Go for It, Nakamura-kun!!

Go for It, Nakamura-kun!! (ガンバレ!中村くん!!)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Ganbare! Nakamura-kun!! S01E10 WEB-DL DUAL 1080p x264
ناشر Ehsan_Cn

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2026-05-29
تعداد دانلود: 20
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫ ‫

‫انجامش نده.

‫سیگار کشیدن توی محوطه مدرسه ممنوعه.

‫توی دوران امتحانات باشگاه‌ ها تعطیلن، مگه نه؟

‫هر روز می‌دوم تا بدنم از فرم خارج نشه.

‫ایول. اون وقت برای ‫تمرینات قدرتی چیکار میکنی؟

‫فقط می‌دوم.

‫واقعاً؟ اون وقت با این کار انقدر هیکلی شدی؟

‫چی؟

‫چی؟

‫فقط می‌دوی؟

‫فقط می‌دوم.

‫می‌دوی؟

‫فقط همین.

‫شاید منم برم یکم بدوم.

‫بیرون از محوطه مدرسه هم نباید سیگار بکشی.

°°مترجم : احسان°° ○○@Ehsan_Cn○○

‫ ‫

‫ ‫

‫اگه کارتون تموم شده دوباره چک کنید.

‫خب، وقت تمومه.

‫برگه‌ ها رو از ته کلاس به جلو بفرستید.

‫فقط یه روز دیگه از امتحان ها مونده، ‫ولی فعلاً شل نگیرید.

‫برای امتحان ریاضی فردا ‫حسابی زحمت کشیدم.

‫هان؟ پسر، من اصلاً با ریاضی کنار نمیام.

‫ریاضیم افتضاحه.

‫پسر، داغونم. ‫برم کتابخونه درس بخونم.

‫میدونستم شلوغ میشه.

‫هیچ میز خالی‌ ای پیدا نمیشه.

‫انگار باید برم خونه درس بخونم.

‫ناکامورا. ناکامورا!

‫هیروسه؟

‫اینجا بشین.

‫کنار اون؟

‫یعنی قراره کنار هیروسه بشینم؟

‫- خوش اومدی! ‫- جدی؟ واقعاً مشکلی نیست؟

‫با اجازه.

‫تو هم برای امتحان ها درس میخونی؟

‫آره. تو هم همینطور؟

‫خیلی نزدیکه.

‫آره. با التماس پیشم اومد، ‫و خواست جزوه‌ هام رو ببینه.

‫آهان، که اینطور.

‫اینطور نیست که الان جزوه نوشتن کمکی بکنه.

‫آره، فقط یه چاره‌ جویی موقتیه.

‫یه چی؟

‫هان؟ یه چاره‌ جویی موقتی. ‫یه راه حل لحظه آخری و گذرا.

‫تا حالا این کلمه رو نشنیده بودم.

‫اگه ژاپنی مدرنت خوبه، ‫شاید بتونی بهم یاد بدی.

‫چی؟ اِ، حتماً. ‫اگه باهاش مشکلی نداری.

‫ممنون، سنپای.

‫یعنی قراره فردا بمیرم؟

‫این اصلاً خوب نیست.

‫حواسم اونقدر پیش هیروسه‌ست ‫که نمیتونم تمرکز کنم.

‫ها...

‫«ها»؟

‫ها... «هاکانا»؟

‫قبر کندن.

‫خیلی دوست‌ داشتنیه.

‫بعدی چیه؟ ‫آه، «کین‌ سن».

‫کو...

‫«کو»؟

‫کوتوسن؟

‫نه، بسه دیگه. ‫روی درس خوندن تمرکز کن.

‫هی، شماها گرسنه‌تون نیست؟

‫از بس گرسنه‌مه که نمیتونم تمرکز کنم.

‫آره، گمونم. ‫هنوز ناهار نخوردیم.

‫میخواید نون بگیریم؟

‫مگه فروشگاه مدرسه امروز تعطیل نیست؟

‫اوه، چی؟ ‫ولی من دارم از گرسنگی میمیرم.

‫نظرتون چیه به اون رستوران ‫خانوادگی جدیده بریم؟

‫فکر خوبیه! ‫بیاید همین الان به اونجا بریم.

‫موافقم. بیاید بریم.

‫چی؟ واقعاً؟

‫به این زودی دارن میرن؟

‫هی.

‫بیا بریم، ناکامورا.

!باشه

‫پسر، حسابی سیر شدم.

‫اولین باریه که بدون خانواده‌م ‫به همچین رستورانی میام.

‫انقدر استرس داشتم که ‫اصلاً مزه غذا رو نفهمیدم.

‫قسمت دیروز «کارآگاه باری کاتا» رو دیدی؟

‫آره، خیلی باحال بود.

‫تو دیدیش، هیروسه؟

‫یه جورایی. ‫خانواده‌م داشتن میدیدنش.

‫هان؟ دارن درباره چی حرف میزنن؟

‫من فقط پیگیر نقش اول زنم.

‫تو اون سریال رو می‌بینی؟

‫اوه، یه ذره‌ش رو.

‫خواهرم خیلی طرفدارشه. ‫الان خیلی روی بورسه.

‫واقعاً؟

‫از اون بازیگر زنه خوشم میاد.

‫آره، حتماً همینطوره.

‫لعنتی! اصلاً نمیدونم چی هست! ‫بعداً آمارش رو در میارم!

‫خش خش، خش خش.

‫اوه، چه خوب. ‫از این آهنگ خوشم میاد.

‫اوه، واقعاً؟

‫همش همین رو گوش میدی.

