How To with John Wilson

How To with John Wilson

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

How To with John Wilson S03E04 WEB-DL Dream Per
ناشر CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • حامی مغیثی 🟦

برچسب‌ها

webdl
persian_cc
cinema_dreaming
تاریخ انتشار: 2024-07-23
تعداد دانلود: 70
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫قوی‌تر از همیشه باشید ‫به امید ایرانی آزاد

‫سلام نیویورک‌نشین‌ها.

‫هر موقع دوست‌هاتون ‫پیشنهاد خوش گذروندن می‌دن،

‫معمولا شما می‌ذارین ‫برنامه‌ریزی کنن.

‫خیلی از اوقات این برنامه ‫شامل تماشای مسابقه می‌شه.

‫اگرچه بعضی وقت‌ها ‫چشم‌ها به تلویزیون خیره شده،

‫ولی اصلا نمی‌دونین که دارین ‫چی تماشا می‌کنین.

‫چون مدام با همدیگه صحبت می‌کنن،

‫در مورد شخصیت‌های تلویزیونی ‫واسه هم داستان تعریف می‌کنن.

‫بعد به جایی می‌رسه،

‫که دیگه صحبتی با شما نمی‌کنن،

‫چون ذهنتون به وضوح خالی شده،

‫و دیگه چیزی برای ارائه دادن ندارین.

‫لابد شما هم تو بچگیتون ‫زیاد اهل ورزش نبودین،

‫چون تمرکزتون روی مسائل...

‫مهم‌تری بود.

‫مسابقاتی که معمولا ‫دوست دارین تماشا کنین،

‫اغلب عجیب و غریب هستن،

‫و شامل شکستن رکوردهای جدید،

‫در سطح جهانی می‌شن.

‫مترجم: «حامی مغیثی» ‫در تلگرام: Timelordsubs@

‫ ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ ‫ @CinemDreaming

‫عجب. تبریک می‌گم.

‫ولی هر موقع آدم می‌خواد با افراد معمولی ‫در مورد این مسائل صحبت کنه،

‫انگار کمتر اهمیتی براشون نداره.

‫شما مسابقات قطع درخت دنبال کردین؟

‫عه، راستش نه.

‫شاید شما هم خواستین ‫در مورد مسابقات ورزشی صحبت کنین،

‫با اینکه ذره‌ای اطلاعات در مورد ‫قوانین پایه‌ایش ندارین.

‫حتی نمی‌دونین باید ‫طرفداری کدوم تیم رو بکنین.

‫ولی شاید اگه یاد بگیرین ‫که چطور هوادار خوبی باشین،

‫بالاخره بتونین هم‌رنگ دوست‌هاتون بشین.

‫پس به جای اینکه وقتتون رو ‫تمام مدت...

‫در حاشیه سپری کنید، ‫با من تو این قسمت همراه باشید،

‫تا بهتون نشون بدم چطور موفق بشین،

‫اسلم دانک بزنین،

‫واسه تیم امتیاز کسب کنین،

‫و اینکه، عه...

‫در کل وارد میدون بشین.

‫تعداد تیم‌های موجودی که می‌تونین ‫طرفدارشون بشین...

‫واقعا بی‌شمارن. ‫ولی اگه می‌خواین هم‌رنگ بقیه باشین،

‫شاید بهتر باشه تیم بزرگ ‫و برجسته‌ای انتخاب کنید.

‫شاید به طرز عجیبی چند وقت پیش ‫پیامی از طرف نیویورک متس...

‫دریافت کرده بودین که ازتون ‫به عنوان تماشاچی دعوت شده بود...

‫ولی هیچ‌وقت، عه... ‫جواب پیشنهادش رو ندادین.

‫پس احتمالا وقت خوبی باشه...

‫که روی دوستمون رو زمین نندازیم.

‫حتی اگه شما هم هنوز ‫مطمئن نیستین که...

‫این دعوت‌نامه واسه شما بوده یا نه.

‫ولی قبل از اینکه راهی بشید، ‫بهتره از آمادگیتون اطمینان حاصل کنید.

‫پس می‌تونین با خرید ‫از فروشگاه هواداران شروع کنید.

‫- کلاه تیم متسه دیگه، نه؟ ‫- بله.

‫خسته نباشین.

‫بعدش می‌تونین نگاه گذرایی ‫به تاریخچه تیم بندازین...

‫تا قبل از اینکه به تماشای بازیشون برید...

‫اطلاعات کافی کسب کنید.

‫ضمنا بازیکنان بیس‌بال ‫کلی با دست‌هاشون علامت می‌دن،

‫پس بهتره سعی کنید این موارد هم ‫در مکان‌های عمومی بررسی کنید.

‫بعد از اینکه کارتون تموم شد،

‫راهی ورزشگاه بشین تا...

‫از وقت باارزشتون در سیتی فیلد لذت ببرید.

‫پیش‌بینی هوا که چندان خوب نبود، ‫پس، آم...

‫می‌تونید قبل از اینکه بازی شروع بشه، ‫کمی وقت‌کشی کنید.

