The Middle

The Middle

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Middle S03E01-E02 HDTV XviD-2HD-ForcedFamilyFunPart1&2
ناشر SaeedWow

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
XviD
HD
تاریخ انتشار: 2022-03-12
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

...ااه، اولين روز مدرسه

لحظه‌اي که هر پدر و مادري .آرزوش رو داره... آزادي

.اما امسال يه ذره فرق داشت

اوه، حالا حتما بايد برگردين به مدرسه؟

.من از همين الان دلم براتون تنگ شده

.ما هم دلمون برات تنگ ميشه

.من خيلي دوستون دارم

.اووه

.دوست دارم مامان

.بابا - .پسرم -

.اي کاش ميشد با شما به يه مدرسه برم

.ما هم همينطور بريک. ما هم همينطور

.مايک، به محض اينکه رسيدي سر کار بهم زنگ بزن

.من از توي ماشين بهت زنگ ميزنم

.آره، ما هم بهت زنگ ميزنيم مامان

....من از تلفن عمومي توي کتابخونه‌ي مدرسه

.به همه زنگ ميزنم

.صبر کنيد .بغل خانوادگي

.من ميدونم چه فکري ميکنيد

،اين به هيچ وجه نميتونه خانواده‌ي من باشه .اما هست

خب، ما چطوري اينطوري شديم؟

اه. از کجا شروع کنم؟

...ميدونيد که خانواده‌ها توي تابستون

ميرن به سفرهايي که توي اونا با هم صميمي تر بشن؟

!سلام

.ما از "ديزني ورلد" برگشتيم

.خب، ما نامه‌هاشون رو ميبرديم تو خونه

.بفرما

.واقعا از مهمون نوازيتون ممنونم خانم هک

.اينم يه چيز ناقابل از طرف ما به شما

.مگنت. ممنون .خيلي دوستش دارم

!سلام

.ما از "دلز" برگشتيم

.اينم از نامه هاتون

.خيلي ممنون فرانکي

.و ما هم يه چيزي براتون گرفتيم

.اوه، و شکلش مثل يه پنير کوچولو موچولوِ

.چون توي "ويسکانسن" پنير فراوونه

.چه جالب

."سلام، از "باهاما - .بفرما -

.اوه، صبر کن

.يکي دو تا هم بچه داشت، اما نگران نباش .من خوردمشون

.واو

.ما خيلي داغونيم مايک

.من باهات بحث نميکنم بازم مايونز داريم؟

...جدي ميگم، به اون همه مکان خوبي

.که همه براي تابستون رفتن فکر کن

اونوقت ما چيکار کرديم؟ .چمباتمه زديم

...آره، اما وقتي همه رفته بودن سفر

.کنترل محله دست ما بود

...سطل زباله ها رو براي چند هفته گذاشتيم بيرون

در حالي که پيژامه تنم بود ميرفتم ماشين رو .مي‌شستم

.آدم نميتونه همچين تجربه‌اي رو جايي گير بياره

...تو بايد اونا رو مي‌ديدي، مايک

.خيلي خوشحال و با هم صميمي بودن

اونوقت ما چي؟ .ما بزور بچه هاي خودمون رو ديديم

ميدونم. يجورايي تابستون محشري بود، مگه نه؟

نه، اما مگه ما نبايد بخوايم که اونا رو ببينيم؟

منظورم اينه که، مگه اين بر عهده‌ي ما نيست ...که براي اونا خاطره بسازيم

