نخستین 200 خط.
مینوشیم به سلامتی
،باشد که فروتنان وارث زمین
.و شجاعان وارث دریا باشند
ما تفاوتهایی داشتیم
.ولی یک شبه ره صدساله رفتیم
.امشب رو خوش باشید
... ولی یادتون باشه .دهنتون قرص باشه
خطرناک ترین قسمت جستجوی گنج
.بعد از پیدا کردنشه
هر فرد که به اندازه کافی عمر کرده باشد
موضوعی در گذشتهاش ...وجود دارد که فراموش شده
لحظه شکست
یا لحظهی انتخاب دوراهی
و آن انتخاب ساده زندگیشان را خراب کرده
.پس ما آن لحظه را به فراموشی میسپاریم
ولی در عمق وجود میدانیم که .سرانجام برای آزار ما بازخواهد گشت
!نه
!آره
مثل آدمی شدی که یه پول .قلمبه گیرش اومده باشه
نقشههای قدیمی که سفارش داده بودم رسیدن
.و یه کلکسیونر خیلی خوب میشناسم
... «آه، «جان تامسون .عجب چیزی
تامسون» یکی از اولین نقشه بردارها بود»
.که به دقت و جزئیات توجه ویژهای داشت
.با جلوه های هنرمندانه .آره «هنری» خودم میدونم
... اینم میدونستی که «تامسون»ها و «مورگان»ها
دشمنای خونی همدیگه بودن
.که عاقبت ختم به یه دوئل خونین شد
.هنری» تقریباً هفتاد ساله که پسرتم»
.تمام داستانهات رو شنیدم
.داری غلو میکنی
اوه، جون من؟
.ازم سوال کن .بذار یه دسته انتخاب کنیم
...مرگهای جالب توجهت .فقط سالش رو بگو
.بسیار خب
1843
انفجار بشکه باروت در شرکت .کشتی سازی خلیج هادسون
مگه میشه اونو فراموش کرد؟
1857
.اه ... سقوط بهمن. دومین مرگت
فکر کنم تو "کلوندایک" بود، نه؟
داره اتفاق میافته، نه؟ .دارم خسته کننده میشم
.خسته کننده؟ نه، نه خسته کننده نیستی
... فقط یه چیز جدید
!«جو» - .سلام -
.هنری» تازه داشت یه داستان تعریف میکرد»
چه خوب. هیجان انگیز بود؟
.ظاهراً که نه
.خب من یه چیزی دارم که کارتو راه میندازه
."ریک رسمیوسن»، ناخدا و مالک "مدفورد مریتایم»
... تخصصش .پیدا کردن و بازیافت کشتیهای غرق شده
.بذار حدس بزنم...زوبین کُشتش
.بله آفرین کارآگاه
این نیزه بزرگ رو میبینید؟
...سبک لوله دوبلـه .برمیگرده به اوایل دهه 1830
.باید ببُریمش
.اگه حرکتش بدیم، جنازه رو خراب میکنه
.سورپرایز، سورپرایز
همکارت همه چیز درباره .زوبینهای عتیقه میدونه
همکار، هان؟
فکر کنم همکار باشیم، نه؟
چی؟ - نه؟ -
.ببین، من نگه میدارم، تو ببُر
«مثل «استارسکی» و «هاچ»، «ریگز» و «مورتا
فیلم "اسلحه مرگبار"؟
.جو»، حق با تو بود»
ریک رسمیوسن» در اثر خونریزی»
.بعد از اصابت زوبین به سینهش مُرده
.در حدود ساعت 12 تا 1 بامداد
.ولی بازم هست
،خونریزی زیرپوستی
خون پخش شده روی قسمت خارجی قلب
...و حبابهای داخل رگهای خونی
.همگی نشان از بیماری تصلب شرائین داره
اختلال گردش خون؟
«بنظر من ناخدا «ریک رسمیوسن
،بتازگی تو دریا بوده .احتمالاً در حال اکتشاف
سوال اینه که چی پیدا کرد؟
"!طلا. اونا طلا پیدا کردن"
.لوکاس» بیخیال»
.دست بردار
.از صبح تا حالا منتظر این لحظه بودم
ما طلا پیدا کردیم
بین دندانهای آسیاب انتهایی
انگار که یک سکه رو برای .امتحان اصل بودنش گاز گرفته
!طلای ناب، 24 قیراط، خالص
.لوکاس» تو رو خدا»
.شرمنده. ببخشید
.طلا. مطمئناً انگیزه قتل بوده
.حالا فقط باید پیداش کنیم
."انبار "مدفورد مریتایم
.ریک» تمام گنجینهها رو اینجا نگه میداره»
.مدیر ملک گفت چند روز قبل اینجا دیدتش
همه اینا رو تو اقیانوس پیدا کرده؟
