نخستین 200 خط.
تیر بهش خورده؟
باید تو خدمت سربازیش یه اتفاقی افتاده باشه
وقتی اومد ظاهرش بهم ریخته بود
من زخمشو با پوست کاج و عصاره ی زنبق قرمز پوشوندم
و تقریبا خوب شد
زخمش به خاطر عفونت دوباره خون ریزی کرده
خوب؟ یعنی اتفاق بدی براش میفته؟
بذار ببینم
نبضش کند میزنه و انرژی نداره
با این حال فکر نمیکنم دلیل غش کردنش این باشه
...کمبود انرژی برای طولانی مدت و سوء تغذیه
باعث سرگیجه و تپش قلب شده
یا خدا هیچی حالیم نیست
زیر دیپلم و تندتر بگین
یعنی خطر جدیه یا نه؟
به زبون عامیانه
از گرسنگی غش کرده
چی؟
اون زیاد غذا نمیخوره چون خیلی بدغذاست
چی میگین؟
اون روز یه کاسه گوکباپ، تو بازار خورد
نباید میخورد
وقتی سوپ داغ بخوری زخم بدتر میشه
پس خودش این بلارو سرش آورده
من براش داروی گیاهی مغذی تجویز میکنم
جوشونده رو از رو محبت بجوشونین
شاخ آهو هم داره، واسه همین خیلی گرون میشه
ولی خیلی موثر میشه
شاخ آهو؟
مطمئن بشین شکمش خالی نیست بعد بهش دارو بدین
...وقتی ضعیف میشی
حتی درد هایی که خوب شدن دوباره شدید میشن
خدایا، من برا چی باید نگران باشم
اصلا آدم نیست، یه جنه که همه ی پولمونو میخوره
چرا گذاشتی پزشک همینجوری بره؟
باید به حرفش گوش بدیم و واسه وون دوک دارو بگیریم
میدونین، من 10 روزه اصلا دسشوییم نکردم چون چیزی نخوردم
نمیتونیم جوشونده ی گیاهی با شاخ آهو درست کنیم
فقط یه راه وجود داره که وون دوک میتونه شاخ آهو بخوره
چی؟ - اینکه خودم برم شکار آهو -
ولی من تو عمرم، تو کوه چون وو یه آهو هم ندیدم
به عبارت دیگه، این کار غیر ممکنه
باید یه کاری کنم، حداقل برم یکم گوشت گیر بیارم
گوشت که مفتی گیر نمیاد
همین الانشم 30 یانگ بدهکاره میخواین بیشتر بدهکار بشه؟
تو ازش خواستی کار کنه
پس باید حداقل کمکش کنیم حالش بهتر بشه
...اگه همینجوری تو خونه بستری بمونه
چجوری میتونه کار کنه و بدهیشو بده؟
...ولی بازم
دیگه نباید بدهکار بشیم
یعنی به حرفم گوش نمیدی؟
باشه. شوهر خودته، هرکاری میخوای بکن
اصلا بذار بمیره، من دیگه برام مهم نیست
خدایا چیکار کنم؟
اگه با این همه بدهکاریش بمیره کی میخواد بدهیشو بده؟
کی باید بده؟
من مجبورم بدهیشو بدم؟
مایه ی دردسر
:مترجمان Bahar Mahyeol Marzieh-M.N-04 Zahralovejj
برای اطلاع از وضعیت زیرنویس به کانال تلگرام زیر سر بزنین @exo_persian_sub
یجورایی خوشحالم که بستری شده
به لطفش، شبو باهم تو یه اتاقن
باید یه کاری کنم باهم باشن چه دعوا بکنن چه نکنن
نباید دخالت کنم
من دارم میرم کوه
مگه نگفتی اتاقمونو از هم جدا کنیم؟ چرا اینجا خوابیدی؟
من جونتو از مرگ نجات دادم اونوقت ببین چجوری باهام حرف میزنی
چون تموم شب ازت پرستاری کردم
چی شده؟
حالا یادت نمیاد چند روز پیش چی شد؟
افتادی و بیهوش شدی
تو کوه چون وو هم، کوزه ی آب رو شکستی
به نظر سالم و سلامتی
ولی عرضه نداری یه کوزه آب هم ببری
چرا شکستیش؟
از کوه رفتم بالا و یهو سردرد عجیبی گرفتم
یه احساس خفگی بهم دست داد که نمیتونستم نفس بکشم
نفهمیدم چه اتفاقی برام افتاد
شاید رفتی چوب بیاری و بَبر سر راهت دیدی یا همچین چیزی
در مورد گذشتم
خیلی کنجکاو شدم
...و
همین طور تو
بهم بگو من چجور مردی بودم؟
مرد خوبی بودی
آره خیلی خوب بودی
دقیق تر بگو
...خوب راستش
وون دوک؟
مردونه و قابل اطمینان بود
