نخستین 200 خط.
:بـا تـشـکر ويــژه از ويـراسـتاران Hamzeh.Dexter & milad_aut
بـه دلـيـل خـشـونـت زيـاد موجود در اين فـيـلـم " " .تماشاي آن براي سـنـيـن پـايـيـن مناسب نيست
، صبر کن !من تسليمم
!من رو نکُش، ديگه اينکار رو نمي کنم
.کارِ "جايزه بگيري" رو تمومش مي کنم ." منو نکُش " سايـلِـنس
!لعنت به تو !تو دستم رو ناقص کردي
،عجله کنيد !حالا ديگه خطري نيست
شماها از آدمکش هاي جايزه بگيرِ ملعون حتي اگه مُرده باشن هم مي ترسيد؟
.سايـلِـنس"، تو درست به موقع حسابشون رو رسيدي" .بگيرش ، مالِ توئه
اونا ميدونن که ما واسه غذا پايين مياييم .و هميشه توي درّه برامون کمين مي کنن
اونا ميدونن که توي همچين اوضاع جوّي، بدونِ .تدارکات واسه مدت زيادي نمي تونيم دوام بياريم
تازه، اگر هم واسه حق و حقوقمون مبارزه کرده باشيم .اونا جايزه ي رويِ سرِمون رو هم بيشتر کردن
.حداقل ميتوني بابت زحمتي که به خودم دادم، ازم تشکر کني مگه نديدي که اون نزديک بود شليک کنه؟
، از من ميشنوي !تنها کاري که کردي، هدر دادن گلوله ات بود
،چون اوني که اونجاست .انگشت شستش قطع شده بود
اون هرگز نمي تونست تا موقعي که .زنده مي موند با اسلحه شليک کنه
.به خاطر همين " سايـلِـنس " نخواست که بهش شليک کنه
،چون هر وقت اون به کسي شليک کنه .هميشه در دفاع از خوده
.درسته
.واسه همين هم، آدمکش هاي جايزه بگير ، ازش مي ترسن
.اون دست به اسلحه اش خيلي سريعه
من موندم چرا ما به مبارزهاي حرفه اي پول ميديم؟
،ناسلامتي ما هم توي ارتش بوديم
پس، بياييد دوباره باهاشون بجنگيم من ميگم بمونيم .و با اون آدمکش هاي جايزه بگير بجنگيم، يک بار براي هميشه
.خدا من رو لعنت کنه اگه به خاطر اينکار برم زندان
.حق با اونه
،گوش کنيد چي ميگم .بهتره هممون موقعيت فعلي مون رو حفظ کنيم
.دير يا زود، جايزه هاي روي سرمون برداشته ميشه
ميگن که فرماندار جديد ميخواد عفو عمومي اعلام کنه .و اينجوري مي تونيم به چيزهايي که ميخوايم فکر کنيم
.من يکي که نميخوام شانسمون رو از بين ببرم
.من ديگه تحملش رو ندارم .من برميگردم
.ترجيـح ميدم زنده دستگيرم کنن
.واسه همين هم، خودم رو تسليم مي کنم
.اينجوري بهتره ."من رو ببخش "والتر
!آهاي صبر کن، من هم ميام
.منم ميخوام زنم رو ببينم
...فکر مي کنم وقتي حُکم عفو بياد اونا ميرن زندان
!يا به سينه ي قبرستون...
