نخستین 199 خط.
.کلنسي، خواهرتم
.همين الان بايد بهم زنگ بزني
.من... بدجور قاطي کردم پسر ...هيچ دليلي نداره که تو
اين پيام براي کلنسي گيلوري از
.طرف کارل ترانچ از فرانچ ويدئو هست
اجاره 3 تا از بازيات 17 روزه که .تموم شده
لطفا دارايي ما رو برگردون، وگرنه مجبور ميشيم .يه جايزه بگير بفرستيم دنبالت، کله کيري
.پيام ها حذف شد
.عضو جديد داريم ارباب
.رفقيتون دنيل هوپسم
.به سايت فضاييم خوش اومدين .لعنتي
.تو گلو هوپس خشک سالي اومده .حتما بايد بستني بزنم
تو گلو هوپس خشک سالي اومده ....بايد
!لعنتي، خشک سالي بستني... عجب بدبختي اي
زبونم داغه، دارم سعي مي کنم .زبونمو خنک کنم
نمي خوام غر بزنم .ولي تو خشک سالي بستنيم
.هر کاري از دستم بر بياد انجام مي دم .برات بستني ميارم
.صبح بخير ارباب
فرصت کردي راهنماي شبيه ساز جهاني که
به ايميلت فرستادم بخوني؟ .نه
سياره اي داري که بستني توش باشه؟
مثلا يه دنياي بستني؟
،ارباب، نمي خوام غر بزنم
....ولي تعمير شبيه ساز .اوه پسر! بازم شروع شد
برام مهمه تا اتصالي نکنم ...و بتونم به کارم درست ادامه بدم
بستني، بايد يه سياره .بستني باشه
ارباب، بايد بهتون اصرار کنم .درخواست کن تا برآورده بشه
.سياره بستني ام، ارباب؟
.بيا يه اسکن بستني سريع انجام بديم .يه اسکن بستني انجام بده
.در حال آغاز اسکن بستني
سنسورهام که لحظه به لحظه دارن به فنا مي رن .اين مرد تنگ ماهي جادويي رو پيدا کردند
عاليه. براي هوپس بستني .مي گيرم و با يه ماهيم حرف مي زنم. بفرستم تو
.هر طور که بخواي
ام، تا صبح بيدار موندم .تا اين آواتاراي جديد رو درست کنم
.آره مي دونم کورنرز،چيپي
...کوچولو... پريم... تپ... پارسپدول
.مي خوام اون ميمون کوچولوئه بشم .آواتار انتخاب شد
ققنوس باشکوه نور ابدي رو .انتخاب کردي
،در حال ادغام با شبيه ساز در سه
...دو، يک
!هي
کاپيتان، توي اين کشتي بزرگ باحالت بستني داري؟
اگه نداري، ميشه براي برنامه فضاييم باهات مصاحبه کنم؟
.تو فضا پخش ميشه
اصلا مي دوني چيه؟ .پهبادامو روشن مي کنم
بايد بيام دنبالت؟
الان يعني آره؟ نه؟
ترجمه نشده -
خيلي خب، الان داريم مي ريم اونجا .چه عالي
.الان داريم مي ريم اينجا. عاليه
.حالا هم داري اون کار رو مي کني. عاليه
.عاليه
يه توضيح مختصر قبل از اين که شروع .کنيم
.اوه، داريم شروع مي کنيم .عاليه
.من جادو هستم
دليل اين که مديتيشن براي جادو اينقدر مهمه اينه که
هر کاري که تمرکزمون رو کامل ،روش بذاريم
همون جهتيه که انرژيمون .به سمتش جريان پيدا مي کنه
پس وقتي داري از جادو ،استفاده مي کني
مي خواي که ذهنت رو روي يه نقطه ،متمرکز کني
روي همون چيزي که داري سعي .مي کني تا جاي ممکن بهش دست پيدا کني
.هوم
.پس مديتيشن اين کار رو مي کنه
مي دوني، ذهنت رو تمرين مي ده تا مدام پخش و جدا نباشه
و به جهتاي مختلف نره
و انرژي اي که داري سعي مي کني .ذخيره کني متفرق نشه
.درسته، مي دونم چي داري مي گي .درمورد جادو کتاب خوندم
.کراولي، واو
،ولي يا مسيح .بعضي وقتا غم انگيز به نظر مياد
.آره همينطوره
