نخستین 186 خط.
= قسمت 96=-
بله قربان
الان پولو براشون فرستادم
لطفا چک کنید
براتون رسید؟
لطفا برامون نقشه مهندسی رو بفرستین
رئیسم ؟ ایشون رفتن سفر کاری
بله باشه
سلام مادر بزرگ ...یک لحظه صبر کنید
فکس رو گرفتین؟
کلا 12 قطعه
بله لطفا قطعاتی رو که گفتم بررسی کنید و اونهارو اصلاح کنید
بله لطفا عجله کنید
بفرمایید خانم بزرگ
وون یونگ کجاس؟ چرا تنهایی اینجایی؟
رفتن سفر کاری
چی؟ کجا؟
مرکز شهر
رفته مرکز ...ناهار بر میگرده؟
مطمئن نیستم
پس یه زنگ بهش میزنم
من زنگ میزنم
تو کار داری من خودم میزنم
راستش الان باید بهش زنگ میزدم
جدی؟
بله آقای کیم یونگ هستم
بله یونگ چه خبر
یونگه - صبر کن -
سلام شرتون شلوغه یا نه؟
مادر بزرگ براتون ناهار آورد دفتر
بدش من
چی؟ - گوشی رو بده من -
وون یونگ منم
هر چقدرم کار داری نباید غذاتا از قلم بندازی
یون وونگ
چرا جواب نمیدی؟
زود باش جواب بده
الو؟
سلام مامان
صدات چرا اینطوره ؟ مریض شدی؟
نه
پس چرا صدات اینقدر بی جونه؟
جلسه دارین آقای کیم؟
آره درسته الان تو جلسه ام
باید برم
بله باشه
من برات سوپ مورد علاقه تو پختم میذارم برات تو دفترت
حتی اگه دیر رسیدی خونه حتما گرم کن بخور
بله دیر نکنید حتما بخورین
گفتن باشه
هی تو مطمئنی اون مریض نیست؟
فکر نکنم
خانم بزرگ
وون یونگ تو باید مراقب سلامتیت باشی
هر چقدرم که پولدار بشی
به اندازه یه ناخن کوچکت ارزش نداره
اینقدر مشروب نخور مراقب سلامتیت باش
...آخرین بار متوجه شدم
که تو میخوای چند تا پله رو یه جا بالا بری
از بس به فکر خانوادتی
یادت نره تو کیم هستی
هیچ وقت فراموش نکن
...برات سوپ به اضافه برنج
با کمی ترشی میگو درست کردم
همه رو بریز تو سوپ بخور
برات با اوجت درست کردم
خیلی خوبه
از یوکجوت خیلی بهتره
...میگو رو باهاش قاطی کن بخور
همونیه که دوست داری
یادت نره بخوری
باشه مامان
آقای نام - سوهی -
...شما چرا اینجایی
تو اینجا چکار میکنی؟
اومده بودم چیزامو جمع و جور کنم
بعدش فکر کردم قبل از رفتن بهتر دفتر شمارو تمیز کنم
یه کم چای بخورید
این آخرین چای ـه که از دست من میخوری
ده سال عمرم اینجا گذشته
چی جا گذاشتی؟
ببخشید ...خوب درست نمی دونم
فقط اونجا نشسته بودم
همیشه دلم میخواست رو صندلی شما بشینم
نه اینکه دلم براتون تنگ شده باشه
...فقط داشتم تفاوت رو حس میکردم
بین صندلی رئیس با صندلی منشی
فقط کنجکاو بودم
...به نظر میرسید
یه چیزایی اینجا دارین که اومدین ببرین
عکسهای یونگ ها لابلای اسنادتون مونده
میخواین براتون بیارمش؟
نه
می شه از طرف من اونها رو بندازی دور
هر چند که دیگه رئیست نیستم
اما می شه اینو به عنوان آخرین درخواستم قبول کنی؟
اینم بده به گوانگ جه
اینو وقتی میخواستم برم شانگهای ازم خواست براش بخرم
میخواست به یونگ ها باهاش پیشنهاد بده