‫چی؟ واقعاً؟

‫مگه اون روز آلبوم‌شون رو ‫از اوموری قرض نگرفتی؟

‫چی؟ جدی؟

‫به‌ زودی قراره به کنسرت بریم.

‫چی؟! واقعاً؟!

‫وایسا. با اوموری؟

‫خیلی حسودیم شد! ‫دلم میخواد فقط با هیروسه به کنسرت برم!

‫ناکامورا، تو موسیقی خاصی رو دوست داری؟

‫اوم، من همه‌ چی گوش میدم.

‫واقعاً؟

‫وقتی از یه چیزی خوشم بیاد، ‫فقط همون رو گوش میدم.

‫از یه گروهی به اسم آکواپت خوشم میاد. ‫میشناسیشون؟

‫اوم، آره.

‫وای! اسمافی آپدیت شده!

‫چی؟ بذار ببینم.

‫بیخیال! یعنی چیز بهتری به ذهنم نمیرسید؟

‫کلی مرحله جدید اضافه شده!

‫ایول. باید بازی کنیم.

‫امتحان ها که تموم شد، ‫خونه‌ یوشیدا قرار بذاریم.

‫نمیتونم صبر کنم. ‫بیاید همین الان بازی کنیم.

‫میدونم امتحان ها برات مثل آب خوردنه، ‫ولی کوفتت بشه.

‫فقط تویی که توی دردسر افتادی.

‫هی، پایه‌ ای سر یه چیزی شرط ببندیم؟

‫سر امتحان‌ ها؟

‫نه.

‫ناکامورا.

‫اسمش فایتر. ‫الان خیلی روی بورسه.

‫میشناسیش؟

‫آره، میشناسم. خیلی پرطرفداره، مگه نه؟ ‫البته راستش هنوز بازیش نکردم.

‫جدی؟ خیلی صفا داره. ‫باید امتحانش کنی.

‫دروغ گفتم. ‫همین الان اسمش رو شنیدم.

‫«اسمش فایتر» بود؟ ‫بعداً چک میکنم.

‫نه بابا، دست‌ کمم نگیر.

‫الان دیگه واقعاً خالی کردم.

‫چی؟ زیادی بازی میکنی.

‫دارم میرم نوشیدنی بگیرم. ‫چیزی میخوای، ناکامورا؟

‫اوه، اوم...

‫من نوشابه میخوام.

‫برای منم جینجر اِیل.

‫جدی که نمیگید، بچه‌ ها؟

‫منم باهات میام.

‫ببخشید که مجبورت کردم باهام بیای.

‫اوه، اشکالی نداره. ‫دست‌ تنها آوردن چهار تا لیوان سخت بود.

‫اون هم هست، آره.

‫ولی فکر کردم شاید بخوای ‫در آرامش و تنهایی درس بخونی.

‫چی؟

‫اوه، نه. ‫نه، نه، نه.

‫دارم چیکار میکنم؟ ‫باعث شدم هیروسه نگرانم بشه.

‫و هنوز هم هیچی درباره‌ هیروسه نمیدونم.

‫ناکامورا، قهوه دوست داری؟

‫آره. فکر کنم زیاد میخورم.

‫هوم. من زیاد اهلش نیستم.

‫اوه، ولی شیر قهوه دوست دارم.

‫آره، اون هم خوبه.

‫هیروسه نمیتونه قهوه تلخ بخوره؟ ‫بهش میاد.

‫اوه، خواهرم میگه با شکلات داغ خوب میشه.

‫واقعاً؟ شاید امتحانش کردم.

‫خب؟ چطوره؟

‫آره، خیلی خوبه.

‫شاید دفعه بعد امتحانش کنم.

‫آره، فکر کنم بتونی این رو بخوری.

‫منم دارم یه چیزی توی نوشیدنیم میریزم.

‫منم این رو نمیدونستم.

‫فهمیدم. بیا توی نوشابه تاکوچی قهوه بریزیم.

‫چی؟

‫بهش نگو.

‫هیروسه هم از این شوخی‌ ها بلده؟

‫مرسی که منتظر موندید.

‫خیلی لفتش دادید.

‫ببخشید.

‫ممنون.

‫داشتید چیکار میکردید؟

‫خفه شو. ‫پس برو خودت نوشیدنی بگیر.

‫ممنون.

‫امروز کلی چیز درباره هیروسه یاد گرفتم.

‫خیلی چیزها هست که ‫هنوز درباره‌ش نمیدونم.

‫نوشابه همیشه انقدر تیره بود؟

‫شاید چون بدون قنده رنگش فرق داره.

‫اگه نمیخوایش، چرا یکی دیگه نمیگیری؟

‫آه، حالم بد شد.

‫چی؟ مگه چقدر بد بود؟

‫تو چیکار...

‫دارم فیلم میگیرم.

‫ببخشید. یکی دیگه میخوای؟

‫عمراً اگه بخوام!

‫خداحافظ، استاد.

‫خداحافظ. ‫موقع برگشتن مواظب خودتون باشید.

‫باشه.

‫اوه، آقای نیو. ‫همیشه در حال دویدنید.

‫بله. برای اینکه روی فرم بمونم.

‫زیاده‌ روی نکنید.

‫قشنگه.

‫چی؟

‫اوه، متوجه شدید؟ ‫قشنگ نیستن؟

‫امروز شکوفه دادن.

‫اسم‌شون سیکلامنه، ‫و توی ماه‌ های سرد سال شکوفه میدن.

‫آقای نیو، شما گل‌ ها رو دوست دارید؟

‫گل‌ های قشنگ دیگه‌ ای هم هست.

‫یه وقت دیگه اونا رو هم میذارم.

More Farsi Persian subtitles for Go for It, Nakamura-kun!!

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left