"ژان لويـي تريـنـتـيـگنانت" «در نقش «سايـلِـنس
"کلاوس کينسکي" «در نقش «لوکو
: در فيلمي از "سـرجـيـو کُـربـوچـي"
"ســــکـوت مــطلق"
"فرانک وُلف" «در نقش «کلانتر بـِرنِـت
"لوئيـجي پـيـستيلّي" «در نقش «پاليکات
"ماريـو بـرِگـا" «در نقش «مارتين
"کارلو دي آنجلّو" «در نقش «فرماندار
"و..."وُنـتتا مک گي «در نقش «پولين
:موسيقي "اِنـيـو مـوريـکـونـه"
:کارگردان "سـرجـيـو کُـربـوچـي"
!پسرم
مامان، اون وکيل کجاست؟
.اون اينجاست
من پيغامت رو دريافت کردم و درباره اش چيزي به بقيه نگفتم .چون خواستم به توصيه ات عمل کنم
.کارِ عاقلانه اي کردي که به قانون اعتماد کردي، پسر
، چيزي که منتظرشم .اينه که بالأخره يه محاکمه عادلانه داشته باشم
.نه
.من رو ببخشيد، ولي اين راه امرار معاش ماست ميفهمي که؟
.خب، خودم تا شهر مي برمش
خوشبختانه، تو صورتش شليک نکردم .وگرنه نمي تونستم بگم که اون کيه
تو واسه جمع آوري باهام مياي، "لوکو " ؟
."نوشِ جونت "چارلي .من فقط واسه کمک کردن به زنه اومدم
.من ميرم دنبالِ دو تاي ديگه !پول زيادي واسه همشون تعيين شده
.آره .خب، مواظب خودت باش
من شنيدم که اونا دو نفري 5 تا از بچه هاي .ما رو همين ديروز سمت غرب کُشتن
.اين کُشت و کُشتار ها به خاطر جايزه بايد متوقف بشه
بـِرنِـت "من مطئنم، تو هموني هستي" .که ميتوني جلوي اين کارها رو بگيري
...ـ راستش، از پيشنهادتون متشکرم جناب فرماندار، ولي ـ از عهده اش برنمياي؟
راستش، من فکر... من فکر مي کنم ...که يه خورده منطقه وسيعيه
و قربانتان گردم، براي يـک کلانتر خيلي مشکله .که از عهده ي اين کار بياد
به همين خاطر هم هست که .من تو رو انتخاب مي کنم، کلانتر
،ميدونم که تواناييش رو داري .تو سابقاً سرباز خوبي بودي
.قربان، بابت پيشنهاد اين کار خيلي متشکرم .خيلي متشکرم، جناب فرماندار
اين آدم ها دارن انسان شکار مي کُنن عفو عمومي باعث اتمام اين قضايا خواهد شد. اين موضوعيه که ما دوتا بايد درباره اش تصميم بگيريم
.غرب قديم ديگه به سر اومده
.ما بايد ياد بگيريم که در کنار همه ي نژادها و تمدن ها زندگي کنيم
.و بايد غرب جديد رو ساخت
، بله متن سخنراني آتي من کجاست؟
بله، از سياست قول عفو عمومي به قاتل ها" ."پيروي نکنيد تا در انتخابات برنده شويد
کلانتر، آيا من برعکسش رو گفتم؟ منظورتون چي بود، آقا؟
.ـ هيچي، من رو ببخشيد فرماندار. زيادي فکر کردم .ـ فکر کردن کار تو نيست
، بله، فرماندار !کاملاً حق با شماست، قربان
.ـ حالا گم شو برو اونجا و به کارِت برس .ـ بله، قربان
اينجا، جاييه که ميري " اسنو هيل، ايالت يوتا "
!نگه دار !نگه دار
"قسم ميخورم، "لوکو !من هيچي نميدونم
!بهم بگو کجاست تا ولت کنم بري
ـ من نميشناسمش ـ اوه، نه
،خيلي خوبم ميشناسي .اون تو کوهستان همراهت بود
