نخستین 190 خط.
هی، چی داری میخونی؟
.یه مجله
اوه، برای مدرسه یه کولاژ درست میکنی؟
.نه، فقط میخونمش
.اینو ببین
.شاید شلدون تنها خرخوان اینجا نیست
کدوم مجله؟
.کازمو پالیتن - چی؟ -
.یه مجله برای زن امروزی ـه
هی! من داشتم میفهمیدم چه چیزی .یه مرد رو تحریک میکنه
اینو از کجا گرفتی؟
.هدر. یه لواشک بابتش دادم
.خب، این میره توی آشغالا - مطمئنی؟ -
راهنماییهای خیلی خوبی برای .جذاب کردن زندگی زناشویی داره
.زندگی زناشویی من خوبه، ممنونم
و تو دیگه اجازه نداری کثافتهایی .مثل این رو دوباره داخل خونهمون بیاری
.این عادلانه نیست شلدون همیشهی خدا
،چیزای منحرفی میخونه .و تو هیچی نمیگی
.اون اینکارو نمیکنه
.کمیک روی میزش رو ببین
چی؟
.اوه، خدای من
.اوه
.ای، وای
.صبرکن
.نه. نه
.این عقب مرد آبی همهجا رو گرفته
.تو صفحهی 122، میتونی جلوش رو هم ببینی
!اوه
الان برمیگردم. داری کجا میری؟
تا با صاحب اون کمیک فروشی
.یه حرف حسابی بزنم - !عالیه -
!و بعدش به مادر هدر زنگ میزنم
.آو
::. Caseraw مترجـم: کسري .::
ابرقهرمان ویتنامی هم هستش؟
.یدونه هست اسمش (نیم-چهره)ست
چرا؟
.دولت کمونیست مجبورش کرد تا سلاح درست بکنه
.و یدونه نصف صورتش رو ترکوند
نیمهی چپ صورتش یا نیمهی راست؟
.نیمهی پایینی
.اون یه نیمهی مهمیه
.ببخشید شما اینو به پسر من فروختید؟
.نمیدونم پسرتون کیه؟
.اون پسر کوچولو اون گوشه
کدوم یکی؟ - .شلدون کوپر -
.اوه، آره
!نگاهش کن
.اون هماندازهی عروسکهاییه که اینجا میفروشید
.اونا آدمک هستند
احساس مسئولیت شما کجاست؟
داخل این کتاب رو نگاه کردی؟
.چونکه من کردم
،در اون لحظه
من یه گرمای لطیفی رو .حس کردم که در بدنم بالا میومد
من عادت داشتم که بطور روزمره توسط خواهر برادرم
،تحقیر بشم ولی مادرم؟
.این تازه بود
.مامان، داری آبروم رو میبری
اوه، جدی؟
،خب، حدس بزن چی .برام مهم نیست
،و اگه ببینم دوباره انجامش میدی
;با همسرم بر میگردم .اون خیلی ترسناکتر از منه
.شک دارم - .بیا بریم -
.ولی من با تم اومدم اینجا
تم، میای یا نه؟
.نه مرسی
،همونطور که میتونی ببینی .من با اونا نسبتی ندارم
،و در آب و هوای محلی
آمادهباش برای گردبادی که سهشنبه .صادر شد هنوز در محل فعال است
.همینجا منتظر بروز رسانی باشید
من متوجه نمیشم چرا اصلا باید
.به همچین کتابی علاقهمند باشی
یکی از شخصیتهاش یه دانشمنده
.که روی پروژهی منهتن کار کرد
،خب، اون پره از خشونت و برهنگی
.و دیگه نگاهش نمیکنی
.ولی کمیکها یه شکل هنر هستند
تو منو منع نمیکنی از نگاه کردن
به اثر (دیوید) میکلآنژ .بخاطر اینکه لخته
وقتی که یه مجسمه از اون رفیق لخت آبیات
،توی واتیکان نمایش داده شد .اون وقت حرف میزنیم
راستش، (دیوید) توی گالری .آکادیمیا در فلورانس هستند
.مهم نیست. نمیخوام به ماتحت اونم نگاه کنی
مامان کجاست؟
.سر صاحب کمیک فروشی غر میزنه
چرا؟
اون یه کمیک ناجور پیدا کرد
که شلدون داشت .و دیگه رد داد
.اون کازموی منم گرفت
کازمو دیگه چیه؟
.یه مجله برای زن امروزی
.برات بد شد
میدونی، اگه من یه چیزی توی اتاقم ،داشتم که اون باهاش موافق نمیبود
ممکن بود الانا دیگه دنبال یه جای خوب
.برای قایم کردن میبودم
.فکر کنم من خوبم
دریچهی کولرت؟
.پسرا احمقن
.ا-حـ-ـمـ-ق
احمقو؟
داری چیکار میکنی؟
.دارم کمیکهات رو مصادره میکنم
