نخستین 200 خط.
خیلی ممنونم
خوش اومدی
لطفا منوی مارو تست کنید
چی میخوری؟ به نظر خوشمزه میاد
این واقعا خوشمزست
چه پسر خوشتیپی چه مغازه ایه؟
این مغازه قشنگ به نظر میرسه بریم اونجا غذا بخوریم
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و غير مجاز است
این مهمترین اولویت رو داره
ماکی وقت استراحت ناهار نمیگیره و فقط دوباره غذای فوری میخوره
یه کمی غیرمنطقیه،اینطورنیست؟
نمیدونم اون معتاد به کاره یا معتاده غذای فوری
اِدا کون
بله
این یه پروژه تجاری جدید برای نمایندگی ماست
فکر کردم باید اون رو به شما اختصاص بدم
در موردش چی فکر میکنی؟
تجاری؟برای من؟
این یه پروژه کم هزینه ست ، اما آسون نخواهد بود
اگه فکر می کنی نمی تونی با اون کنار بیایی
بهتره همین الان بگی
تمام سعیمو میکنم
گویا؟
رئیس جمهور گفت فوریه
ناامیدم نکن
بله
چی،چی؟
ماکی،تو پروژه تجاری خودتو داری؟
اینطور به نظرمیرسه
عالیه
همونطور که ازت انتظار میرفت
نه،نه اصلا
بعد،بیایید امروز عصر غذا بخوریم تا روحیمون رو تقویت کنیم
درسته،درسته ما یه مغازه خوب پیدا کردیم
اینو
سبزیجات ارگانیک؟
دوست نداری؟
اینطور نیست
امروزعصر،من باید با دوست پسرم به یه آپارتمان نگاه کنم
زمان اون رسیده که قرارداد اجاره رو امضا کنیم
و زندگی با همو شروع کنیم
واقعا؟ زندگی مشترک؟
خب،اینطور به نظر میرسه
خسته نباشی
::: مترجمین : فاطمه و مُنا :::
چه دوست پسری؟
میتونم یه نگاه بهش بندازم؟
کاریش نمیشد کرد
من باید ظاهرمو حفظ میکردم
زشته میدونی که طرز فکرت زشته
خفه شو
من تو کارم خوبم
یه دوست پسر فوق العاده دارم
من هراون چیزی که آرزو دارم،دارم
چیزی جز دروغ نیست
داستان قرارداد اجاره واقعیه
وقتی مست شدی،میری خونه،خب؟
این سبزیجات کثیف
چرا اونا همیشه جلوی من ظاهر میشن؟
سبزیجات احمق
تلخ و شیرین
هی،تو کی هستی؟
چرا بدون اجازه وارد خونه من میشی
بدون اجازه اتاقم رو مرتب میکنی
و بدون اجازه از آشپزخونم استفاده میکنی؟
یه چیزی بگو
یه چیزی تنت کن
بنظر میرسه باهم خوابیدیم
یه معلم؟
یجورایی اون منو متقاعد کرد که باهم زندگی کنیم
وای نه من اشتباهی شناسنامشو با خودم آوردم
چی
دبیرستان کوروکاوا اون مدرسه خصوصی معتبر نیست؟
تو هرشب با یه پسرخوشتیپ میخوابی
من خیلی حسودم
بس کن
::: مترجمین : فاطمه و مُنا :::
متاسفم فکر کنم یه کم خشن بودم
یجورایی بوی فوق العاده خوبی داره
این چیه؟
سوپ ساقه سبزیجات
و،توش چیه؟
آبگوشت جوشونده شده از لپه و قارچ
و مواد اصلی اون پیاز،هویج،غلات و کرفسه
کرفس؟
به علاوه کلم بروکلی
بروکلی؟
ساقه هاش
ساقه هاش؟
مشکل چیه؟
متاسفانه اشتها ندارم
پس حدس میزنم فقط یه میان وعده کوچیک بخورم
آپارتمانت کثیفه و عادتهای غذاییت نامنظمه
تعجب نداره که مردها تو رو رد میکنن
چطوری میتونی اونو بدونی؟
دیروز تو راه برگشت خونه همه چیزو به من گفتی
آهان
به نظر میرسه من دیروز زیاد نوشیده بودم
اما من به ندرت وقت آزاد دارم پس یه کم احساس تنهایی کردم
این سوپ برای خماری خوبه
بقیشو برای تو سرو میکنم
اینا واقعا سبزیجاتن؟
فقط با نگاه کردن باید بدونی مگه نه؟
خوشمزست
باور نمیکنم من حتی میتونم ساقه بروکلی بخورم
اصطلاح"یگانگی"رو میدونی؟
منظورت چیه؟
