نخستین 200 خط.
بیا
وای خدا
من چمه؟ بچه شدم چرا؟
اون که بنظر اصلا مشکلی نداره
خب، من یه سر میرم تا کتابخونه
باشه میبینمت
باشه
وای. من چی با خودم فکر کردم آخه؟ حتما دیوونه شده بودم
باورم نمیشه همچین حرفی زدم
مشکلی نیست
...عیبی نداره گاهی
بقیه رو توی زحمت بندازی
مخصوصا منو
"مخصوصا منو؟"
اوه روم، آخه چه فکری با خودت کردی که اونم تهش گفتی؟
هروقت میبینمش کلی حالا معذب میشم
چیکار کنم؟
حالا چیکار کنم؟
وای حالا باید چه خاکی به سر کنم؟
تنهایی داری چیکار میکنی؟
ها؟
منظورت چیه؟
صدای غرغرای زیر لبیت حتی تا
بیرون دفتر هم میومد
اوه، داشتم با یکی رو بلندگو تلفنی حرف میزدم
هرچند خیلی از مویابلت دوری
تکونولوژی گوشیا واقعا اینروزا خیلی پیشرفت کرده
شنیدم به دویون اعتراف کردی
خیلی وقت پیش بهش اعتراف کردم
رفته بیرون؟
رفته دادگاه یه شعبه ی دیگه
چیشده؟ ردت کرده؟
چی میگی؟ اوضاع بینمون عالی پیش میره
...خب
ما دوتا که خیلی با هم خوبیم
نمیفهمم چرا بقیه هی میخوان برن رو اعصاب من
بعدا دوباره میام
وای، ناموسا چی با خودم فکر کرده بودم آخه؟
حالا باید چیکار کنم؟
دادیار جونگ
تو عقلتو از دست دادی؟
تو یه دادیاری. چطور میتونی توی دادگستری یکی رو با مشت بزنی؟
اونم یه دادیار دیگه مثل خودت
متاسفم
بعدشم، قضیه چیه؟
منشی؟
میدونی که
آزارجنسی توی محل کار یه مسئله ی جدیه. اصلا متوجه هستی؟
قربان، این اصلا ربطی به آزار جنسی نداره
...تو از ارشد بودنت استفاده کردی تا مخ یکی که
مقام پایین تری از خودت داره رو بزنی
اگه این آزار جنسی نیست پس چیه؟
فکر کنم مردم اینطور میبیننش
پس چجوری دیگه میخوام ببینمش؟
من درمورد اون جدی ام "جدی؟"
داری میگی میخوای باهاش ازدواجی چیزی بکنی؟
خانوادت از این ماجرا خبر دارن؟
نه قربان
ما تازه شروع کردیم به قرار گذاشتن
هنوز برای اینکه به خانوادم بگم یا از ازدواج حرف بزنیم خیلی زوده
دیدی؟ بهت که گفتم
...مشخصا بدون اینکه هیچ تفکر جدی راجبش
داشته باشی سمت اون زن رفتی
ما که توی دوران چوسان زندگی نمیکنیم آخه
اینجا محل کار توعه
و بزار بهت یادآوری کنم، تو توی دادگستری کار میکنی
حتی اگه بین دوتا دادیار هم باشه
...اصلا تایید نمیشه و همه ی مردم
راجب این حرف میزنن که ما به قدر کافی کار نمیکنیم
و چی؟ تو با یه زیردست خودت قرار میزاری؟ یه منشی؟
اگه توی اون کله ات چیزی به اسم مغز پیدا میشه پس لطفا قبل اینکه کاری کنی یکم فکر کن
ولی منم زندگی شخصی خودمو دارم
همیشه باید اینجوری جواب حرفامو بدی نه؟
من اینجوری به تو آموزش دادم؟
ببین دادیار جونگ
...من از تو خوشم اومد چون حس کردم خیلی خوب داری خودتو
بااینجا وقف میدی، ولی تو دائما داری منو ناامید میکنی
اگه میخوای مدت زیادی به عنوان یه دادیار کار کنی
بهتره حواست به رفتارت باشه
باید بهت یادآوری کنم تو اینجا کی هستی؟
تو دادیار همراه منی
...دادیار همراه
قاضی شعبه به گون ده
فهمیدی؟
با چه جراتی منو اینطور خجالت زده میکنی؟
حالام برو. گمشو
قاضی شعبه سرت داد زد؟
آره
...مطمئنم
همه ی حرفاش از سر نگرانی بوده
نگرانی"؟"
مگه کاری کردم که به قدری بد باشه که نگرانیش کنه؟
توام اینجوری فکر میکنی؟
نه معلومه که نه
...اما اما چی؟
الان دیگه همه دارن راجبش شایعه پخش میکنن
...برای مردم خیلی راحته که راجب همچین چیزی
فکرای بدی بکنن، میدونی که
چجور "فکر بدی"؟
هیچکس نباید فکر بدی بکنه
نباید بحثش رو پیش میکشیدم. ببخشید
بازم شرمنده
باید به عنوان یه دادیار درست رفتار کنم؟
این اصلا یعنی چی؟
شنیدم چه اتفاقی افتاده
چرا اونکارو کردی؟
