نخستین 142 خط.
حالش خوبه؟
نگران نباشین باید تبشو بیاریم پایین
اعلیحضرت
چطوره؟
داره بهتر میشه
میخوای بمونم؟
اره
نه
!(سوفي)
نه
!(سوفي)
!(سوفي) - نه
[امپراتوری هوفبورگ (کاخ، وین)
تصمیمات زیادی پیش روی شماست.
برای تشییع جنازه
میشنوی سیسی؟
متاسفم
متاسفم
فرانتس؟ موضوع مهمی پیش اومده)
ببخشید لطفا
ناپلئون خواستار قلمروهای ایتالیا شده
وگرنه اتش بس در کار نیست
باید تمومش کرد
به دقت در مورد کاری که قراره انجام بدی فکر کنید
دوست دارم تنها باشم لطفا
هرجور راحتی
یادته میرفتیم سفر؟
پیاده روی زیادی میرفتیم
خیلی دور میشدیم
پریدم تو اب شنا کردم
این ماسه از دریاچه استارنبرگه
از سمت ساحلی ک، خیلی دوست داری.
لازم نیست اینجا ادامه بدی
اگه بخوای دیگه میبرمت خونه
فکر میکنی ملکه بدی هستم؟
نه - پس یه مادر بد؟ -
نه
میترسم
من نگران تو هستم
می خواستم با تو برم تا با سوفی خداحافظی کنم
مشکلی هست ؟
نه
با من صحبت کن لطفا
منو برای مرگ اون مقصر می دونی؟
با من حرف بزن - از دخترم خداحافظی کردم -
چیزی برای گفتن ندارم
متاسفم
مشکلی هست؟
ایناهاش.
بزن
میدونی برای کیه؟
این چی؟
بله باهاش اومده اینجا
پول اتاق هم داد
ملکه الان کسی رو قبول نمیکنه
ظهره
همین ک گفتم
بیماره دکتر خبر کنیم؟
برعکس. ملکه امروز برای اولین بار خوب خوابید.
بزار بیاد تو
استرس بهش نده
حالتون بهتره؟
چرا اومدی کنت گرون؟
قبلا اینو دیدین؟
این چیه؟
مردی که در مجارستان به شما حم له کرد
این دور گردنش بود
فکر کنم قبلا دیده بودمش
دست کسی دیگه
تو هم همینطور؟
به نظر من این شخص با قاتل ارتباط داره
من نمی تونم این را از امپراتور پنهان کنم
یه روز به من فرصت بده
می دونی کنتس استرهازی کجاست؟
فکر کنم تو سالن خبرش کنم؟
نه نه
میز آرایش برای من آماده کن
می خوام امروز عصر به ملاقات شوهرم برم
مراقب باش
کنتس؟
اعلیحضرت
گیزلا رو ببر پیش مادرشوهرم
مادر شوهر؟
مطمئنی؟
اما اعلیحضرت!
مرگ دخترت تقصیر تو نیست
این ممکن بود برای هر کسی اتفاق بیفتد.
اما در عوض؟
اعلیحضرت
چیزی میخواین؟
همسرت گیزلا را به من سپرد
خبر داشتین ؟
نه
خبر ندارم
من دوباره به جنگ میرم
ناپلئون لمباردی و ونیز را می خواد.
و تمام بدهی جنگ
باید جنگ رو تموم کنی
من همیشه گفته م که امپراطور نباید هر نقطه ضعفی را نشون بده
آهای نگهبانان!
بیشتر سفتش کن!
بیشتر نمیشه
وزن زیادی کم کردم
شما باید غذای بیشتری بخورید
شاید بهتر باشه
دوباره ی شب با شوهرت بخوابی
اعلیحضرت - همه لباسامو بسوزون
دیگه دوسشون ندارین؟
میدونم اتفاق بدی برات افتاده
اما امروز صبح تو خیلی شاد بودی
اما اعلیحضرت - !بزار تو حال خودم باشم -
عجله کنید
!اعلیحضرت!
چت شد یدفعه؟
خوبی عزیزم؟
به بایرن برمی گردم
نمیتونم سرزنشت کنم
پنج تا بچه از دست دادم
پنج
هر دفعه هم فکر میکردم دیگه آخر دنیاس منم میمیرم
پسرم می خوااد دوباره به جنگ بره.
فقط تو میتونی جلوشو بگیری
کاری که تو مجارستان انجام دادی...
بدون تو مجارها دوباره قیام می کردند
و این قلمرو ما را نابود می کرد.
نمیتونم
میدونی
این بدان معنا نیست که شما اشتباه نمی کنی
یک حاکم با اشتباهات خود روبرو می شه
ازشون فرار نمیکنه
من اشتباهات زیادی تو زندگیم کردم
اما اون موقع لباسمو بهت میدم...
مطمئناً یکی از اونا نبود
شوهرم الان کجاست؟
لاگزنبورگ
به فرانتس بگو، ناپلئون آماده مذاکره س
اعلیحضرت...
برو بیرون
بیرون
همسرتم
چه مشکلی داری؟
بچه ما مرد و تو هیچ کاری بهتر از این نداری...
No comments yet. Be the first to leave one.