نخستین 200 خط.
بیا،روی این تور امتحان کن
رو این ناحیه تمرکز کنید،اینجا
!مولدر
چی شده؟
مطمئن نیستم که بتونم توضیح بدم
روز یکشنبه ساعت 5 صبح،یه تیم خاک برداری خبر کردی؟
یه دقیقه فرصت بده باشه؟
اینجا چیکار میکنی؟
همش یه خوابی رو می بینم یه دختر با مو بلوند ــه
اومدی اینجا بخاطر یه چیزی که تو خواب دیدی؟
!قربان
کاری از ســــامــــان StarTak
قسمت 10 از فصل 4 قلب های کاغذی
خیلی آروم اونا رو بردارین،یواش
راجب این خواب بهم بگو
تا سه شب فقط یه چند لحظه می دیدم تا اینکه دیشب اونقدری طول کشید که جاشو بتونم بفهمم
میخوام سینه شکافته بشه - بله قربان کمی وقت میبره -
قربان؟ یالا بیاید انجامش بدیم
اگه مدارک رو از بین ببری شاید هیچ وقت نفهمی چه اتفاقی براش افتاده
من میدونم چه اتفاقی افتاده،اون با یه سیم 8 سانتی خفه شده
قاتل از جسدش یه چیزی،یه یادگاری برداشته یه تیکه از پارچه ی لباسش به شکل یه قلب
همه ی این چیزا رو از خوابت فهمیدی؟ - نه،من این روش قتل رو تو ذهنم دارم
روش قتل کی؟ - جان لی روچ -
اون 13 تا دختر 8 الی 10 ساله رو کُشته
با این میشه 14 تا
پرونده ی مشکلی بود گرفتنش اصلاً آسون نبود
سال 1990،ده تا از قربانی ها تو بخش های مختلفی از سواحل شرقی پیدا شدن
اولی شون تو سال 1979 اتفاق افتاد
واحد جرایم خشونت آمیز اسم پرونده رو بخاطر یادگاری هایی که قاتل می برد"قلب های کاغذی"گذاشت
همه ی قربانی ها از خونه هاشون دزدیده شدن
رجی پوردو به خاطر اینکه فکر میکرد میتونم ذهن قاتل رو بخونم،منو تو پرونده آورد
خُب؟ - من به این نتیجه رسیدم که ما با یه فروشنده طرفیم -
یکی که خیلی مسافرت میکنه و میتونه اعتماد مردم رو جلب کنه،یه شخص عادی
روچ یه فروشنده جارو برقی بود،بخاطر کارش کل مناطق شمال شرق رو میگشت
میرفت خونه ی یکی،یه قربانی رو انتخاب میکرد و چند ماه بعد می یومد سراغش
ولی بخاطر مدارک تو بود که اون دستگیر شد
یادگاری هایی که می برد چی؟ همونایی که شکل قلب ان
پیداشون نکردیم ولی اعترافش به قتل اون 13 دختر رو گرفتیم
دروغ سنج نشون میداد که راست میگه ولی یه چیزی همش اذیتم میکرد
همیشه میخواستم اون قلب هارو پیدا کنم و بشمارمشون که ببینم واقعاً 13 تا ان یا نه
فک کنم نبودن
اگه چیز دیگه ای نیست،فک کنم حداقل بتونم تو توصیف خوابت بهت کمک کنم
فک کنم همیشه به این پرونده فکر میکردی
باور دارم که تو خوابت حلش کردی
فک میکنی که از اول راجب این قربانی 14 ام میدونستم
و در حالت اغما،به یادش آوردم؟ - خودت یه بار گفتی -
گفتی که خواب،جواب یه سوالی ــه که هنوز یاد نگرفتیم چجوری بپرسیمش
کارت خوب بود مولدر
بذار هویت این دختر رو شناسایی کنیم که بذاریم استراحت کنه
اسمش ادی سپارک ــه
ماه ژوئن سال 1975 از خونه اش تو پنسیلوانیا گم شده
من با مرکز راجب بچه های گم شده یا مورد سوء استفاده قرار گرفته
تماس گرفتم و یه جستجو ـــی تو پایگاه اطلاعات انجام دادم - اوایل سال 1975 -
فکر میکنم تطابق،قد و مشخصات خواب رونده یکی ــه