ميدوني، وقتي هنوز زمان هست؟

.جدي ميگم، بهش فکر کن

.سو داره ميره دبيرستان .اکسل ميشه سال آخري

.تا چند سالِ ديگه بچه ها از پيشمون ميرن

.نفوس بد نزن

.نه، جدي ميگم مايک

تا يه مدت ديگه ما بايد توي .يه خونه‌ي خالي زندگي کينم

اگه بازم اينجوري حرف بزني، ممکنه من اين ...ساندويچ رو بزارم زمين

.و تو رو بلند کنم

.خيلي خب، باشه ...هرچقد ميخواي شوخي کن

اما اگه ميتوني 3 بار رو اسم ببر .که از ماه مي، بچه ها رو ديده باشي

.و فقط توي خونه نه .من حتي اطراف شهر رو هم قبول دارم

مايک هرچي بيشتر بهش فکر کرد، بيشتر ...به اين نتيجه ميرسيد که

.حق با منه

....فقط بخاطر کار نجات غريق‌ـش

با تنها مدرکي که ميشد فهميد اکسل ...اصلا توي خونه هست

.کوهي از حوله‌ي خيس و لباس هاي کثيف بود

.ردبول

.و بوي بدن

.فکر کنم اون چهارشنبه اينجا بود

...نه، اون خيلي درگير لذت بردن

.از قدرت جديدش بود

!تو

.تويي که لباس زرد 2 تکه تنته .بيا اينجا

.آره، منم همين فکر ميکردم .شونه‌هات دارن سرخ ميشن

.تو بايد توي سايه کنار خودم بموني

.همينجا. بيا

.بالاتنه‌ي بنفش، پايين تنه‌ي سبز .بيا اينجا

.من ديدم قبل از اينکه بري داخل يه بستني داشتي

.تو که ميدوني قانون خوردن و شنا کردن چيه

...من تلفنت رو نياز دارم تا بعدا بتونم

.بهت زنگ بزنم و مطمئن شم که حالت خوبه

.بفرما. و اه... دوستات رو هم بفرست بيان

.بنظر ميرسيد که ميخواد فرار کنه

...در همين حال، بريک داشت براي خودش

.از چندتا چيز تابستوني لذت ميبرد

!ساکت

...و سو تابستونش رو با کارلي توي

.مرکز خريد گذروند

...اوه خداي من. اون پسر خوشکله توي هات داگ فروشي

.داره اينجا رو نگاه ميکنه

واقعا؟

.صبر کن، نگاه نکن .خيلي خب، الان نگاه کن

!صبر کن، نه .خيلي خب، حالا

!ااه

.اون ما رو ديد که داريم نگاه ميکنيم

از کدوم بيشتر خوشت مياد، خردل زرد يا قهوه اي؟

تو از کدوم بيشتر خوشت مياد؟ - .اول من ازت پرسيدم -

.من ميدونم خودم کدوم رو دوست دارم

.خيلي خب، با شماره‌ي سه ...يک، دو

.قهوه‌اي - !زرد -

.خيلي خب، مايک

،ممکنه که تو دلت براي بچه ها تنگ نشده باشه ...اما من دلم تنگ شده

...و من دلم نميخواد که تنها مگنتي که داريم

.از طرف آب و فاضلاب اورسن باشه

...خب، اگه نميدونستي بدون

که اون مگنت ها قبض هاي پرداخت نشده‌مون .رو نگه داشتن

.خب، پس ما بايد خلاقيت به خرج بديم

.زودباش. فکر کن ...فقط يه چيز سريع و ارزون

...که وقتي پير و تنها شديم بتونيم بهش فکر کنيم

"...و بگيم "هي، يادته با اون بچه هايي که داشتيم

"فلان کار رو کرديم؟"

