Halo

Halo

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Halo S01E08 Allegiance 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Halo S01E08 HDR 2160p WEB H265-GGEZ
Halo S01E08 XviD-AFG
Halo S01E08 WEB x264-PHOENiX
Halo S01E08 WEBRip x264-ION10
Halo S01E08 WEBRip x264-XEN0N
Halo S01E08 WEB x264-TORRENTGALAXY
Halo S01E08 WEB XviD-RMX
Halo S01E08 REPACK 720p WEB x265-MiNX
Halo S01E08 Allegiance 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
ناشر Ali99
🔴 ‫🔴 30Nama ⸾ علی اکبر دوست دار و آرین Cardinal

برچسب‌ها

webrip
web
x264
BRip
XviD
720p
720
x265
HD
HEVC
2CH
تاریخ انتشار: 2022-05-12
تعداد دانلود: 76
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫آنچه در هیلو گذشت…

‫کاوننت‌ها با شیئـه فرار کردن؛

‫بعدش تو از آسمون افتادی پایین؛

‫و میگی حاضری کمک کنی ‫تا پسش بگیریم

‫آخه چرا باید بهت اعتماد کنم؟

‫چون من مثل توئم

‫جان، تو یه ارتباط با چیزی که

‫اسمش رو گذاشتیم هیلو داری

‫می‌دونم ما رو بهش می‌رسونی؛ ‫این کارو که بکنی،

‫گونه‌مون رو ‫از حد و مرزِ فعلیش فراتر می‌بریم

‫ولی برای این کار به من نیاز داری

‫تو همه چی رو به مستر چیف اعتراف کردی

‫اختیاراتت از همین الان باطل میشن

‫نظارت برنامه‌ی اسپارتان‌ها

‫می‌رسه به یه فرد مسئولیت‌پذیرتر

‫یه مخابره به دست‌مون رسید

‫یه صدا بود به زبان سنگیلی. ‫داریم روی واضح‌کردنش کار می‌کنیم.

‫احیاناً نمی‌تونی ترجمه‌ام رو تأیید کنی؟

‫هیچ‌وقت قصد نداشتم بهت صدمه بزنم

‫می‌تونم نشونت بدم، جان

‫منو ببر پیش سنگ‌کلید اول. ‫اون ما رو می‌رسونه به دومی.

‫اگه می‌تونه با شیء ‫اون یکی رو پیدا کنه،

‫شاید من هم بتونم

‫کاوننت‌ها بهم میگن «متبرک»

‫ما مثل همیم

« کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما‌ » :. @CinamaSub .:

‫نترس

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » ‫:. Ali 99 & Cardinal .:

‫« سیاره‌ی ریچ » ‫« ریچ‌سیتی »

‫از همون لحظه‌ی اول ‫که توی بچگی دیدمش،

‫یه حسی بهم دست داد

‫اون از همه سریع‌تر یا قوی‌تر نبود،

‫ولی یه ویژگی خاصی داشت

‫حالا یه نفر دیگه هم شبیه اونـه

‫ببین، انگار حالش داره بهتر میشه

‫درسته

‫تمام سیستم‌هاش ‫به حالت عادی برگشته‌ن

‫نگاهش کن؛ گل از گلت شکفته‌ها

‫سلامت چیف برام مهمـه

‫الان یکی دیگه هم توی ذهنش هست، یادتـه که؟

‫کورتانا…

‫به نظرت به اون دختره اعتماد داره؟

‫الان با من صحبت نمی‌کنه،

‫ولی اگه بخوام حدس بزنم،

‫مستر چیف در حال حاضر ‫به کسی اعتماد نداره

‫موافقم

‫دکتر، بدون جان ‫کاری از دست‌مون برنمیاد

‫ولی اون هم به ما پشت کرده

‫به نظرم داره به چیزی پِی می‌بره ‫که همیشه احتمالش رو می‌دادم:

‫اینکه به چیزی ورای ما انسان‌ها وصلـه

‫«آنها در جنگلی انبوه ‫از درختان مارگولیا دویدند؛

‫و خورشید رخت طلاییش را ‫بر تن برگ‌ها پهن کرده بود»

‫این چیه دیگه؟

‫واسه کتابیـه که دوستم ‫قبلاً توی بچگی برام می‌خوند

‫می‌گفت همچین جاهایی وجود داشتن؛

‫با آسمون روشن و پوشیده از درخت

‫و چمن‌های سبزی که میشه روشون قدم زد

‫بیا قدم بزنیم

‫نگاهش کن!

