نخستین 200 خط.
abbasanime
خوب...
.حاضری که این کار رو انجام بدیم
نگران نباش
دردت نمی اد
.....تو میخای
خونم رو بخوری
نمی خام خونت رو بخورم
پس میخای چیکار کنی
میخام یه کمی از وجودم رو بهت تزریق کنم
وجودت رو
بله وجودم رو
میخام یه کمی از وجودم رو بهت تزریق کنم
بعدش دیگه نمی تونی من رو ترک کنی
نگران نباش
دردت نماد
برو که رفتیم
خوبه دیگه تموم شد
دیگه نمیتونی من رو ترک کنی
ما در زندگی و مرگ با هم خواهیم بود
حاضری
من هنوز حاضر نیستم
ولی من دیگه نفرین رو کامل کردم
تو الان خدمتگزار من
محافظ من
عشقه منی
عاشقت هستم تایتو
اینا همش ناگهانی بود
مهم نیست فقط بهم بگو که دوسم داری
این طلسم رو کامل میکنه
یا اینکه میخای بگی دوسم نداری
نه این طوری نسیت
پس دوسم داری
اه هه
پس بگو
ا ه ه من
من عاشقت هستم هیمه ا
در این لحظه
در این لحظه من دنیا رو درک کردم
و تمامه بدنه من به طوره کلی ساختارش عوض شد
و من تحته تاثیره نفرین قرار گرفتم
و من تحته تاثیره نفرین قرار گرفتم
و بعدش
منم عاشقتم تایتو
و این اغازه داستانه من شد
یا اینکه این طوری فکر میکردم
!تایتو!تایتو
من
تایتو
من عاشقه
تایتو سلام تایتو
بجنب
یالا بجنب
پاشو دیگه تایتو
واقعا که کلاس خیلی وقته تموم شده
「پانزده دقیقه بعد از مدرسه
「پانزده دقیقه بعد از مدرسه
هم هاروکا چی شده
واقعا که فقط بلدی همینو بگی
تو از زنگه پنجم به این ور خوابیده بودی
و معلم هم نتونست بیدارت کنه
وای
واقعا کلاس تموم شد
همینو که گفتم
حالت خوبه تایتو
گندش بزنند منم خوابیده بودم
هاروکا
داری چیکار میکنی
یه کمی صورتت کثیف بود
کثیف
اوه نه این چیزی نیست که فکرش رو میکنید
ها ما میدونیم بینه شما دو تا چه خبره
هاروکا فکر میکنه قراره زنت شه
هارو کا تو که واقعا فکر نمیکنی
هارو کا تو که واقعا فکر نمیکنی ما قراره واقعا
پس باید این کار ها رو بس کنی
هم؟قراره چی نشیم
اوه لازم نیست بهت بگم
هم
اه ولش کن
واقعا تو این قدر خسته بودی که این همه خوابیدی
چی
یا شاید احساسه مریض بودن میکنی
نه من چیزیم نیست
هنوز هم پات درد میکنه
نه هیچ حسی ندارم
...اما
اوه واقعا که
هم
قبلا هم این خواب رو دیده بودم
ها چه خوابی رو دیده بودی
ها چیزه مهمی نیست
چه جور خوابی
قرار نیست بهت بگم
اگه بگم بهم میخندی
ها این منصفانه نیست من حالا واقعا میخام بدونم
قول میدی نخندی
قول
واقعا
پس بهت میگم
من بچه بودم ویه دختری به این اعتراف کرد که عاشقمه
من عاشقتم تایتو
ها همین بود
این همون خوابه تکراریته
تو قول دادی بهم نخندی
شرمنده نتونستم جلویه خودم رو بگیرم
شرمنده
به
چند سالم بود
شاید اون دختره خوده تو باشی
ها
این که نمیشه
من هنوز به تو اینکه عاشقت هستم یا همچو چیزی رو اعتراف نکردم
اره منظورم اینکه اون واقعا جیگر بود
