نخستین 200 خط.
خب داریس...
می بهم گفت که پاییز بعدی به کالج نمیری
نه خانوم گرنت
خانوم نش
من یه وقفه یه ساله بین درسم میندازم
و بعدش امیدوارم دانشگاه استندفورد قبول بشم
استندفورد کالج خیلی خوبیه
چه رشته ای میخوای بخونی ؟
خب ، پدر و مادرم هردوشون دکتر هستن ...
این یه سال وقفه بین درست رو میخوای چیکار کنی ؟
میخوای کل اروپا رو با یه کوله پشتی و پاسپورت قطار بچرخی ؟
مامان یه کم مهربون تر باش
مگه نیستم ؟
نه شبیه مادربزرگ "بی" رفتار میکنی
برنامه داری چه دکتری بشی ؟
میدونی فقط با ...
داریس من به کالج نرفتم
صبر کنید مگه به انتخاب خودمونه ؟
نه
باز میکنم
خب باید بریم
نمیخوام دیر به فیلم برسیم
بیا داریس
صبر کن می فکر میکردم فیلم ساعت 9 شروع میشه
میدونی که ترافیک و پیدا کردن جای پارک
زمان میبره
واسه دستشویی رفتن و بلیط خریدن
احتمالا همین حالا هم دیر میرسیم
شام عالی بود خوشحالم که شما رو ملاقات کردم
به زودی میبینمت
وقتی ساعت 11:30 می رو در خونه رسوندی
در خونه
خوش بگذره
الین تو اینجا چیکار میکنی ؟
ببخشید مزاحمت شدم
نمیخوام مزاحم شام خوردنتون بشم
نه ما همین الان تموم شدیم
غذا میخوری ؟ بیا تو
نه ، نه ...
امروز یه سری خبر غیرمنتظره به دستم رسید و ...
نمیخواستم از کسی دیگه بشنوی
خب
تفنگی که باهاش "اِمت"رو کشته بودن پیدا کردیم
آتینا ؟
شما ...
شما مطمئنید ؟
آره دوبار چک کردیم
قبل از اینکه به اینجا بیام
"امت" کیه ؟
نمی دونم والا
"امت" کیه ؟
"امت واشینگتن"
نامزدم بود
اطراف چراغ راهنمایی پیداش کردن
توماس آلما 19 ساله
واسه به قتل رسوندن امت خیلی جوانه
و در حال حاضر با ما صحبت نکرده
از سال 91 این تفنگ احتمالا بین افراد زیادی چرخیده
من افراد زیادی رو واسه حل این پرونده گذاشتم
اصلا نگران نباش
ممکنه مجبور بشم چند روز مرخصی بگیرم
ببخشید که اون شب بدون خبر اومدم
نمیدونستم که ...
من 20 ساله در مورد امت صحبت نکردم
تو از کجا میخواستی بدونی
آره
اگه چیزی متوجه شدم بهت خبر میدم
ممنون
وقت تلف کردنه
اینکه وقت تلف کردن نیست آتینا
ما داریم شانس خودمون رو توی این دنیا
و توانایی هایی که بهمون پیشنهاد میشه رو امتحان میکنیم
آخه کدوم آدمی میتونه با دادن یه بروشور به یه نفر
کل زندگیش رو عوض کنه؟
چریل
خانم ها میتونم توجه تون رو
به یه فرصت شغلی جلب کنم ؟
پلیس لس آنجلس به دنبال بهترین افراد میگرده
که به ما بپیونده
و به نظر میاد شما سه نفر جز نخستین داوطلب ها هستید
از لطفتون ممنونم
ولی ما ا زالان شغلمون رو انتخاب کردیم
وکبل ها و پلیس ها بخشی از یه سیستم هستن
فقط اینکه ما اول گیر آدم بدها می افتیم
شما خوب به نظر میاید ولی مردم محلی اینجا
بیشتر از پلیس ها بدشون میاد
- حداقل ما حقوق مون خوبه
حتما
پردم تا زمانی از پلیس بدشون میاد که نیازی بهش نداشته باشند
نه بعضی وقتا بعدش هم ازشون بدشون میاد
بیا بریم
صبر کنید
من "امت" هستم
شاید تصمیم گرفتید بعدا تجدید نظر کنید
امکان نداره که بخوای دوباره بهش نگاه بندازی
"صابون کجاست ؟ اونو توی ماشین ظرفشویی گذاشتی"
کدوم پاک کننده میتونه کت و شلوار آبی منو بهتر بشوره
قسم میخورم که صدای زنگ تلفن اصلا قطع نمیشد
بابا بدون تو گم میشه
اصلا نمیتونم تصور کنم بهت اجازه داده به اینجا بیای
اون خودش خوب میدونه که نمیتونه جلوی منو بگیره
خیلی سخته که تو از خونه دور شدی
من که میخوام
پدرت رو راضی کنم واسه زندگی به اینجا بیایم
که بتونیم تو رو بیشتر ببینیم
تو نتونستی واسه پنج روز بابا رو به اینجا بیاری
چطوری میخوای واسه ادامه زندگیش اونو وادار کنی که به اینجا بیاد؟