بهش بگو متاسفم که دیر شده
حتما بهش میدم ...نگران نباشید
هر چی رو که لازم دارید بردارید
برای خودتون راحت باشید
میدونم ، الانم راحتم
من دیگه باید برم
...امیدوارم بتونیم
تحت شرایط بهتری همو ببینیم
تو خیلی چیزها بهم کمک کردی خسته نباشی
متشکرم
موفق باشی
شمام همینطور
بله عمو
فکر نکنم امروز بتونم کار کنم
امروزم نمیام ...فردا میام
باشه ...متاسفم
امروزم مرخصی گرفتی؟
تو که خوره کار بودی
میدونم
نمی دونم چی شده
ولی سخت میشه اینجا کسی رو دید
چرا همه کار دارن جز من
اینجورام نیست
همه یه چیزیشون شده
خودم حس میکنم ولی چیزی نمی پرسم
این چیه؟ - بگیرش -
میخوام بهت پیشنهاد ازدواج بدم
تا یونگ ها اینجا نیست
حوصله همچین شوخی هایی ندارم
این چیه؟ حلقه نیست؟
آقای نام گفت اینو بدم بهت
ته ایل گفت؟
نگو که هنوزم اونو می بینی
اگه برادرت بفهمه هر دوی مارو می کشه
نمی خوای بدونی این حلقه چیه؟
مگه چیه؟
ازش خواسته بودی برات یک حلقه بگیره
تا باهاش به یونگ ها پیشنهاد ازدواج بدی
میتونی برام یه حلقه بگیری
...یه خوشگلشو
میخوام باهاش به یونگ ها پیشنهاد بدم
باید یه کم عجله کنم یونگ ها قابل پیش بینی نیست
...سایز انگشتش
خودم میدونم - چی؟ -
از کجا اندازه حلقه اونو میدونی؟
تقریبی منظورم بود
یه خوشگل شو برات میگیرم
میدونم اون چطور حلقه ای دوست داره
ممنون هیونگ ، تو حرف نداری
البته اون موقع خبر نداشتی ته ایل یونگ هارو دوست داره
با اینحال خیلی بی رحم بودی
بله خانم کارها تموم شد
میونگ ها بهشون گزارش میده
بله خانوم مراقب باشید
تبریک میگم بالاخره از بیمارستان مرخص شدن
کی قراره از بیمارستان مرخص شه؟
چی؟ هیشکی
قهوه میخوری؟ - آره نیکی و پرسش -
باید به زودی با اینجام خداحافظی کنم
...از این به بعد کجا باید فرار کنم
وقتی مامان بهم غر میزنه؟
از حالا میتونی خوب رفتار کنی
چطوری می تونم - سو هی -
نمی شه یه کم دیگه درس بخونی؟
چه بی مقدمه ...منظورت چیه؟
فکر نمی کنم کل داستان رو بدونی
بخاطر پول نبوده که من دیگه کالج نرفتم
چون خوب درس نمی خوندم نرفتم
لازم نیست آکادمیک باشه میتونی چیزای دیگه رو امتحان کنی
میتونی صنعت مد و فشن رو امتحان کنی
چرا؟
شرکت جدیدت خیلی بهت حقوق میده؟
میتونی هزینه تحصیل منو بدی؟
مگه نمیخوای گامی بمونی
...نکنه بخاطر وفاداری به اون یارو نام ته ایل
دیگه نمیخوای اونجا بمونی؟
معنی عشق اینه؟
نمی بینی چه اتفاقی بین اون و گوانگ جه افتاده؟
اون مرد درستی نیست
اون فقط مرد بد نیست بلکه وحشتناکه
...ما به اندازه کافی مردهایی مثل
بابام و بابات داشتیم
نمی تونم تحمل کنم تو هم مثل مادر زندگی کنی
پس بهتره دیگه فراموشش کنی
باید بخندم ؟
چی؟
تو جایگاهی نیستی که اینو بگی؟
No comments yet. Be the first to leave one.