نخستین 200 خط.
انجامش نده.
سیگار کشیدن توی محوطه مدرسه ممنوعه.
توی دوران امتحانات باشگاه ها تعطیلن، مگه نه؟
هر روز میدوم تا بدنم از فرم خارج نشه.
ایول. اون وقت برای تمرینات قدرتی چیکار میکنی؟
فقط میدوم.
واقعاً؟ اون وقت با این کار انقدر هیکلی شدی؟
چی؟
چی؟
فقط میدوی؟
فقط میدوم.
میدوی؟
فقط همین.
شاید منم برم یکم بدوم.
بیرون از محوطه مدرسه هم نباید سیگار بکشی.
°°مترجم : احسان°° ○○@Ehsan_Cn○○
اگه کارتون تموم شده دوباره چک کنید.
خب، وقت تمومه.
برگه ها رو از ته کلاس به جلو بفرستید.
فقط یه روز دیگه از امتحان ها مونده، ولی فعلاً شل نگیرید.
برای امتحان ریاضی فردا حسابی زحمت کشیدم.
هان؟ پسر، من اصلاً با ریاضی کنار نمیام.
ریاضیم افتضاحه.
پسر، داغونم. برم کتابخونه درس بخونم.
میدونستم شلوغ میشه.
هیچ میز خالی ای پیدا نمیشه.
انگار باید برم خونه درس بخونم.
ناکامورا. ناکامورا!
هیروسه؟
اینجا بشین.
کنار اون؟
یعنی قراره کنار هیروسه بشینم؟
- خوش اومدی! - جدی؟ واقعاً مشکلی نیست؟
با اجازه.
تو هم برای امتحان ها درس میخونی؟
آره. تو هم همینطور؟
خیلی نزدیکه.
آره. با التماس پیشم اومد، و خواست جزوه هام رو ببینه.
آهان، که اینطور.
اینطور نیست که الان جزوه نوشتن کمکی بکنه.
آره، فقط یه چاره جویی موقتیه.
یه چی؟
هان؟ یه چاره جویی موقتی. یه راه حل لحظه آخری و گذرا.
تا حالا این کلمه رو نشنیده بودم.
اگه ژاپنی مدرنت خوبه، شاید بتونی بهم یاد بدی.
چی؟ اِ، حتماً. اگه باهاش مشکلی نداری.
ممنون، سنپای.
یعنی قراره فردا بمیرم؟
این اصلاً خوب نیست.
حواسم اونقدر پیش هیروسهست که نمیتونم تمرکز کنم.
ها...
«ها»؟
ها... «هاکانا»؟
قبر کندن.
خیلی دوست داشتنیه.
بعدی چیه؟ آه، «کین سن».
کو...
«کو»؟
کوتوسن؟
نه، بسه دیگه. روی درس خوندن تمرکز کن.
هی، شماها گرسنهتون نیست؟
از بس گرسنهمه که نمیتونم تمرکز کنم.
آره، گمونم. هنوز ناهار نخوردیم.
میخواید نون بگیریم؟
مگه فروشگاه مدرسه امروز تعطیل نیست؟
اوه، چی؟ ولی من دارم از گرسنگی میمیرم.
نظرتون چیه به اون رستوران خانوادگی جدیده بریم؟
فکر خوبیه! بیاید همین الان به اونجا بریم.
موافقم. بیاید بریم.
چی؟ واقعاً؟
به این زودی دارن میرن؟
هی.
بیا بریم، ناکامورا.
!باشه
پسر، حسابی سیر شدم.
اولین باریه که بدون خانوادهم به همچین رستورانی میام.
انقدر استرس داشتم که اصلاً مزه غذا رو نفهمیدم.
قسمت دیروز «کارآگاه باری کاتا» رو دیدی؟
آره، خیلی باحال بود.
تو دیدیش، هیروسه؟
یه جورایی. خانوادهم داشتن میدیدنش.
هان؟ دارن درباره چی حرف میزنن؟
من فقط پیگیر نقش اول زنم.
تو اون سریال رو میبینی؟
اوه، یه ذرهش رو.
خواهرم خیلی طرفدارشه. الان خیلی روی بورسه.
واقعاً؟
از اون بازیگر زنه خوشم میاد.
آره، حتماً همینطوره.
لعنتی! اصلاً نمیدونم چی هست! بعداً آمارش رو در میارم!
خش خش، خش خش.
اوه، چه خوب. از این آهنگ خوشم میاد.
اوه، واقعاً؟
همش همین رو گوش میدی.
چی؟ واقعاً؟
مگه اون روز آلبومشون رو از اوموری قرض نگرفتی؟
چی؟ جدی؟
به زودی قراره به کنسرت بریم.
چی؟! واقعاً؟!
