نخستین 200 خط.
«پوست کلفت»
ترجمه شده توسط Shayan
کی این پن کیکو میخواد؟
کجایی؟ - .این جا. پن کیک نمیخوام -
.بهم برندی بده - .نه. به اندازهی کافی خوردی. قایمش کردم -
مگه این که بهم بگی داریم .از این جا میریم. جفتمون، برای همیشه
.پیش واهین با رقص عربی
واهین و رقص عربی .یه جا نیستن
کجایی؟ - .من این جام -
.باید به حیوونا غذا بدیم
... برای یه بارم که شده
،من، برادرت .کار حیوونا رو انجام میدم
.خودت میبینی که چطور از پسش بر میام
.تو نمیدونی چطور انجامش بدی
واسا ببین! میبینی .چطور با پستوناشون کار میکنم
!پن کیک برای گاوا !به نظر مذهبی میاد
!برندی! برندی
.گاو بدبخت
.این جا جای خوبی برای زندگی کردن نیست
!ببین
.حیوونت مریضـه
.یه پنی هم ارزش نداره
.یه نگاه بنداز
،باید از این جا بریم .جدی میگم
تو این پن کیک لعنتی رو !میخوری
!محض رضای خدا
.پن کیکتو میخوری
!بخورش !پن کیکو بخور
!محض رضای مسیح
.مطمئنم میخورتشون
!پن کیک با طعم شراب - !آره! با طعم شراب -
پس از به آتش کشیدن مزرعهی ... برادرش، رولند مانارد
محکوم به 15 سال حبس برای ... منجر شدن به قتل
:آلفونسو بولِی شده است. او گفت «.من فقط یه شیرینیپزم. تو زندون آشپزی میکنم»
.درو باز کن، رییس
.داره بارون میاد - !خیلی بده -
.چترو بده به من
!اومدن
!بیاید بالا
.لور، بیا برقصیم
.وایسا، امروز نه
.امروز با شوهرم میرقصم
خدای بزرگ منو برای .نوشیدن بیشتر به زندگی برگردوند
!زنده باد عروس
به همین زودی میرید خونه؟ - .آره، اون خستهس -
.میتونم برسونمتون - .نه، مشکلی نیست -
.میبینمت - .باشه -
.بیا عزیزم
.شب بخیر دختر کوچولو
.بذار لباستو در بیارم
.بیا بریم اتاق خواب .برات آواز میخونم
... یه سگ کوچیک
.خیلی خوش میگذروند
رفت تا یک شعبده باز .رو ببینه
من نگهش میدارم تا تو بری .چراغو روشن کنی
.نیازی به داد زدن نیست .هیچ کس این جا نیست
.کاری به اون نداشته باش، خواهش میکنم
تو کی هستی؟
.الآناس که شوهرم برسه این جا - .خیلی هم عالی -
.داری اذیتم میکنی
.بیا
انقدر فشارش نده و ببر .بخوابونش
این تویی؟ به نظر .اون موقع خوشحال بودی
بهم بگو. مجبورش کردی تا ... ازدواج کنه یا
همین طوری اتفاق افتاد؟
چرا اینا رو میپرسی؟
ما ازدواج کردیم چون .عاشق همدیگه بودیم
.مبارکـه
عشق چیز قشنگیـه. خدای من .جرارد یه ذره هم تغییر نکرده
.تو دوست جرارد نیستی .من همهی دوستاشو میشناسم
چون جرارد دوست زیاد داره؟
.اوه، باید حدس میزدم .صداتون مثل همه
.حالا میدونی تو کیای
.تو خیلی به جرارد اسیب رسوندی
میدونی که همهچیِ این جا رو نابود کردی؟
.میبینم که به خوبی بازسازی شده .بهتر از قبل
.اون باید سخت کار میکرد
فکر میکنی داری منو میترسونی؟ - .نه -
رسید. اون الآن میپره .بغل من
.شگفت زده میشی
در همین حین بهتره .قهوه درست کنیم. امشب طولانیـه
تویی؟
!خودتی
.جرارد
!آنی، داداشمـه !داداش بزرگهم
!میفهمی؟ داداشم برگشته .بیا این جا ببینم
.باورم نمیشه - .به نظر خیلی سورپرایز شدی -
.خوشحالم. باورم نمیشه .مث بچهها شدم
چطوری برگشتی؟
تخفیف بهم خورد و یکم .زودتر آزاد شدم
یه راست اومدی این جا؟ - .آره -
صبر کن به زنم معرفیت .کنم
.ببین، این آنیـه
.همسرم. عشقم - .بس کن -
.بزرگترین عشقم .مادر بچهم
.عشق در یک نگاه بود
میبینی چقدر دوسم داره؟
عوض نشدم. هنوزم دوست ندارم .توی خونه لباس تنم باشه
.چه دختر کوچولوی خوشگلی دارین
.وایسا الآن میارمش
.بهت گفتم
.اون توی بهشتـه
.رولند
.ببین
.این دخترمـه .آنا کوچولو
میبینی چقدر خوشگله؟
.شب بخیر آنا