،خب، يه چيز سريع و ارزون ميخواي .من يه چيز ارزون و سريع دارم برات

.اوه، نه

.اونو نگو - .من ميگم -

.نه، نگو - .من ميخوام بگم -

.چادر زدن .بفرما. گفتم

واقعا؟ - .آره -

.چادر زدن تو واقعا ميخواي همچين کاري کني؟

.با دقت فکر کن

من که اينو گفتم، مگه نگفتم؟

...مايک، دفعه‌ي آخري که من با تو چادر زدم

.دقيقا بدترين شب تمام عمرم بود .بدترين

.بدترين - .بيخيال -

.ماه عسلمون 19 سال پيش بود

.آره، و تو دقيقا ميدوني که چقدر بد بود

.اونقدرا هم بد نبود

.اون عملا ازدواج ما رو از همون ابتدا نابود کرد

...بعد از اون شب قسم خوردم که ديگه

.هرگز با تو نرم به جنگل

هي، تو يه سفر ميخواي يا نه؟

ميدوني چيه؟ .من فکر ميکنم که اين همش نقشه‌ي تو بوده

...آره، اين نقشه‌ي اصلي من بوده

که 19 سال فقير بمونيم تا بتونيم .دوباره بريم چادر بزنيم

...خب، بعد از 5 ساعت رفتن به اطراف شهر و

...پيدا کردن بچه هامون

ما بلاخره تونستيم همشون رو ....يه جا جمع کنيم

.تا خبر خوب رو بهشون بگيم

خب... ما ميدونيم که همه‌ي دوستاتون ...توي تابستون با خانواده‌هاشون

...رفتن به سفر و کلي تفريح کردن

و شما هم با خودتون فکر کردين که ".واي خدا، ما هيچ کاري نکرديم"

واسه همين منو باباتون فکر کرديم که ...قبل از شروع مدارس

.يکمي با شما وقت بگذرونيم پس حدس بزنيد چي شده؟

.ما ميخوايم بريم به يه سفر خانوادگي

!نه !چي؟

.اين آخرين هفته‌ي من به عنوان نجات غريق‌ـه

...بعد از اين، همه‌ي دخترا پنهون ميشن

.و تا زمستون چاق ميشن

کتابدار ميخواست بهم اجازه بده که قسمت .ادبيات اتروسک رو از اول بچينم

.اونا اجازه نميدن مردم عادي اين کارو انجام بدن

.اما من دوشنبه ميرم به دبيرستان

!دبيرستان .و من کاملا آماده نيستم

.من هنوز تزئين کردن کلاسورم رو تموم نکردم

!خواهش ميکنم، لطفا مجبورم نکن که برم

!شما نميتونين اين کارو بکنيد .شما نميتونيد يهويي برنامه‌ي سفر برامون بچينيد

يا خدا، شما اصلا نميدونيد که ما .ميخوايم چيکار کنيم

ميخوايم چيکار کينم؟

.ما ميخوايم چادر بزنيم

!نه

.آره .اين فکر باباتون بود

!بابا

چرا ميخواي ما رو تنبيه کني؟ - !مگه ما چيکار کرديم؟ -

هي، من کاملا خوشحال بودم که .تمام تابستون شما رو نمي‌ديدم

.اين چيزيه که مادرتون ميخواد - !مامان -

حالا نميشه ما جايي اينکارو بکنيم که ...تلويزيون داشته باشه

و حال بهم زن نباشه؟

ببينيد، هر مسافرخونه‌اي که ما از ...عهده‌ش بر ميايم

.بيشتر از جنگل حشره داره

.فقط با چادر زدن موافقت کنيد

...بچه ها، منم اصلا به چادر زدن

.فکر نميکردم

.اما يه فکري دارم .شايد بهتر باشه که از اون کلمه استفاده نکنيم

.بزاريد بهش به عنوان چادر زدن فکر نکنيم

بزاريد به عنوان يه تفريحِ خارج از خونه‌ي .خانوادگي بهش نگاه کنيم

.اما ما نميخوايم بريم

.خيلي خب .تفريح خانوادگيه اجباري

شما بر خلاف خواسته‌مون ميخوايد .ما رو ببريد به جنگل

.اين ميشه آدم ربايي

...اگه ما بخوايم چندتا بچه رو بدزديم

.شما اون آخراي ليستمون هستين

.همش براي 2 روز ميخوايم بريم

هي، ميخواي 3 روزش کنيم؟

...پس با انتظارات پايين و کمي حس ترس

.ما ماشين استيشن رو پر کردم و زديم به جاده

...و اين دفعه با افتخار ميگم که يادم موند

...تا کيف آبي ساندويچ ها رو تا

.خود ماشين با خودم بيارم

!تو کيف آبي رو فراموش کردي؟

تو فکر ميکني من درباره‌ي اين موضوع خوشحالم؟

من توي اون خنک کننده‌ي مشروب و .شکلات يخ زده داشتم

هي، اون باغ صنوبر رو اونجا ميبينيد؟

More Farsi Persian subtitles for The Middle

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left