The 24th

The 24th

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The 24th 2020 1080p AMZN WEB-DL DD5 1 H 264-playWEB
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian The 24th 2020 زیرنویس فارسی فیلم

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2026-01-25
تعداد دانلود: 7
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

شماها

مایه ننگ این ملت شدید

و به سوگندی که برای محافظت از مردم این کشور خوردید خیانت کردید

چه حرفی برای گفتن از خودتون دارید؟

مردان پیاده‌نظام بیست و چهارم

اینجا تگزاسه

و ما اینجا فرصت بزرگی نصیب‌مون شده

در حالی که داریم روی ساخت کمپ لوگان نظارت می‌کنیم

میراث خودمون رو هم بنا می‌کنیم

میراثی که اگه شایستگی‌مون رو ثابت کنیم

ما رو تا سواحل فرانسه هم می‌رسونه

یالله! بجنبید

گروهبان یکم هیز

فرماندهی رو بر عهده بگیر

بله قربان

خونه، خونه‌ی خودمون، پسرها

پا فنگ

آزاد

حساب کار دستت می‌آد، پسر

با نظافت‌چی صحبت کردم

سرهنگ گفت که داریم می‌ریم فرانسه

آره، درسته. آره

آره، داریم می‌ریم فرانسه. اوهوم

آره، اونم وقتی اینجاییم و داریم چاه مستراح می‌کَنیم

اینم از افتخارِ هنگ بیست و چهارم

به فیلیپین می‌ریم ولی به فرانسه نه

خب، این جنگیه که قراره دنیا رو برای دموکراسی جای امن‌تری کنه

و ما جزئی از اون دموکراسی نیستیم

چرا اینجوری حرف می‌زنی؟ از سفیدپوست‌ها هم بهتر حرف می‌زنی

اون یه کاکاسیاهیه که لفظ‌قلم حرف می‌زنه. مگه نمی‌دونستی؟

آره، اون یه دلقکه

و قبلاً هم فرانسه بوده

یه لحظه صبر کن، تو فرانسه بودی؟ بله قربان. درسته

بهتره در موردش بهم بگی

چی می‌خوای بدونی؟ اصلاً تو چرا اومدی ارتش، پسر؟

به همون دلیلی که تو اومدی، رفیق. اوه، ابداً نه

ببین، من اومدم چون قاضی گفت

یا باید برم ارتش یا برم زندان

چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

ولی تو که خیلی لعنتی باهوشی

پس تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

اوه، اون باهوشه واکر، کلمات باکلاس بلده

اون لب‌های شتری‌ت رو ببند، سیاه‌سوخته

قبل از اینکه بیام اونجا و خودم ببندمشون

من هیچ برتری‌ای نسبت به تو ندارم

ولی اینجا، فکر می‌کنی که داری

حالا یه لحظه صبر کن، واکر. من می‌خوام به کشورم خدمت کنم

و اعتبار مردان رنگین‌پوست رو بالا ببرم

تو هیچ‌ جا نمی‌تونی من رو بالا ببری، پسر

من تربیت و ریشه‌ی خودمو دارم

هوی! هوی! بذارش زمین، همین الآن بذارش زمین

لعنتی، واکر، ولش کن بره

دارم باهاش شوخی می‌کنم

اگه می‌خواستم ازش استفاده کنم، تا حالا صورتت رو خط‌خطی کرده بودم، پسرجون

بیا جلو ببینم

فقط داشتم باهات شوخی می‌کردم، پسرجون

چون نمی‌شناختمت، داشتم باهات گرم می‌گرفتم

داشتم خودمونی می‌شدم

اسمت چیه؟

بوستون. واکر

حرامزاده‌ی دورگه

خبردار

هوی

از اون گودال بیاین بیرون

خودتونو جمع‌وجور کنین و تمیز کنین

ساعت منع تردده

ببخشید، کاپیتان

چشمت چی شده؟ اتفاقی پیش اومد، کاپیتان

اوم‌هوم

اون هیکل سیاهت رو بردار برگرد تو، سرباز. بله، کاپیتان

می‌تونی توی خیابون شانزلیزه قدم بزنی

دست تو دستِ هر کسی که دلت بخواد

اونجا همه با هم برابرن

صبر کن، صبر کن، وایسا

تا حالا با یکی از اون دخترای سفیدپوست فرانسوی بودی؟

هم سفید، هم رنگین‌پوست؛ با هردوشون

بیخیال! اوم‌هوم

بوستون، تو واقعاً اعجوبه‌ای هستی

می‌دونم، ولی آخه چرا همون‌جا نموندی؟

اونجا خونه‌ی آدم نمی‌شه

بلدی فرانسوی حرف بزنی؟

می‌دونم یه چیزایی بلدی

اوه، اون چیه؟

یعنی: «هیچ عشقی مثل عشق برادرانه نیست.»

