نخستین 200 خط.
ستوان سونگ و فرمانده کیم اموزش توپخانه رو بدست میگیرن
بله قربان
و کاپیتان چونگ تا اطلاع ثانوی تعلیق میشه
با عقل جور در میاد؟ کاپیتان چونگ نمیدونه چطوری دولا شه
اگه اون دولا نشه من مجبورم بشکنمش
فرمانده ارشد لی
راسته که تو کاپیتان چونگ از نوکدو رو شلاق زدی؟
ولی تو میخواستی منو شلاق بزنی
مگه نه؟
جوابمو بده
تو بیشتر از زندگی خودت مراقب زندگی افرادتی
چطور میتونی افرادت رو تنبیه کنی ولی دشمنت رو غذا بدی؟
اون دیگه ازت اطاعت نمیکنه مگه نه؟
کاپیتان چونگ اون یه افسر نیروی چپ چولاس
ولی از دستورش اطاعت نکرده پس باید تنبیه بشه
سرپیچی در جنگ جرمیه که مجازاتش مرگه
حمله به دشمن اشتباهه؟
نه ، ندید گرفتن یه دستور نظامی اشتباهه
خب پس؟
بریم
کاپیتان چونگ با تنبیه ادم میشه ولی فرمانده ارشد وون
به این اسونی کنترل نمیشه
اگه بخاطر فرمانده ارشد وون نبود کاپیتان چونگ اینقد عجولانه
و سرخود عمل نمیکرد
نه اینجوری نمیشد
ممکنه ناامید میشد و هرکاری میکرد ولی
از دستور اونم توی جنگ سرپیچی نمیکرد
افسر کوان وقتی دو فرمانده ارشد مخالف همدیگه ان چطوری
چطوری اتحادمون رو با نیروی کیونگ سانگ راست ادامه بدیم؟
یکم اونور افرین یکم بهم اسون بگیر دختر ،میشه؟
چرا اسون بگیرم؟
وای
جین
از نگرانی مریض شدم پدر
وضعیت پشتت بده
ترسیدم نکنه نتونی از شر تفنگا فرار کنی
بدون شما من تنها میمونم
جین
پدر خوشحالم حالت خوبه
گریه نکن
خداروشکر حالت خوبه
چطوری؟
نه نه بلند نشو
نه میشه تحملش کرد
تو که یه تازه کار نیستی. چرا با عجله رفتار کردی؟
سرخود کار کردی
دوباره از دستور فرمانده ارشد سرپیچی نکن
نمیدونست باید چیکار کنه
اگه راضی نیستی یونیفرمتو دربیار و برو
بازرس اوه
اگه من فرمانده ارشد بودم حتما میکشتمت
فک کردی حق با فرمانده ارشد وونه؟
باید تا ساحل تعقیبشون میکردیم و همشون رو نابود میکردیم
اینجوری توی یه جنگ میجنگن
این بخاطر مردم بود یا افتخار نظامی؟
یا میخواستی از فرمانده ارشد وون حمایت کنی؟
اگه ما میرفتیم و به ساحل میرسیدیم کلی سختی میکشیدیم
و افراد زیادی از دست میدادیم
این ینی ما میتونیم درباره پیروزی های دیگه ای مث اینو فراموش کنیم
بازرس اوه
تو بهترین فرمانده تیمی توی نیروی چپ چولایی
اصن به فکرتم نمیرسه که اون چقد بهت اعتماد داره
تا حالا فک کردی که باید چطوری تو رو مجازات میکرد؟
دوباره ازش سرپیچی نکن
چون حتی اگه فرمانده ارشد هم ببخشتت من نمیبخشمت
من حتما مطمئن میشم که تو یونیفرمتو دربیاری
میدونی چرا؟
این بخاطر اختلافات داخلی دشمنه
ما باید امشب از رودخونه عبور کنیم
بذارین منو دخترم با کشتی تون بریم
اگه بتونی از رودخونه ما رو رد کنی و از پایتخت دور شیم
برای جبران بهت یه شمش طلا میدم
یه شمش طلا خانم؟
موجیک ببرشون بیرون
چرا؟ یه شمش طلا که پول زیادیه
نمیخوام بشنوم
این خانم عفت دخترش رو به یه شمش طلا میفروشه
هرچی باید رو شنیدم
بیخیال چونسو
جناب ییم
ساکت
ده تا شمش طلا بهت میدم
فقط ما رو سالم از اینجا ببر
ده شمش طلا چقده سرپرست بیون؟
۳۵۰ یانگ قربان
کافی نیس
باید برای زندگی دخترت حداقل هزار یانگ بدی
چی؟ دزد عوضی
چی گفتی؟
من خواستم با کشتیم بری؟
تو اومدی جلوم زانو زدی چون نمیخواستی عفتت رو
جلوی اون ژاپنیا از دست بدی و بعدش خودت رو حلق اویز کنی
واسه چی وایسادی؟ ببرشون بیرون
باشه . هرچی پول بخوای بهت میدم
فقط ما رو سالم ببر اونور رودخونه
هرقدر بخوای بهت میدی تو فقط مارو از شهر ببر بیرون
یه دقیقه بیا بیرون
بیرون صبر کن . وقتی حرفام تموم شد میام
فوریه
ما باید انتقال پناهنده ها به شمال رو متوقف کنیم
اره اینکارو میکنم
دیگه درباره استفاده از این زنای بدبخت بیچاره حرف نزن