.من نميدونم اون کجا رفت !قسم ميخورم نميدونم، بذار برم
"نگه دار! به خدا قسم، "لوکو .من هيچي نميدونم
.من هيچي نميدونم
چرا نميخواي بهم بگي؟
.يا همين حالا بهم ميگي وگرنه زنده نميذارمت
،توي آسياب کنار شهر .نزديک خونه ي زنش
.ـ فکر کنم که اونجا اسلحه داره .ـ متشکر
من جان مي بخشم و جان مي گيرم و کسي " " .که به من ايمان داشته باشد هرگز نخواهد مُرد
.آمين
.از صميم قلب متأسفم، خانم
."متشکرم، "کارتر
قربان، اگه منتظر دليجان هستيد .متأسفانه خيلي طول ميکشه تا برسه
... تو مناطق مرتفع کوهستاني، برف سنگيني باريده
.و بدون شک دير ميرسه
ميخوايد چيزي ميل کنيد؟
چيزي داغ، تا زمانيکه منتظر هستيد، قربان؟
متشکرم، قربان .زود آماده ميشه
.غريبه، من ميدونم تو کـي هستي
تو از اون دسته از آدم هايي هستي .که در رکابِ درستکاران مي جنگه
،تو براي دفاع از بي گناهان .از بي عدالتي انتقام ميگيري
.پسر من هم بي گناه بود
اونا از (سادگي من) سوء استفاده کردن و کُشتنش .مثل خيلي هاي ديگه
غريبه، يکي از قاتل ها از اينجا رفت .ولي اون يکي هنوز توي شهره
تنها چيزي که در قبال مرگ اون قاتل .مي تونم بهت بدم، اسب پسرمه
.مخالفت نکن .اينکار رو بکن! من قدردانت خواهم بود
.شايد بقيه بتونن از مرگ نجات پيدا کنن
.آره، ميدونم
من اينجام تا به بعضي ها بگم که .جايزه اي حدود پنج هزار دلار نصيبشون ميشه
."براي مثال، دوستم، "لوکو
...اون خيلي پول نصيبش ميشه، ولي
من ميگم، آخه چطوري؟
من همه اش دارم ميخورم !و هنوزم بدبختم
...و دکـتر
!ميگه که اينکار باعث گرفتگي شريان خونم ميشه
!و براي تشخيصش ميگه که بايد يه نگاهي بهش بندازه
منم گفتم: "به خون من دست نزن !" چون چيزي ازش دستگيرت نميشه
."حق داري "چارلي !هرگز نبايد اونطوري درباره ي خون رفتار کرد
.درسته
هي، مرد !اون در رو ببند
"گفتم: "اون در رو ببند
ببندش، وگرنه کاري مي کنم که خيلي سردت بشه !و مثل يه قنديلِ يخ زده بشي
نشنيدي چي گفتم؟
."آروم باش "چارلي .قُلدري کردن ممکنه واسه آدم گرون تموم بشه
.اگر بتونم برنده بشم، قُلدري نمي کنم، کلانتر
.و اگه کسي باهام لج کنه، مي کُشمش
!اون درِ لعنتي رو ببند
ـ دستگيرش کنيم؟ .ـ نه، "چارلي" اون رو تحريکش کرد که اسلحه بکشه
.خب، فکر مي کنم مُشکلي وجود نداشته باشه
.غريبه، در دفاع از خودش شليک کرد
.روش خوبي واسه کُشتن آدمه .قانون هيچ کاري دراينباره نمي تونه بکنه
چارلي" دست به اسلحه اش سريع بود" !ولي اين يارو سريعتر از شيطانه
!تا جايي که من ميدونم، اون خود شيطانه
.داري وقـتت رو هدر ميدي .شوهرم اينجا نيست
ميدونم، ولي من نميخوام ريسک کنم .تا هزار دلار پول رو از دست بدم
و تو هم ميتوني من رو مهمون خودت بدوني و اينکار رو هم خواهي کرد، درست ميگم؟
!اوه نه ، هرگز ! حالا گم شو
!به من بي احترامي نکن