همونجوری که تو رو راضی میکنم
نوه دار بشیم
مامان
ما در موردش حرف زده بودیم
من باید درسم رو تموم کنم ، و یه شغل خوب پیدا کنم
بعدش یه مرد خوب پیدا کنم
و بعد به تو نوه میدم
چونکه تو فلوریدا حوصله ات سر میره
نباید به من دستور بدی
اوه آتینا یادم رفت بهت بگم
بابات میگفت که دیشب خانوم کینگستون فوت کرده
چی؟
اون که همسن و سال تو بود، چجوری مرده ؟
میگفتن سرطان داره
ولی به نظرم سکته قلبی کرده
بعد از گم شدن اون دختر دیگه اون آدم سابق نشد
اصلا فهمیدن چه بلایی سر تانیا اومد ؟
کی اون رو دزدید ؟
هرچی دنبالش گشتن بی فایده بود
میدونی خانوم کینگستون به اداره پلیس میرفت
و هر ماه التماس میکرد که کمکش کنند
و دنبال جواب بود
شاید الان جوابش رو پیدا کرده
هدف اصلی سازمان جذب 20 درصد پلیس خانوم هست
الان نصف این درصد رو داریم
چی ، صبر کن یعنی 10 درصد پلیس خانوم دارید ؟
یعنی من بیام تعداد بیشتر میشه ؟
چی ؟ عجیبه ... صحبت قرار گرفتن بین یه جمعیت زیاده
من که همین الان تو رو تو هر جمعیتی میتونم تصور کنم
به جز در نظر گرفتن جمعیت و گروه ها
فقط دارم به این فکر میکنم
که واسه من چه نقشه هایی داری
خیلی خب ببین
من میتونم کل شب رو در مورد چیزهای خسته کننده حرف بزنم
که واقعا خسته کننده میشه ، البته میدونم
اینکه هنوز نمیدونی با زندگیت چیکار کنی خیلی ترسناکه
اره از کجا فهمیدی ؟
اطلاعات مهم رو فهمیدی و دارت پرت کردی ؟
پایه ششم
دوتا از کاراگاه های مواد مخدر به کلاسمون اومدن
اونا برامون چندتا مقاله آورده بودن
اینا دلیل پیوستن ات به نیروی پلیس بودن ؟
نه ، عکس های صحنه جرم
عکس افرادی که به خاطر مواد مرده بودن
از زاویه دیدی که در مورد دنیا و جامعه داشتن
و اینکه چطوری شکست خوردن ، چشم منو به دنیا باز کرد
اون موقع بود که من تصمیم گرفتم دنیا رو جای بهتری کنم
شش هفته بعد رشته حقوق رو ترک کردم
من اصلا فکرشو هم نمیکردم
آتینا تو واسه نگه داشتن این مدل رازها خیلی خوبی
ناراحت نشو
میدونی یادمه یه بار بهم گفتی
این ندونستن هاست که ما رو گیر میندازه
داشتی در مورد خودت صحبت میکردی
میدونستم زندگی کردن با روح یه نفر
چه آسیب هایی داره
منظورم اینه اون مردی که بهش شلیک کرد
همین حالا هم خیلی چیزا از من گرفته
من دیگه نمیزارم یه روز خوش داشته باشه
من همه ی درد و غصه ام رو
توی یه جعبه قفل کردم
تنها راهی بود که بعدش میتونستم ادامه بدم
خب الان چه حسی داره ؟
و حالا اون جعبه ی پر از غم و درد رو شکسته و باز شده
بیشتر به نظر میاد من اون جعبه رو شکستم
منظورم اینه میدونم کلی سوال دارن
ولی من هنوز آماده نیستم که جواب بدم
پس واسه همین سراغ من اومدی ؟
قایم شدی
من ... نمیدونم چطوری در موردش حرف بزنم
اینکه بعد از اون چه اتفاقی افتاد
میدونی من تو کارم غرق شدم
فقط تمرکزم به کارم بود
که بتونم یه تفاوتی ایجاد کنم ، میفهمی ؟
تفاوت در دنیا ، سازمان ، و روشی که بتونم بهش افخار کنم
خب تو الان تفنگ رو داری
تو این مدل پرونده ها این اطلاعات ، موفقیت بزرگیه مگه نه ؟
آره
نمی تونی پرونده رو پیگیری کنی ؟
در واقع من هیچ کاری نمی تونم بکنم
یعنی همه از کاپیتانم گرفته تا شوهرم
ازم قول گرفتن که به این پرونده نزدیک نشم
و اجازه بدم کاراگاه کارشو انجام بده
آتینا
در واقع تو هیچوقت بیخیال یه موضوع
به این مهمی نمیشی
سلام
فکر کردم نیاز داری یکی از این حال و هوا نجاتت بده
ممنون
آره من نتونستم بخوابم
منم همینطور
داری پرونده رو بررسی میکنی ؟
امت همکارم بود
No comments yet. Be the first to leave one.