9-1-1

9-1-1

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

9-1-1 - 03x07 - Athena Begins XLF Persian
9-1-1 - 03x07 - Athena Begins XLF Persian 720p WEB x264-TBS HI
9-1-1 - 03x07 - Athena Begins XLF Persian 1080p WEB x264-TBS HI
ناشر ladaani
💚💚LADAN 💚💚زیرنویس از: لادن💚💚Email:[email protected]

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2019-11-14
تعداد دانلود: 61
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫خب داریس...

‫می بهم گفت که پاییز بعدی به کالج نمیری

‫نه خانوم گرنت

‫خانوم نش

‫من یه وقفه یه ساله بین درسم میندازم

‫و بعدش امیدوارم دانشگاه استندفورد قبول بشم

‫استندفورد کالج خیلی خوبیه

‫چه رشته ای میخوای بخونی ؟

‫خب ، پدر و مادرم هردوشون دکتر هستن ...

‫این یه سال وقفه بین درست رو میخوای چیکار کنی ؟

‫میخوای کل اروپا رو با یه کوله پشتی و پاسپورت قطار بچرخی ؟

‫مامان یه کم مهربون تر باش

‫مگه نیستم ؟

‫نه شبیه مادربزرگ "بی" رفتار میکنی

‫برنامه داری چه دکتری بشی ؟

‫میدونی فقط با ...

‫داریس من به کالج نرفتم

‫صبر کنید مگه به انتخاب خودمونه ؟

‫نه

‫باز میکنم

‫خب باید بریم

‫نمیخوام دیر به فیلم برسیم

‫بیا داریس

‫صبر کن می فکر میکردم فیلم ساعت 9 شروع میشه

‫میدونی که ترافیک و پیدا کردن جای پارک

‫زمان میبره

‫واسه دستشویی رفتن و بلیط خریدن

‫احتمالا همین حالا هم دیر میرسیم

‫شام عالی بود خوشحالم که شما رو ملاقات کردم

‫به زودی میبینمت

‫وقتی ساعت 11:30 می رو در خونه رسوندی

‫در خونه

‫خوش بگذره

‫الین تو اینجا چیکار میکنی ؟

‫ببخشید مزاحمت شدم

‫نمیخوام مزاحم شام خوردنتون بشم

‫نه ما همین الان تموم شدیم

‫غذا میخوری ؟ بیا تو

‫نه ، نه ...

‫امروز یه سری خبر غیرمنتظره به دستم رسید و ...

‫نمیخواستم از کسی دیگه بشنوی

‫خب

‫تفنگی که باهاش "اِمت"رو کشته بودن پیدا کردیم

‫آتینا ؟

‫شما ...

‫شما مطمئنید ؟

‫آره دوبار چک کردیم

‫قبل از اینکه به اینجا بیام

‫"امت" کیه ؟

‫نمی دونم والا

‫"امت" کیه ؟

‫"امت واشینگتن"

‫نامزدم بود

‫اطراف چراغ راهنمایی پیداش کردن

‫توماس آلما 19 ساله

‫واسه به قتل رسوندن امت خیلی جوانه

‫و در حال حاضر با ما صحبت نکرده

‫از سال 91 این تفنگ احتمالا بین افراد زیادی چرخیده

‫من افراد زیادی رو واسه حل این پرونده گذاشتم

‫اصلا نگران نباش

‫ممکنه مجبور بشم چند روز مرخصی بگیرم

‫ببخشید که اون شب بدون خبر اومدم

‫نمیدونستم که ...

‫من 20 ساله در مورد امت صحبت نکردم

‫تو از کجا میخواستی بدونی

‫آره

‫اگه چیزی متوجه شدم بهت خبر میدم

‫ممنون

‫وقت تلف کردنه

‫اینکه وقت تلف کردن نیست آتینا

‫ما داریم شانس خودمون رو توی این دنیا

‫و توانایی هایی که بهمون پیشنهاد میشه رو امتحان میکنیم

‫آخه کدوم آدمی میتونه با دادن یه بروشور به یه نفر

‫ کل زندگیش رو عوض کنه؟

‫چریل

‫خانم ها میتونم توجه تون رو

‫ به یه فرصت شغلی جلب کنم ؟

‫پلیس لس آنجلس به دنبال بهترین افراد میگرده

‫که به ما بپیونده

‫و به نظر میاد شما سه نفر جز نخستین داوطلب ها هستید

‫از لطفتون ممنونم

‫ولی ما ا زالان شغلمون رو انتخاب کردیم

‫وکبل ها و پلیس ها بخشی از یه سیستم هستن

‫فقط اینکه ما اول گیر آدم بدها می افتیم

‫شما خوب به نظر میاید ولی مردم محلی اینجا

‫بیشتر از پلیس ها بدشون میاد

‫- حداقل ما حقوق مون خوبه

‫حتما

‫پردم تا زمانی از پلیس بدشون میاد که نیازی بهش نداشته باشند

‫نه بعضی وقتا بعدش هم ازشون بدشون میاد

‫بیا بریم

‫صبر کنید

‫من "امت" هستم

‫شاید تصمیم گرفتید بعدا تجدید نظر کنید

‫امکان نداره که بخوای دوباره بهش نگاه بندازی

‫"صابون کجاست ؟ اونو توی ماشین ظرفشویی گذاشتی"