یعنی روچ قبل از اینکه ما فکرشو بکنیم،کارش رو شروع کرده بوده
مولدر باید اینو تایید کنیم
خبر داری؟
فرانک سپارکس؟ - میتونم کمکتون کنم؟ -
بله من مامور سکالی ام ایشون مامور مولدر از اف بی آی هستیم،میتونیم باهاتون صحبت کنیم؟
شما ادی رو پیدا کردین
این بخاطر پری دندون بود
وقتی ادی،شب خواب بود اومدم و تو این جیب یه ربع دلاری گذاشتم
مادرش دوختش
همسرتون کجان آقا؟ - تابستون سال پیش فوت کرد -
پس دارین میگین کسی که اینکارو کرده،الآن تو زندان ــه؟
بله آقا و قرارم نیست بیاد بیرون
شما همیشه به مردم...اینجور خبرا رو میدین؟
نه آقا نه همیشه
کار خوبی نیست - نه -
...من فکر میکردم
گم شدنش بدتر از مرده بودنش ــه چون نمیدونستین چه اتفاقی براش افتاده
ولی حالا که میدونم،خوبه که زنم اینجا نیست
اون خوش شانس تر بود
امروز قراره چند نفر دیگه مثل من رو ملاقات کنین؟ - بله؟ -
قربانی های دیگه ای هستن که راجبشون نمیدونستین؟
ماشین روچ،روچ یه ال کامینو سفید می روند
تو خوابم دیدمش - چی میگی؟ -
قلب های پارچه ای،لابد میخواسته نزدیکش باشن
واسه یه فروشنده در حال سفر ماشین بهترین مکان ــه
میگی که قلب ها ممکنه هنوز تو ماشینش باشن؟
تو زندان که نیستن،سلولش به طور مرتب تفتیش میشه،صندوق پستی اش هم تفتیش شده
ماشینش توی یه مزایده تو سال 1992 فروخته شد جایی که دستش بهش نرسه،دیدنش خالی از لطف نیست
باید اون قلب ها رو پیدا کنیم و بشماریمشون
فکر نمیکنی ماشین قبلاً تفتیش شده باشه؟
نه توسط من
ایناهاش
من داشتم،میدونی،قشنگترش میکردم
سپر ماشین رو عوض کردم و مارک روش زدم چیزایی مثل این
متشکرم - واقعاً یه قاتل سریالی صاحب ماشینم بوده؟
جدی؟
من دقیق گشتم
یه ایرادی هست سکالی - شاید زیرش ــه -
کلاه دیونه
هی سکالی،بدنه
اون گفت که بدنه رو عوض کرده
"کلاهدوز دیونه"
9،10
12،13
14...
ادی سپارکس
اون دو نفر دیگه هم کُشته
مولدر
کم پیدایی
همکار جدید داری
مامور سکالی
خب چه خبر؟ - ادی سپارکس رو پیدا کردیم،جان -
فک کنم باید تبریک بگم
همینطور 16 قلب پارچه ای ات رو هم پیدا کردیم
شونزده قربانی جان
چرا گفتی فقط 13 نفر بودن؟
نمیدونم،13 یکم جادویی تره میدونی؟
راجب دو قربانی آخر بهمون بگو
عمرت داره به فنا میره،چیزی برای از دست دادن نداری - چیزی برای گرفتن هم ندارم -
میتونی یه لحظه تو زندگیت نجابت به دست بیاری
میتونی دخترای اون خونواده ها رو بالاخره استراحت بدی
درک میکنم که اینو شخصی میگیری مولدر
این چطوره؟
از همونجا که ایستادی توپو بنداز توی تور و بهت میگم
به یه تجاوزگر بچه اعتماد میکنین؟
قلب هام رو می یارین و بهم پس میدین و بعدش هرچی میخواین بهتون میگم
میرم بیرون
رئیس جمهور نیکسون و اچ آر هلدرمن هنگام رونویسی نوار صوتی احضاریه
وودز" شهادت داد که اون 5 دقیقه از مکالمه رو پاک کرده"
...ولی نوار شامل فاکس نوبت توئه -
درطی بازجویی از سناتور هاورد بیکر،هلدرمن ...توضیحات کاخ سفید را تکرار کرد که
سمانتا - میخوای بری یا نه؟ -
باید اینو ببینی؟ - - با زدن دکمه ی ضبط...
