نخستین 200 خط.
در سال 2004 "کارول" به .قتل 14 زن جوان محکوم شده بود
."تو ویرجینیا بهت احتیاج داریم "رایان - .من دیگه مامور نیستم -
.تو کارول رو دستگیر کرده بودی .هیچکس مثل تو، اونو نمیشناسه
خب، میخوای جلد دوم کتابم در چه موردی باشه؟
... "باهم مینویسیمش "رایان
!حتی با اینکه تو با زنم خوابیدی
کلی برات سورپرایز دارم
.اُلیویا" من به مشورت حقوقی نیاز دارم"
.دیگه بیشتر از این منو قاطی این بازی نکن
.تازه داریم شروع میکنیم
اگه میخوای "جویی" رو ببینی .همین الان سوار شو
.بهم گفتن که پسرمو میبینم کجاست؟
"لازم نیست از من بترسی، "کلیر
.باید بهم اعتماد کنی
جویی"، منو یادت میاد؟"
.تکون نخور
.الان برمیگردم
.پلیسا اینجارو محاصره کردن
.هیچ راه فراری نیست
.زودباش. باید بریم
چرا انقد داره معطلش میکنه؟
!همه جا رو گشتم
.اون و "جویی"، هر جفتشون رفتن
!تکون نخور
جویی" اومدیم اینجا" .تا کمکت کنیم
من با "رودریک" هستم .بیا بریم
.همونجا بمون
!نه، "جویی". نه !وایسا
ما کجاییم؟
.فکر کردم قراره بریم به دیدن مادرم
،همینطوره
.ولی اولش باید یه دوستی رو ببینم
دوستت رو باید اینجا ببینیم؟
.آره، اون بهمون کمک میکنه باشه؟
.زیاد طول نمیکشه
پس "جیکوب" و "پاول" چی؟
اونا باهامون نمیان؟
.نمیدونم
پس آدم بدا چی؟
اونا دنبالمون نیستن؟
.نه - از کجا میدونی؟ -
.جویی" لطفاً تمومش کن"
.همه چی درست میشه
.قول میدم
سلام؟
.منتظرت بودم
.بهم گفته شده که بیام اینجا
.میدونم
.وقتش بود که بیای
.من "بو" هستم
.برو ماشینتو بیار اینجا
باید برم دستشویی
.تمام طول شب رو داشتیم رانندگی میکردیم
دستشویی مردانه نیست؟
.توی دفتر
."برو، "جویی
سلام؟
!خواهش میکنم !خواهش میکنم
!کمکم کن
.منو اینجا ول نکن
.منو اینجا ول نکن .خواهش میکنم برگرد
.برگرد. برگرد. برگرد
اوه، خدایا
!نگهبان! نگهبان !کمک
.هی، ولش کن، ولش کن
حمله "رایان هاردی" منجر به شکستن .سه انگشت شد
که البته مطمئنم شما خودتون ،اینارو میدونین جناب سربازرس
خودِ این مورد، یک سند شفاف ،برای تجاوز
.به حقوق موکل بنده هست
.میدونم
رفتار مامور اف.بی.آی کاملاً غیر منطقی بود
ما موارد مشروع و حقوقی پرونده رو
طبق آیین نامه جرایم فدرال .و آزادی های مدنی داریم
شما دقیقاً چی میخواین خانوم "وارن"؟
.موکلم خودشون، به شما میگن
،"آقای "کارول
،"اول از همه، سربازرس ، آقای"مونتنو
.و بقیه افراد، ازتون ممنونم
،ممنونم که اجازه دادین
تا موقعیتی رو داشته باشم تا بی عدالتی ها رو
.که علیه من تحمیل شده، به عرض شما برسونم
.گفت اسمش "چارلی" بود
.و بهم گفت که کارش پاییدنِ منه
."و خبر رسوندن به "جو
.عکس ها و ویدئو ها دست اونن
."و گفت، قراره منو ببره پیش "جویی
.و تو هم حرفشو باور کردی
.آره، باور کردم
اون، پسرم رو دیده بود
و مثل بقیه این آدما .رفتار خاصی داشت
.مطمئناً ارتشی بود
.شاید تو نیروی دریایی، یا جای دیگه
، اون گفت منتظره تا از فردی به اسمِ
.رودریک" دستورات رو دریافت کنه"
.چایی
.مرسی
رودریک"؟"
.آره، مطمئنم که نام مستعاره
.."رودریک آشر" .از شعرای "پو" هستش
"سقوط خاندان آشر "
،وقتی که توی خونه توی مزرعه بودیم
.اِما" از طرف "رودریک" یه تماس دریافت کرد"
،رهبران مکتب فکری ،اکثراً یه دستیار هم دارن
،یکی که برای مدیریت بهترِ مکتب .به همه واحد ها سرکشی میکنه
اصلاً خبر دارین چند نفر درگیر این ماجرا شدن؟