سخت گیر هم نبود
بگین که تو چی خوب بود، نه شخصیتش
باید بهش بگم چیکار کنه که بدهیشو بده؟
اون تو جذاب بودن خوبه
آهان
چی؟
همش همین؟
در کل مرد سخت کوشی بودی
برنج میکاشتی، شخم میزدی، به حیوونا غذا میدادی
نصف روز کارتو تموم میکردی درحالی که واسه بقیه کل روز طول میکشید
این جوابی که من میخواستم نیست
نمیتونم خودمو با همچین چیزی تصور کنم
جدی؟
...پس
چی باید بهت بگم؟
خداایا
تو دیگ آب گذاشتم که به جوش بیاد اصلا یادم رفته بود
تو خودت نمیدونی کی هستی
انتظار داری من از کجا بدونم؟
ولی چرا اینجوری شده؟
اووخ داغه
چرا اونجا وایسادی؟
...تو خواب شنیدم که
پدرت رفت سرکار
امروز نیست
گو دول، دوباره خودشو به مریضی زده؟
اون ولگرد اصلا مسئولیت پذیر نیست
حالت چطوره؟
بهترم
بایدم باشی، بعد این همه پرستاری که ازت کردم
...همه جای کوه رو گشتم
تا بهت غذای مقوی بدم
گونه ات هم به این خاطر زخم شده؟
برات صبحونه آماده میکنم، برو تو اتاق بشین تا آماده بشه
وگرنه دوباره ممکنه غش کنی
این چیه؟
دارم سوپ کرم خاکی درست میکنم
نکنه...؟
این همون سوپی بود که دیشبم بهم دادی؟
آره. اینا کرم معمولی نیستش
این کرم ها یه خط باریک سفید دور گردنشون دارن
وایسا
بالا نیار
نمیدونی چقدر مفیدن
حتی اگه بالا آوردی قورتش بده
خوبی؟حالت تهوعت خوب شد؟
دیوونه شدی؟
چطور تونستی این موجودات چندش آورو به خوردم بدی؟
ولی دوست داشتی
چون نمیدونستم با چی درست شده
تازه هوشیارم نبودم
داستان مونک وون هیو رو نمیدونی؟
رفت تو یه غاری و آب خورد
کامل همشو قورت داد
ولی فردا صبحش فهمید از جمجمه بوده
...فکر کردی بعد فهمیدنش
مثل تو عوق زد؟
نه، یه چیزی فهمید
همین آب دیروز خوشمزه بود ولی امروز افتضاح
فهمید که اشتباه میکنه
فهمید که همه چی بستگی به قلبت داره
ما بهش میگیم روشن فکری
الان داری بهم درس میدی؟
این کرمای خاکی فقط تو خاک زندگی میکنن
پس چرا از رو ظاهرشون قضاوت میکنی؟
پس چرا خودت ازش نمیخوری؟
من عمرا نمیخورم
راستشو بخوای، سوپ تو استایل من نیست
چه ناجوانمردانه
نمیذارم قسر در بری
باید تنبیهت کنم
چیه؟ - آخه خوشحالم -
...نگران بودم که
وضعیتت خطرناک باشه
ولی حالا که میبینم میتونی داد بزنی میفهمم که کاملا خوب شدی
از این به بعد دیگه مریض نشو یا صدمه نبین
بدنت فقط مال خودت نیست
منظورت چیه؟
بدنت مال منه تا وقتی که همه ی بدهیتو بدی
چته؟
دستمو ول کن
اوه
شما دیدبانین؟ - بله -
دارم میرم وظیفمو انجام بدم
شما کی هستین؟
من افسر نگهبان قصر هانیانگ ام
بله
چند روز پیش یه مرد عجیب غریبیو تو این کوه ندیدین؟
نه ندیدم
من دیدبانم، خیلی از کوه بالا و پایین میرم
تا حالا فقط حیوون دیدم، آدم ندیدم
خیلی کم میشه که کسی بیاد اینجا
شما دنبال کی میگردین؟
...خوب - قربان -
باید عجله کنین
باشه
مرخصی - بله -
من نمیدونم شما دنبال کی میگردین
ولی هیچ وقت نمیتونین پیداش کنین
موضوع چیه؟
یه لباس پایین رودخونه پیدا کردیم
و به نظر میرسه مال ولیعهده
یعنی میگی هیزم بشکنم؟
گفتی میخوای حافظتو به دست بیاری
این کارا کمک میکنه که بفهمی چجور آدمی بودی
هرچقدرم بهش نگاه میکنم به چشمم آشنا نمیاد
اول انجامش بده
اگه ذهنت هم یادش نیاد، بدنت ممکنه یادش بیاره
...اگه یه ماه ندوئیده باشی
No comments yet. Be the first to leave one.