خیلی سخت خواهد بود که به این نتیجه برسیم که یک تصادف بوده
شعبده باز ساعت 9 می یاد
بابا و مامان گفتن که میتونم فیلم بات مانچ رو ببینم
اونا رفتن خونه ی همسایه ی بغلی"گلبراند"ها منو گذاشتن که مراقب خونه باشم
!نه
دوباره نه
!سمناتا بدو
!فاکس
!سمانتا
قلب هام رو آوردین؟
دیروز یه چیزی راجب شخصی گرفتن مسئله بهم گفتی،چرا اون حرف رو زدی؟
سال 1973 کجا بودی؟
چی،کل سال کجا بودم؟ - نوفمبر،27 ام نوفمبر -
میدونی منظورم چیه؟
سال 1973 داشتم جارو برقی میفروختم
اون سال من رفتم به جزیره ی تاکستان مارتا و به بابات یه جارو برقی فروختم
...آوردش واسه مادرت،فک کنم یه
مدل الکترواک دوشس یا مدل پرنسسی بود
من و بابات خیلی راجبش حرف زدیم
واقعاً تو انتخاب کردنشون مشکل پیدا کرده بود
راجب خواهرم چی میدونی؟
قلب هام رو بیار و شاید بیشتر بتونم بهت بگم
این مرد...این مرد منو زد
ندیدم
من دیدم
اون اونجا بود سکالی،تو خونه بود و سمانتا رو برد
تو خوابت،یه خواب ــه ذهنت خلقش کرده
خواب جواب یه سوالی ــه که بلد نیستیم بپرسیم
یه چیزی تو ناخودآگاهت هست
شنیدی که چی گفت گفت که تو تاکستان مارتا بوده
زندگی کردنت در اونجا،یه راز دولتی بود؟
از کجا میتونست بفهمه؟ - کتابخونه زندان -
من چک کردم،زندانی ها به کامپیوتر و اینترنت دسترسی دارن
روچ دیروز آنلاین شده - دنبال چی میگشته؟ -
سوابق سرور نشون نمیدن ولی توی اینترنت ممکنه هرچیزی راجبت فهمیده باشه
اون داره باهات بازی میکنه و تو هم بهش اجازشو میدی
با وجود قلب روی آستینت،رفتی اونجا
اون آسیب پذیری ات رو دید و ازش استفاده کرد
تو بخاطر احساساتی که این پرونده داره برات ...ایجاد میکنه،یه خواب،یه کابوس دبدی ولی
چیزی جز یه خواب نبوده - آخرین خوابم که به حقیقت دراومد -
باور میکنی که خواهرم سمانتا توسط فضایی ها ربوده شده؟
هیچ وقت باور کردی؟
نه
پس فکر میکنی چه اتفاقی واسش افتاده؟
الآن به چی باور داری؟
نمیدونم،نمیدونم چی شده و نمیدونم چی رو باور کنم
فقط میدونم که الآن باید بفهمم
فاکس؟ - مامان من تو زیرزمین ام -
می بخشی
نمیخواستم بیدارت کنم،ببخش حالت چطوره؟
خوبم،فاکس،نصف شبی اینجا چیکار میکنی؟
...هیچکدوم از این
پارچه ها رو میشناسی؟ - دارم به چی نگاه میکنم؟ -
فقط نزدیک تر نگاه کن واست آشنان؟
چطوری؟ - همینطوری،آشنان؟ -
تا حالا دیدیشون؟ - نمیدونم ازم میخوای که چی بگم -
از وقتی سکته مغری کردم،حافظه ام دیگه مثل قبلاً خوب کار نمیکنه
...فقط نمیدونم باید
اشکال نداره
بابا تا حالا واست یه جارو برقی نخریده نه؟
آره خیلی وقت پیش دیگه ازش استفاده نمیکنم
کجاس؟ - زیر پله ها تو انباره -
فاکس چی شده؟
قربان،دسترسیم به روچ رد شده بهم گفتن دستور از طرف شماست
میشه بهم بگی چرا فکر کردی حمله کردن به یه زندانی تحت حفاظت لازمه؟
مامور سکالی به من گزارش نداد گرچه باید میداد
طبق سیاست های زندان صبط شده
!شانس آوردی که دهنتو سرویس نمیکنم قربان -
خیلی به این نزدیک شدی گذاشتی این مرد کنترلت کنه
من دلیلی دارم که اون میتونه بهمون بگه چه اتفاقی برای خواهرم سمانتا افتاده
به نظر امکان داره قربان
جان لی روچ ظاهراً بیشتر سال 1973 رو تو بوستون گذرونده
اون اکتبر اون سال یه مسافرت به تاکستان مارتا داشته
No comments yet. Be the first to leave one.