نخستین 200 خط.
مردم خوب .چشمتون رو به اجناس من بدوزید
.خوب بنگرید، چون اینا کالاهای بی اهمیتی نیستن
نقرس رو هم درمون میکنه؟ - .حتی میتونه معلول رو هم برقصونه -
.بیا اینجا دختر کوچولو
جایی رو میشناسی که زنا بتونن رفع حاجت کنن؟
شاش کنن؟
.چی؟ شاش کنن؟ آره، همین که تو میگی
.میگه شاش کنن
.دو پنس بهم بده تا ببرشمون اونجا
.نباید اینقدر آلو و انگور میخوردیم
.بجنبید، وگرنه خودمو خیس میکنم
.منم همینطور
شک دارم خیلی اینجا تئاتر برگزار بشه، درسته؟
.آره خانم، آخه ما مردم اینجا خیلی فقیریم
کلیسا رفتن تنها سرگرمیتونه؟
.اون و همچنین طبیعتمون
اینجاست؟
.آره خانم
دامنای خودتونو زیاد پایین نیارید .وگرنه چشمای هیز میبیننتون
.من کنار در نگهبانی میدم
.برو اونور دهاتی
.نخیر، بابتش یه پنی دادم - .به کشیش میگم -
.عجب دختر خوبیه
مگه قرار نبود پستوناشونم ببینیم؟
.اونو بکش اینور، گرگیبوس
.عمرا سر وقت آماده بشیم
اینجا چی کار میکنی؟
.دنبال غذا میگردم، مولیر
.الان حتی میتونم یه گاو رو هم بخورم
.باید سریع صحنه نمایش رو حاضر کنیم
تو اصلا گرسنهت میشه؟
.خدا به دادم برسه
.بخور بابا
آخه اصلا برای چی اومدیم این خراب شده؟
.این سوال من از تویه
منظورت چیه؟
اومدنمون اینجا .نتیجه عاشق بودن تو به نقشهای تراژدیه
مگه به صحنه بردن آثار کلاسیک کورنیل جرمه؟
...دست رو دلم نذار که خونه
واقعا خیلی نقش کورنیل رو بد بازی میکنم؟
.نه، ولی شورشو درآوردی
یعنی حقم بود سیب بهم پرت کنن؟
.دیگه خیلی تو بازیت جو گرفتهـت - و تو رو نگرفته؟ -
.نه به اندازه تو
پس برای این آدما .یه نمایش سادهتر بازی میکنیم
"نمایش شوهر حسود؟"
.بذار چند سطر از شعرهای "سید" یا "نیکومد" رو هم بخونم
نه - چرا نه؟ -
حتی با داشتن تمام طلاهای دنیا هم .نمیتونید این راز بی نهایت ارزشمند رو بخرید
.میرم ازش بخوام که باهامون بیاد پاریس
.من اول دیدمش
.خوبه، برو
.ساکت
.وایسا نوبتت بشه
.برو کنار باد بیاد پیرمرد - با منی؟ -
.بذار برم قربون صدقه اون هنرمند قهار برم
.من پدرش، جیاکومو دا گورلا هستم
اونی که پیششه کیه؟ پسرعموشه؟
خودت نظرت چیه؟
.نظرم اینه که بکشی کنار، جیاکومو
.حرفشو گوش کن
.سرت به کار خودت باشه - سر دوست داری؟ -
.صلوات بفرستید ملت چطوره بیاید تئاتر ما؟
.تئاتر درخشان، حتما بیاید
.تو مثل یه الهه میرقصی
برو وایسا تو صف و .پول رو هم بده به بابام
.قبلا بهش دادم
.و از فرط خوشحالی داشت پامو میبوسید
دوست داری بیای پاریس؟
.خفه، داری تمرکزمو به هم میریزی
.من شما رو میپرستم
.اینقدر چرت و پرت نگو آقا
.به نظرم تو باید بازیگر بشی
فکر میکنی کار فعلیم چیه؟
.رقصه نه بازیگری
.لال شو، داره آبم میاد
،اینو بهم بگو
اگه با تو بیام قراره چه نقشایی بازی کنم؟
،ما شرکت تئاتر درخشان هستیم .و من مسئولشم
.خیلی کم بود، پولمو ریختم دور
"تو همونی هستی که بهش میگن "مولیر؟
.نه بدبختانه
...من رنه دو پارک هستم یا گروس رنه .یه کمدین برجسته
مامانم بهت گفته رویای من بازیگریه، درسته؟
.نه، از چشمات خوندم .مادرت، آیندهت رو تو چشمات نوشته
تو یه ذهن خونی؟ میتونی بگی تو قلبم چه خبره؟
.میخوام باهات ازدواج کنم
.چه یه راست میری سر اصل مطلب
رک ترین کلمات .همیشه از پاکترین قلبها میاد
میخوای من چی بگم؟
.بگو آره
،به تئاتر درخشان ملحق بشو
.و پاریس به افتخارت تا کمر خم میشه
.بگو آره .مولیر اون بیرون منتظره و منم گشنمه
الان داری نقش بازی میکنی یا عشقت واقعیه؟
به نظرت دارم دروغ میگم؟
.این مارکیز، نامزدمه
مولیر کجاست؟ - .رفت دنبال کشیش -
.مارکیز هم عضو گروهمونه، اون یه بازیگره
...این آرمانده و مدلین و ژنوویو هستش
.خودشه، همون چاقاله بادوم
.زبون باز، خانواده منو قاپیده
