا رفتن به بانک
و یواش یواش ساختن نباید گزینه بدی باشه
الان همه تیم از دست مدیر تیم عصبانین
چرا؟
چه صبح زود بود، چه آخر هفته مدام زنگ میزد
سلام، میتونین الان آنلاین بشین؟
منم نمیتونستم بخوابم، حتی تا نصف شب و آخر هفته ها کار کردم
از این واقعا متنفرم
حالت خوبه یا وانمود میکنی که خوبی؟
منظورتون چیه؟
میدونم احساس سردرگمی میکنی چون یهویی هدفتو از دست دادی
ولی چند روزه مات و مبهوت موندی
فکر کردی من نمیفهمم؟
شنیدم رفتی سر مقبره پدر و مادرت
آره خب
شما حالتون خوبه؟
نمیتونم بگم خوبم یا نه
بالاخره بابام بوده
مثل اینکه من از شما بهترم
من همه تلاشمو کردم
پس پاشو کارتو بکن بچه
باید اندازه پولی که میگیری کار کنی
هنوز هیچ پروژه ای دستت نیست، نه؟
چرا هست
....کجا سر پروژه ای
وقتی یه ارشد داره حرف میزنه سرتو میندازی میری؟
هرکاری میگم باید بکنی
واسه اون منو استخدام میکنی؟
...گیرم کردم، فکر کردی انقدر خوبی که
معلومه، که نه
اه، آره
میدونی جانگ هو وو برگشته؟
برگشته؟
نرفته بود سفر کاری؟- سفر کاری کجا بود-
بدون اجازه نیومده بود سرکار
...چی، وای خدا
سهام خصوصی کاهش پیدا کرده
و بخش مشاوره به کل بهم ریخته
چرا جانگ هو وو بدون اجازه غیبت کرده بود؟
مشخصه
فرار کرده چون به خاطر نداشتن مدرک دانشگاهی تحقیر شده بود
پس، چطوری جرات کرده برگشته؟
کجا میتونه بره؟ جایی نداره
یه دیپلمه چیکار میتونه بکنه؟
بیافته دنبال انجام دادن دستورهای این اون
....غیر از مسئله مالی
اون دیپلمه چی؟
اون بهتر و بیشتر از شما دوتا کار میکنه
این چند روز پیش کجا قایم شده بودین یهویی سر و کله تون پیدا شد؟
به جای حرف بیخودی زدن و بد دهنی کردن یه کار مثبت بکنین
حالا برین- بله، قربان-
بریم
اون حسابرس های لعنتی
چی شده؟- ...خب-
آوردیش؟- اه، بله-
با عشق درستش کردم
امیدوارم دوست داشته باشین
ممنون
اوه، عزیزم- خیلی خوشمزه است-
استرس نداشته باش راحت باش
آروم باش و راحت بخورش
از این به بعد جوری زندگی میکنین
جایی هست که به عنوان یه خانواده زندگی میکنین
و بچه هایی که در آینده خواهید داشت
غذا که میخوری فکر نکن
راحت باش و غذاتو بخور
باشه، ببخشید
ممکنه خفه بشی
حالا که تموم شده چه حسی داری؟
احساس راحتی میکنی؟
فکر کنم آره
اما هنوزم نمیدونم
نمیدونم الان چیکار کنم
با من در موردش فکر کن
وقت داریم
چیه؟
خدایا، چه خبر شده؟
هو وو
بله
من الان چی دیدم؟
چیه؟ بهش میاد
خوشگله
...اصطلاح فنی براش
بسته بندی بیش از حد تبلیغات دروغی هست، نه؟
هی
...به جرمت اعتراف کن
بی خیال قرار بدون آشنایی شو
بیا اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.