نخستین 200 خط.
...برای سال ها از دست دادن باکرگیم
مثله از دست دادن وزنم غیر ممکن بود
.پس زیادی بهش فکر نکرده بودم
...اما حالا
.میخوام که بدن جدیدمو بیارم بیرون و ببینم که میتونه چی کار کنه
هنوزم تو پوست جدیدم راحت نبودم
ولی احساس کردن بدن بریک منو دیوونه میکرد
داشتم با پسری لب میگرفتم که از ازمان دبستان بهش علاقه داشتم
انگار که رویاهای دخترونم به واقعیت میپیوست
.برام مهم هم نبود اگه این عشق بود
واسه اولین بار تو زندگیم گشنه بودم
.برای چیزی به غیر از غذا
.و بیشتر میخواستم
واو واو .. هی اروم باش
چی؟ دارم اشتباه انجامش میدم؟
.. نه من فقط
من خیلی تو رو دوست دارم و مگنولیا بم میگفت که من خیلی سریع پیش میرم
من که مگنولیا نیستم
مگه اینکه دلت نمیخواد؟
من واست جذاب نیستم؟
نه نه نه نه هستی
سگ در صد
... من
...من فقط
. فقط هنوز فکر میکنم باید خاص باشه
بزار یه کار خوب برات انجام بدم
من میدونم که میتونی چی کار کنی واسم
اوه خدایا
مگنولیا داره دیوونه میشه که جواب پیاماشو نمیدی
داره از من میپرسه که تو با کسی میخوابی؟
شما با هم دوستید؟
اگه راجبمون بفهمه دیگه دوست نیستیم
خدایا خیلی نامردیه .. مگنولیا هر چی بخواد بدست میاره
تاج ها .. دوست ها .. تو رو
و حالا که نوبت من شده میخواد کاری کنه احساس بدی کنم راجبش
هی
اگه بهش نگی منم بهش نمیگم
میشه به پدرتم نگی؟
اون اینجور نگران میشه که تو ممکنه منو از خانم عیسی مسیح گمراه کنی
بم اعتماد کن اخرین چیزی که ازش میخوام اینکه که دخالت کنه
.. چرا مگنولیا ول
اوه باباته
گندش بزنن
باید برم گواهی غسل تعمیدم رو بگیرم
- میشه منو برسونی؟ - اره
تو هیچوقت غسل تعمید نگرفتی؟
پتی من هفته های پیش اینو از تو پرسیدم
فرض کردم که منو میدادن
میدونم که کلیسا نمیریم ولی مثلا وسط کمربند کتاب مقدسیم
هر کی رو که میشناسم غسل داده شده حتی یهودیان
چرا من نباید باشم؟
من میخواستم انجامش بدم
یه جورایی سرم شلوغ شد وقتی تو بدنیا اومدی و شش
شش ماه نوشیدنی نخوردم
و در کنارش تو که به این مزخرفات ایمان نداری؟ داری؟
چی؟ خدا؟ با سخاوتمندیاش؟
کسی که گفتی باعث هوشیاری تو میشه؟
و تو رو از مردن تو گودال حفظ میکنه؟
راست میگی چرا باید ایمان داشته باشم
حداقل فکر کردم ممکنه روحمو از عذاب ابدی حفظ کنی
راستی میدونستی جهنم واقعیه؟
اوه اره واقعیه خیله خب؟
بدون گواهی غسل تعمید ما باید تمیزکاری کنیم
چون نه خانم مسیج جادوگر نه خانم امریکایی در کار نیس
باید قبل جهت یابی با پاستو مایک صحبت کنم
پاستور کی؟
کلیسای چهارم تعمید دست اونه
و مسئوله نمایشم هست
شاید یه استثناء واسمون قائل شه و برکت خدا رو نصیبمون کنه
نخیر جوز امکان نداره
شاید من تو کار نمایش تازه کار باشم ولی این یه کار مشترکه
پتی نمیتونه تو خانم مسیح جادوگر باشه اگه غسل ندیده باشه
اینجوری حلال نیست
خب .. میتونی یه غسل سریع انجام بدی تو نمک فرو ببریش؟
من فرو نمیبرم چون رییس بزرگ تایید نمیکنه
- رییس بزرگ؟ - خدا رو میگم باب
و تو که دلت نمیخواد عصبانیش کنی
باید پتی رو به درستی تعمید کنم
اولش به یه مشاور معنوی نیاز داره و بعدش به روحانیون
خب .. یه دونه بسه؟
فکر کنم
عالیه پس من پدرخواندش میشم
مطمئنی واسه این وظیفه اماده ای؟
مگه مثله این نیستی که تو میگی من پدرخواندشمو تمام میشه
-مثله اجی مجی لا ترجی - اینو پری مادر میگه باب
اها گرفتم
تو عهد میکنی که مربی مدل موفقی برای پتی خواهی بود
تو تمام زندگیش
احساس میکنی که میوه های روحت تو رو به تصویر میکشه؟
منظورم اره
احساس میکنم درونم کاملا از میوه است
تو میخوای پدر خواندم باشی؟
مجبورم اگه که بخوایم غسل ت بدیم
وگرنه پاستور مایک نمیزاره رقابت کنی
همین حالاشم مربیتم
اونقدرا بزرگ که نمیشه
به غیر از اینکه مسئولیت بقیه زندگیتو به عهده بگیرم
'تا زمانی که مرگ جدامون کنه؟
بیشتر به شکل پدری
وقتی گرایش تموم شد منو تو اتاق پاستور مایک ببین
تا مشاوره معنوی رو شروع کنیم
هیچوقت به باب مثه یه پدر نگاه نکردم
.همیشه بزرگیشو نشون میده و البته با پسرشم قرار میذاشتم
