A French Village

A French Village (Un village français)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Un Village Francais S01E04
ناشر CinamaFrench
مترجم دریا از تیم سینمافرنچ

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2021-08-15
تعداد دانلود: 30
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ترجمه اختصاصی CinamaFrench

پول

اونا گفتند 1200

من همین و دارم،اشتباه کردم

اینم پول زیادیه

بیاید،موفق باشید

آقا ، ما باید یه مقداری پول برای قطار به مارسی نگه داریم.

فقط به اندازه ی پول بلیط برام بذار

جزئیات کمی مثل این، مورد علاقه من نیست. قرار قراره ...

1200بده یا من میرم

بیا 1200

خیلی دیره،خودتون یه کاری کنید

اما اقا ما نمیتونیم بدون شما ازینجا رد بشیم

برگردید اقا برگردید

یکی برای المانی ها

یکی برای پتن یا نه؟

نه،پتن نه

این برای منه،همش مال منه

بسه باید برم

قرار ملاقاتت کیه؟

ساعت هشت توی فرمانداری

خیلی خوب باید من و بذاری موتیر

اونجا چیکار داری؟

نرده ها رو با پسر عمو های لورن تعمیر میکنیم و من سرویس و عوض میکنم

متوجه شدی که اگه جنگ نبود...

من ترجیح میدادم که جنگ نبود و ما با هم میبودیم...

اره اما زندگی همیشه اینجوری نیست

دیگه نباید همدیگر و اینجوری مخفیانه مثل دزدا ببینیم

تو ژانین و داری مارسو

من اگه لورن نمرده بود هیچ وقت این و ادامه نمیدادم

و به محض اینکه برمیگشت بس میکردم

میدونم

امروز همه جا هستند

وایسا

روانی،بس کن،خل شدی ؟

بیا پایین،توام همینطور

عجله کن- کاری که میگه رو انجام بده-

چی میخواید؟پول؟

خفه شو و برو سمت راست،برید

عجله کنید

بیاریدش توی ماشین

ببخشید،میخواید چکار کنید؟المانی ها همه جا دنبالش هستند

با ماشین فورا گیر میفتید

خیلی زخمی شده باید بره پیش دکتر

تا دکتره اون و تحویل المانی ها بده

این ...این براش بهتره

نمیتونید ولش کنید؟

میبینید که ما برعلیه شما نیستیم

نمیتونم برم دکتر و ببینم

من میتونم

نشون بدید

ماری

نمیتونم امروز دیر برسم به قرار

نمیتونیم اینجوری ولش کنیم

برای شروع ما باید او را از دید جاده دور کنیم. بلافاصله

من یه کابینی این نزدیکی ها میشناسم

مواظب باشید

صبر کنید ولی اینکه میزه

چطور میخواید این میز و خودتون بلند کنید؟

خوب ما میریم

ما میریم یه دکتر خبر میکنیم- نه-

اون همینجا میمونه

خوب ، من به هر حال باید زخم و تمیز کنم

اگه این کار و نکنیم الودگی به قسمت های دیگه میرسه و کارش تموم میشه

قرار ملاقاتت طول میکشه؟

نه فقط دو سه تا برگه برای امضا هست،پنج دقیقه طول میکشه

شاید بتونی بری پیش دکتر لارچر؟

اون شهردار شهره ماری،از یه خلبان مراقبت نمیکنه

قرار نیست شهردار بیاد اینجا،خوب،قرار نیست بیاد

اگه میرفتی دکتر مورل و میدی اون میومد

من حلش میکنیم

خوبی؟- اره-

گوستاو،تموم کردی؟

خیلی خوب بجنب از شرش خلاص شو

این نامه ها چیه؟

هیچی

بجنب

همین الانم دیر کردیم

بریم؟

چرا بهم گفتی این نامه ها چیزی نیست؟

به تو ربطی نداره گوستاو

چرا؟

بابا- چیه؟- -من دفترم و جا گذاشتم

نه گوستاو داری دروغ میگی دیروز گفتی جا مدادی امروز دفتر

من وقت ندارم برگردم خونه

همین الانم دیر کردم

اما خانم معلم من و دعوا میکنه

اینجوری من خط و نقطه های بدی میکشم

من وقت اینکه برگردم خونه رو ندارم،مامان دیگه نیست باید کارات و خودت بکنی

بجنب،بیا

بیا

خوبی؟

فرمانده ی المانی ها گفت هرگونه کمک به هواپیمابر خارجی مجازات شدید داره

واقعا فکر میکنی یه خلبان اونجاست؟

اگر یه المانی اون و توی مطبوعات قرار بده ، این....