چطور میتونی الان توی جنگ اینقد بی عاطفه باشی؟
چرا اینقد ارومی؟ همیشه میگن فرصت توی زمانای بحران پیش میاد
این برامون یه شانس بزرگه
با مکیدن خون هموطنامون؟
الان این مشکلمونه؟
ما بازرگانیم و بازرگانا هرچی فروشی باشه رو میفروشن
بسه تمومش کنین
این بحث رو تمومش کنین
به هر حال نباید بذاریم هیچ پناهنده ای از شهر خارج بشه
هونگ
فک کنم ژنرال کاتو یه کارایی داره میکنه
برخلاف کُنیشی ژنرال کاتو یه مرد ساده لوحه
اگه بفهمه که ما داریم پشت سرش چیزی رو مخفی میکنیم
هممون رو میکشه
ازت دوباره میپرسم
فرمانده اصلیتون کیه؟ کجا فرار کرد؟
نمیدونم
تو خدمه نیستی یه افسر عالی رتبه ای
انتظار داری باور کنیم؟
ماموریت نیروهایی که اُکپو و گادوک رو تسخیر کردن چی بود؟
حرف بزن
من هیچی نمیدونم
چیکار میکنی؟
بهت گفتم به زندانیا فحش ندی
چرا متوقفش نکردی؟
نمیخواستم قربان
هیچ نظری نداری که باید چیکار کنی؟
اون حرف نمیزنه بذارین بکشمش قربان
تو داشتی کاری رو میکردی که ژاپنیا میکنن
پس چی باعث میشه با اونا فرق کنی؟
بازش کنین
قربان
بازش کن
برو بیرون
بخور
به من بعنوان یه دشمن نگاه نکن به چشم همکار نگاه کن
باید هم از لحاظ جسمی و هم روحی خسته باشی
که جایی دور از خونت روی زندگیت ریسک کردی
بنوش
ازدواج کردی؟
بچه داری؟
با توجه به سن ـت حتما بچه هات کوچیکن
یه بچه دو ساله دارم
اخی
اگه زنده برنگردی بچت هیچ وقت صورتت رو یادش نمیاد
فرمانده ارشد
بیاتو
من این ملاقات رو ترتیب دادم چون فک کردم شما دوتا باهم خیلی حرف دارین
خب پس من تنهاتون میذارم
اسمم پِدرو هس
وقتی دزدیده بودنم و بعنوان یه زندانی بردنم ژاپن توسط پدر سِسپِدِس
تعمید داده شدم اینجوری مسیحی شدم
علامتای زیادی ژاپنیا روم گذاشتن
یه پسر جوون دارم که اسمش آپه
اون خیلی بامزه و باهوشه و یکمم بازیگوشه
وقتی تابستون میشه خیلی دوست دارم باهاش شنا کنم و پشت همو بشوریم
ولی هیچ وقت تا به حال جلوش لباسم رو در نیاوردم
اگه بخاطر زخمام بترسه چی؟
اگه فک کنه من یه مجرم خطرناکم چی؟
چرا ما باید اینکارو با همدیگه بکنیم؟
سوپرایز شدم
فک میکردم شما کسایی هستین که ارامشتون رو از دست نمیدین
چرا فک کردین که ما احساس نداریم؟
ژاپنیا پدر و مادر منو کشتن
...و...همچنین یه دوست
میدونم
ولی باید خودتو کنترل کنی
نباید بدی رو با بدی جواب بدی
اگه بشه باید به قلب دشمن پیروز بشی
این یه برش کوتاهی برای تموم کردن جنگه
وقتی این جنگ تموم شه درامان پیش خونوادت برمیگردی
قول میدم که باهات مث من رفتار نشه
بهمون اطلاعات بده
من یه جنگجوی ژاپنیم
قبلش تو پسر خدایی
من نمیتونم به مردمم خیانت کنم
این تجاوز نمیتونه توجیه بشه
اینایی که شمشیر میکشن اول دست خودشونو میبرن
بهمون اطلاعات بده
فرمانده ارشد وقتی جنگ تموم شد درامان میفرستت خونه
انتظار داری باور کنم؟
منم پسر خدام چطور میتونم به برادرم دروغ بگم؟
حرف زد؟
بله قربان . نام فرمانده دشمن دودو تاکادوراس و
اون بهترین ژنرال بین نیروهای ژاپن هست
ماموریت اصلی اونا وقتی ژاپن رو ترک کردن شکست نیروی دریایی چوسان بوده
ولی بعد از اینکه اشتباها فهمیدن که ما نابود شدیم تکمیل کردن اذوغه و سلاح برای ارتش زمینیشون
به اولین هدفشون تبدیل شد
این ینی اونا دیر یا زود میرن سمت غرب
اون میگه که سربازا و فرمانده های زیادی
در قرارگاه اصلیشون در پوسان چادر زدن
الان که اونا درمورد ما میدونن هرکدوم میخوان قهرمان جنگ باشن
لعنتی این یه رسواییه
ژنرال دودو تو مایه شرمی
چطور تونستی بیای اینجا و توی چشمای من نگاه کنی؟
نمیدونی که ما حتی یه کشتی هم از دست ندادیم؟
چشماتو وا کن و خوب به اون نقشه نگاه کن
ناوگان کُنیشی و کاتو قبلا به پایتخت رسیدن
No comments yet. Be the first to leave one.