عه تویی
چرا جلوی بقیه یکی رو با مشت زدی؟
میدونی اون عوضیا چی راجبع به تو میگن؟
اینکه هر سگی پارس کرد بزنیش اصلا عاقلانه نیست
و بهتره که از دردسر پرهیز کنی
...اما بازم قبل از تو
...از وقتی که کارم رو اینجا شروع کردم
به هیچکس راجب زندگی شخصیم چیزی نگفتم
چی؟ ...این دنیا
پر از مردمی که هیچوقت تغییر نمیکننن
نیازی به دعوا باهاشون، یا اجبارشون به درک نیست
میدونی، لازم نیست با همه دوست باشیم
...فقط فکر کن توی جاده ای که داری قدم برمیداری
سنگ ریزه و کثیف کاری سگ هست
و راهت رو ادامه بده
دو یون بخاطر من دعوا نکن
یک جراح مغز و اعصاب 50ساله به یکی از) (کارآموزان پزشکی تجاوز کرده
چیشده؟
یه وقتایی، واقعیت از فیلمای ترسناک هم بدتره
مگه چیشده؟
راجع به پرونده نشنیدی؟
یکی از استادهای بیمارستان دانشگاه ملی سه جین به یکی از کارآموزای پزشکی تجاوز کرده
یه مرد متاهل تقریبا 50ساله است
اونقدر به دانشجوش مشروب داده تا از خود بی خود شده
وقتی کامل مست شده، بردتش متل
یه قیل و قال بزرگ راه افتاده چون حکمش هم رد کردن
پولدارا میتونن از هر جرمی قسر در برن
کلی مقاله راجبش درومده
هرچند هنوز حکم نهایی داده نشده
حق با توعه
هنوز امتحانش نکردن
پس تا وقتی جرمش اثبات نشه، بی گناهه
فکر نکنم هنوز لیاقت اینکه به خودم بگم دادیار رو داشته باشم
هنوز یه چند ماهه اومدی
حتی منم هنوز موقع تلویزیون نگاه کردن فحش میدم
من شدیدا برای قاضی هان احترام قائلم
چطور؟ ...اخه چطور میتونه
توی دادگاه خشمشو کنترل کنه؟
این منصفانه نیست آقای قاضی متهم
مگه تو به همه ی جرمهات اعتراف نکردی؟
...چرا کردم ولی
ولی چی؟ چیش منصفانه نیست؟
...دادستان بهم دروغ گفت
و گولم زد، گفت برای حکمم تخفیف میگیره
پس داری میگی حرفات حقیقت ندارن؟
...نه این نه، ولی پس چی؟
اگه دادستان منو گول نزده بود یه هیچی اعترافت نمیکردم
چجوری میتونن مردم رو گول بزنن؟
عالیجناب
من عمیقا از کرده ام پشیمونم
تماما احساس پشیمونی و شرمندگی میکنم
لطفا با محبتتون حکمم رو کمتر کنین
واقعا؟
...تو روزی یک نامه عذرخواهی با
دست خط تر تمیزت نوشتی
باید برای اینکار بهت امتیاز بدم
وای خجالتم ندین عالیجناب
...این کمترین کاریه که میتونم برای جبران
کارای وحشتناکی که کردم انجام بدم
خب خیلی خوبه. اگه اینطوره
...مطمئنم میخوای یه مدت خیلی طولانی هم توی زندان بمونی
که بتونی واقعا کارهایی که کردی رو جبران کنی
بله خب اونجوری هم عالیه
...ولی من ترجیح میدم وقتی دارم به تمام کارهای اشتباهم
فکر میکنم، پیش خانواده ام باشم عالیجناب
خودت گفتی احساس پشیمونی و شرمندگی میکنی
اگه واقعا اینطوریه پس چطور میتونی درخواست کم شدن مجازاتت رو بدی؟
...خب چیزه
دقیقا یادم نمیاد توی نامه های عذرخواهیم چی نوشتم
...احساسم همینه اما منظورم این نبود
که میخوام توی زندان بمونم عجیبه
مگه تو این نامه های عذرخواهی رو ننوشتی؟
چطوری خودت نمیدونی چی نوشتی؟
منظورم این نیست
قیمتش چقدره؟
چقدر میگیرن تا برات توی زندان نامه ی عذرخواهی بنویسن؟
بشین بله
عذرخواهی جون عمش
از نظر همه دادگاه غیرمنصفانه است
باید آرامشم رو حفظ میکردم
یادتون باشه اگه میخواین قاضی خوبی باشین باید بیشتر صبر داشته باشین
یادم میمونه قربان
بسته تون موقع نهار رسید
من اشتباهی بازش کردم
متاسفم
چی؟
تو مگه سواد نداری؟
تازه خارجم حقوق خوندی؟
با اجازه ی کی بسته ی منو باز کردی؟
واقعا عذر میخوام
منو نگاه کن. منو نگاه کن
اصلا به نظر متاسف نمیای
مگه الان از صبر نمیگفتین؟
صبر
No comments yet. Be the first to leave one.