یعنی، با همه این طرفدارا ، و زندونیا و
کسایی که اختلالات ذهنی دارن
اونوقت، میدونیم چند نفر از اینهمه آدم کشته شدن؟
واقعیتش اینه که .از هیچی خبر نداریم
.ولی خیلی بزرگتر از این حرفاست
.خیلی فراگیرتر
خانوم "متیوس" میشه روتون حساب باز کنم ،که دیگه
به حرف هیچکدوم از پیرو های "جو" اعتماد نکنین؟
نه، نمیشه
همونطور که من نمیتونم روی تو .واسه پیدا کردن پسرم حساب باز کنم
... کلیر
نمیدونم اگه تو موقعیت تو بودم ،چیکار باید میکردم
،واسه همین فقط ازت تقاضا میکنم تا وقتی که
کسی باهات تماسی میگیره، ما رو .مطلع کنی
.باید این یارو رو پیدا کنین .چارلی" رو"
.من ... متاسفم
.نباش .فقط این یارو رو پیداش کن
.اون میدونه که "جویی" رو کجا بردن
چارلی" کِی میاد؟"
بالاخره اومدی
حالت خوبه؟
هی. روبهراهی عزیزم؟
،یه دختری اونجا بود
.که توی یه قفس زندونی شده
.اون ترسیده، باید کمکش کنیم
چی بود؟
.ما باید بهش کمک کنیم
.تو نباید میرفتی اونجا
.به تو ربطی نداشت
اونجا نمیری، باشه؟
شیرفهم شد؟
.همینجا بمون
چرا دختره رو تو قفس زندونی کردین؟
چیزی هست که باید بدونم؟
.به تو هم ربطی نداره
چطوره همینجوری منتظر بمونیم؟
.کمتر حرف بزنیم و منتظر بمونیم
"نمیتونی این کارو بکنی، "جین
من خودم قبلاً با .سربازرس "فرانکلین" صحبت کردم
،ببین میدونم یکم اوضاع بیش از حد بد شده
.ولی این دیگه لازم نیست
.داریم درباره یه قاتل سریالی حرف میزنیم
کارول" یه پرونده محکوم کننده داره میسازه" .به خاطر نفی حقوق زندانی
.نمیخوام مسئولیتش بیفته گردن من
اینجا چه خبره؟
، ببین فقط یکم بهم وقت بده
تا با دپارتمان حقوقی صحبت کنم
.تا یه چاره دیگه ای پیدا کنم
.دیگه واسه این کارا زیادی دیر شده. ببخشید
و بهتون پیشنهاد میکنم تا ،قبل اینکه گند بیشتری بالا بیاره
.یه چاره ای واسهش پیدا کنین
"اینش دیگه پای توئه آقای "هاردی
از چی داره حرف میزنه؟ چه خبره؟
سربازرس همین الان به ،جو کارول" مشروعیت داد"
.تا تقاضای انتقال بده
.اون داره میره
چی ... چی؟ کِی؟
.هرچه سریعتر
.دارن آمادهش میکنن تا همین الان ببرنش
،جو کارول" شما برای حفاظت" به حفاظتگاهِ
"بازداشتگاه فدرال بخش جزپ"
.از ایالت جورجیا منتقل میشین
میشه اینجارو خلوت کنین؟
.ایشون کت بسته تقدیم شما
.باورم نمیشه که افتخارش نصیبم شده
"اوه، "رایان
.بیا باهم خداحافظی کنیم
مرسی
خب، من نمیتونستم اجازه بدم
.بدون گفتن یه خداحافظی مفصل از اینجا بری
حالا چرا منتقل میشی، "جو"؟
تو "جورجیا" چه خبره؟
اونجا رفیق زیاد داری؟
اعضای مکتب فکری اونجا مستقر شدن ؟
یا رفیق شفیقت، "رودریک" اونجاست؟
رودریک"؟" .رودریک"! نه"
.ببخشید، اسم رو غلط عرض کردین
.درباره "کلیر" بهم بگو
وقتی دید نتونستی پسرمون رو آزاد کنی، واکنشش چی بود؟
ناراحت بود؟
هنوز بیخیالت نشده؟
"عیبی نداره، "رایان
،هر عشق راستینی .بالاخره باید تست بشه
.میدونی، خیلی عجیبه
،من اسم "رودریک" رو میگم
.و تو یهو موضوع رو عوض میکنی
دیگه باید این گفت و گو های صمیمانه رو !از دست بدم دیگه
،باید برای انجام مراحل .ایشون رو ببریم پایین
."خداحافظ "رایان
.منم میخوام برم ،واقعاً فکر میکنم
.که باید من به این انتقال رسیدگی کنم
کلانترای آمریکایی، به انتقال ها .رسیدگی میکنن
.اونا قبول کردن که بذارن من باهاشون باشم
.نه، گوش کن .من باید اونجا باشم
.نمیتونی
No comments yet. Be the first to leave one.