.خدايا
و تا ابد طول مي کشه تا يه جورايي .بفهمي اصلا چي داره مي گه
مي دوني، خيلي وقتا بايد قبل از اين که حتي بتوني درک کني
،حرف اصليش چيه، بايد کلي کتاباي ديگه رو بخوني
چون خيلي از نوشته هاش رو .رمزي نوشته
واو! آره! مي دوني، متوجه شدم که ،خيلي چيزاي جادويي رو رمزي مي نويسن
...انگار که دارن سعي مي کنن ازش محافظت
آره، متوجه شدم که ،در مقايسه با نوشته هاي جادويي
بعضي از سنتاي شرقي .خيلي ساده تر هستند
آره، و دليلش اينه که
،وقتي داري درمورد سنتاي شرقي حرف مي زني ،راه هاي شرقي
اکثر تمرينايي که انجام مي دن
ختم ميشه به حالتي که بهش مي گن .روشنگري
چيزيه که توي جادو ما بهش مي گيم .گذر از مغاک
سنتاي شرقي تمرکزشون روي اينه که .توي مدت زمان چندين زندگي بهش برسن
.اوهوم
جادو مثل اينه که روي ،اون فرايند سوخت جت بريزي
.انگيزه اش رسيدن به اون هدف توي يه زندگيه
پس، کاري که داري سعي مي کني انجام بدي اينه که چندين دوره عمر
شامل تجربيات روحاني و انرژي رو تو يه زندگي جا بدي
و اين مي تونه بعضي وقتا .آدمو بشکنه
.درسته و بهش مي گن تانترا؟
..منو ياد تانترا مي ندازه. اون .آره
اون... تانترا در حقيقت نقش بزرگي توي جنبه هاي خاصي
از سنت هاي جادوي مثل او تي او ايفا مي کنه، که
کراولي تا زمان مرگش .پيشبرنده اش بود
!مي دونستم
متوجه شدم که رينزاي زن .رو ياد گرفتي
رينزاي زن بودائيسم؟
آره، زمان ژاپن باستان .سنتي بود که باهاش سامورايي ها رو آموزش مي دادند
،وقتي توي زندان بودم يه استاد زِن داشتم که از ژاپن ميومد به زندان
و مي رفت
و مي دوني، سال ها مديتيشن .زازن* انجام دادم مترجم: نوعي مديتيشن نشسته
،و حقيقتش، سال ها تمرين شرقي
برام به اندازه چندماه تشريفات جادويي .فايده نداشت
...و فکر مي کنم بخشيش... اينه که
،هدف جفتشون يکيه ،ولي وقتي که ما
،خصوصا کسي با سابقه من
يه آدم بي پول سفيد پوست آشغال از آرکانزاس که هيچ ارتباطي
،با سنت هاي شرقي نداره .بايد همه چي رو از پايه ياد مي گرفتم
.پس مثل ياد گرفتن يه زبون کاملا جديد بود
،در حالي که جادو با پيکر نگاري .نماد شناسي غربي سر و کار داره
چيزايي که باهاشون بزرگ شديم و به محض به دنيا اومدن
.به زور وارد روانمون کردنشون
پس، به نظرم بخشي از ما يه بخش خيلي عميق داخلي
خيلي سريعتر به آموزه هاي غربي
.واکنش نشون مي ده تا سنتاي شرقي !اوه درسته
نسخه هاي مختلفي .از چيزي که مي گي رو شنيدم
.باحاله ،مثلا، گانش* رو در نظر بگيريم مترجم: خداي جشن هندي
....مي دوني، مثل
يا، نه شايد هانومان مثلا .مي دوني، ميمون خدا
.يه نماد خيلي قويه
ولي چندنفر از ما توي طبيعيت با ميمونا تجربه اي داشتيم؟
.آره .توي آرکانزاس زياد ميمون نبود
.حيف! عاشقشونم .ولي رو اعصابن
.واو! عجب ماهياي خطرناکي .آره
.مي دوني، من دوستاي زيادي ندارم
.فقط به خاطر اينه که جادو زندگي منه .مطمئنم
.ساعت ها در روز اين کار رو مي کنم
اين کاري نيست که من مثلا ...براي...سرگرمي
...يا مي دوني
.يه کار فرعي انجام بدم
.اين نقطه مرکزي زندگي منه !عزيزم
