نخستین 180 خط.
جادوی نور و قهـ ـران
جادوی نور و قهرمان
جادوی نور و قهرمان
ادوین
خوب بود، آلیشیا
آلیشیا
.ممنونم، شاهزاده ادوین
جادوی نور و قهرمان
جادوی نور و قهرمان
نور و قهرمان
اسوالد
نه این که همدردی نکنم... ولی قانون .قانونه. تسلیم شو
ویلیام
تو هم قانون رفتوآمد رو شکستی؟ .کمکت میکنم. دستتو بده. بیا
ادوین
...بابت اتفاق دیشب یکی بهت بدهکارم
...ارباب شیطان شکست خورد، ولی
.یه رئیس ظاهر شد
!یومیلا...؟
...نگو که تو
!...فکر میکردم مشکوک باشی
!باید با اون بجنگیم؟
رئیس مخفی وارد آکادمی میشه
ویلیام
.به آلیشیا گیر نده. عصبانیم نکن
اسوالد
.اگه این طوریه، یه فکری دارم
ادوین
!دست از سر آلیشیا بردار
ادوین
!ارباب شیطان رو شکست بده! همگی، برید
!واو
!چهقدر آدم و کالسکه اینجاست
...بذار ببینم... آکادمی سلطنتی
ببخشید. حالتون خوبه؟
...یههویی حالم بد شد
!هاه؟
.ممنونم. الآن حالم بهتره
.خوشحالم. الآن حالتون خوب میشه
خیلی ممنونم. چهطور میتونم جبران کنم؟
.نیازی به تشکر نیست
.بهخاطر این که هنوز توی سطح یکم خیلی طول کشید
وای نه. کی میدونه اگه نبودید چه بلایی سر مادرم میاومد؟
...وایسا... احیاناً که
تو راه رفتن به آکادمی سلطنتی بودید؟
.بله، امروز دارم به خوابگاه میرم
!اوه، پس بهتره عجله کنید
هاه؟
.در آکادمی ساعت شیش بسته میشه
!چی؟
!وایسا! وایسا
...شوخیت گرفته
.وقت بستن دروازهست
این یه قانونه که در اصلی آکادمی .ساعت شیش بسته میشه
...ولی هنوز صدای زنگ میآد
.خب دیگه نه
اسم و سطحت؟
.آلیشیا انلایت. یه سالاولیم
وایسا، رنگ کراواتت... تو هم سالاولی نیستی؟
آره. دارم توی انجام وظایف هفتگی
.کمک میکنم تا به مدرسه عادت کنم
.در هر صورت، قوانین تغییر نمیکنن
.امشب باید یه اقامتگاه توی شهر پیدا کنی
.ولی مراسم ورود فردائه
.مجبورم امروز وارد خوابگاه بشم
.علاوه بر این... اونقدرا پول ندارم
اوه، پس یکی از افراد معمولیای .هستی که اینجا قبول شدن
...نه این که همدردی کنم
.ولی قانون قانونه. تسلیم شو
!چی؟! ولی تو هم سال اولته
!بدجنس
.حالا، من دارم فقط با خودم صحبت میکنم
هاه؟
.توی ضلع شرقی یه دیوار داره فرو میریزه
.دانشآموزای قانونشکن از اونجا رفتوآمد میکنن
.بعیده که توی این ساعت ببیننت
اسمت چیه؟
.اوه، هنوز خودمو معرفی نکردم. چه بیادب
.اسوالد گریمسارد هستم
...گریمسارد؟ قبلاً این اسمو یه جا شنیدم
.احتمالاً پدرم بودن. ایشون وزیرن
!شما پسر وزیرید؟
پدرم پدرمه و من منم. لطفاً منو .با اسم خودم صدا کنید
.حتماً. پس میتونم اس صدات کنم
اـ اس؟
!ممنونم اس! پسر خوبی هستی
!امیدوارم بتونیم با هم دوست بشیم
.دست
هاه؟
تو هم قانون رفتوآمدو شکستی، نه؟
