نخستین 200 خط.
تا وسط راه جلسه رفته بودم
که فهمیدم لیست مشتری ها رو یادم رفته ببرم
عزیزم ؟
کجایی؟
دیادره؟ دیادره؟
دیادره؟
صدامو نمی شنیدی که صدات می زدم؟
یه کمک کوچیک میکنی لطفا؟
توی خونه چی کار میکنی؟
اینو یادم رفته بود
توی کارت موفق باشی
ممنونم
چه خبره؟ تو ازدواج کردی؟
مهمه؟
وقتی شوهرت بی خبر میاد خونه، بله، مهمه
اه، عزیزم، الان یادم اومد
اون نوشیدنی سبز پاکسازی کننده رو هم تموم کردم
می شنوی چی میگم؟
اره، و من یه مقداری از همه ی انواعشون
وقتی دارم از یوگا بر می گردم می خرم
یه جوری پریدم که به اندازه ی
بیست فوت توی استخر فرو رفتم
آب مثل یخ سرد بود
عجب انقباضی
باید نفست بند اومده باشه
بعدش یه سگ راتویلر دنبالم کرد
با چنگ و دندون خودم رو از اونجا بیرون کشیدم
داری میگی که اصلا فکرش رو نمی کردی که ازدواج کرده باشه
توی انگشتش حلقه نداشت
خیانتکارها حلقه هاشون رو می زارن توی خونه
شاید به نظرت بیاد که شرایط خنده داری بوده
اما من واقعا حس می کنم ازم سوء استفاده شده
اه، استریت بیچاره
جذب ماجرای خودت شدی
فکر میکنی من دنبال این کارهای احمقانه ام؟
هستی، چون داری بهم میگی ... هی
یه خبرهایی توی خیابون هست، لوازم رو جمع کنید
جوابم رو بده
همین الان
یا اینکه میرم سراغ خانواده ت
نه
نه
دستهات رو نشون بده
همین جا
من یه اسکنر دمایی گذاشتم تا اپراتور بتونه بگه
که بیمار هنوز زنده ست یا نه بعد از شش ماه
بالاخره دارم میز اتاق غذاخوریم رو پس میگیرم ؟
قسم می خورم، مامان ، پس فردا همه چیز....
اه، ... چه کار داری میکنی ؟
خفه شو! فقط هر کاری که می گم بکن !
برو اونجا
تکون بخور! تکون بخور
جلوی پنجره چرا؟
روی زانوهات. روی زانوهات
ادام یک دوازده
مظنون همین الان به زور وارد یه خونه ی شخصی شد
خیابان هازلتین 11847 گروه ضربت کی می رسه اینجا؟
آخرین سوال
چه حسی داره که اولین کاپیتان زن
در تاریخ گروه ضربت باشی؟
و نظر سنجی ها و پرونده هاتون چه حسی بهتون میدن
در خصوص درگیر کردن بیشتر
جوامع محلی با پلیس هاشون ؟
خب، این دوتا سواله
حسش.... درسته
کمیسر پلیس....
مایکل پلانک... ایشون در واقع شریک من
در تمام تغییرات مثبتیه
که داریم سعی می کنیم توی سازمان ایجاد کنیم
اه، استلا، ایشون رئیس من هستن، فرمانده گروه ضربت رابرت هیکس
بله. باید برید بیرون
کروتز، تعقیب و گریز ماشینی ما به سنگر گرفتن
با گروگان تبدیل شده
استلا؟
از کی تا حالا توی ارتباط گروه ضربت با خبرنگار ها از اسم کوچیک استفاده می کنن؟
اون داره روی یه مقاله در مورد ابتکارهای محلی ما کار می کنه
منظورت ابداعات خودته
سوال کورتز
آیا تو برای گروه ضربت کار می کنی
یا گروه ضربت برای تو کار میکنه؟
قربان
می خوای روی طرحت کار کنی
و تو کمیسر دارین سعی می کنین گلوی ما رو باهاش ببرین؟
توی وقت شخصیت این کار رو بکن
الان من می خوام
تو به عنوان فرمانده ی دوم فعال من کار کنی
خیلی خوب، گوش کنید
برنامه ی نجات گروگان ها رو داریم
یه مرد عصبی مسلح با اسلحه ی دستی داریم
اون یه خانواده رو گروگان گرفته
هیکس و کورتز رو توی محل می بینیم
تا اطلاعات بیشتری بهمون بدن
شهر قشنگ وننایس
100 تا آزاد راه ازش خارج می شه و یه عوارضی هم نداره
هی، حداقلش گرمه، کثیفه و به طور کلی جالب نیست
نگران نباش، دیک، می فهمیم چرا اینجا زندگی می کنی
تو بچه داری هی
اگر نمی خوای کنار ساحل زندگی کنی
اصلا برای چی توی لس آنجلسی؟
شماها می تونید با این صداهای قشنگتون برید توی استودیوهای ونیز بخونید
و عاشق خونه های روی تپه هاتون باشید