وایسا. با اوموری؟
خیلی حسودیم شد! دلم میخواد فقط با هیروسه به کنسرت برم!
ناکامورا، تو موسیقی خاصی رو دوست داری؟
اوم، من همه چی گوش میدم.
واقعاً؟
وقتی از یه چیزی خوشم بیاد، فقط همون رو گوش میدم.
از یه گروهی به اسم آکواپت خوشم میاد. میشناسیشون؟
اوم، آره.
وای! اسمافی آپدیت شده!
چی؟ بذار ببینم.
بیخیال! یعنی چیز بهتری به ذهنم نمیرسید؟
کلی مرحله جدید اضافه شده!
ایول. باید بازی کنیم.
امتحان ها که تموم شد، خونه یوشیدا قرار بذاریم.
نمیتونم صبر کنم. بیاید همین الان بازی کنیم.
میدونم امتحان ها برات مثل آب خوردنه، ولی کوفتت بشه.
فقط تویی که توی دردسر افتادی.
هی، پایه ای سر یه چیزی شرط ببندیم؟
سر امتحان ها؟
نه.
ناکامورا.
اسمش فایتر. الان خیلی روی بورسه.
میشناسیش؟
آره، میشناسم. خیلی پرطرفداره، مگه نه؟ البته راستش هنوز بازیش نکردم.
جدی؟ خیلی صفا داره. باید امتحانش کنی.
دروغ گفتم. همین الان اسمش رو شنیدم.
«اسمش فایتر» بود؟ بعداً چک میکنم.
نه بابا، دست کمم نگیر.
الان دیگه واقعاً خالی کردم.
چی؟ زیادی بازی میکنی.
دارم میرم نوشیدنی بگیرم. چیزی میخوای، ناکامورا؟
اوه، اوم...
من نوشابه میخوام.
برای منم جینجر اِیل.
جدی که نمیگید، بچه ها؟
منم باهات میام.
ببخشید که مجبورت کردم باهام بیای.
اوه، اشکالی نداره. دست تنها آوردن چهار تا لیوان سخت بود.
اون هم هست، آره.
ولی فکر کردم شاید بخوای در آرامش و تنهایی درس بخونی.
چی؟
اوه، نه. نه، نه، نه.
دارم چیکار میکنم؟ باعث شدم هیروسه نگرانم بشه.
و هنوز هم هیچی درباره هیروسه نمیدونم.
ناکامورا، قهوه دوست داری؟
آره. فکر کنم زیاد میخورم.
هوم. من زیاد اهلش نیستم.
اوه، ولی شیر قهوه دوست دارم.
آره، اون هم خوبه.
هیروسه نمیتونه قهوه تلخ بخوره؟ بهش میاد.
اوه، خواهرم میگه با شکلات داغ خوب میشه.
واقعاً؟ شاید امتحانش کردم.
خب؟ چطوره؟
آره، خیلی خوبه.
شاید دفعه بعد امتحانش کنم.
آره، فکر کنم بتونی این رو بخوری.
منم دارم یه چیزی توی نوشیدنیم میریزم.
منم این رو نمیدونستم.
فهمیدم. بیا توی نوشابه تاکوچی قهوه بریزیم.
چی؟
بهش نگو.
هیروسه هم از این شوخی ها بلده؟
مرسی که منتظر موندید.
خیلی لفتش دادید.
ببخشید.
ممنون.
داشتید چیکار میکردید؟
خفه شو. پس برو خودت نوشیدنی بگیر.
ممنون.
امروز کلی چیز درباره هیروسه یاد گرفتم.
خیلی چیزها هست که هنوز دربارهش نمیدونم.
نوشابه همیشه انقدر تیره بود؟
شاید چون بدون قنده رنگش فرق داره.
اگه نمیخوایش، چرا یکی دیگه نمیگیری؟
آه، حالم بد شد.
چی؟ مگه چقدر بد بود؟
تو چیکار...
دارم فیلم میگیرم.
ببخشید. یکی دیگه میخوای؟
عمراً اگه بخوام!
خداحافظ، استاد.
خداحافظ. موقع برگشتن مواظب خودتون باشید.
باشه.
اوه، آقای نیو. همیشه در حال دویدنید.
بله. برای اینکه روی فرم بمونم.
زیاده روی نکنید.
قشنگه.
چی؟
اوه، متوجه شدید؟ قشنگ نیستن؟
امروز شکوفه دادن.
اسمشون سیکلامنه، و توی ماه های سرد سال شکوفه میدن.
آقای نیو، شما گل ها رو دوست دارید؟
گل های قشنگ دیگه ای هم هست.
یه وقت دیگه اونا رو هم میذارم.
No comments yet. Be the first to leave one.