‫دارن تو پارک خوش می‌گذرونن!

‫۱۱۷ ای که من می‌شناختم ‫دونه دونه دست و پاهاش رو قطع می‌کرد

‫تا به حرفش بیاره

‫اون عوض شده، جیکوب

‫آره

‫به نظرت به ما مشکوک نشده؟

‫می‌دونه که من مافوق هالزیم

‫اگه بفهمه ما هم ‫توی دزدیدنش دست داشتیم…

‫اگر می‌فهمید، ‫خبردار می‌شدیم

‫حرفمو باور کن، ‫این ماجرا تموم شده رفته

‫سر تا پای این قضیه کثیفـه

‫باید بهش اعتماد کنیم، مارگارت

‫مستر چیف یه سربازه

‫همیشه مشغول عملیاتـه

‫من تو رو…

‫توی حلقه دیدم

‫من هم تو رو دیدم. ‫چطور این کارو کردی؟

‫نمی‌دونم. فقط…

‫خودم رو رها کردم

‫- محشره ‫- پس، خودشـه

‫اون… همون هیلوئـه

‫مطمئنم

‫کل عمرم حس می‌کردم بهش وصلم

‫مثل درد غربت

‫تو ما رو رسوندی اونجا

‫اون چیه، مکی؟

‫چرا کاوننت در به در دنبالشـه؟

‫یه پیش‌گویی وجود داره

‫«در اوج درخشش ستارگان،

‫تندبادی الهی وزیدن خواهد گرفت؛

‫و تمام شایستگان را رهسپار سفری بزرگ ‫به سوی حلقه‌ی مقدس می‌کند

‫تا در آنجا جامه‌ی خدایان را بر تن کنیم»

‫اونهایی که شایستگیش رو ندارن چی؟

‫پاکسازی میشن

‫اینو باور داری؟

‫که انسان‌ها ناشایسته‌ان؟

‫تجربه‌ی من که میگه انسان‌ها

‫لیاقت هیچ چیزی رو ندارن

‫من فقط چند تا صحنه ‫از خاطرات دوران بچگیم رو دیدم

‫اما چیزی که دیدم، ‫احساسی که داشتم…

‫خوبی بود

‫می‌شد بهشون امید داشت

‫به‌خاطر عشق‌شون

‫یه چیزی توی وجودمونـه

‫یه چیز خاص توی انسان‌ها. ‫یه چیز مقدس.

‫چیزی که ارزش محافظت رو داره

‫مستر چیف!

‫چیف!

‫الان برمی‌گردم

‫ببخشید، مستر چیف،

‫ولی یه مشکلی توی کرایتیرین پیش اومده

‫ببخشید، فقط از آدم‌ها خوشش میاد

‫بیا. آفرین

‫پدافندهای مداری فوراً نابود شدن

‫بعدش ۳ تا ناوگان دیگه‌ی کاوننت رو دیدیم که

‫بالای منطقه‌ی استوایی ‫آرایش جنگی به خودشون گرفته بودن

‫اول تلمون سقوط کرد

‫این همون شهرِ…

‫آگاده هست… یا بوده

‫یک ساعت پیش، ۱۱ میلیون نفر ‫اینجا زندگی می‌کردن،

‫از جمله خانواده‌ی خودم

‫خدا رحمت‌شون کنه

‫الان داریم دنبال بازمانده‌ها می‌گردیم

‫قطعش کن

‫…حتی نمی‌دونم از کجا شروع کنیم

‫قطعش کن!

