نخستین 200 خط.
به اونایی که آرزوی نابودیِ ما رو داشتن رودست زدیم
ماموریت تکمیل شد جای راز ما امنه
و هیچ اتفاق بدی نیفتاد
من تیر خوردم
،ولی نمردی پس اونقدرام بد نبود
پولها رو یکشنبهها آماده میکنن
توی تعطیلات، مثل عید پاک سه میلیون دلار - سه -
اون گاوصندوق رو میزنیم
دایی عزیزمون از من خواسته که اجرا کنم
چون اون استعداد من رو تشخیص میده
داره ازت سوءاستفاده میکنه
امشب یک مهمان ویژه داریم
!«جودی لی»
،یه سری سختیها رو از سر گذروندیم
ولی حالا نگاهمون کن با همدیگهایم
گیدیون» یکی اومده» دم دروازه باهات کار داره
اسکاتی». میگه که رفیقته»
بفرستمش داخل؟
باشه
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
« همایش قدرت نیایش » اِی.تی.ال
!«چد»! «چد»! «چد»! «چد»
!«چد»! «چد»! «چد»! «چد»
!«چد»! «چد»! «چد»! «چد»
!«چد»! «چد»! «چد»! «چد»
!آمادهام که امشب مست و پاتیل کنم
!لعنت بهت
ای وای
کلاً سرِ شام منو قال گذاشتی
پیشخدمت گفت رفتی کافه
اووووووووه
افتادی تو دردسر
تو نمیخوای با من و رفقام خوش بگذرونی
به همین خاطر اتاق جدا برات گرفتم
بچههای عادی خوششون میاد
آزادی خودت رو داری برو، صفا کن
اینکارو نکن. وانمود نکن که این کارا به خاطر منه
به خاطر خودته که میخوای جلوی دوستای احمقت
آقای کلهگنده باشی
،«محض اطلاعت «گیدیون من واقعاً آقای کلهگندهام
میخوای تو روم بخندی؟
همین طرز رفتارت رو ادامه بده
تا ببینی اون کارآموزیت دود میشه میره هوا
میتونی با اون رویای کوچیکِ کالیفورنیات خدافظی کنی
هر طور بشه من میرم نمیتونی جلوم رو بگیری
خیال میکنی وارد صنعت سینما میشی؟
!خبر فوری
!«مردمِ لسآنجلس از مسیحیها متنفرن، «گیدیون
موفق باشی
چرا از همین امشب زندگیِ مستقلِ جدیدت رو شروع نمیکنی؟
وسایلت رو جمع کن میری اتاق 218
امشب میخوام کونبرهنه بشم
!ایول - ...آره -
!میخوام امشب رها بشم
!رفیق خودمی
«هی، شرمنده «گیدیون
شرمنده پسر - چیزیش نمیشه -
نگران اون نباشید داره میره
ساعت چند دوستامون میان؟
همین موقعاس که برسن - !اوووه -
!اووووه
!آره، خوشتیپ
امیدوارم امشب خوش بگذرونین
حتماً خوش میگذرونیم
!کوکائین بزنیم
!ایول! بوم
« جماستونهای درستکار »
اسکاتی»، چی تو رو این همه راه» از لسآنجلس به اینجا کشونده؟
خب، راستش اومدم شرق تا یه کار انجام بدم
ولی یکم آسیب دیدم
واسه همین مجبور شدم کنسلش کنم تا خوب بشم
از شنیدنش متاسفم
نیاز نیست متاسف باشی
به قول معروف
خدا گر ز حکمت ببندد دری به رحمت گشاید درِ دیگری
جدی؟ اونوقت چه دری رو گشود؟
خب، راستش یه کار بهتر گیر آوردم
با حقوق خیلی بیشتر
عجب
«شما و «گیدیون
حرفه شغلی خطرناکی دارید
حق با شماست خانم
من تیر خوردم، چاقو خوردم، لگدمال شدم
حتی ماشین هم از روم رد شده
خیلیخب، وای اسکاتی»، متوجه منظورت شدن»
کار سختیه، آسیبدیدگی زیاد داره چطور با دردش کنار میای؟
خب، قبلاً دردم رو با همنشینی با فاحشهها تسکین میدادم
و روزانه 200میلیگرم آکسی مصرف میکردم
محشره
نه، اصلاً محشر نیست، پهلوون
من توی شرایط بسیار تیره و تاری بودم
به سقف اتاق زل میزدم
،سایهها رو دنبال میکردم تمام و کمال
تا زمانی که این گلپسر
منو با آدمی به اسم عیسی مسیح آشنا کرد
گیدیون»، خیلی بهت افتخار میکنم»
گیدیون»، توی لسآنجلس» کار تبلیغی انجام میدادی؟
گمون کنم
اینو میگن راهِ جماستونی
پسر کو ندارد نشان از پدر
