نخستین 200 خط.
تو من هستی
قسمت 7
هی ! دیوونه چه غلطی میکنی؟
حالت خوبه؟
!آره چیزی نیست
ای بابا
فک کنم خیلی درموردش فک کردم که خواب دیدم
!مائه نا
دلم برای مائه یا تنگ شده
!مائه نا
دلم برای مائه یا تنگ شده
!خائو سوآ! خائوسوآ! پسرم
!خائو سوآ
... هیسس
چیزی نیست پسرم
!نانگ ... نانگ یا
نانگ یا! چی شده نانگ یا؟
مامان چرا داری جیغ میزنی؟
... نکنه
... خون تی و نا
!نانگ یا
نانگ یا! چی شده؟
کار اشتباهی نکنیا! کاری نکنیا! کاری نکنیا
اُه ! میتونی دهنتو ببندیا
!اُیی- !خیر سرت بزرگ شدی-
از بس کل شبو بهش مشکوک بودم اصلاً چشم رو هم نذاشتم
هنوز بهش مشکوکی
فک نمیکنم فکر بدی نسبت بهت داشته باشه که بخواد باهات کاری کنه
پی نوآن! از خودم در نمیارم
آخه ... کدوم آدم دیوونه ای وقتی یکی خوابیده انقدر بهش نزدیک میشه؟
اینطوریه؟- خدای من-
سلام- سلام-
هی چشماشو دیدی؟- دیدی؟-
یعنی چیکار کرده؟- !هی ! صداتو بیار پایین میشنوه-
صورتت چی شده؟
پنجول گربه است
پنجول گربه؟
ای خدا! باید از این به بعد غیر اینکه حواسمون به رفتارای خودمون باشه ... حواسمون به خائوسوآ هم باشه
نوآن
فک میکنم باید از این به بعد خائوسوآ پیش تو بخوابه ... خیلی میترسم یه وقتی لو بریم
مشکلی نیست
مشکلی نیست
خائوسوآ! از این به بعد پیش من میخوابی ، باوشه؟- باشه-
بیاین بریم
خائوسوا ،باهم بریم مدرسه
بریم - هی! وایسا! وایسا! وایسا -
صب کن
چرا ... یکم به خودت نمیرسی
بعداً معلم ببینتت گیج میشه که ... مادری یا جنازه ای
!جنازه- !اوی-
!خائوسوآ، مامانتم پسرم
داری به مامانت میخندی ؟ هان؟
نمیتونه ثبت نام شه؟
بله درسته
اِ... خب چرا خانم معلم؟
این قانون مدرسه است. نمیتونیم وسط ترم دانش آموزی رو ثبت نام کنیم
ازتون پوزش میخوام
ولی با این حال، شماره تماستونو برامون بزارید
هر وقت ترم جدید شروع بشه ، فوراً باهاتون تماس میگیریم
!هی نا
ببین! این تنها مدرسه ی کوچیک نزدیک خونه است
مدارس دیگه هم احتمالاً وسط ترم دانش آموز جدید قبول نمیکنن
پس باید چیکار کنیم؟
میخوای ترم جدید ثبت نامش کنی؟
ای خدا! یعنی .... پنج ماهه دیگه
!نا
نظرت چیه مدرسه های خون پاوینا رو بررسی کنیم؟
!هی! نه اصلا- آی -
رفتن به مدرسه ای که اون انتخاب کرده خریته نمیدونیم چی میشه اگه نقشه ای داشته باشه
پس باید چیکار کنیم؟
خون! خون
یه سری تغییرات اتفاق افتاده
چی شده؟
مدیر گفتن میتونیم خائوسوآ رو برای این ترم ثبت نام کنیم
وای ! واقعاً؟- !بله-
!وای! نا
هوی! این بچه واقعاً خوش شانسه دیدی چه سریع مدرسه قبولش کرد
پس باید ببرمتون لاتاری شرکت کنید
واقعا عادی نیست
پی نوآن احساس نمی کنی یه چیزی عجیبه؟
اومم! چرا انقدر فک میکنی؟
!مهم اینه میتونه بره مدرسه، خوبه دیگه
وایسا پی نوآن
چی شده؟
اون ماشین آشنا نیست؟
ممنون که قبول کردین برادرزاده ام ثبت نام بشه
ای! خون نات این چه حرفیه ، کاری نکردم
خون نات شما خیلی بخشنده و مهربونید همیشه بهمون لطف دارین و هر سال به دانش آموزا بورسیه میدین
هر کمکی نیاز داشتین که از مدرسه امون بر میاد، کافیه بهمون بگین
زحمت کشیدین تا اینجا اومدین حالا بفرمایید - با اجازه -