جرارد، این جا چه خبره؟
.میخوایم جشنگ بگیریم - .تازه از عروسی برگشتیم -
.داداشم برگشته. هنوز چیزی نخورده .ما باهاش غذا میخوریم
.توی فریزر پیتزا هست
چیزی میخوری دیگه، آره؟
کجا بخوابم؟
اتاق تو تبدیل به .اتاق مهمان شده
.کاراش تقریباً تموم شده
اتاق مهمان؟ - .آره -
،برای پدر و مادرمـه .زمانی که میان دیدن ما
چی؟ - .برای پدر و مادرمـه -
،به نظر زیاد به دیدنتون نمیان .از اون جایی که هنوز ساختش تموم نشده
،میبینم که خستهای ... ولی معمولاً
.زنگ بزنیم دکتر - .نیازی نیست، حالش خوبه -
.زنگ میزنم برینو - .بهت میگم حالش خوبه -
.میبرم بخوابونمش
برینو؟ همون دامپزشکه؟ .همونی که ازدواج کرد
هیچ اهمیتی به .شب ازدواجش نمیدم
.حتماً، ولی شاید خودش میده - .ربطی به تو نداره -
اون کجاست؟ - .توی تخت خوابش -
.تو خیلی احساسی برخورد میکنی .سوفی، مراقبش باش
رولند کجاست؟ - .نمیدونم -
.عصر بخیر - .عصر بخیر -
.دیروقتـه
.یه مقدار احساس گناه میکنم
،اگه عروسیای در کار نبود .بچه زود میخوابید
!خدای من
!خودتون تنهایی عشق و حال میکنید
!با بطریهای عروسی من
یه لیوان بخوریم؟ - .آره -
.برای جشن گرفتن رسیدن من
.عادت ندارم انقدر دیر چیزی بخورم
جرارد، شوخیت گرفته؟
ممنون برینو. تو دیگه اون .دامپزشک کت و کلفت» نیستی»
ولی حواست باشه، باید .مراقب همسر بود
.اگه همه چی خوبه بیا بریم - .آره، بچه گوچولو حالش خوبه -
.خیلی خوب. بیا بریم
.میخوام یه سخنرانی بکنم
برادرم درست همون روزی برگشت .که شما ازدواج کردید
.این لیاقت یه سخنرانی رو داره
... درست روزی که شما
،ازدواج کردید
.اون برگشته
.زود باش، بیا بریم
.خدانگهدار - .خدانگهدار -
.تا بیرون میام باهاتون
.این مال من بود
.جرارد نگهش داشته
قشنگـه. بهش .شب بخیر بگو
.خستهم
.اون رفت بخوابه
تمام شب این جا میمونی؟ میخوای پیتزا بیارم؟
.یا میتونیم دوباره آنا رو بیدار کنیم
ساعت 3 شبـه، بهترین ساعت .برای یه بچهی سه ساله
.منو ببخش
.جرارد، حالت خوب به نظر نمیرسه
.بهم بگو چه خبره
.فردا، عزیزم
.فردا نه. الآن
برادرت کیه؟
.اون منو ترسوند
،تازه از زندون اومده بیرون .خودت اینو میدونی
توی تراکتور سردت نبود؟ - .خواهش میکنم. بچه رو بیدار میکنی -
!گم شو، سگ احمق
!محض رضای خدا گم شو
.سلام
.ده امتیاز برای تموم کردن .حالا میتونی بری
،مال خودتو بنداز .آرماند
پُرش کنم؟ - .آره -
.آرماند، به منم یه لیوان دیگه بده - .دیگه بسه. تو یه زنی -
بهت یه ساندویچ دادم تا اون مایع .رو توی شکمت نگه داره
پس رولند مانارد برگشته؟
.سلام آرماند - چی میخوای؟ -
.خواهش میکنم. بهم یه لیوان بده - .نه، دیگه خبری از نوشیدنی نیست -
.واقعاً یکی میخوام
چی میخوای؟
.یه قهوه
.دختر بولِی رو نشناختی
.بیکار، مثل همهی آدمای دیگه
و تو. دنبال چیای؟
.دنبال چیز خاصی نیستم
،بگو ببینم، برینو، دام پزشکه اون رفیقته مگه نه؟
از داداشت بپرس. اون دو تا یه لحظه .هم از هم جدا نمیشن
برینو از اون دسته آدماس که وقتی .ازدواج میکنه مغرور میشه
فقط داداش تو به اندازهی کافی دیوونهس .که فکر کنه حال و روز اون خوبه
شاید حق با اون باشه، وگرنه جایی که .الآن مزرعهش هست یه سوپرمارکت میبود
.هیچ وقت نمیتونستی اونو تحمل کنی
و برینو؟ - چه اهمیتی داره؟ -
.روابط من به کسی ربطی نداره
نیازی نیست اون طوری راجع به .من حرف بزنید. برام مهم نیست
.برام مهم نیست که بابامو سوزوندی .نیازی نیست بهم نگاه کنی
سلام آرماند، چقدر شد؟ - .من چیزی نخوردم -
بریم؟ - .حتماً، بریم -
No comments yet. Be the first to leave one.