.مشخصه
...اون موقع بود که فهميدم
براي همين بود که خيلي وقتا که تو زندان بودم
،حس بيچارگي نمي کردم ،چون حتي اون جا
توي شرايط جهني، داشتم کاري که الان .اينجا مي کنم رو انجام مي دادم، که جادوئه
.همين بخش زيادي از عذاب رو کم مي کنه
و اينجور که مي گن، اگه مردم پاشونو از ،گليمشون درازتر کنند
ممکنه بدجور خودشونو به فنا بدن مگه نه؟
ريشه هاي جادو چياست؟
،مي دوني، تشريفات جادويي ،چيزي که بهش مي گيم جادوي والا
ام، اصالتش از بين النهرين باستان .حول و هوش 3500 سال قبل ميلاد مسيحه
.پس، به طرز منحصر به فردي غربيه
،کاملا غربي نيست .بيشتر خاور ميانه ايه
چون اصالتا مال بخشي از دنياست
.که الان ميشه عراق فعلي .تو شهري به اسم نيپور
شيوه رسيدنش به اروپا اينطور بود که هر موقع
شواليه هاي معبد فرستاده مي شدن اونجا
تا مسافرا رو تو راه سرزمين مقدس اسکورت کنند
....تا دزدي چيزي بهشون نزنه
.گربه هات واقعا با مهارتن .خيلي ممنون
شواليه هاي معبد با اين جريان تماس... ،برقرار مي کردند
،و وقتي که مي گم جريان ...دارم حرف از
مي دوني توي سنت هاي ...بودائيسم چطوري
.آره ،مثلا بذار بگم، بودائيسم تبتي
...درمورد
.کلمش چي بود؟ توانمند سازي ها .درسته
مي دوني، مثل يه جريان انرژيه که از استاد به شاگرد منتقل ميشه
تشريفات جادويي دقيقا همينه
شواليه هاي معبد هربار که اونجا بودند اين جريان رو دريافت مي کردند
همينطوري راهشو .به اروپا پيدا کرد
به مرور از طريق محفل سحر آميز طلوع طلايي
،راهشو به ايالات متحده پيدا کرد
اون محفلي بود که کراولي قبل از
.رفتن دنبال او تي او عضوش بود
مکر گرگر مترز، ديون فورچن، ييتس شاعر .هم بود
.همه اين آدما عضو طلوع طلايي بودند
اينطوري اين جريان راهشو .به آمريکا پيدا کرد
،يه لحظه
!هي استيو
چته يابو؟ مريضي ليزر ميندازي تو چشم من؟
،اگه مي خواي اينطوري با مشتريات حرف بزني
من اين کشتي پر از گربه هامو .مي برم و يه جزيره بنجل فروشي ديگه پيدا مي کنم
!يه کشتي پر گربه؟ لعنتي
!عذر مي خوام
اين همه هديه ها و لوازم !عالي رو ببين
...يه پرينتر نو داريم، ساعت تپانچه اي، چندتايي قوطي
...و ام
اونو مي خواي؟
.يکي از جنساي انليل*؟ اون ارزون نيست رفيق مترجم: يکي از خدايان بين النهريني
.ميشه... 5 تا گربه
.داره قمپز در مي کنه. با 3 تا مي خرمش .اينجا رو باش
!سه تا !پنج تا
.باشه، استيو. 4 تا بيشتر نمي دم
خيلي خب، داري بز .خري مي کني، ولي باشه
.چهارتا شد. بفرستشون
.يادم رفت چي داشتيم مي گفتيم
،داشتيم درمورد انتقال حرف مي زديم
که به عنوان جانشيني .شاگرد هم معروفه
...آره. مردم فکر مي کنند که
يه چيزي هست که خيلي مهمه
و مي خوام خيلي وقتا که در مورد .جادو حرف مي زنم مردم درکش کنند
وقتي داريم مي گيم ،که يه چيزي يه سنت دهان به دهانه
بد برداشت مي کنيم که اين يعني
اونا فقط يه مشت داستانن .که تعريف شدن و نسل به نسل منتقل شدن
.معنيش اين نيست
سنت دهان به دهان به معني شيوه انتقال انرژِي
No comments yet. Be the first to leave one.