نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(میتونم کمکتون کنم؟)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت پانزدهم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
...خب
میتونم اول یه چیزی بپرسم؟
چی؟
تو میدونی که برادر بزرگترم چه سیگارایی میکشید
از کجا فهمیدی؟
فقط بهم بگو کنجکاو شدم همین
میتونی بهم بگی درسته؟
هر چیزی که بگی باور میکنم دونگ جو
هر چی که بگی رو قبول میکنم
اینطوری نباش
بهم بگو
...برادر بزرگت
رو دیدم
آه
زود باش بگو
چطور فهمیدی؟
صبر کن
دونگ جو
متاسفم
دونگ جو خوبی؟
دونگ جو
دونگ جو
چی شده؟
خوبی؟
ته هی برو دنبالش
زودباش
....یه بسته آبجو خریدم هی کجا میری؟
هه ان
چی...؟
مراقب دونگجو باش
هی دونگ جو؟
دونگ جو
دونگ جو
واوو
دونگ جو
دونگ جو چی شده؟ حالت خوبه؟
...پلیس
لطفا زنگ بزن پلیس
هی
سو هه آن
سو هه آن
من میخام یه افسر پلیس بشم
من نفر اول کلاس شدم
نفر اول دانشکده پلیس شدم- کارت خوب بود هه آن-
هیونگ
لطفا نجاتم بدین
قوی تر میشم و میرم آدم بدا رو میگیرم
هر کسی که باهات بدرفتاری کرده رو دستگیر میکنم
هیچ وقت نمیبخشمت
...حتی اگه هزار بارم بهش فکر کنم
بازم نمیتونم ببخشمت
زود باش بخواب
وقتی بیدار بشی
سردردت تموم میشه
و افسر پلیس میشی
نه
....یه چیزی بود
که باید به برادر بزرگت میگفتم
...لطفا
لطفا نمیر
نمیر
و زنده بمون
تا اخر عمر زندگی کن و عذاب گناهتو بکش
مثل من
تو نمیتونی بمیری
سو هه ان
...من فقط
میخواستم مثل بقیه باشم
و یه زندگیه عادی داشته باشم
اگه از ته دل بخوام
شنیدم که به حقیقت میپیونده
سعی نکن برای خودت دلیل بتراشی
همش بهونس
دونگ جو
الان دیگه همه چی تموم شده
متاسفم
باید ازت محافظت میکردم
به اندازه ی کافی انجامش دادی
ممنونم
یک سکه یک کار
کامل بخور
بعدا میام
سو هه آن
اون حرف نمیزنه
متاسفم قربان
قصد داریم دوباره درباره حادثه
بازار بونگسو تحقیق کنیم
باشه
ببخشید
متاسفم دونگ جو
کاری کردم که نباید میکردم
....من واقعا
واقعا متاسفم
نیومدم اینجا که عذر خواهی کردنت رو بشنوم
اومدم که یه چیزی رو بهت بگم
....برادر بزرگترت
ازم خواست که اینو بهت بگم
نمیدونم داری اینکارو میکنی که چیزی از زیر زبونم بکشی یا نه
منم که زدمش من
پس دیگه سوالی نکن
و برام سیگار بیار
برای هه آن احساس بدی نداری؟
برادر کوچیکترم و میشناسی؟
ای داد
چه دنیای کوچیکی
خدایا
پس
میتونی چیزی رو از طرفم به هه آن بگی؟
اون کسی که منو این طور کرد
تو نیستی
خودمم
بعد بهش بگو
نه به من فکر کنه
نه به پدرمون
و متاسف نباشه
.... نترسه و فقط
هر کاری که میخواد انجام بده
و شاد زندگی کنه
بدون هیچ نگرانی ای
و اجازه نده حرفم
برای مدت طولانی تو قلبش بمونه
من تمام بارا رو با خودم میبرم
پس یه زندگی عادی مثل بقیه داشته باشه
لطفا این و بهش بگو
التماست میکنم
التماست میکنم
...اون میدونست که
که تو یه افسر پلیس شدی
و اینکه پیشرفت کردی
چیزایی که تو آی سی یو گفتی
همشو شنیده
فکر کردم که
الان خوشحال میشم
اما حدس میزنم نه
لطفا همین الان برو
بهم فکر کن
اون روز
اون گفت که اون بوده که رانندگی کرده
و اینکه اون باعث تصادف شده
مدام تکرار میکرد
یه کمکی ازت میخوام
تو روز حادثه
برادر بزرگترم
یه تراشه تو جعبه سیاه گذاشته بود
،درست بعد از تصادف
من اونو
درآوردم
جراتش رو نداشتم خودمو تحویل دادم
نه شجاعت دور انداختنش رو
پس نگهش داشتم
،دونگ جو
میتونی اونو برام تحویل بدی؟
رانندگی در حال مستی، قتل و فرار
مرگ و میر دو نفر
تغییر راننده ها مداخله در اجرای وظایف پلیس
عدم عمل به سوگند پلیس
و تخریب و از بین بردن شواهد
چیزی برای گفتن داری؟
...یه نفر هست
که میخوام ببینمش
چرا این کارو کردی؟
گفتم، چرا این کارو کردی؟
متاسفم
من زنده میمونم
نمیمیرم
و تا آخر عمر تقاص گناهم رو میدم
هر جوری شده زندگی میکنم
تا آخر عمر
ته هی
تو باید یه چیزی بخوری
میذارمش دم در اتاقت
خدایا
ته هی
من یه سامگیتنگ فوق العاده خوشمزه خریدم
بخورش، اوکی؟
هی
من یه کاسه برنج و گوشت خوک درست کردم
بهتره همین حالا بخوریش
چه لوس و نُنُر
هی! درو باز کن
بازش کن میگم
میگم این لعنتیو بازش کن
!هی
!حداقل آدامس بجو
ته هی
بلیط لاتاری خریدم
فقط وقتی برنده شدم بهت خبر میدم
اونوقت خیلی حسودی میکنی
چی؟
...چی؟
!یا حضرت عباس، هی
!ته هی، بیا بیرون
!هی! خدایاااااا
...هی! بلیط لاتاری
من باختم، تف توش
اوه- سلام، دونگ جو-
چه احساسی داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.