نخستین 200 خط.
ترجمه و تنظیم زیرنویس از محسن جوان
یالا، صد!
بیشتر جامهای این اتاق رو اسکات برده.
میبینی، فاجعه همینه... پسر من یه قهرمان بود.
به مسابقات قهرمانی «واراتا»...
منطقهی جنوبی خوش اومدید.
امروز قراره چندتا از بهترین رقصندههای
منطقهی جنوبی رو اینجا ببینید.
خب، قبلاً هم یهسری خلبازی ازش دیده بودیم...
ولی فکر میکردیم دیگه تموم شده. یعنی، حتی تصورشم نمیکردیم...
که همچین کاری بکنه، اونم جلوی چشمِ...
بری فایف، رئیس فدراسیون.
و یادتون نره، ویدئوی رسمی فدراسیون...
بله، «تنها راه درست رقصیدن»...
از دیدنت خوشحالم، بری.
ویدئوی «برقص تا ببری» از بری فایف امشب همینجا به فروش میرسه.
آره.
خب، هیچکس ذرهای شک نداشت...
که اسکات و لیز قراره...
قهرمان بعدی جایزهی بزرگ پنپاسیفیک...
در بخش پنجرقص لاتین آمریکایی آماتور بشن.
یعنی، یه عمر برای همین جون کنده بودن.
و بعد... اون اتفاق افتاد.
سامبا!
یالا دنیس!
یالا، پنجاهوچهار!
یالا، شصتونه!
اون شب کن ریلینگز و پم شورت هم میرقصیدن.
کن همیشه چهرهی آبروداری برای رقص کلاسیک بوده.
تکیلا
ولی میدونم که همهی اونایی که اونجا بودن...
واقعاً فکر میکردن نوبت اسکاته.
یالا، شمارهی صد!
درسته.
اسکات و لیز گرفتار چیزی شدن که بهش میگیم «حصار» یا سد شدن مسیر.
گم شو بابا!
ولی این دلیل نمیشه اسکات اون کارو بکنه.
اینجا چه خبره، کندال؟
دست به دامن حرکتهای پرزرقوبرق خودش شد، از اونایی که مردم رو ذوقزده میکنه.
یالا... یالا.
مجبورم کرد.
مرد هر جا بره، خانم باید دنبالش بره.
چارهای نداشتم.
شرط میبندم تا حالا همچین چیزی ندیده بودی.
مدام از خودم میپرسم چرا.
من کارِ اشتباهی کردم؟
بهعنوان یه مادر کم گذاشتم؟
اونم جلوی چشم بری فایف...
آهنگ رو قطع میکنم.
مسخرهبازی درنیار، زن!
خب، برای اینکه بفهمی دقیقاً ایراد اون حرکتها چی بود...
باید یه حرفهای کارکشته باشی...
مثل خودم یا بری فایف، رئیس فدراسیون.
بری فایف...
خب، معلومه که آدم میتونه هر حرکتی دلش خواست برقصه.
ولی این به اون معنی نیست که...
برنده میشی.
برنده زوج شمارهی شصتونه است، کن ریلینگز و پم شورت.
کن و پم...
دارندگان عنوان نیو-وگ بینمنطقهای «ستارهی جنوبی»...
قهرمانان دورهی افتتاحیهی شهر و روستای «پاتینگ آن د ریتز»...
در بخش دورهای سهرقص...
دو دوره قهرمان پنجرقص زمستانی...
«فصل لاله»ی مناطق مرکزی و حاشیهای...
و بیش از سه دوره قهرمان جایزهی بزرگ پنپاسیفیک...
در بخش پنجرقص لاتین آمریکایی آماتور!
ایول!
من فقط دو ساله که میرقصم...
برای همین هنوز پارتنر ندارم...
ولی بهنظرم چیزی که اونا رقصیدن محشر بود.
بهنظرم باید برنده میشدن.
سلام لیز، بهنظرم شما باید...
از اون سرِ شهر کوبیدم اومدم اینجا.
ببخشید.
- لیز! - گم شو!
- لیز. - از من فاصله بگیر!
من باهات نمیرقصم، فهمیدی؟
باهات نمیرقصم...
تا وقتی اونجوری که باید برقصی، نرقصی.
خوبه.
از سینه فاصله بگیرید، دخترا.
یک، دو...
یک، دو، سه، چهار. جفت شید.
دیشب سرِ کیف بودن...
ساعتها پای تلفن.
فقط دارم ازت میپرسم. نظرت راجع به اون حرکتها چی بود؟
من نظری ندارم!
اصلاً برام مهم نیست! ما باختیم!
نگران بری نباش.
چرخوندن خانم به بیرون!
اوه، فرن... اون اسکراب زردآلوت تموم شده؟
تقریباً، خانم هیستینگز.
فردا با تونر براتون میارم.
این هفته حراج ویژهست.
ممنون، خانم هیستینگز.
چرخش بزرگ به داخل!
نمیخوام آخر و عاقبتمون مثل اون الکلی، کن ریلینگز، بشه.
