نخستین 200 خط.
...آنچه گذشت
.دوست دارم- .ميبينمت عزيزم-
.داره مياد تو
ما يه چيزايي درباره اين که همسرت کجاست .ميدونيم
.اون بدترين مزدور در تمام دنياست
چرا يه همچين آدمي بايد همسر منو بدزده؟
.منم همين سوالو ازت دارم
.ليلا بايد امروز اينو خريده باشه
.طرف دنبال يه چيزي مي گشته
.يک نقشه. اين مدار قطب شماله
.رسيدگي کن ببين کي اين ساعت رو ساخته
هر جايي که اين ازش اومده ممکنه منو به زنم برسونه
.ما يکي از ساعت هاي شمارو پيدا کرديم
کليسا 12 روحاني انتخاب کرد
براي هر روحاني يک ساعت ساخته شد
به اونها يک راز گفته شد
و اون چيزي مخفي شده در زير کليسا بود
.رازي که هيچ نازي نبايد خبر دار ميشد
چون اگر نازي ها مي فهميدند
راهي پيدا ميکردن که باهاش خدا رو بي اهميت جلوه بدن
.شما بايد اون ساعت ها رو پيدا کنيد
قبل از اينکه دشمن اين کار رو بکنه
چون اگر که ساعت ها دوباره مطرح شده باشن
اونوقت طوفاني در راهه
يک عدد بشريت هست
.يک عدد تو است
.ولي بعضي وقت ها يک,يک نيست
.گاهي اوقات يک,دو است
!نه! نه
ميدونم که ميخواي بري اون پايين دنبال يه چيزي
-ولي قبلش
بهم بگو زنم زندست؟
چه حسي داره که درست به خودت نگاه کني هنک؟
...اين
مثل اين ميمونه که درون ذهنت
...يه جورايي
متلاشي بشه, اين طور نيست؟
,اينو بدون که وقتي من بکشمت
يه جورايي بي رحمانه خواهد بود
تنها قتلي که امروز قراره اتفاق بيوفته توسط منه
و بي رحمانه هم نخواهد بود
هر طور که مي خواي ولي اگه منو بکشي همسر .اونرو هم کشتي
جايي که اون هست, اين بالاست
.بک
.نه! من خيلي وقته منتظر اين لحظه هستم
,نه, نه, بک, بک
.نه- ما ميتونيم از راه درستش عمل کنيم
.نه- هر دوتامون ميتونيم پيروز شيم, باشه؟-
,تو ميتوني اونو بگيري
.ومن ليلا رو برميگردونم .خواهش ميکنم
.همينجا تموم ميشه
همسر من کجاست؟
,من تو رو ميبرم پيشش
.اگه نذاري اين سليطه منو بکشه
...و اين
...اين چيه
...اوه, هنک, داداش
هنوز وقت داري بس کني سوال نپرس
تو چي ميدوني؟
بيا در مورد اين معامله
.تو شهر صحبت کنيم نظرت چيه؟
اگه تو بما چيزي نميگي
.شايد اين به ما بگه
.تو راه زيادي واسه اين اومدي
چرا؟
با کي کار ميکني , وينسنت؟
.تو اين اينطوري نيستي
اين يه جور نقشست؟
اين چيزيه که هست؟
!بنال
تهديد تو با اسلحه يه تهديده پوچه
تو ميدوني که اگر من بميرم .اون هيچوقت دستش به زنش نميرسه
پس هر تهديدي که از الان تا
اون موقع به من بشه کاملا تو خالي خواهد بود
.پس بازيرو تمومش کن
من سعي ميکنم يادم بياد .کجا همديگرو ديديم
البته من حتما يه کار بدي در حق شما کردم
چون من تا حالا هيچ زنيرو با اين همه
.نفرت براي به مدت خيلي نديده بودم
من بک ريلي هستم (فدرال(FBI از ادفتر تحقيقات
.ما کمک ميخواهيم .وضعيت بحرانيه
.تکرار ميکنم وضعيت بحرانيه
.خيلي خب, بيا از اينجا بريم
:ترجمه توسط
آرمان (Porphan) ايمان نوري (InmLord)
.باشه, ممنون
هواپيماي وينسنت
.12 ساعت قبل به زمين نشسته
.اون دو نفر رو هنگام انجام وظيفه کشته
.با يک ماشين هم فرار کرده اون ديگه رفته
.و من رسما تو بد دردسري هستم خب, با هم در ارتباط خواهيم بود
.يه لحظه وايستا منظورت چيه در ارتباط خواهيم بود؟
.هنک, خدا عمرت بده
ولي اداره يه کميسيون که براي استقبال از ما نميفرسته
مگر اينکه يه وضعيت بدي پيش اومده باشه
.ولي تو که کار اشتباهي انجام ندادي
چرا دادم .من به حرف تو گوش دادم
وقتي فرصتش رو داشتم بايد وينسنت رو مي کشتم
و گذاشتم که قلبم جلوي حرفم رو بگيره
.چون ماسعي ميکرديم همسرمو نجات بديم
و چي ميشه که اگر تا همين الانم مرده باشه؟
به من اعتماد کن, گفتنش سخته
ولي بايد آماده ي هر چيزي باشي