چطور میدونستی ... که میخوام خائوسوآ رو به این مدرسه بیارم؟
خیلی سخت نبود حدس زدنش
اطراف اینجاها، این بهترین مدرسه است
اونوقت چرا داری بهم کمک میکنی؟
وارد شدن به این مدرسه سخته
اگه بدون هیچ آشنا و پارتی بخوای بیای اینجا
ممکنه نتونی وارد شی
و مجبوری مدرسه ی دورتری از خونه ببریش
لطفا برو سر اصل مطلب
چرا داری بهم کمک میکنی؟
حتی اگه از تو خوشم نیاد بازم این پسرِ خون پی پوپه
و این ماجراها هیچ ربطی به این بچه نداره
واسه همین میخوام کمکت کنم
انتظاری هم ازت ندارم بخوای جبران کنی
اما نیازی به کمکت ندارم
فک کن اطلاع نداری که من کمکت کردم
حداقل بخاطر پسرت
نمیخوام قبول کنم
... فک میکردم یکی که مادره
بهترین چیزا رو برای پسرش میخواد
اما اگه میخوای خائوسوآ بخاطر
رفت و آمدش از مدرسه به خونه خسته بشه
اونوقت به خودت مربوطه
خون یا
چطوری اومدی اینجا؟
هههه
فقط خودمونیم
هی! میگم وقتی رسیدی به در اتاق
چرا نذاشتی کمکت کنیم تا صندلیتو هل بدیم هان؟
!هی! اذیتش نکن
هی ! پیوک
نگرانت بودیم
پس تصمیم گرفتیم بیایم پیشت
خیلی ممنون
اما میترسم یکی ببینتت
هی! تا وقتی من اینجام نیازی نیست بترسی
هیچکی نمیبینتش
اوه! بهم نگو که جادو و جنبل داریو میتونی با ورد آدما رو پنهون کنی
آره دارم
اون تویی
الانم برو بیرون حواست به در باشه
از همه مهمتر حواست باشه نمیتونی بخوابیا
ملتفت شدی یا نه؟- آی-
برو بیرون
اه ! خون کریت
کلی داروهای مقوی و سالم واستون درست کردم
باید زیاد بخوری تا خیلی زود حالت خوب شه
خیلی خیلی ممنون- خواهش میکنم-
میرم اینا رو ردیف کنم- باشه-
اوه
منم واست فرنی درست کردم پس میرم برات توی کاسه بریزم بخوری
ممنون
بفرما فرنی میگو
به نظر خیلی خوشمزه میاد
خون یا
فک کنم بهتره خودم بخورم
اوی! ای وای
متاسفم خون کریت
!اوی! خدای من
متاسفم
... دارم میخورم
چی شده پیوک ؟ چرا در میزنی؟
اگه بیام بیرونو بفهمم الکی در زدی ، یه پس گردنی نوش جان میکنی
چی شده عمه؟
خون نات
ملاقاتی دارین؟
خون ناتایا
حالت چطوره؟ بهتری؟
خون ناتایا ، چطوری اومدی اینجا؟
از سیریا خبرا رو شنیدم
واسه همون اومدم ملاقاتت
اوه بله
فامیلته؟
ایشون ... ایشون عمه امه
سلام
سلام
وسط غذا خوردن بودی
واست سوپ درست کردم
باید خیلی بخوری باشه؟
هوی
چقدر دست و پا چوبیم
اِ... اِ ... خون
میتونم از دستشویی استفاده کنم؟
کسی داخله؟
اوه درسته
خواهرزاده امه اونم باهام اومده
ایراد نداره . منتظر میمونم
ایونگ
کمتر برین
یکی پشت در منتظره تا بره دستشویی
میخوای اونجا رو منفجر کنی؟ هان؟
هوی
داشته باش
کامل ریده
به نظر تمومی نداری قراره بازم رگبار بزنی،درسته؟
فک کنم بهتره برم از دستشویی بیرون استفاده کنم
اوه کار خوبی میکنین
خودم میبرمتون ... لطفاً از این سمت
بفرمایید خون
دستشویی اونجاست ... لطفا دنبالم بیاین
نانگ میو- اتفاقاً دستشویی اینجا خیلی تمیزه-
!میو
اینجا ... سمت راست برین
بعد دست چپ ، دستشویی اونجاست
بفرمایید
نانگ میو! بیا پیوکو ببوس! ببوس ! سریعتر ببوس
نانگ میو! بزار ببوسمت
هی ! داری میبوسی- نانگ میو-
عمه چرا میزنی منو؟- ازت چی خواسته بودم ؟-
خب ، مراقب اینجا باشم، عمه
No comments yet. Be the first to leave one.