کن ریلینگز سلطان رقص کلاسیکه!
خوبه، کلاری!
من ماستمالیش میکنم.
وقتی لس کندال حرف میزنه، بری فایف گوش میده.
امروز قیافهی شادمو گذاشتم، لس.
همهچی درست میشه.
آه!
یا خدا.
متأسفم، خانم هیستینگز.
متأسفم. تلاشمو کردم. خدا شاهده، تلاشمو کردم.
ولی تا اونجا که من میبینم...
پسر شما اصلاً براش مهم نیست که تو پنپاسیفیک ببره.
از همین لحظه، من و اون دیگه پارتنر همدیگه نیستیم.
سلام لیز.
آه!
ونسا!
تانگو، لطفاً.
اوه، ونسا!
بجنب.
این آموزشگاه مسخره یه کابوسه! آه!
یا خدا، شرلی.
آروم باش، لس. آروم باش.
اوناهاش، داره میاد.
داگ... داگ.
پسرم، یه دقیقه وقت داری حرف بزنیم؟
الان نه، بابا.
اینجوری با پدرت حرف نزن.
داره سعی میکنه باهات حرف بزنه. تو هم باهاش حرف بزن، داگ.
اسکاتی، بالاخره اون «بوگو پوگو» رو کار میکنیم؟
از رقص آخر هفتهی من خوشت اومد؟
- چی؟ - از طرز رقصیدنم خوشت اومد؟
نمیدونم. بُرد که نداشتی.
آره، ولی خوشت اومد؟
- نمیدونم. آمادهای؟ - چی؟
قرار بود به من و ونسا تو بوگو پوگو کمک کنی؟
دارم ازت میپرسم نظرت...
راجع به رقصِ آخر هفتهی من چی بود.
گفتم که. نمیدونم.
یا خدا، وین.
هوم-هوم...
ما با هم قرار گذاشته بودیم.
دستها، کلاری!
شاید نظرم عوض شده.
شاید فقط خسته شدم از اینکه...
همیشه حرکتهای یکی دیگه رو برقصم.
پاتو از گلیمت درازتر نکن، پسر.
آدمایی که این حرکتها رو نسلبهنسل رسوندن...
از تو خیلی بیشتر از رقص سرشون میشه!
تماشاگرها که اینطور فکر نمیکردن.
اوه، تماشاگرها، تماشاگرها.
روی پاشنه به جلو، فرن!
اونا چی سرشون میشه؟
طراحی پرزرقوبرق و عجیبغریب.
مردمپسند، ولی تسلطت روی پیست کجا بود؟
دستها، کلاری!
هیچ نیرویی به کف زمین منتقل نمیشد.
پاها و دستها شلخته.
از فاصلهی بین دست چپ و راستت...
دستها، کلاری! میشد کامیون رد کرد...
فکر کردی با این جایزهی بزرگ پنپاسیفیک رو میبری؟
واقعاً فکر میکنه با این...
پنپاسیفیک رو میبره؟
تازه گفت چیزی که ما میرقصیم مزخرفه.
چی؟
آره، و بعدشم... لباس دختره رو پاره کرد.
از همه مهمتر، بدون پارتنر که نمیتونی ببری.
انگار اسکات و لیز هنوز دعواشونه، خانم هـ.
نمیذارم این چیزا اذیتم کنه، کلاری.
امروز قیافهی شادمو گذاشتم.
خب فرن، بالاخره کاری کردی لیزی ناراحت بشه.
بهتره برم ازش عذرخواهی کنم.
برو پیش اون دختر و التماس کن ببخشدت.
تو بدون اون هیچی نیستی، اسکات.
یادت باشه، تانگو رو دو نفر میرقصن.
یه نوری تو وجودت هست، پسر. بذار بدرخشه.
سلام لیز...
باشه.
میدونستم عقلت میاد سر جاش.
نه! من اینو نمیخوام! اینو نمیخوام!
پس چی میخوای؟
چی میخوام؟ بذار بگم چی میخوام.
میخوام کن ریلینگز همین الان از اون در بیاد تو...
و بگه: «هر دو پای پم شورت شکسته...
و من میخوام با تو برقصم!»
آه!
هر دو پای پم شورت شکسته...
و من میخوام با تو برقصم.
این دیگه غیرمنتظره بود.
خیلی ممنون، بچهها.
تمومه. وقت رفتنه.
صندلیها رو جمع کن، کلاری.
جارو، ناتالی.
کن جکوزی شخصی خودشو داره.
آره. برای عضلههای خسته حرف نداره.
میتونم یه تخفیف حسابی برات بذارم.
اوه، شاید. عالیه، آقای ریلینگز.
کلاری، صندلیها.
کن صاحب فروشگاه «اسپا-آراما»ست.
من و وین امیدواریم امسال نتیجهی خوبی بگیریم.
فرن!
هی وین، بیا اینجا با کن آشنا شو.
کایلی، به ماهیها غذا بده!
داگ، نمیای؟
No comments yet. Be the first to leave one.