هماهنگ با نسخه‌های زیر

May I Help You E12 HDTV[@AirenTeam]
ناشر AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
HD
تاریخ انتشار: 2022-12-09
تعداد دانلود: 16
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(میتونم کمکتون کنم؟)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

مامان بزرگ

بله؟

این نوه‌امه خوشگله، مگه نه؟

...یه لحظه

...این پسر

آره

داداش کوچیکتر ته هیه

نوه کوچیکم

مامان بزرگ

یه داداش کوچیکتر داشتم

...داداشم

...اون

...بخاطر من

مرد

من زودتر میرم

دونگ جو شی

ای وای... حتما یه کار مهم براش پیش اومده

-چی؟ این چه سرنوشتیه-

که دختر به این خوشگلی باید همچین شغل خشنی داشته باشه؟

با این حساب، فکر کنم هیچکس نمیتونه با سرنوشت خودش بجنگه

ای خدا

امتحانش کن- یه تاریخی رو گذاشتم که هیچوقت فراموش نمیکنم-

سالگرد فوت برادرمه

چندمه؟

نهم

حلقه رو روبه‌روی فروشگاه بونگسو جا گذاشتم

باید برای هیونگم ببرمش

...اگه اونموقع اونجا بودی

اگه کنارم بودی خیلی خوب میشد

حالا فهمیدم

خیلی متاسفم

که انقدر طول کشید تا بفهمم

خیلی متاسفم

بیا بعدا همو ببینیم

باید یه چیزی بهت بگم

مامان، تویی؟

برنامه زودتر تموم شد

هه آنم

عه، هه آن، تو بودی

مامانت بهت سر میزنه؟- اوهوم-

کجاعه؟ بهتره یه تعطیم درست و حسابی بهش بکنم

خدا میدونه خب، من که اصلا توصیه نمیکنم

ممکنه تهش به خونریزی از گوشات ختم بشه

آها، میتونی اونو بذاری اونجا سر جاش- باشه. مرسی-

قابلی نداشت

اوو، اینا چیه؟

اوی

چیه؟- هیچی-

ولی من دیدمشون

اون روپوش آزمایشگاهی نبود که ته هی پوشیده بود؟ هوم؟

دکتره، یا یه چیزی تو این مایه ها؟

...آره

اوه پسر، جدی میگی؟

پس برای چی عمرشو اینجا تلف میکنه؟

هوی! تو به یک سکه یک کار گفتی تلف کردن عمر؟

پسره الدنگ، واقعا همچین حسی داری؟

منظورم این نبود

راستی، دیدم که

یه بچه هم بود

اون کیه؟ از‌ بیمارستانه؟

فقط وانمود کن چیزی ندیدی

،خب

بچه مخفی که نمیتونه باشه، مگه نه؟

وا پسر، چرا ساکت موندی؟ درست میگم؟

تو

جلوی ته هی چیزی نمیگی

چی بگم؟

هنوز که چیزی بهم نگفتی که بگم

داداش کوچیکترشه

چی؟

داداش کوچیکِ ته هیه

...دا...داداش کوچیک

اون...داداش به اون کوچیکی داشته؟

...آره

...ولی

از دنیا رفته

هوی- بله-

بهتره جوری رفتار نکنی که چیزی درموردش میدونی، فهمیدی؟

هیچی به ته هی نمیگیا

...باشه

برای چی باید اون عکسا رو میاوردی بیرون؟

میدونی کل روز چقدر نگرانت شدم؟

از خودم میپرسیدم، " اتفاقی افتاده، مریض شده"، میدونی؟

...امم…اگه مامان بزرگم- ته هی شی-

اون عکس رو توی گوشی مادر بزرگت دیدم

عکس برادر کوچیکت رو

...من

برادر کوچیکت رو دیدم

...واقعا متاسفم. من

خیلی ترسیده بودم، ازش فرار کردم

...من

...خیلی متاسفم

وقتی داشتم این کار رو انجام میدادم

یه بچه دیدم، فقط یه بار

حتی یه بچه هم دیدی؟- آره-

باملاحظه بود

یه بچه که بیشتر از اینکه نگران خودش باشه

...نگران دیگران بود

اون بچه ای که یه بار دیدم

جون هو بود

واقعا متاسفم

جون هو رو تنها گذاشتم و فرار کردم

من...من خیلی متاسفم

...جون هو

چطور بود؟