پس چرا باب مسئول روح مقدس خودم نکنم؟
- گمشو از راهم چاقالو - بیا بخورش دیکسی
تو نه اون
نمایش سایز بزرگ هفته پیش نبود؟
سایز عمت ماه پیش نبود؟
یا اشتباه اومدی شاید موسیقی اسمورف ها میخواستی بیای
خبری نیست دارمش
من جوری که هستمو دوست دارم
واسه همینه نمایش انجام میدم
تا به مردم نشون بدم که زیبایی تو همه جهت و اندازه میاد
حتی کوتوله هایی مثه تو
فکر کنم تو بهترین دوست جدیدم باشی
فکر میکردم من دوست جدیدتم
پیامام بت رسید؟
اره ببخشید دستم گیر بود
خب چی فکر میکنی؟ بریک با کسی هست؟
نه بابا شاید یه خورده توهمه
من دیدم تو سگشویی بوسیدیش توهه جنده
من یه شانس بت دادم تا تمیز بیرون بیای
ولی تو خودتو همینجور و همینجور تو سوراخ فرو میکنی
خودت و سوراختو گاییدم هیچکسی با خواهرم اینطور صحبت نمیکنه
ما خواهر نیستیم
اره هستیم ما تخت و مسواکمون رو با هم استفاده میکنیم
میدونستم تو از مسواکم استفاده میکنی دیگه اینکارو نکن
و تو .. تو قانون دخترا رو شکستی
نمیتونی دوس پسر دوستتو بدزدی
من که ندزدیدمش شما بهم زده بودید
بهت گفتم که قراره برشگردونم ولی تو رفتی دنبالش
میتونی بیشتر از این خودخواه باشی؟
تو خودخواهی بریک خوشحاله
تو قالش گذاشتی و حالا اون با منه .. پس باش کنار بیا
اوه نه اینکارو نکرد
فکر میکنی الان خیلی خوشگلی بخاطر اینکه لاغری ها؟
تو یه جنده اصلی هستی
و قراره که تو این نمایش و همه ی نمایشا کونت بزارم
تا اخر عمرت
سلام خانوما به خانم مسیح جادوگر خوش اومدید
همگی یه جا بشینید
سرود رو شروع کنید لطفا
منظورش از الان که لاغر شدی چی بود؟
من 70 پوند کم کردم پس حالا نوبت من تا پسره رو بگیرم
لاغر بودن هیچ پخی نیست اگه تو درونت زیبا نباشی
پتی منظور از این غسل اینه که تو خود قبلیت بمیری
و خودت رو یه موجود کریستالی بدونی
عیسی همیشه به دیگران خدمت میکرد
او اماده بود برای گناهای بقیه بمیره
پس زنی ارزش بردن خانم مسیح جادوگر رو داره
باید بیشتر رو خوشی دیگران تمرکز کنه تا رو خوشی خودش
- چی؟نه - پتی
متاسفم ولی چه مشکلی با خوشی خودی وجود داره؟
من لیاقت خوشبختی رو دارم اخه سال ها سیاه بخت بودم
منبع تمام بدبختی ها خودخواهیه
این گناه اصلیه
و شرط میبندم که میتونید از زندگی خودتون هم بفهمینش
وقتی خودخواهی بهتون انگیزه میده که درد به شما و دیگران وارد بشه
... خب من
خب من دوس پسر دوستمو بوسیدم البته قبلیش
و حالا اون ازم عصبانیه
-وایسا چی؟ - و یه جورایی هم ازدواج باب رو خراب کردم
واو یعنی شما با هم؟
عمرا و ابدا
پتی یه چیزی به زنم داد که نشون میداده بیست سال پیش رابطه داشتم
که کاملا پشیمونم
کورالی داره راجبش فکر میکنه
و چطوره که خانوادتون از هم همینجور جدا میشن
من ... من نمیدونم
دخترم تو عراقه و با پسرم بریک زیاد حرف نمیزنم پس
باب تو نمیتونی برای پتی یه پدر خوانده باشی
اگه نتونی برای پسرتم پدری کنی
و اگه به خانوادت برسی مطمئنم این برات خیلی راحت میشه
بهم اعتماد کن من میدونم
تو فرزندی داری؟
یه پسر
کریسشن
بچه ها این غسل بهترین فرصته
واسه شما دوتا که زندگیتون رو تغییر بدید
ولی اگه نتونید هماهنگ کار کنید بدردتون نمیخوره
اگه که نتونید قدم های ضعیف اول رو بردارید
خب از کجا شروع کنیم؟
باید هر کدومتون یه کار ساده از خودخواهی انتخاب کنید
باب تو باید بری سراغ پسرت
یه کار خوب واسش کن
و پتی تو هم باید بری سراغ بهترین دوستت
از همونی که دوس پسرشو قاپیدی باید یه راهی واسه درست کردنش باشه
پس اگه تو اینکار خوب بودید
من پتی رو اینبار برای غسل نمایش اماده میکنم
ولی اعلام میکنم اگه کارتون رو انجام ندادید
من خواهم دونست
من به خدا و اینجور چیزا ایمان نداشتم و اینم اصلا درکم نمیکرد
من عاشق پسرم بودم و باید پتی رو غسل میدادم
باب دارم جدی میگم
من میتونم تشخیص بدم که اینکارو کردید یا نه
من میتونم دستم رو روی بدن کسی بذارم و درون روحشون رو مشاهده کنم
ثابت میکنم
تو ناامید بودی
و اماده له شدن بودی و میخواستی تموم کنی همه چیزو
تموم کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.