نخستین 200 خط.
Soul با افتخار تقدیم میکند
تو گوسفند گمشده خدایی
تو در گناه زندگی میکنی
ولی تقصیر تو نیست
بهت گفتن خدا بخشندهست پس ازش نترسیدی
بهت بخشش خدا رو دادن ولی اونا کی باشن که به اسم اون ببخشن؟
بخشش خدا دادنی نیست
باید به دستش بیاری
منم به دروغای کشیشای "سیگور" ایمان داشتم
ولی راهنمای ما برادر "تائب" چشمای ما رو باز کرد
ما گناهکاریم
ولی چقدر به توبه نزدیکیم؟
کفاره
باید کفاره بدیم
کفاره
حرکت کنین
کفاره
کفاره
کفاره
الان
بس کنین کی گفته میتونین برین؟
نگهشون دارین
بگیرینشون
فرار کن خودتو نجات بده
بجنب حرکت کن
بگیرینش
با منه
- از اینجا فرار کرد - اونجاست
کجاست؟ گمش کردم
"نیرو قاتل مزدور"
مگه حرف خدا برات مهم نیست کشیش؟
تو و برادرت "تائب" هیچی از حرف خدا نمیدونین
خفه شو متجاوز
تو یه خوک چاقی و ما اینجا داریم از گرسنگی میمیریم
قربانیت کجاست؟
رنجت کجاست؟
کفارهت کجاست؟
رنج ما رو از خشکسالی نجات نمیده
اینجا فقط تو به دروغای خودت ایمان داری
این کیه؟
با یه فاحشه سفر میکنی؟
پدر من کنسول "لامارتین"ه و قرار شده با شاهزاده شما ازدواج کنم
اگه جای تو بودم میذاشتم به راهمون ادامه بدیم
مگه اینکه بخوای تو و پیروانت
توسط ارتش پدرم و شوهرم له بشین
چه شانسی
افتخار دادین
شاهزاده خانم آینده ما
این لطف خداست
ولی بهم بگو شاهزاده خانم
تو از خدا اطاعت میکنی؟
یا شاید خودتو بالاتر از اون میدونی؟
تویی که فکر میکنی خدایی
یه چیزی به خدا بده
این همه چیزیه که دارم
ازت یه نشونه از اطاعت خواستم و تو میخوای بهم رشوه بدی؟
شاهزاده خانم ما باید چی به خدا تقدیم کنه؟
کفاره
کفاره
- کفاره - کفاره
سر جات وایسا
مقام و ثروتش بهش اجازه داده هر چیزی رو به دست بیاره
ولی خدا رو فراموش کرده
و اون همه چیو مدیون خداست
خدا بهش زیبایی داده
هیچ کاری برای به دست آوردنش نکرده
و وقتشه که...
برشگردونیم به خدا
خدا عشقه و تو قلبت جز نفرت چیزی نیست
دیگه چی میدی؟
یه چشم؟
دماغش؟
فکر نکنم معنی کلمه "اطاعت" رو بفهمی
ولی من بهت یاد میدم
بعد از اینکه کارم باهات تموم شد
بهت قول میدم هیچ شاهزادهای نمیخواد باهات ازدواج کنه
نه
بدون من از پس اون پیرمرده برنمیاین
من از پس شاهزاده خانم برمیام
"هوراس"
بگیرش
بدو تاس بنداز
باید کفاره بدی
یه روی سیاه یعنی یکی از اعضای بدنت ولی حق داری انتخاب کنی کدوم عضو رو قطع کنیم
دوتا روی سیاه یعنی دوتا از اعضای بدنت که اونارم انتخاب میکنی
و سه تا روی سیاه من انتخاب میکنم
ولی چهارتا روی سیاه تصمیم گرفته شده
سرت قطع میشه
و اگه هیچ روی سیاهی نیومد همشون سفید بودن امروز روز شانس توه
خدا ازت هیچی نمیخواد
بدو بازی کن
بدو بازی کن
بازی کن
بازی کن
بازی کن
چهارتا روی سیاه
چهارتا روی سیاه آوردی
چهارتا روی سیاه؟
چهارتا روی سیاه سرت قطع میشه
چهارتا روی سیاه به ندرت پیش میاد
چهارتا روی سیاه به ندرت پیش میاد