اسمت و امضا میکنی؟

ون ریتر امضا کرده، اما از طرف شهردار

ولش کن،ماریا رفته خرید

شما دکتر لارچرید؟

اگه این برای مشاورست من صبح قبولشون نمیکنم،من ویزیت های توی خونه رو انجام میدم و بعد از ظهر برمیگردم

نه این برای قرار ملاقات نیست،میتونم دو دقیقه بیام تو؟

من یه سری افراد و دارم که توی خونم خوابیدند،چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟

نشونتون میدم

این همسرم ، کارلوتاست

اون در اواسط ماه ژوئن در شهر شما زایمان کرد

خوب؟

اون چند وقت پیش فوت کرد،سنگ قبرش پشت کلیساست

با خیلی های دیگه

تسلیت میگم

ممنون،حالا من دنبال بچم میگردم

من یه سرباز پیدا کردم که از روی عکس زن من و شناخت و گفت یه دکتر گفته از بچم مراقبت میکنه

و شما فکر میکنید که اون منم

نه از اونجا که شما شهردارید فکر میکنم تمام پزشکان اینجا رو بشناسید

بله البته

ایا تاریخ و مکان تحویل و دارید؟

سرباز به من گفت 12 ژوئن بود اما مکان و نمیدونم

و سرباز..؟- اون رفت سوئیس-

اون برای من یه گواهی گذاشت

چیزی که عجیبه اینه که توی 12 ژوئن ، هیچ مامایی در ویلنوو وجود نداشته

شما آنجا نبودید؟- نه ، من در بزسانون بودم-

حتما پزشک مهاجر بوده،در زمان مهاجرت پناهنده ها

فکر نمیکنم

در چنین صورتی پیدا کردن اون بچه خیلی سخته،شرمنده من نمیتونم کاری براتون انجام بدم

ببخشید من باید برم به قرار ملاقات هام برسم

موفق باشید

نگاه کن،دیگه تقریبا همه رو تموم کرده

خوبه

چی بود؟- هیچی-

برای سوال پرسیدن اومده بود

این اقای کورگره....

سرویس امنیتیمون- سلام-

ما به کارخونتون میایم،اقای کورگر میخواند از مکان دیدن بکنند

من فکر میکردم فقط امضا کردن چندتا برگست با قرار صبحی که من دارم این کمکی نمیکنه

متأسفانه ، من صبح توی ویلنوو نیستم

من کاغذا رو توی راه امضا میکنم

به نظر ادم مورد اعتمادی میاد- -هنوز لباس تمییز دارید؟

چی گفت؟

خط مرزبندی آلمانی ها

اینجا

منطقه اشغالی. نازی ها

این و بگیرید

وقتی دکتر ازتون مراقبت میکنه من از خط ردتون میکنم

اینجا چکار می کنید؟

با شما بودم

خانم معلم؟

بله گوستاو؟

میتونم برم با دوستام اونجا بازی کنم؟

نه چون باید تنبیه بشی

میدونم اما همش تقصیر من نبود....

خوب پس تقصیر کی بود؟

من توی راه فهمیدم که دفترم و جا گذاشتم...

اما بابام من و برنگردوند خونه

پس تقصیر باباته؟

در واقع بد شانسیه

وقتی کار احمقانه انجام میدیم گوستاو خیلی مهمه که متوجه بشیم

خیلی مهم

در واقع تو دفترت و یادت رفت نه بابات

میدونم اما همیشه مامان به من یاداوری میکرد وسایلم و جا نذارم

اگه اینارو میگم به خاطر خودته گوستاو اگه همش وسایلت و یادت بره نمیتونی توی مدرسه خوب کار کنی

چی شد خانم معلم؟

میتونی بری بازی کنی گوستاو به اندازه ی کافی تنبیه شدی

مرسی

می دونید که من خودم یک شرکت کوچیک توی آلمان دارم

چه شرکتی؟

پارچه من یه کارخانه در منطقه روهر دارم

در واقع کار مطعلق به خانواده ی همسرم هست

اقای شوارتز ، ما قصد داریم یک مسیر انحرافی ایجاد کنیم سربازان من به دنبال یک خلبان انگلیسی که بهش شلیک شده هستند

این اذیتتون نمیکنه؟- اصلا،بگید تکلیف چیه

شما مکانی به نام تریر و که نزدیک رودخانه ست میشناسید؟

بله بله

همین نزدیکی هاست،با مسیر دی 61 به اونجا میرسیم

اوه بله بله بله اما

من یه مسیر خیلی سریع تر میشناسم یه مسیر محلی کوچیک

از اینجا خیلی دور نیست،راهنماییتون میکنم

عالیه

من میخوام کمیسر و ببینم لطفا

اگه سرشون شلوغه ایرادی نداره میدونید..میتونم صبر کنم

باید ایشون و ببینم

یه اگهی مفقودی از دیژون اومده

یه نفر که از واگن پلیس فرار کرده

بیشتر از یه ماه پیش

نزدیک اینجا...

اگر توی محله میموند ما میدیدیمش

نه اگه اون میدونست چطور قایم بشه

صد و هفتاد متر قدش بود،موهای کوتاه

کمیسر؟- بله بیاید داخل-

اقا؟

من میخوام....

بچه من گمشده...

افراد گمشده اینجا توی حوزه ی کاری ما نیستند شما باید برید لونگ لو سونیر.

اره میدونم اما اون توی ویلنوو بدنیا اومده

خبر دادند که زنم 12 ژوئن زایمان کرده

اون زنده نموند

کارت شناسایی دارید اقا؟

نه

یکی از فرماندار پیرنه-اورینتال داشتم اما گمش کردم

چگونه توانستید از مرز عبور کنید؟

صبر کن زنش مرده بچش هم گمشده نمیخواد بهش فشار بیاری

شما باید برید دکتر لارچر و ببینید اون بهترین دکتر اینجاست تمام ماماها رو میشناسه

بله میدونم رفتم دیدنشون

More Farsi Persian subtitles for A French Village

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left