این حرف یعنی چه تو واقعا احمقی
ببخشید
او گکو ساماست
گکو ساما گکو ساما اینجا رو باش
گکو ساما کارت تو شورایه دانش اموزی تموم شد
از سره راهم گمشو اشغال
جلو چشم نیاید
منصفانه نیست یه چیزی هم به من بگو
تکون بخورید تکون بخورید
هی گکو میتونم از زور برایه پخش کردنشون استفاده کنم
هیچ کاری انجام نده عقب مونده
من عقب مونده نیستم
خوب تلاش کن گکو ساما
هم درسش خوبه هم ورزشکاره
و بینه دخترا هم محبوبه
کسی که تو اولین ساله ورودش به مدرسه با بیشترین رای رئیس شورایه دانش اموزی شد
کورنای گکوساما مثله یه الهه میمونه
اوه تو حتما به کرای کون حسودیت میشه واسه اینکه این قدر محبوبه
ها
اره یه جورایی
واقعا..دوس داری مشهور بشی
اگه بخوام دروغ نگم بدم نمیاد
ولی من مثله اون تو همه چی بهترین نیستم
پس مشهور هم نمیشم
تو اگه بخای میتونی ازش بهتر هم بشی مگه نه
خوب راستش زیاد مطمئن نیستم
این حرف دیگه چه معنی میده
هاروکا هم واقعا خوشگله
خوب پس چرا من
تایتو
تو خدمتگزاره منی
تو محافظه منی
عشقه منی
..عاشقت هستم تایتو
تایتو
هیچ چی نیست فقط یه لحظه سرم تیر کشید واسه اینکه زیادی خوابیدم
هی هاروکا اون داشت به من نگاه میکرد
کورنای کون
تو حتما خیالاتی شدی
واقعا حس کردم به من نگاه میکنه
خوب حالا هر چی
من نمیدونم ادمایی مثله اون به چی فکر میکنند
اره اون واقعا یه چیزیه
اره اون واقعا مخالفه ادمه متوسطی مثله منه
تو متوسط نیستی
معلومه که هستم
نچ نیستی
ولی مطمئنم که هستم
خوب پس در این صورت
چه مشکلی تو متوسط بودن هست
ها
اگه بتونی زندگیت را با لبخند بگذرونی چه مشکلی داره
درسته
راست میگی
اخ یادم رفت یه مسابقه تنیس دارم
شرمنده تایتو میتونی تا تموم شدنش صبر کنی
خوب بپیچونش
چی تو خیلی بیمزه ای
بیا با هم بریم خونه
فقط زودتر برو
باشه گرفتم رفتم
اوه هاروکا
چیه
اه خوب
من فکر میکنم هیچ چیزه بدی تو متوسط بودن نباشه
واقعا
این برایه من مثله اینه که یکی برام قمپز در میکنه
هی بابا بزرگ تایتو وقتی از خیابون رد میشی مراقب باش دو طرف رو نگاه کنی
متوسط ها
انجامش دادم
اون نباید هیچ مشکلی در راه رفتن داشته باشه
البته اون نباید رویه هیچ فعالیته سنگینی انرژی صرف کنه
بعد از اون زخم تمامه چیزایی رو که وقت گذاشتم رو از دست دادم
هاروکا
طوری نیست تایتو
تایتو
همیشه پیشم بود با یه لبخند رویه صورتش
و به هم قوته قلب میداد که همه چی درست میشه
تایتو
وقتی راهنمایی تموم شد باهم به دبیرستان میریم
من همینطور نشستم و اون هم حرف میزد
اگه بتونی هر روزه زندگیت رو با لبخند بگذرونی اون وقت کاره درست رو کرده ای
اوه مرد
باید یه چیزی پیدا کنم وخودم رو سرگرم کنم
سالن کاراته
شورایه دانش اموزی
No comments yet. Be the first to leave one.