!اگه زنت واست مهمه ، بيا بيرون
.راه برو
.من تو رو زنده ميخوام
از چي مي ترسي؟ .اگه خودت رو تسليم کني، نمي کُشمت
!اينکارا تو مرامِ من نيست
.زودباش، بهم اعتماد کن
اون تفنگ رو بذار زمين .و دستات رو هم ببر بالا و بيا بيرون
،حالا، با شوهرت خداحافظي کن .چون مستحق مرُدن بود
حالا، بذار شوهرت توي برف بمونه، چون اينکار باعث ميشه .واسه جايزه اش تَر و تازه بمونه
!يه وقت اينجا دفنش نکني
! حيوون ها
!چه دوره و زمونه اي شده !اوه نه، ارزش سياه ها با سفيدپوست ها برابر شده
!کمکم کنيد ! اونا به شوهرم شليک کردن !خواهش مي کنم کمکم کنيد
رئيس! اونجا رو نگاه کن .يکي ديگه
!اوه، " پولين " ! اوه ، خداي مهربون !اوه، دختر بيچاره
"پاليکات" ، "پاليکات" !خون اون به گردن تو هم هست
اين بار ديگه به خاطر پيشنهاد جايزه، چقدر پول گيرت مياد، ها ؟
همه اش زير سر توئه، اي خونخوار، تويي که جايزه هاي .زيادي روي سرِ مردم ميذاري، تا پول گيرت بياد
من فقط وظيفه ام رو تا جايي که .قانون تعيين کرده انجام ميدم
شايد "پولين" توي مضيقه باشه .واسه همين هر چيزي که ميخواد مهيا مي کنم
ولي توِ منحرفِ پير ، وقتي که کلانتر جديد .اينجا برسه، ميندازتت زندان
.يالا، يالا
."يالا "بتسي
.يالا
حالا خودت رو ميزني زمين، راه برو . تو ننگ ارتش هستي ! من تو رو يه ژنرال "بيچر" گزارش ميدم
.يالا
از جون من چي ميخوايد؟
.من پول ندارم .حالا متفرق شيد
.من کلانترِ ايالتِ "اسنو هيل" هستم
، متفرق شيد .مي شنويد چي ميگم؟ وگرنه شليک ميکنم
تفنگ يخ زده، ميخواد جلوي ما رو بگيره، کلانتر؟
اين بالا، ما با تجربه ياد گرفتيم که اسلحه هامون .رو گرم نگه داريم تا بتونيم ازشون استفاده کنيم
چي همراهت داري، رفيق؟
اولين نفرتون که يه قدم برداره ! ميزنم تو سرش
نگران نباش !ما نميخوايم بُکشيمت
پس چي ميخوايد؟
.ما فقط اون اسب رو ميخوايم
اسب من رو ميخوايد؟ !شماها که تعدادتون خيلي زياده
شماها با يه دونه اسب ميخوايد چيکار کنيد؟
!مي خوريمش
به خاطر اون حيوون حداقل يک هفته اي .مي تونيم غذا داشته باشيم
...من فقط يه خواسته دارم
.انـتـقـام
عزيزم، تو چيکار مي توني بکني؟ اين تقصيرِ "پاليکات" ـه
.چون اون هيچ کاري به شوهرت نمي داد
.و مجبورش کرد دزدي کنه .اون (پاليکات) مسئوله
شايد اينطور باشه، ولي کسي که اون رو کُشت، "لوکو" ـه
.يه بار، شوهرم درباره ي اين مرد حرف زد .اون از اشتباهاتمون انتقام ميگيره
و آدمکش هاي جايزه بگير حتماً وقتي که اون .پيداش بشه، لرزه به تنشون خواهد افتاد
."بهش ميگن "سايـلِـنس
چون هرجا که اون بره .سکوتِ مرگ به دنبالش ميره
© CopyRight © " حـق تــرجمـــه مـحـفــوظ اسـت "
آره .ما ديرمون ميشه
! آهاي! آهاي ! نگه دار
.ـ آهاي .ـ اونجا رو نگاه کن
No comments yet. Be the first to leave one.