‫کدوم پاک کننده میتونه کت و شلوار آبی منو بهتر بشوره

‫قسم میخورم که صدای زنگ تلفن اصلا قطع نمیشد

‫بابا بدون تو گم میشه

‫اصلا نمیتونم تصور کنم بهت اجازه داده به اینجا بیای

‫اون خودش خوب میدونه که نمیتونه جلوی منو بگیره

‫خیلی سخته که تو از خونه دور شدی

‫من که میخوام

‫پدرت رو راضی کنم واسه زندگی به اینجا بیایم

‫که بتونیم تو رو بیشتر ببینیم

‫تو نتونستی واسه پنج روز بابا رو به اینجا بیاری

‫چطوری میخوای واسه ادامه زندگیش اونو وادار کنی که به اینجا بیاد؟

‫همونجوری که تو رو راضی میکنم

‫نوه دار بشیم

‫مامان

‫ما در موردش حرف زده بودیم

‫من باید درسم رو تموم کنم ، و یه شغل خوب پیدا کنم

‫بعدش یه مرد خوب پیدا کنم

‫و بعد به تو نوه میدم

‫چونکه تو فلوریدا حوصله ات سر میره

‫نباید به من دستور بدی

‫اوه آتینا یادم رفت بهت بگم

‫بابات میگفت که دیشب خانوم کینگستون فوت کرده

‫چی؟

‫اون که همسن و سال تو بود، چجوری مرده ؟

‫میگفتن سرطان داره

‫ولی به نظرم سکته قلبی کرده

‫بعد از گم شدن اون دختر دیگه اون آدم سابق نشد

‫اصلا فهمیدن چه بلایی سر تانیا اومد ؟

‫کی اون رو دزدید ؟

‫هرچی دنبالش گشتن بی فایده بود

‫میدونی خانوم کینگستون به اداره پلیس میرفت

‫و هر ماه التماس میکرد که کمکش کنند

‫و دنبال جواب بود

‫شاید الان جوابش رو پیدا کرده

‫هدف اصلی سازمان جذب 20 درصد پلیس خانوم هست

‫الان نصف این درصد رو داریم

‫چی ، صبر کن یعنی 10 درصد پلیس خانوم دارید ؟

‫یعنی من بیام تعداد بیشتر میشه ؟

‫چی ؟ عجیبه ... صحبت قرار گرفتن بین یه جمعیت زیاده

‫من که همین الان تو رو تو هر جمعیتی میتونم تصور کنم

‫به جز در نظر گرفتن جمعیت و گروه ها

‫فقط دارم به این فکر میکنم

‫که واسه من چه نقشه هایی داری

‫خیلی خب ببین

‫من میتونم کل شب رو در مورد چیزهای خسته کننده حرف بزنم

‫که واقعا خسته کننده میشه ، البته میدونم

‫اینکه هنوز نمیدونی با زندگیت چیکار کنی خیلی ترسناکه

‫اره از کجا فهمیدی ؟

‫اطلاعات مهم رو فهمیدی و دارت پرت کردی ؟

‫پایه ششم

‫دوتا از کاراگاه های مواد مخدر به کلاسمون اومدن

‫اونا برامون چندتا مقاله آورده بودن

‫اینا دلیل پیوستن ات به نیروی پلیس بودن ؟

‫نه ، عکس های صحنه جرم

‫عکس افرادی که به خاطر مواد مرده بودن

‫از زاویه دیدی که در مورد دنیا و جامعه داشتن

‫و اینکه چطوری شکست خوردن ، چشم منو به دنیا باز کرد

‫اون موقع بود که من تصمیم گرفتم دنیا رو جای بهتری کنم

‫شش هفته بعد رشته حقوق رو ترک کردم

‫من اصلا فکرشو هم نمیکردم

‫آتینا تو واسه نگه داشتن این مدل رازها خیلی خوبی

‫ناراحت نشو

‫میدونی یادمه یه بار بهم گفتی

‫این ندونستن هاست که ما رو گیر میندازه

‫داشتی در مورد خودت صحبت میکردی

‫میدونستم زندگی کردن با روح یه نفر

‫ چه آسیب هایی داره

‫منظورم اینه اون مردی که بهش شلیک کرد

‫همین حالا هم خیلی چیزا از من گرفته

‫من دیگه نمیزارم یه روز خوش داشته باشه

‫من همه ی درد و غصه ام رو

‫توی یه جعبه قفل کردم

‫تنها راهی بود که بعدش میتونستم ادامه بدم

‫خب الان چه حسی داره ؟

‫و حالا اون جعبه ی پر از غم و درد رو شکسته و باز شده

‫بیشتر به نظر میاد من اون جعبه رو شکستم

‫منظورم اینه میدونم کلی سوال دارن

‫ولی من هنوز آماده نیستم که جواب بدم

‫پس واسه همین سراغ من اومدی ؟

‫قایم شدی

‫من ... نمیدونم چطوری در موردش حرف بزنم

‫اینکه بعد از اون چه اتفاقی افتاد

‫میدونی من تو کارم غرق شدم

‫فقط تمرکزم به کارم بود

‫که بتونم یه تفاوتی ایجاد کنم ، میفهمی ؟

‫تفاوت در دنیا ، سازمان ، و روشی که بتونم بهش افخار کنم

‫خب تو الان تفنگ رو داری

‫تو این مدل پرونده ها این اطلاعات ، موفقیت بزرگیه مگه نه ؟

‫آره

‫نمی تونی پرونده رو پیگیری کنی ؟

‫در واقع من هیچ کاری نمی تونم بکنم

‫یعنی همه از کاپیتانم گرفته تا شوهرم

‫ازم قول گرفتن که به این پرونده نزدیک نشم

‫و اجازه بدم کاراگاه کارشو انجام بده

‫آتینا

‫در واقع تو هیچوقت بیخیال یه موضوع

‫به این مهمی نمیشی

‫سلام

‫فکر کردم نیاز داری یکی از این حال و هوا نجاتت بده

‫ممنون

‫آره من نتونستم بخوابم

‫منم همینطور

‫داری پرونده رو بررسی میکنی ؟

‫امت همکارم بود

More Farsi Persian subtitles for 9-1-1

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left