تقریباً 3میلیون کشتی غرق شده .تو اقیانوس وجود داره
.هر کدوم هم پر از آثار تاریخیه
.اونجا
.آخرین اکتشافات
.اینو ببین. نقرهجات، ظروف چینی
.یه فانوس
.موندم این مال چند سال قبله
اینا دست بندن؟
این دیگه چجور کشتیای بوده؟
.ملکه افریقا"، یه کشتی برده فروشی"
هنری» چطور ممکنه همچین چیزی رو بدونی؟»
ترجمه و زیرنویس : مانی & بهمن RainyDay & DR_BAHMAN7
.این که عالیه. اونا کشتی تو رو پیدا کردن
.البته که عالیه. فقط با عقل جور در نمیاد
من فکر میکردم کشتی در "جزایر کیکس" غرق شده
ولی «ریک» اینجا بقایای کشتی رو پیدا کرده
.هزار مایل در شمال جایی که قرار بود باشه
.ولی وایسا ببینم. وایسا
چطور رفته اونجا؟ - .نمیدونم -
هنری»، چی شده؟»
...من 200 سال درباره اون شب فکر کردم
.هر لحظه، هر جزءش
من درباره تمام مرگهات بارها شنیدم
،از سفلیس گرفته تا آبله
،ولی کشیدن این داستان از زیر زبونت .مثل کشیدن دندون میمونه
قضیه چیه؟
.چیزی هست که ازم مخفی کردی
..."کشتی برده فروشی، "ملکه افریقا
.متعلق به خانواده من بود
.بهم گفتن انگلیسی بلدی
میتونم بهت اعتماد کنم؟
یه کلید هست
...که این زنجیرها و این درب رو باز میکنه .یک کلید
.میتونم برات بیارمش
میفهمی؟
امشب، بقیه رو باز کن بعد این درب رو
.بعد برید به اسلحه خونه
.پایین اون راهروئه
میفهمی؟
.بله
من عهد کردم
.به هر چیز که پدرم ساخته بود پایان بدم
آزاد کردن اون بردهها
.میتونست کارو تموم کنه ولی نتونستم
.هیچوقت نتونستم با کلید برگردم
نه، نه، نه «هنری»، نباید .بخاطرش خودت رو سرزنش کنی
.«300نفر آدم مُردن «ابی
.خون اونا به گردن منه
،جاودانگی من یک وضعیت نیست .یه نفرینه
.نفرین؟ «هنری»، خیر سرت دکتری
.دانشمندی. تو که نباید به نفرین اعتقاد داشته باشی
من اعتقاد دارم 99/9 درصد از همه چیز
.میتونه توضیح علمی داشته باشه
هیچ تقدیر، هیچ جادو و هیچ نفرین وجود نداره
... غیر از یکی .نفرین خودم
.وایسا، وایسا. تند نرو
.خودت گفتی
.تو که واقعاً نمیدونی چه اتفاقی افتاد
کشتی چطور به ساحل نیویورک رسید، هان؟
چی داری میگی؟
میگم داستان دیگهای .هم وجود داره
و وقتشه که بفهمی
.چه بلایی سر اون کشتی اومد
،طلا؟ درباره چی صحبت میکنی دزد دریایی؟
کار مدرن اکتشاف و بازیافت
...ولی قوانین آبهای آزاد هنوز همونه
.یابنده مالک ـه
خب، پای چقدر پول وسطه؟
.بیخیالش رییس .میتونه میلیونها دلار باشه
انبار «ریک» رو جستجو کردیم .ولی هنوز اثری از طلا پیدا نکردیم
.امشب پایین لنگرگاه یه مراسم یادبود براش میگیرن
ظاهراً پاتوق مشروب خوری
.دزدهای دریاییه
باشه بچهها. برید با دزدهای .دریایی یه صحبتی بکنید
!هی
میدونم که شخصا
.ریک» یه جایی بین یک "باراکودا" و "نهنگ سفید" افتاد»
...ولی میخوام از همتون تشکر کنم برای یادبود
.یه حرومزاده واقعی
.ایول. ایول
عذر میخوام ، «جرج اسپیس»؟
.کارآگاه «مارتینز» هستم - جدی؟ -
.شما قبلاً همکار «ریک رسمیوسن» بودید
کارآگاه، همه توی این کافه تو کار اکتشاف و بازیافت هستن
اکثر چیزایی که پیدا میکنیم .یه زمانی دزدیده شده بودن
.شرمنده ولی ما با پلیسا حرف نمیزنیم
.بذار حدس بزنم، با پلیسا حرف نمیزنه - .آره -
نصف مردم همینو گفتن، نصف دیگه
.هیچی نمیدونن .«داریم وقتمون رو هدر میدیم «جو
No comments yet. Be the first to leave one.