نخستین 200 خط.
خداي نودل = قسمت 3 =
از زمانيکه يه خاطره کم رنگ ميشه تبديل ميشه به يه خاطره ي شاد
تو فقط لحظات شاد و زيبا رو به ياد مياري
و مابقي رو فراموش ميکني
هر چند
دزد و قاتل ِ تحت تعقيب جايزه 3000 دلار
اگه رو مسائلي دست بذاري که فکر نميکني بتونی
خاطراتشونُ فراموش کني، برات تبديل ميشن به يه کابوس
کلماتي که گفتي به صورت خنجر بر پشتت ميشينن
تو
چويي سون سوک هستي؟
چويي سون سوک
من اسمُ فراموش کردم
خاطره ايه که نميتوني بهش دسترسي داشته باشی
چويي سون سوک
تو هستي، مگه نه؟
چرا چنين اسميُ ميگي؟ چرا؟
کي؟
چويي سون سوک
همون روزي که اون گم شد تو اومدي اينجا
و جاي زخم هم داری
خوشمزه ست
هرگز اين اسمُ نشنيدم
پس مهم نيست، اما چرا اينقد ناراحتي؟
کي ميدونه؟ شايد والدينتُ برات پيدا کردم!؟
اونا مُردن
پس هيچ کار احمقانه اي انجام نده
که اينطور
عجيبه
تو حتي اسمتُ يادت نمياد اما يادته که اونا مُردن
جالب نيست؟
کيم گيل دو. تنها آدميه که اسم ِ منُ ميدونه
اون تنها مدرکيه که ميتونه منُ باهاش بشناسه
بايد از شرش خلاص بشم نبايد دست ِ اون بيُفته
خدايا
داره با توپ لاس ميزنه؟ فقط بهش ضربه بزن
ساکت باش
ضربه ي خوبي بود- واو-
با شيوه ي خاصي بهش ضربه زدي؟
چطور اينقد دقيق بود؟
کار ِت خيلي خوبه
اینجوری همه ی خانومها رو پشت ِ سر میذاری
لاس زدنم به درد خورد
بهتره بري- چی؟-
حواسمُ پرت ميکني
تو نميتوني با اون فکر ِ فاسدت اينجا باشي
خانوم، فکر ميکنم دچار سوتفاهم شديد
نمیشنوی چی میگم؟
از جلوي چشمم گمشو
بله، منم
زنده ست؟
فهمیدم
بايد چيکار کنم؟
اتاق جراحي
بايد چيکار کنم؟
اون کجاست؟
باهاش تماس گرفتم، تو راهه
متاسفم
پاهاشُ از دست داده
نميتونه بدو ِ
....فقط اسناد
و مُهر ها رو يکي برداشته و فرار کرده
يه روز
ممکنه بهت برگرده
بذار
از راه ِ درستي بهش رسیدگی بشه
انجام شد
انگورها کجا هستن؟
اونا اونجان- باشه-
آقاي هوانگ خيلي بخشنده ست ازش مقداري انگور خريده
شنيدم آقاي سو انگور دوست دارن
موضوع چيه؟ آروم باش
پرستار
آروم باش
بايد چيکار کنم؟
نميتونم اينُ باور کنم
آقاي پارک منتظرتون هستن
ببين کي اينجاست- بشين-
ميدونم از ديدنم خوشحال نميشي
فکر ميکنم ميدوني
من اينجا در حال ِ مرگم
بايد واقعاً آقاي ها رو تحسين کني
سَند ِ انتقال
بالاخره
انجامش دادي
اين يه بارُ از شونه هام برميداره
ديگه بازیِ گلف مشکل نيست
حالا ديگه ما بايد
براي گانگنام فرش قرمز پهن کنيم
ميتوني شرط ببندي که اينکارُ ميکنيم
ارزشُ ده برابر ميکنم و بهت برميگردونمش
ميتوني
همينجا سر جزئيات با آقاي هوانگ گفتگو کني
بهتر ِبرم
پدر زنت چطوره؟
يه تصادف ِ بزن در رو داشت
براي همين آقاي سو تصادف کرد
اگه چيزي خواستي بهم بگو
بايد به هم ديگه کمک کنيم