حالا که اینجایید کجا اقامت دارید؟
توی "هتل بودجهتل" هستم
چون هم بودجه محدودی دارم و اونم هتلـه
پس، همه چی به هم میاد
نه، نه اصلاً اینطور نیست
نه، شما باید بیای و اینجا پیش ما بمونی
نه، بابا جاش خوبه اونجا جاش خوبه
...گیدیون»، حقیقتش»
کارتِ "مزاحم نشوید" رو روی دستگیره گذاشتم
واسه همین وقتی برگردم اون ملافهها تمیز نشدن
اسکاتی»، منم هر وقت» هتل میرم همین کارو میکنم
چون میترسم اون آدما بیان دزدی کنن
حتماً دزدی میکنن عزیزم
واسه همین قرار نیست رفیقِ پسرم
حتی یک شب هم توی هتل بودجهتل بمونه
درسته - پیش ما میمونی -
ممنون
ای خدا
یه چیزی در موردت هست که خیلی آشناست
...نمیدونم صداته یا
قبلاً توی فیلمی چیزی دیدمت؟
نه، نه بابا
،اسکاتی» فقط بدلکاری میکنه» پس ندیدیش
نه، نه درست میگه
منو دیدی
تحت تاثیر قرار گرفتم که یادته
،توی سریال سی.اس.آی میامی نقش کوتاهی بعنوان متجاوز داشتم
نه، فکر نکنم اون باشه
از سریالایی که توش آدما دنبالِ حل کردنِ معما هستن خوشم نمیاد
یه چیز دیگهست
حالا بعداً یادم میاد
به خونه ما خوشاومدی
داره اتفاق میافته مامان
مدتی طول کشید تا جایگاه خودم رو ،توی این دنیا پیدا کنم
ولی فکر کنم بالاخره پیداش کردم
قراره که راهِ تو رو ادامه بدم
تا استعدادِ خوانندگیـم رو به دنیا نشون بدم
،من همیشه خیلی شبیه تو بودم میدونی چی میگم مامان؟
دقیقاً عین هم
دو زن قوی که نمیخوان در سایه باشن
دیگه سایه بی سایه
چه غلطی میکنی؟
آره، داری با مامان حرف میزنی؟
شاید - درباره چی؟ -
درباره اینکه حالا دوستپسرِ «بیبی بیلی» شدی؟
کلوین» خفه شو» وگرنه خودم خفهت میکنم
هیچکس کسی رو خفه نمیکنه
سلام بابا
خوشتیپ شدی ورزش میکردی؟
ای خدا
«اینقدر پاچهخاری نکن «کلوین
جودی» چرا دست از» سرشاخ شدن با بقیه بر نمیداری؟
خیال میکنی واسه خودت اسکیتباز مشهوری، اما نیستی
خیال نمیکنم اسکیتباز معروفیام جسی»، پس خفه شو»
جدی؟ پس چرا اینطوری لباس پوشیدی؟
چون قدم در انظار عمومی گذاشته
و مهمه که خودش رو چطور نشون بده
دیدی؟ ممنون بابا
زدم و نخورد
عید پاک یکشنبهست
بزرگترین مراسم سالِ ما
کلی آدم ما رو نگاه میکنه
کلی آدم از خارج شهر میان
میخوام هر چهار نفرمون امسال اجرا کنیم
هر چهار نفرمون؟
یعنی منم هستم؟
من اشتباه کردم که به جودی» گفتم از کاری»
که با «بیبی بیلی» میخواستن بکنن حمایت نمیکنم
،وقتی من بهت فرصتی ندادم اون بهت فرصت داد
،من لجباز بودم و میفهمم که چطور اذیتت کردم
خب، خوش به حال شما
میخوام تو و «بیبی بیلی» توی
مراسم عید پاک اجرا کنید
وقتی سینیها رو دست به دست میکنیم برقصید
مثل ترانهی اعانه*؟
مثل کاری که مامان میکرد؟
وای خدا، بابا ممنون
عزیزم - ایول، تبریک میگم -
خب، ما قراره چیکار کنیم؟
کلوین»، تو نوجوانها رو»
با اجرایی چیزی هدایت میکنی
مثل کاری که هر سال میکنم
جسی»؟»
دعای آغازین مثل هر سال؟
نه آقا
امسال میخوام خطابهی اصلی رو اجرا کنی
تو فرزند ارشدم هستی
وقتشه که بدرخشی
خطابهی اصلی توی عید پاک یکشنبه؟
وای بابا
سرافرازت میکنم
ایول
ردیفه. آره، عالیه
همگی کار داریم
،منتها کاری که من قراره بکنم قبلاً هم انجام میدادم
من و «جسی» واقعاً کارهای خوبی گیرمون اومد
آره واقعاً
خطابهی اصلی در عید پاک مامان
ترانهی اعانه مامان
کاری که هر سال میکنم مامان
No comments yet. Be the first to leave one.