‫…متخصص‌های پزشکی شوکه شدن…

‫چشم، قربان

‫با فرمانده ویت‌کام تماس بگیر

‫ناوگان هفتم رو به کرایتیرین اعزام کن

‫فرمانده، خودت هم می‌دونی ‫که نمی‌تونم

‫بازمانده دارن!

‫کرایتیرین رو از دست دادیم

‫پروتکل کول شامل این وضع میشه

‫نمی‌تونیم اینجا دست رو دست بذاریم و

‫منتظر بمونیم پیدامون کنن

‫فرمانده درست میگه

‫باید تو زمین اونها ‫باهاشون بجنگیم

‫اون‌وقت چطوری پیداشون کنیم، مستر چیف؟

‫آخه، گفتم ۱۵۰ تا متخصص تمام‌وقت

‫روی سرنخی که دادی کار کنن،

‫ولی هیچ‌چیزی دستگیرمون نشده

‫مکی می‌تونه جاشون رو بهمون نشون بده،

‫و با کمک شیء اول هم ‫بهمون بگه شیء دوم رو کجا بُردن

‫اصلاً و ابداً

‫چرا اون؟ ‫چرا خودت نمی‌تونی همین کارو بکنی؟

‫اون آموزش دیده تا به‌نحوی که من هنوز بلد نیستم

باهاشون ارتباط برقرار کنه؛ ‫ولی می‌تونه کمک‌مون کنه

‫با یه قدم‌زدن توی پارک قانع شدی؟

‫کاوننت‌ها توی بچگی دزدیدنش

‫اونو دشمن ما کردن؛

‫ولی اون هم‌نوع ماست، سروان

‫اونم یه انسانـه

‫چیف، کسی نمی‌تونه چند ده سال ‫شستشوی ذهنی رو ‫از حافظه‌اش پاک کنه

‫من کردم

‫کرایتیرین و مردمش از بین رفتن؛

‫حالا هم دنبال ما هستن

‫بذارید مکی تلاش کنه

‫میراندا می‌تونه نظارت کنه

‫کوچکترین مشکلی ببینه، ‫جلوشو می‌گیره

‫به کارِت برس

‫هنوز روش کار می‌کنی؟

‫۱۱ ساعتی میشه

‫این سفینه خلبان خودکار داره،

‫ولی هیچ داده‌ی مسیریابی‌ای پیدا نمی‌کنم

‫رمزنگاریش فوق پیشرفته‌ست

‫اون فضایی‌ها بدریختن، ‫ولی احمق نیستن

‫کای در چه حالـه؟

‫بگی نگی…

‫گمونم

‫یعنی چی؟

‫برای انجام وظیفه آماده‌ست یا نه؟

‫یالا!

‫بلندش کن!

‫رد کنید بیاد!

‫پولو بدید ببینم!

‫لعنتی، اسپارتان!

‫کله‌ماهی‌ها نمی‌خوان باهاش دربیفتن!

‫بعدی چیه؟

‫چیز سنگینی ندارید؟

‫ای جان! یالا!

‫بیارش بالا!

‫باورم نمیشه!

‫وای! باورتون میشه؟

‫سروان کیز. دسترسی داده شد

‫سلام

‫سلام

‫همه چیز طبق برنامه پیش میره؟

‫آره، همین‌که مکی به شیء دست بزنه،

‫با ماهواره‌ها تمام سیگنال‌های ‫دریافتی و ارسالی شیء رو ردیابی می‌کنیم

‫باید تا فردا ظهر آماده بشه

‫خوبه

‫این چیه؟

‫صدای ضبط‌شده از گلدیوس ‫بعد از حمله‌ی سنگیلی‌زبان‌ها

‫همچنان مشغول ترجمه‌ای؟

‫آره، چیزه…

‫عجیب‌ترین چیزیـه که بهش برخوردم

‫حتی با وجود تشابه صدا،

‫تلفظ‌های عجیبی توی گویشش وجود داره

‫مثل یه‌جور لهجه؟

‫شاید لهجه

More Farsi Persian subtitles for Halo

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left