اگه بيشتر از قدرت ِبلعيدنت گاز بزنی
ميتَرکي
تو فقط يه بازپرس متوسطي نه بازپرس کل
اينقد تُند نرو
آقاي ها
حالش چطوره؟
برو داخل و بپرس
ميتوني بري
نميتونم اينکارُ کنم
مثل ِ يه پدر ميمونه برام
ميخوام تا وقتي بهوش مياد بمونم
برو خونه
پدرزنت تو اتاق عمل ِ
اما تو اینجا نبودی
پدرت تو اتاق ِ عمل ِ
اما وقت داشتي بري تجدید آرايش کني
اونم براي گلف
شما از خانواده ي آقاي کو دائه چون هستيد؟
بله
چرا اون
رانندگي ميکرد وقتي به سختي ميتونست ببينه
لهجه روستایی ِ؟
بايد تمرين کنم، به زودي ميريم گانگنام
زناي گانگنام خيلي باکلاس حرف میزنن
نميخوام ازشون عقب بمونم
حداقل بايد خودتُ غمگين نشون بدي
براي همينم آموزش زودتر از موعد مهمه
اون روز ِ مرگ مادرم نودل ميفروخت
وقتي بخاطر اين مسئله سرش داد زدم
گفت اينکارُ کرد تا مادرم بتونه بعد مرگشم زندگي کنه
بايد ادامه بدم؟
....تو واقعاً
لبخند نزن
نبايد لبخند بزني
من جادوگر ِ محله هستم
اما تو متخصص غذاي سخاوتمندي
چي ميشه اگه يکي لبخندتُ ببينه
وقتي پدرزنت تو کُماست؟
اينطور فکر نمیکنی؟
منظورت چيه؟
بهش فکر کن
تو باهوشي
مسيرتُ پيدا کردي
کسي براي مخالفت نمونده
گونگ ناکوان به گانگنام منتقل ميشه، مگه نه؟
عذر ميخوام
کار ِ تميزي نبود
من واقعاً از گفتن ِ چنين جملاتي متنفرم
متاسفم
عذر ميخوام، ديگه اتفاق نميُفته
اگه گند زدي بايد مجازات بشي
اين کلمات ِ تو خالي هيچ معنايي ندارن
هر مجازاتيُ ميپذيرم
قرار ناهارتون چي ميشه؟
براش يه بهونه دارم
دوباره نبايد ببينمشون
قرار ملاقاتها رو کنسل کن و همه ي عضويتها رو بفروش
بله خانوم
کجا بايد ببرمتون؟
اين اطراف بچرخ
بزار يکم هواي تازه به سرمون بخوره
بله، خانم
بايد مثل ِاون موقع پاتُ بزاري رو ترمز و وایسی
فکر ميکردي همين قدر کافيه
يا شايد احساس گناه ميکردي
...به هر حال، تو تماس گرفتي
بدون اجازه ي من
همون کاري رو که بهت گفته شده انجام بده
.زماني که بهت گفتم پارس ميکني، زماني که بهت گفتم گاز ميگيري
.من دستور ميدم، تو اطاعت ميکني
کار سختيه؟
نه، قربان
به سمت ِ اون ماشین برو
با تمام سرعت
يکبار ديگه
دوباره
يکبار ديگه تا اون بميره
و تو دستگير ميشي
.اينجا ديگه راه فراري نيست
حالا يه شاهدم وجود داره
برگرد
برو
فکر نکن حرومزاده
وايسا
هيچ تصميمي نگير
اين کار ِمنه
نه تو
.اينو يادم ميمونه، قربان
بذار صورتتُ ببينم
کارت ويزيت منه
بگیرش
.اسم من، شماره تماس و آدرسم داخلش نوشته شده
...ميتوني به پليس زنگ بزني
يا به رسانه ها خبر بدي
اين بستگي به خودت داره
،اما اگر پليس بيفته دنبال من
،يا اگر رسانه ها به اسم من اشاره کنن
تو میمیری. بهت تضمين بدم
ميميري
ازدواج کردي؟
بچه اي داري؟
No comments yet. Be the first to leave one.