‫به نظرتون نتیجه چی می‌شه؟

‫- متس می‌بازه. ‫- ای خاک عالم.

‫وقتی بارون می‌گیره، ‫تعدادی از پرسنل میان و تک‌تک...

‫صندلی‌ها رو با دستمال خشک می‌کنن...

‫که اگه آب و هوا بهتر شد، ‫صندلی‌ها آماده باشن.

‫یکی هم مسئول اینه ‫که اطراف بقیه چرخ بزنه و...

‫مطمئن بشه که همه ‫به اندازه کافی نوشیدنی الکلی می‌خورن.

‫تازه توی سالن کنفرانس، ‫برای عکاسان مرد...

‫یه قالب گوشت بزرگ هم تهیه کردن.

‫یکی از سنت‌های تیم متس اینه که...

‫توی همه بازی‌هاشون با هم ‫آهنگ مرد پیانو بیلی جول رو می‌خونن.

‫- جدی؟ ‫- آم، متنش هم روی صفحه آورده شده.

‫ولی همیشه... ‫اسپانسرش دانکن بوده، درسته؟

‫آره، اسپانسرش دانکنه.

‫اون‌وقت شما اینجا... ‫دوربین بوسه هم دارین؟

‫دیگه دوربین بوسه نداریم.

‫چون مشکلاتی از قبیل...

‫رضایت افراد به بار می‌آورد...

‫که فکر می‌کردیم در سال ۲۰۲۲ ‫چندان مناسب نباشه.

‫به نظرتون با وجود این شرایط ‫بازی همچنان برگزار می‌شه؟

‫نمی‌دونم چرا همه... ‫فکر می‌کنن من هواشناسم.

‫کلی آدم بهم زنگ زدن ‫و بهم پیام دادن سوال پرسیدن.

‫تصمیمش کاملا با داور بازیه،

‫واسه همین چندان امیدی ندارم.

‫ولی متاسفان چندان امیدی هم ندارم ‫که فردا آب و هوا بهتر شده باشه.

‫بعد از اینکه سه ساعت منتظر بودم،

‫بالاخره اعلام کردن ‫که به تاریخ دیگه‌ای موکول می‌شه.

‫مطمئنم شما هم از اینکه نتونستین...

‫به این تجربه کامل برسین، ‫خیلی ناراحت شدین.

‫ولی خوشبختانه، ‫هواداری که اونجا باهاش آشنا شدم،

‫ازم دعوت کرد تا خونه‌اش برم،

‫و با هم مسابقات قدیمی رو ‫توی تلویزیون تماشا کنیم.

‫- وای. ‫- اینجا هال و پذیراییه.

‫- جفتش یه جاست. ‫- چه باحاله.

‫این‌ها همه مجسمه‌های ‫شیشه‌ایه که از متس نگه داشتم.

‫- نمی‌دونم دیده می‌شن یا نه. ‫- چرا.

‫این هم پیکسل‌های افتخارمه.

‫نمی‌دونم با این انعکاس، ‫خوب دیده می‌شن یا نه.

‫چی باعث شده... ‫چرا انقدر پیکسل دوست داری؟

‫نمی‌دونم، صرفا... ‫کلا ازش لذت می‌برم.

‫- این چیه؟ ‫- کاغذه.

‫کاغذ خالیه؟ ‫شبیه دفتر کاغذیه...

‫که عکس‌هاش عوض نمی‌شه.

‫چی شد که اولین بار ‫طرفدار متس شدی؟

‫پدرم همیشه می‌گفت خودش ‫این هیولا رو بار آورده،

‫پس به خاطر خودش بوده ‫که طرفدار متس شدم...

‫- همچنان در قید حیاته؟ ‫- بله که هست.

‫طبقه پایینه.

‫اولین باری که پسرتون رو...

‫به ورزشگاه برده بودین یادتونه؟

‫وای خدا. فکر کنم...

‫تقریبا هفت هشت سالش بود...

‫گمونم خودش و برادرش بودن...

‫که متاسفانه بعدا ‫طرفدار یانکی شد.

‫- الان هم دو ساله پسرم ازم نگهداری می‌کنه. ‫- واقعا؟

‫- چه خوب که هوای بابات رو داری. ‫- لطف داری.

‫می‌دونی به همه چی می‌گم؟

‫می‌گم «کاش وقتی زنده بودم ‫می‌دیدی چه آدمی‌ام.»

‫- حواست باشه خودت رو نسوزونی. ‫- نه بابا.

‫- خیلی‌خب. چه قشنگ شده. ‫- چه بخاری داره.

‫بریم که مسابقات ۱۹۸۶ متس رو ببینیم.

‫ایول. خیلی پایه‌ام.

‫تیم سال ۱۹۸۶شون... ‫بازیکن‌های خوبی داشت؟

‫اون تیم خارق‌العاده بود.

‫دو سه تا برد اول فصل داشتن،

‫ولی بعد یهو ده تا برد ‫پشت سر همدیگه کسب کردن.