.اون زندست
.ولي اينو بدون دفعه بعدي که ديدمش ميکشمش
حتي اگر ليلا رو پيدا نکرده باشيم؟
.آره
.ديگه هيچ حرفي بين ما نمونده
,چطوريه که وقي من به پليسا زنگ ميزنم, يا اف بي آي
و يا حتي اينترپل
تنها چيزي که گيرم مياد داريم روش کار ميکنيم" ـه؟"
ولي هيچکس چيز جديدي گير نيوورده
.نه درباره وينسنت, و نه ليلا
و نه در مورد هيچ چيز ديگه اي
کدوم خري به اينا پول ميده؟
.خدايا شکرت
اونجا چه اتفاقي افتاد؟
.درباره يه ساعت ديگه بود
يارو تو باواريا گفت
.که يک رازي تو اون ساعت ها هست
و 12 تا از اين ساعت ها بوده
و اين ساعت ها يه جورايي آخر دنيا رو به همراه دارن
.باشه, من ميخوام شما دوتا خوب بهم گوش بديد باشه؟
مردم هر اتفاقي که بخوان رو باور ميکنن
بزاريد بهتون بگم که من الان به چي اعتقاد دارم
.يک - همسر من زندست
,دو - من اين قضيه رو حل ميکنم
.وينسنت رو پيدا ميکنم. و زنم رو برش ميگردونم
اف بي آي ميخواد که اونو به عنوان يکي از خسارات جانبي به شمار بياره اگر
که به معني از بين بردن وينسنت باشه
ولي من نميتونم قبولش کنم
.هيچکدوم از ما نميتونيم
.هي, اين اداره پر از نينجاست
.ما از کافئين هم بدتريم
و آماده ايم که بترکونيم
و اصلا از اف بي آي يا
هرکسي مثل اون کت وشلواريها باشه خوشمون نمياد
.باشه, تو به ما بگو بپر ما واسه تو پرواز ميکنيم
يه نفر ديگه رو هم اضافه کنيد
قيافت مثل جهنم شده
آه, از اين حرفا نبايد به يه کشيش بزني
منظوري نداشتم
...بيمارستان آدمو خوشحال نميکنه
خودمو مرخص کردم
.و بعد فهميدم که به من احتياج داريد
(بيشتر از اوني که من به اونا احتياج دارم(بيمارستان
لازم نبود اين کار رو بکني
.من هرروز اينو ميگم تا وقتي که واقعا اتفاق بيوفته
ما اونو پس ميگيريم
.من به زودي اينجارو ترک ميکنم
ومن اينهارو واسه تو آوردم
.اينهمه آب واسه تو هست
.اونجا هم وان حموم هست
.و من اين ساختمون رو 6 ماه اجاره کردم
.منظورم اينکه اگه بخوام توي آب غرقت کنم
.و لاشه ات رو تو آب بندازم
.تا شبيه سوپ بشي
و تا کريسمس هيچکس متوجه نميشه
.و من اين رو از وجود تو دارم
منظورم چيه؟
منظورم...اينه
.يه چيزي بهم بگو
.خودتو ثابت کن.ارزش خودت رو نشون بده
.من-من نميتونم بهت کمک کنم
.من نميدونم داري در مورد چي صحبت ميکني
من فقط...ميخوام برگردم پيش همسرم
.من که ارزشي از تو نميبينم
اگه ميتونستم کمکت کنم , ميکردم
تو فکر کردي من احمقم؟ ميدونم که کمک کردن بهت باعث ميشه زنده بمونم
.ولي من نميتونم براي تو کاري کنم
.خيلي بد شد
طبق گفته اون يارو تو باواريا
.دوروبر سال 1938
کليسااز هيتلر ميترسيد
.اونها 12 تا روحاني انتخاب کردند
.و بهشون يک راز بزرگ سپردند
و در اين ساعت ها پنهان شده
.راز بزرگ
جوري رفتار ميکرد که انگار يه ربطايي به آخر دنيا داره
اون اينطوري رفتار نميکرد اون گفت که شروع شده
چون که اين ساعتها دوباره مطرح شده اند
پايان دنيا شروع شده
مردم هميشه فکر ميکنند که .پايان دنيا شروع شده
اينا همش به خاطر تفسيره
فصل 16 کتاب چهار سوار آخرالزمان ميگه اولين نشانه وقتي مياد که
فرشته اي جامش رو خالي کنه
و دردهاي وحشتناک گريبان گير مردم بشه
و فقط يه جور تفسيرشه
من که به شخصه قبولش ندارم ولي بيشتر مردم دارن
نشانه دوم چيه؟
.فرشته ديگه اي ايي مياد
و جامش رو درون رودخانه ها ميريزه
و رودخانه ها خونين ميشن
.خدا به کتاب آسماني برکت بده, ميکل
اجازه بده تو اين بحث تفسير وارد نشيم
اين ساعت چه چيزي بهت ميگه؟
.روي ساعت چندتا کنده کاري شده
.نشان روحاني توماسه
توماس شکاک.اون اولين کسي بود که به
.رستاخيز کردن عيسي مسيح اعتقاد نداشت
No comments yet. Be the first to leave one.