- یه نقشه میخوایم - وقت داره تموم میشه
پشتمو داشته باش(هوام رو داشته باش)
هی وایسین
بذارین من بازی کنم
بذارین منم بازی کنم میخوام بازی کنم اشتباه کردم
اشتباه کردم خیلی اشتباه کردم
باید کفاره بدم میخوام تاس بندازم
اشتباه کردم خیلی بزرگتر از اشتباه اون
- از من شروع کنین - چیکار کردی؟
چیکار کردم؟ اگه میدونستین
غرور، شهوت، شکمپرستی، جنایت
همه چی
خواهش میکنم
خواهش میکنم اجازه بدین
اجازه بدین من تاس بندازم خواهش میکنم
خواهش میکنم بذارین من انجامش بدم
- به نوبت، وایسا - الان خواهش میکنم الان
با کمال میل
ممنونم قربان
- پاشو - ممنونم قربان
ممنون
- چهارتا روی سفید؟ - پس امروز روز شانس توه
- چه شانسی - آره بعدی
نه هی
تلاش دوم شانس آخر
شانس آخر
باشه یه تلاش آخر و تمومش میکنیم
نه
نه
ممنونم قربان
فکر نکن فقط بنداز
دوتا روی سیاه یعنی دو عضو
- کدوم دوتا عضو؟ - نمیدونم
همشون خوبن پس قطع کردن همشون طمعه
باشه اگه جای من بودی چیکار میکردی؟
بیا بهترین اعضاتو انتخاب میکنی یا بدترینشو؟
- من چارهای نداشتم - آره
دماغ بد نیست
هی
بذارین فکر کنم
بدو
داری بهم فشار میاری
فهمیدم
این
یا شاید این؟
نه پسرم گوش کن وایسا
بهم گوش کن گوش کن...
"پرلا" کجاست؟
فرار کرد حتما یه جایی قایم شده
نه
"پرلا"
من...
روستاییا دارن میرن "لامارتین"
باید باهاشون بری
- مگه دیگه گروگان تو نیستم؟ - نه
ممنونم
خدایا ما به درگاه تو دعا میکنیم تو زندگی و رستاخیزی
روح رفتگان در آرامش باشه
ما رو از جنون انسانها نجات بده
به نام قدیسان
آمین
بفرما
با یکی از توبهکارا بود
این چترم همینطور
ممنون
بقیهش مال خودت
روستاییا برامون یه اسب گذاشتن
بگیر
تو جنگل برات پیداش کردم
مخدره
اون موقع ولت نکردم
منو نگه داشتن
بجنب
- میتونیم بریم - نه
امشب اینجا میمونیم
استراحت میکنیم حالمون که جا اومد سپیدهدم میریم رسیدن به "سیگور" چهار روز طول میکشه
اگه به حرف من گوش کنین شاید زنده برسیم
منم باهاتون میام
کمکتون میکنم پدرمو محکوم کنین
با شهادت من حرفتون سندیت بیشتری پیدا میکنه
واقعا میخوای پدرت کشته بشه؟
عدالت میخوام
نامزدمو کشت و "پرلا" رو به یه جادوگر فروخت
توبهکارا تجاوز میکنن و دزدی میکنن و اونم جلوشونو نمیگیره
داره سعی میکنه به منافع خودش برسه، اون لایق زندگی نیست
حرفای قشنگیه ولی بهت نمیاد آسیب میبینی و سرعتمونو کم میکنی
من رای میدم که بیاد
در هر صورت نمیتونین جلوی منو بگیرین
۱۶ پرونده جادوگری منتظر محاکمهست عالیجناب
همشونو عفو کن
همه چی توجیه میشه تا نفرت غلبه کنه
ولی مقر پاپ از اومدن شر به ما خبر داده
باید مراقب باشیم عالیجناب
فریب نخور "بارن"
شیطان چهرههای زیادی داره
و ممکنه همین الانم بین این دیوارها باشه
اعلیحضرت
شاهزاده از اومدنتون خوشحاله کنسول
و از اتحاد این دو شهر خوشحاله
No comments yet. Be the first to leave one.