حتما خیلی ترسیده بوده

داشته کلی درد میکشیده

جون هو چی گفت؟

...باید اونموقع این رو بهت میدادم

...جون هو

ازم خواست اینو بهت برگردونم

...لطفا کمکم کنین

متاسفم

خیلی دیر بهت تحویل دادم

...و

...همینطور بخاطر تنها گذاشتن جون هو توی اتاق

متاسفم

نه

این حرف رو نزن

نباید متاسف باشی

چرا چند شب بیشتر نمیمونی؟

ترجیح‌ میدم برم تا اینکه قیافه تو رو ببینم

نمیخوای نونا رو ببینی؟

خدایا

خواهرت از درون خیلی افسرده ست

نمیخوام اونجوری ببینمش

خیلی خب. پس بذار تا خونه برسونمت

نمیخواد، قربون سرت! با این ماشینت ترجیح میدم با تاکسی برم

ازتون خواهش میکنم

واقعا؟

نمیتونم دست رد به سینه عزیز دلم بزنم

پس، باشه. خوب غذا بخور و مراقب‌ خودت باش

باید یکم وزن اضافه کنی

...به حرفای مامانت گوش

نباید به حرفای داییت گوش کنی ها گوش نکن بهش

از اولشم گوش نمیداد

مامان، به خاطر تو هیچ نظم و ترتیبی توی خونه نیست

ای پدص... بیا اینجا ببینم

همین الان اون گیساتو کوتاه میکنی !نبینم اون گُل و گیستو ها

مامان، قدیمی ها میگن " اعضای بدن "از پدر و مادر به آدم میرسه

"و " ممکنه سر منو قطع کنی اما موهام رو نه

اعضای بدن" به هویجم. بیا اینجا ببینم"

هم تورو میکشم هم خودمو- آی، آااای-

وقتی خواهرت اومد اینو براش درست کن همشو خودت تنها تنها نخوریاا

ایش

اونوقت خودش قبل از اینکه دخترش بیاد فرار میکنه

این عوضی، بدون من عکس میندازه

همه همیشه منو کنار میذارن

اوه- سلام-

الان از سرکار میری؟- آره-

!مامان- بهت گفتم دیگه اینجا برنگرد-

نگفتم خونه بمونی؟- خب من الان گشنه ام-

هیچی برای خوردن نیست- هیششش-

برو خونه اینو بخور

کی میای خونه؟- امروز یکم دیر میکنم-

برو خونه همین الان !به سلامت، زودی برسی خونه هااا

بک دونگ جو

راستی، چرا مامان بزرگ زودی رفت؟

پس فردا مراسم ترحیمه

مامان بزرگ داداشمو خیلی دوست داشت

انگار هنوز آماده نشده

درست مثل دیدن مامانم

...اوه، خانوادت

فردا میان

اهل کجان؟ از کجا میان؟

گوهونگ- می فهمم...راه دوری رو دارن میان-

من برای اینکه هرچه زودتر بتونم حلقه رو پس بدم

رفتم خونه قبلیشون

اگر جای من یه پلیس بود که حلقشون رو پیدا میکرد

سر وقت بهت میدادش؟

هوم؟

اوه، به خاطر اینکه جون هو گفت که

اکر نتونستم حلقه رو پیدا کنم از آقای پلیس کمک بخوام

اقای پلیس؟

آره

(پرونده ی مرگ عابر پیاده در بازار بونگ سو متهم سو یونگ چول)

(سوال: رابطه با متهم؟ پاسخ: برادر سو یونگ چول)

(سوال: اسم نماینده متهم؟ پاسخ: سو هه آن)

سلام

هربار که مشروب میخوری پا میشی میای اینجا، یک شکایت بنویس بیان ببرنش

من تو بخش شکایت های مدنی ام- !خوش به حالت-

چطوری؟

سو هه آن، تو از دانش آموزای برتر دانشکده پلیس بودی؟

ها؟ معنی نمیده اصن

بفرمایین، تحقیقات حوادث فیزیکی- آره-

احتمالا برای همین برام آشنا بودی

من هرسال برای سخن رانی میرم اونجا- فهمیدم-

این خیلی خوبه- آره-

بیا بریم

ها؟- بیمارستان اونجو-

بله قربان- !تو نه، بیا دیگه-

میبینمت

اوه، متاسفم

چیزی نیست

یه لحظه !ببخشید

این ازتون افتاد

اوه

ممنونم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left