‫- آها. ‫- رجی جکسون. فکر کنم این کنت...

‫اینجا ری نایت رو داریم. ‫وقتی متس بازی شیشم رو برد،

‫دو تن از بازیکن‌هاشون ‫قادر به شرکت تو مسابقات نبودن.

‫- کارلتون فیسک... ‫- انگار اطلاعات زیادی...

‫از تمام بازیکنان تیم داشت.

‫آدم با خودش می‌گه کاش ‫حداقل بازی‌ای رو می‌دید...

‫که اندک اطلاعاتی در مورد...

‫بازیکنانش داشت.

‫- این‌ها چیه؟ ‫- فیلم‌هاییه که بابام ضبط کرده.

‫حتی نمی‌دونم روش چیه.

‫- این چیه؟ ‫- بابات همه رو ضبط کرده؟

‫چی نوشته؟ اوجی سیمپسون؟ ‫آره، مال بابامه.

‫کلی برنامه ضبط می‌کرد. ‫شاید حتی روش یه چیز دیگه ضبط شده باشه.

‫آها، فهمیدم.

‫از بهترین بازیکن‌ها بود. ‫فکر کنم اون زمان...

‫رکورد ۱۸۳۱ یا ۱۸۳۵ متری داشت.

‫اوجی تو کدوم تیم بازی می‌کرد؟

‫توی تیم بوفالو... بیلز بود دیگه؟

‫همه که می‌گفتن خیلی آدم خوبیه،

‫و اینکه بازیکن فوق‌العاده‌ایه.

‫بازیکن درجه‌یک فوتبال بود.

‫- هوم. ‫- بهش لقب «جوس» داده بودن.

‫احتمالا شما هم با کارهایی که اوجی...

‫سابقا انجام داده بود، آشنایی داشتین،

‫پس احتمالا اگه برین ‫بازی تیم سابقش رو ببینید،

‫شاید کمی بهتون خوش بگذره.

‫احیانا، عه... بلیت دارین؟

‫نه. تموم کردیم.

‫شما نمی‌دونین چطور می‌تونم ‫بلیت جور کنم، نه؟

‫- عه... ‫- شرمنده داداش.

‫واقعا نمی‌دونم. اصلا...

‫می‌دونی از کجا بلیت جور کنم؟

‫- تموم شده دیگه! ‫- فهمیدم.

‫پس اگه نتونستین بلیت پیدا کنین،

‫ظاهرا بخش بزرگ دیگه ‫از تجربه تماشای بازی،

‫اینه که در کنار هواداران دیگه، ‫قبل از اینکه بازی شروع بشه،

‫عه... تو پارکینگ وایستین.

‫روی کاپوت ماشین همدیگه ‫گوشت گریل‌شده درست می‌کنن،

‫پودینگ می‌خورن،

‫و به بازیکنانی که دیگه ‫در قید حیات نیستن...

‫ادای احترام می‌کنن.

‫برای کسایی که این مسائل براشون مهمه، ‫اینجا مثل بهشت می‌مونه.

‫ولی شما همچنان ‫به طور دقیق بلد نیستین...

‫که چطور می‌تونین ‫توش مشارکت داشته باشین.

‫خیلی از رسم و رسوماتشون ‫در طی سالیان تغییر پیدا کرده بودن...

‫و تبدیل به رسم‌های ترسناکی ‫برای فراری دادن غریبه‌ها شده بودن.

‫نمی‌شه به هیچ‌جا پناه برد،

‫و تا لحظه شورع بازی،

‫که همه وارد ورزشگاه می‌شدن، ‫حال همه حسابی گرفته می‌شد.

‫حس می‌کنین در تجدید دیدار ‫خانوادگی شرکت کردین که...

‫با تمام اعضاش غریبه شده بودین.

‫شاید هم لحظه‌ای تاثیرگذار ‫در کودکی از دست داده بودین...

‫که شخصیت شما رو شکل داده.

‫زنده‌باد بیلز.

‫شاید خانواده شما هم مثل من،

‫وقتی بچه بودین اصلا ‫مسابقات ورزشی تماشا نمی‌کردن.

‫تنها ارتباطی هم که ‫با ورزشکاران حرفه‌ای گرفتین،

‫از طریق مجله لباس‌شنای ‫اسپورتس ایلاستریتد بوده...

‫که باباتون هر سال ‫چاپ جدیدش رو می‌گرفت.

‫البته توش که خبری از ورزش نبود،

‫ولی کلی دختر خانم متشخص بود،

‫که شما هم عکس‌هاشون رو ‫از صفحات جدا می‌کردن،

‫و روی دیوار اتاق خوابتون می‌زدین.

‫احتمالا شما هم مطمئنید ‫که باباتون واسه اطمینان حاصل کردن...

‫از دگرجنس‌گرا بودن شما، ‫این کادوها رو براتون می‌گرفت.

‫ولی متاسفانه انقدر ‫باعث تحریک جنسی می‌شدن،

More Farsi Persian subtitles for How To with John Wilson

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left