اینجا، من یه خونه ی درست و حسابی به اندازه ی پولم دارم
بچه هام می تونن برن مدرسه دولتی
و برخلاف بقیه جاهای ال ای ، همیشه پارکینگ پیدا میشه
حکم چیه هاندو؟ بخش غربی یا ولی؟
نه، من هنوزم روی جنوب ال ای پافشاری می کنم
اونجا همیشه برای من مثل خونه ست
خیلی خوب، همتون برنامه رو می دونید
بیاید سفت و سخت بگیریم و این یارو رو بکشیم پایین
برق و آنتن موبایل رو قطع کردین؟
اداره ی مرکزی آب و برق رو قطع کرده
و آنتن موبایل رو حداقله
هیچ تماسی برقرار نمیشه... مگر اینکه ما بخوایم
اطلاعاتی از آدم بده گیر آوردین؟ دوتا آدم بد داریم
اونی که بیهوشه و توی ماشین بوده شناسایی شده
همون آدم کش لوپزه
لوپز یه آدم کش وفادار برای لس ریس ه
سلاطین غربی
مظنونی که لوپز رو کشته
و ماشینش رو می روند... آنجل لوسرو ست
لوسرو یه جنایتکار حرفه ایه
دستیار لس ریس
اون اخیرا از زندان کورکوران آزادی مشروط گرفته
بعد از اینکه شش سال به خاطر دزدی اونجا بود
وقتی اونا تازه وارد رمپارت شده بودن من با لس ریس یه معامله ای کردم
اونا معروف بودن به اینکه جسدها رو گم و گور می کنن
طوری که هیچ کس نتونه پیداشون کنه
فکر می کنی بین طرف های جنایتکار مشکلی پیش اومده؟
هر چیزی که بود، الان
یه خانواده ی بیگناه اونجا توی تله افتاده
با آدمی که هیچ چی برای از دست دادن نداره
خیلی خوب. سعی کنید با حرف بکشیدش بیرون
اگر نشد
هر کاری که لازم باشه می کنیم
مترجم: صفا
هی
اگر یه قدم دیگه برداری اونو مرده بدون
هی
پلیس لس آنجلس
یه تلفن واست آوردم اینجا
هیچ کس نمیاد تو
ما نمی خوایم بیایم توو
فقط می خوام این تلفن رو از پنجره بندازم توو
تا بتونیم با هم مکالمه کنیم
دارم می ندازمش
سه
دو
یک
کاپیتان کورتز صحبت می کنه
آنجل لوسرویی؟
ببین، من نمی خوام به این آدمها آسیب بزنم
اما باید از اونجا بیای بیرون
منم همین رو می خوام، پس بیا
باهم همکاری کنیم
می خوام اون اتوبوس گنده ی گروه ضربت از جلوی خونه بره
و می خوام یه ماشین بی نام و نشان بیاد
عقب خونه برای من
آنجل، می فهمی
که پلیس لس آنجلس همینطوری نمی تونه جمع کنه و بره
خب من صدای هلیکوپتر ها رو شنیدم
شرط می بندم که دلشون میخواد از جسدهایی که عکس بگیرن
که اونجا رو چمن افتاده
من حاضرم هاندو می تونیم بهش سخت بگیریم
فقط کافیه بگی
لوکا، اون توو یه خانواده هست
گاز اشک آور آخرین انتخابمونه اما همچنان سوارش باش
خیلی خوب، دریافت شد
شماره دو، هیچ چیز
عجیبی اون توو هست؟ منفی هاندو
دوربین حرارتی نشون میده که مظنون با سه تا گروگان اونجاست
خیلی خوب، دریافت شد،حواست باشه
شماره چهار، چی می بینی؟
مظنون انگار دیوونه شده
اگر کورتز می تونست راضیش کنه بیاد بیرون بهتر بود
شماره سه ، هنوز چشمت بهش هست؟
دریافت شد. مظنون یه قدم به عقب برداشته
می تونم دقیق بهش شلیک کنم
چرا این کار رو می کنی؟
چی می خوای؟
اونا گفتن می کشنش
کی رو می خوان بکشن؟
خواهرم. اونا گرفتنش
شما پلیس ها، هیچ وقت یک کلمه از حرفهای من رو باور نمی کنید
به خاطر گناه کار بودنم
هاندو، می شنوی ؟
اره، مظنون یه ماشین می خواد که باهاش فرار کنه
تا حالا این تنها درخواستشه
اگر اون عضو لس ریسه
نمی تونیم روش این حساب رو باز کنیم که با اون خانواده درست رفتار کنه
باید ازشون جداش کنیم
باهاش حرف بزن
انجل من توی بویل هایتز کار می کردم
لس ریس رو می شناسم
لوپز یه قاتل بود
که خیلی از آدم ها رو کشته
بین شما دوتا چه اتفاقی افتاد؟
داشتی از خودت دفاع می کردی؟
لوپز یه روانی بود
داشت روانش به هم می ریخت
می فهمم
No comments yet. Be the first to leave one.