.از آدمای صادق، سواستفاده میکنه
،همین الان اونا رو زن و شوهر بکن پدر
در غیر این صورت .قبول نمیکنه تو نمایش "شوهر حسود" بازی کنه
.بده ببینم دخترمو
.عروس خانومو پس بده
نکنه میخواید از وسط نصفم کنید؟
.بکش دستتو
.پدر، خطبه رو بخون
.وایسید
.باید از پدرش اجازه بگیرید
خیط شدی؟
نظر دختر چیه؟
تا وقتی که دیگه خبری از رقصیدن و افتادن مردای پیس روم نباشه .حاضرم باهاش ازدواج کنم
.بیاید مراسم رو شروع کنیم
.اون دختر منه
.از غذای سرد بدم میاد .باعث میشه همش بگوزم
.وایسا پدر
.دل کندن یه پدر از دخترش، اتفاق مهمیه
،میخوام به روش درست انجامش بده .حتی اگه باعث بشه کل شب رو بگوزی
آهان، این وسط میخوای یه لفت و لیسی ببری، درسته؟
خودت چی آقا؟ ،نکنه مفتکی و برای رضای خدا
تئاتر بازی میکنی؟
.من قلبم و همچنین یه آینده در پاریس رو بهش دادم
...صد پوند طلا میخوام
.فقط اینجوری میتونید والدینشو راضی کنید
.این پولا واسه شما، پول خورده
این بیشتر از تمام پولیه که .میتونه تو کل عمرش بدست بیاره
.همینی که هست .دختر من یه پا جواهره
.بیست پوند - .برو بابا -
.بیست و پنج
.شصت پوند - .جهنم و ضرر، شصت پوند -
.بیست و هفت
.بلدنتر بگو - .بیست و هشت -
.سی، آره، سی پوند
،چون این آدم برام، حکم یه دوست
.برادر و پسرمو داره
.قربونت بشم
.قبول کن ،وگرنه بعد اینکه پدر سوهاضمهـش بره
من با دخترت ازدواج میکنم و .حتی یه پنی هم دستتو نمیگیره
.قبوله
.پدر، لطفا
.سریع زن و شوهرشون کن
رنه دو پارک آیا شما مارکیز گورا رو
به همسری خود میپذیری، او را در
بیماری و سلامت دوست خواهی داشت تا زمانی که مرگ شما رو از هم جدا کند؟
.بله
،مارکیز ترسا گورا
آیا این مرد رو به شوهری خود میپذیرید؟
.بله
چه تضمینی بهش دادی؟
.قول شرافتم رو
.خیلی خب، آمین
هر مادری باعثه افتخارشه که
.دخترش کنار مولیر، بازی میکنه
.ممنون مامان جون
.بزن به چاک، بابا جون
و حالا برای شما .نمایش "شوهر حسود" رو اجرا میکنیم
"،عزیزم
.پدرت واقعا یه ثروتمنده بیکاره
.ولی سرش پوکه و روحی تاریک داره"
".بخاطرش احساس شرمندگی میکنم .سخته که بشه باور کرد من دخترشم
یه روز سرنوشت آشکار میکنه که .که من از خانوادهای نجیب میام"
".من اینو باور دارم
.تو درست به مانند یه آدم نجیب زادهای .و فکر کنم منم چنین اصل و نصبی دارم"
.بیا دوباره بگیم "...عزیزم، .پدرت واقعا یه ثروتمنده بیکاره"
.قصههایی از عشق
.از حسادت
.به عمرتون چنین نمایشی ندیدید
برای یه پول بخور و نمیر .حاضرم همسرمو به ترکیه بفروشم
،ارزون فروختن این دختر یه گناهه
.طرف دست به سنگ بزنه، طلا میشه
لوسیل مال من میشه و عالم و آدم هم .شوهرش رو به عنوان یه بی غیرت خواهند شناخت
.خداحافظ بابوشی
...خداحافظ عالیجناب
.لعنتی
.یه آشی برای اون حرومزاده بپزم که یه من روغن روش باشه
من اون بد ترکیب زشت که همسرش .هست رو میفروشم
...شایدم
اول خود حرومزادهشو بفروشم که .به لوسیل عزیز من چشم داره
میخواد از من یه بی غیرت بسازه؟ .من اول بی غیرتش میکنم
.خدمتکارشم تشریف آوردن
خب؟
.یه چیزی بگو
...حرف بزن
.جون مادرت
بانوت، تو رو نفرستاده که پیغامی رو بهم برسونی؟
نکنه توقع داری خودم حدس بزنم چی گفته؟
باید دهنتو پاره کنم و از زیر زبونت بکشم بیرون؟
.انگار لوسیل، برام پیغامی نداشته
سروران من، اون هیچی برای گفتن نداشته .آی نداشته
.شاید بهتره به جاش برقصم
.بابا حرف بزن، مردیم از بس منتظر موندیم
...اون
.نمیدونم
.آرماند، بیا اینجا
.پس اینجایی .مونده بودم کجا غیب زده
،سرور من دو خدمتکار داره .یکی ناشنواست و اون یکی احمق
.یکی از این دو نفر رو میفرسته پیش شوهره زنهایی که باهاشون میخوابه
No comments yet. Be the first to leave one.