هوم. خوشم اومد

آره؟ آره

خیلی خب. دارم یاد می‌گیرم

این یه حرکتی واسه برادراست، مگه نه؟

دوباره بگو. نزدیک بود

آره، فهمیدم

فکر می‌کنی داری می‌شناسیش

انگار کنار اون ساندویچ، به یه نوشیدنی هم نیاز داشتی، پسرجون

فقط برو خدا رو شکر کن که روت خرابکاری نکردم

کسی اونجاست؟

اوه، انگار دلت می‌خواد سرت رو به باد بدی

اوه، ای خدا

اوه، ترسیدی؟

انگار «مدوسا» رو دیدی

کجا... از کجا داری میای؟

اوه، این خودش یه داستانه... بذار برات تعریف کنم

خب، ادامه بده

کل داستان همینه. حالا گوش کن، داری غلط تعریفش می‌کنی

بهش بگو چی شد

گوش کن، خب، ببین

یه دختری باهام بود، خب؟ باشه؟

همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت، خب؟

داشتم بهترین حرکتم رو براش می‌زدم، خب؟

یهو، همین‌جوری رفت پایین رو زمین

هی، فکر کردم چیزی از دستش افتاده

یهو کل دهنش رو گذاشت

روی جناب "جانسون". خب، حالا

پیرانای لعنتی بود یا چی؟

دراکولای فلان‌فلان‌شده

اوه، اوه، صبر کن، صبر کن... گازِت گرفت؟

آره، یعنی، تقریباً

مگه داشت اون پایین چیکار می‌کرد؟ مجبور شدم هلش بدم

چرا می‌خندی؟

متأسفم. می‌دونی چیه؟ لعنت به هر دوتاتون

فکر نکنم می‌خواسته گازِت بگیره

چی؟ پس اون پایین داشت چه غلطی می‌کرد؟

خب، دیگه اون اتفاق نمی‌افته، چون هلش دادی بره

چی؟

درسته. هی، بیا بریم سراغش

وایسا ببینم، نمی‌دونستم میشه اون کار رو کرد. دیگه دیر شده

نه، باید برگردیم. باید اون رو به دست بیارم

نه بابا بیا بریم، خودت رو جمع و جور کن. نه، وایسا حالا

سه سنت

بفرما

اوه، عجب اوضاعی شده

اصلاً صندلی خالی نمونده

سه سنت

اون واگن رو نگه دار

نگهش دار

ببین کی اینجاست، همون کاکاسیاه شیک‌وپیک

می‌دونی، تازه دارم از اون سوراخی که گروهبان به خاطر تو انداختتم توش میام بیرون

نمی‌خوای باهام حرف بزنی، پسر؟

اوه، هم شیکی و هم کر، هان؟

سه سنت

بیا اینجا عقب

لعنتی

واکر؟

واکر، چه غلطی داری می‌کنی؟

به نظرت دارم چیکار می‌کنم؟ رو صندلی کوفتی‌م نشستم

بهتره از جات بلند شی و برگردی اون عقب پیش بقیه

بیا اینجا پسر، جا هست، بیا رو پای من بشین، زود باش

می‌خوای رو پات بشینم؟ برو پشتِ پرده

مرد، اصلاً جا نیست

برگرد پیش بقیه

ببین، من اینجا سربازم و مأموریت دارم

دارم برمی‌گردم پادگان

پولم رو دادم

حالا هم راه بیفت و این وامونده رو برون

ای لعنت

افسر کراس

واکر، اینجا کمک می‌خوام

لجبازی نکن. بیا. اینقدر نگران نباش

همینه جناب سروان. داشتیم سعی می‌کردیم بهتون کمک کنیم

همه‌تون پیاده شید

برو همون‌جایی که بهش تعلق داری

من سرباز ارتش ایالات متحده هستم

هر جا دلم بخواد می‌شینم

لعنتی

جناب

دیگه هیچ‌وقت توی روی یه سفیدپوست واینستا

هی! بس کن

تمومش کن، گنده‌بک

تو واسه من به اندازه یه پشه هم ارزش نداری

پس قبل از اینکه مثل مگس لهت کنم، پیاده شو

خیلی خب، بیا، راه بیفت بوستون

بریم، بریم، زود باش

بیا اینجا، پسر

سربازی، ها؟

تو هیچی نیستی جز یه کاکاسیاه توی لباسای شیک

قانون جیم کرو قانونه

بهش احترام بذار

بابت دردسر متأسفم همشهری‌ها

سرباز ویلیام بوستون

سوابق درخشانی داری

توی پرونده‌ات نوشته که تازه از دانشگاه سوربن فارغ‌التحصیل شدی

در پاریسِ فرانسه. بله، قربان

دانشگاه خیلی خوبیه

می‌خوام تو رو پیشنهاد بدم

برای دانشکده افسری رنگین‌پوستان در دموینِ آیووا

فکر می‌کنم با این مدارکی که داری، اونجا خیلی موفق باشی

نه، قربان. نه؟

چرا، سرباز؟

خب، قربان

من به ارتش ملحق شدم تا به کشورم خدمت کنم

و همین‌طور به نژادم

سرباز، تنها وفاداری تو باید به کشورت باشه

البته، قربان

اما قربان، قصد من اینه که

برای بقیه هم‌نژادهای رنگین‌پوستم مفید باشم، قربان

خب، این کار خیلی سختیه، سرباز

افسرها از این‌جور کارهای یدی معاف هستن

جناب سروان، انگیزه‌تون برای گرفتن حکم افسری همین بود؟

فرار از کار بدنی؟

من خدمت رو به جاه‌طلبی ترجیح می‌دم

پس، بگذریم

دیشب با سرباز واکر بودی

More Farsi Persian subtitles for The 24th

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left