.وقتی 18 سالت شد میتونی داشته باشیشون
داری کسپر روح مهربان رو هم برمیداری؟
.روحها موهن به دین هستند .هیچچیز اون مهربون نیست
.خیلی خب
.یه کتاب دیگه هست که به اون جعبه تعلق داره
،مملو از بیدینی، قتل عام .و حتی قربانی کردم آدمها
.تو فکر میکنی خیلی باهوشی
بله. ولی با این حال بازم .مثل بچه باهام رفتار میکنی
میدونی چیه؟
.میخوای مثل یه آدم بالغ باهات رفتار کنم، باشه
،از این لحظه به بعد .من دیگه تو رو لوس بار نمیارم
عالیه. این یعنی که کمیکهام رو بهم پس میدی؟
.کمیک بوکها برای بچههان .تو دیگه بزرگ شدی
مسئولیتهای بالغی جدیدم .از اون شب شروع شدن
خوشبختانه، یه کتاب آشپزی چیزی بیشتر از
.یک سری دستورالعمل نیست
،و اگه یه چیزی باشه که من توش خُبره هستم
.اون پیروی کردن از دستورالعمل ـه
.آو
شلدون داره چیکار میکنه؟
.برای خودش شام درست میکنه - چرا؟ -
اون میخواد مثل یه آدم بالغ .به عهدهی خودش برسه
.من قصد دارم اونو تا جایی که میشه عقب بندازم
واقعا؟ نقشهاته؟
.شاید من بهتره برم حواسم بهش باشه
.نه. بذار تنهایی از پسش بر بیاد
.من بدم نمیاد نگاه کنم
.بیاید دعای فیض و برکت رو بخونیم
.من نمیتونم .باید برم اون تو
.اگه اون میره، منم میرم
.هیچکسی هیچجا نمیره
.اگه اون کمک بخواد، میتونه درخواست بکنه
!من کمک نمیخوام
!همهچیز تحت کنترله
.تو واقعا داری رو این قضیه پافشاری میکنی
،متأسفم .ولی اون واقعا خیلی بهم فشار آورد
.متأسف نباش .من خیلی ازش خوشم اومده
.اوق - .حالم بهم خورد -
.موافقم
.خیلی حال بهم زنه
.شما همه خیلی بدجنسید
مرغت چطور بود؟
بد نبود. صابون ظرف شویی یه .طعم لیمویی خوبی بهش داد
.خیلی خب، وقت خوابه
.شب بخیر، مامان - .شب بخیر، عزیزم -
.خوابهای خوب ببینی
.عاشقتم - .منم عاشقتم -
شلدون، فکر میکنم که لازم نیست .پتوی تو رو درست کنم
.میتونم از پسش بر بیام، مرسی
.خیلی خب
واو. بوس شب بخیر نمیدی؟
.اون به برادرت بستگی داره
.لازم به انجامش نیست
.باشه
بسِّت بود؟ میخوای بیخیال بشی؟
.نه
،اون خیلی باهوشه ولی باید یاد بگیره
.که همهچیز رو نمیدونه
.خانومی، داری لحظه به لحظه جذاب تر میشی
هی، حالا که داری مثل .مرد بالغ باهاش رفتار میکنی
میشه پول تو جیبیاش رو داشته باشم؟
،اون پول تو جیبی برای کارهای خونگی ـه .که تو همین الانش هم انجام نمیدی
.بیخیال. ما همه میدونیم من مورد علاقهات هستم
.تو حتی سومین مورد علاقهاش هم نیستی
درست کردن نهار مدرسهام صبح روز بعد
.از درست کردن شام آسون تر نبود
.شاید داری اشتباهی میپیچونیش
کاری بهتر برای انجام دادن نداری؟
.بهتر از این نه
این چیزی نیست که یه .خورده علم نتونه درستش بکنه
تمام کاری که باید بکنم .اینه که یکمی فشارشو تخلیه کنم
فکر نمیکنم به اندازهی کافی .از علم استفاده کردی
.صبح بخیر، میسی
.صبح بخیر، شلدون - .صبح بخیر -
.صبح بخیر، ماری
.مامان، باید این رضایت نامه رو امضا کنی
برای چیه؟
.اردو
به کجا؟ - .موزه -
کدوم یکی؟ - اهمیتی داره؟ -
.اونجوری نیست که قراره چیزی یاد بگیرم
.اون افلاک نما توی موزهی علوم ـه
.و من ازت میخوام که مال منم امضا کنی
اوه. جالبه که یه مرد بالغ
لازم داره که مادرش براش .یه رضایت نامه امضا کنه
.و اینم از این
No comments yet. Be the first to leave one.