.کمکت میکنم. دستتو بده
.بجنب
.ممنون
!بزن بریم. آماده و... بپر
!خیلی قویای
.دنبالم بیا
ویلیام آرس هستم. شما؟
آلیشیا انلایت. شما هم سالاولی هستی؟
آره. بچههای بزرگتر خوابگاه منو فرستادن .تا برای مهمونی نوشیدنی بخرم
دیدی؟
...اوه
یه نوع تشریفات برای کساییه که .جدید وارد خوابگاه میشن
...اوه
.اینجا حواست باشه
.ممنون. واقعاً خیلی قویای ها
.پدرم یه ژنراله
.از بچگی منو آموزش میداد
...یه وزیر و یه ژنرال
.همهی افراد اینجا از خانوادههای مهمی هستن
ذهنتو درگیر نکن. اگه حواست نباشهــ
!نمـ نمـ... نمیتونم
!چی شد؟
!از پشتبوم افتادن
!خوبید؟
این... درد نداشت؟ چرا؟
.اونی که درد داره منم
میخوای از رو من بلند شی؟
خیلی متاسفم! حالت خوبه؟
تو کی هستی؟
.اسمم آلیشیاست
.هی اد، حتماً خیلی درد داشت
اد؟ شماها دوستید؟
.آره. از وقتی بچه بودیم همو میشناسیم
.ادوین والشاین هستم
.دومین شاهزادهی پادشاهی والشاین
!یه شاهزاده؟
،هنوز حتی مراسم ورودی رو هم نگرفتیم
و شماها غوغا به پا کردید. وقت رو از دست نمیدید، نه؟
.به عنوان مدیر فکر میکنم باید یه درسی بهتون بدم
.همهش تقصیر توئه
چی؟ چرا من؟
.چون با من حرف میزدی حواسم پرت شد
!ببخشید؟
.ساکت
...ویلیام آرس
.اینا رو مصادره میکنم
...و آلیشیا انلایت
بـ بله؟
استعداد کمیاب و گرانبهایی .برای جادوی نور داری
برای همینه که تو تنها فرد عادیای بودی .که اینجا بورسیه شد
.اینو تو ذهنت نگه دار و حواست به رفتارت باشه
.متاسفم
برای مجازات یه هفته وظیفهی .اضافه بهتون داده میشه
.بدون هیچ دعوایی باید با هم کار کنید
.میتونید برید
.عذر میخوایم
.که اینطور. پس اون آلیشیا انلایت بود
اون آخرین امید پادشاهی ما برای ...مقابله با ارباب شیطانه
...همین روز اولی گند زدم
.دیر رسیدم، پنجره شکوندم و حتی مجازات هم شدم
!مزاحم
!یه مزاحم اومده! دستگیرش کنید
کجا رفت؟
.باید از دیوار بالا رفته باشه
.برید بگردید. من خوابگاهو چک میکنم
!بله
.یه مزاحم توی محوطه اومده
!همگی داخل بمونید
!بله
!فهمیدم
...ترسناکه
به خاطر این که اینجا پر از اشرافه اینجا رو هدف قرار میدن؟
.ولی با توجه به این که من یه فرد عادیم جام امنه
!بگیرش
یکیــ
.ساکت باش. مزاحم نیستم
!تویی
اسمت... آلیشیا بود؟
.منم. یادته، کسی که سقوطت رو خراب کرد
!ادوین... عالیجناب؟
...آره، یه خبرایی شده
خبر؟
...یه چیزی هست که خواستم بررسی کنم
ولی وقتی خواستم وارد ساختمون .مدرسه بشم منو دیدن
...نمیتونم جزئیات رو بهت بگم ولی
پیداش کردید؟
.هیچجایی ندیدمش
.فهمیدم. ولی مراقب باشید
.بله
.هنوز نمیتونم برم بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.