بهتره همه قسمت های غذارو بخوری
تو نباید فقط یک قسمتو انتخاب کنی
این چیه یدفعه؟
تو مجبوری همشو بخوری
حتی اگه قسمت های تلخ یا سختی وجود داشته باشه
چون ممکنه که اونها مغذی ترین باشن
تو فقط مکمل های غذایی میخوری
تو میخوای فقط قسمت های خوبشو داشته باشی
اما طبیعت اینطوری نیست
وقتی اونهارو بخوری ممکنه ظاهر خوبی داشته باشن
اما این ظاهر بیرونی نیست که اهمیت داره
خیلی خب
وقت رفتن منه
صبرکن،صبرکن،صبرکن تو میری خونه؟
آره نگو"آره"
و...این اینجا
تو با من خوابیدی مگه نه؟ صبرکن،صبرکن
ما باهم خوابیدیم؟ من و تو؟
البته و حالا میخوای در بری
من به زن ها علاقه ای ندارم
منظورت چیه،"علاقه ای نداری"؟
گفتم که همینطوره
درست توضیح بده
فهمیدن اون چیزی که گفتم خیلی سخته؟
اگه خیلی مبهم صحبت کنی،من نمیتونم بفهمم واضح بگو
...چون
من زن هارو دوست ندارم
مردا بهتراز زن ها هستن
...این یعنی اینکه تو
استاد بار ازم خواست تورو به خونه ببرم،پس چاره ای نداشتم
فهمیدی؟
خداحافظ
::: مترجمین : فاطمه و مُنا :::
کاتایاما ناگیسا
پس یعنی معلم یه دبیرستان پسرانه مشهور عاشق مرداست،ها؟
اوی،اوی
اخلاق دانش آموزا تو خطره
من نمیتونم فقط وایستمُ نادیدش بگیرم پسش بده
بیا لطفا باهم زندگی کنیم
چی؟
لازم نیست تو این آپارتمان باشه لطفا
من نمیخوام اینو بدونم تو واقعا عجیبی
چرا باید با تو زندگی کنم؟
بذار ببینیم...۰۳۸
صبرکن،صبرکن،صبرکن چیکار میکنی؟ هوی
اگه با من زندگی نکنی،مجبورم این کارو انجام بدم
اما اگه با هم حرکت کنیم،اشکالی نداره
نمیتونی مجبورم کنی
این باج گیریه
باج گیری
چرا همچین قیافه ای گرفتی؟
شوخی میکنی نه؟
خوبه هیچ مشکلی با مستاجرای بالا یا زیر ما وجود نداره
این تصویری نیست که تو ذهنم داشتم
معلم های یه دبیرستان مشهور باید تو جایی شیک تر زندگی کنن
اگه دوسش نداری مجبورنیستی وارد شی
نمیشه که
یک شرط دیگه هم وجود داره
من آشپزی رو انجام میدم و تو چیزی که برات سرو میکنم میخوری
یعنی چی؟
عادت های غذایی غلط باعث ایجاد استرس میشه پس گوشت ممنوعه
گوشت ممنوعه؟
مگه بهت نگفتم؟ من فقط سبزیجات میخورم
اما اگه نمیتونی اینو تحمل کنی، هرزمانی بخوای میتونی بری بیرون
حرومزاده گیاه خوار گِی
فکر میکنی میتونی باعث بشی من برم
اوه،ببخشید
خسته نباشی
متاسفم که ازت کمک میخوام همه چیز تو اونجا خوبه؟
کار تموم شد متشکرم
و ایشون
آه،درسته اون مستاجر آینده منه
مستاجر
از آشنایی باهات خوشحالم من بابازونو هستم
از دیدنت خوشحالم من اِدا هستم
همه چی به درستی تخلیه شده
اما اتاق کاملا مرطوبه پس باید بذاری هوا کاملا در جریان باشه
و همچنین اونو ضدعفونی کنی
بابازونو-سان ، تو مال نگیسا هستی
بابا-چان ازمن کوچیکتره و معلم ورزشه
ادا-سان،تو سنپای منی
...دوست دختر خویشاوند دور،درسته؟ دوست پسرت ترک کرده و ازخونه بیرون انداخته
و تو این شرایط اضطراری تو به اینجا نقل مکان کردی،درسته؟
خوب یادته
خب بیایین یه کم استراحت کنیم
بله
چطوره؟ یه کم ذرت روی لپه میخواید؟
اوه،واقعا؟
لطفا یکی به من بده بفرمایین
خوشمزه به نظر میاد مرسی
شبیه فاجعه ست
::: مترجمین : فاطمه و مُنا :::
افتضاحه
No comments yet. Be the first to leave one.